بزمانه
|
کدخدای جهان تصمیم گرفته به هر قیمتی که شده جنگ جهانی سوم را راه بیندازد. خارج شدن لفظ crusader (جنگ صلیبی) از دهان یک بازیگر مثل بوش، به هیچ وجه نمیتوانست اتفاقی باشد. این امری است که بر همهگان مشخص شده که بوش بسیار نادانتر و ناتوانتر از بیان حتی یک جملهی درست و حسابی از نزد خود است. او همانگونه میگوید که به او یاد میدهند و برایاش مینویسند. بیان اینکه جنگ صلیبی آغاز شده است اگر چه یک آغاز بود اما پایانپذیر نبود حتا بعد از اینکه از مسلمانان عذرخواهی شد. مدتی نگذشت که بحث کاریکاتورهای دانمارکی آغاز شد و سناریو ادامه یافت. چندی پیش بوش مجددا به اسلام تاخت و ایران را مرکز فاشیسم اسلامی نامید. تا امروز پاپ بندیک 16 گفت که خشونت جهان ناشی از تعالیم خشونت آمیز «محمد» ]ص[ است. او میداند که به کار بردن عبارات خشونت و جهاد و اسلام در جهانی که به دست جنگسالاران تبدیل به یک انبار باروت شده است ممکن است چه عواقبی داشته باشد. این مقدمهی طولانی را گفتم تا بگویم کار پاپ یک اقدام نسنجیده و اتفاقی نبوده است. زنجیرهی جنگ آخر الزمان توسط بنیادگرایان صهیونیست در حال تکمیل است. مطمئن باشید اگر یک مرد پیدا شده بود و کار «سلمان رشدی» را یکسره میکرد اوضاع جهان بهتر از این بود. اکنون مسلمانان چه باید بکنند؟ آیا باید به کلی وجود واژهی «گناه آلود»ی به نام خشونت را منکر شوند؛ واژهای که امریکایها در فرهنگ لغات سیاسی جعل کردند تا با آن چماقی بسازند و بر سر مخالفین خود فرود آورند. در این انتخاب مسلمانان باید به کلی منکر وجود مفهوم جهاد در دین اسلام شوند، واژهای که در آن خون هست و آهن. این کار آب در هاون کوبیدن است. متون اسلامی مملو از این مفهوم است. جنگ در قرآن حتا با ذکر جزییات تاکتیکی مورد بحث قرار گرفته است. کسانی مثل «عزیز دلمان آقای خاتمی» اشتباه میکنند که تلاش میکنند اسلام را فاقد وجوه خشونت آمیز معرفی کنند. اسلام عزیز به طور صریح فلسفه بعثت انبیاء، از جمله حضرت محمد(ص) را دعوت مردم به عدالت خوانده و البته ابزار خشونت را نیز برای برداشتن موانعی که خیرهسری میکنند، مجاز شمرده و آن را تقدیس کرده است. به همین دلیل و دلایل دیگر بحث گفتگوی تمدنها را بحثی انحرافی، سرکاری و کاملا مضحک میدانم. حتا اگر همهی جهان یک صدا فریاد گفتگو بزنند، فقط کافی است کسی که میخواهد جنگ کند بگوید من گفتگو نمیخواهم. همان کلمهای که امروز امریکاییها و اسراییلیها میگویند. «و به درستیکه ما فرستادگان خود را فرستادیم و به همراه آنان کتاب و میزان را نازل کردیم تا مردم را به سوی عدالت به پا دارند، و آهن را نازل کردیم که در آن وحشتی شدید و منافعی برای انسانها است تا خدا بداند که چه کسی یاوری او و رسولان غیبی او را خواهد کرد و به درستیکه خدا قدرتمند و عزیز است. حدید- 25» در صد سال گذشته بیش از 16 جنگ بزرگ در جهان در گرفته است. در یک برآورد دیگر 6 جنگ دیگر به این آمار افزوده شده است که در این جنگها از نیم تا یک میلیون نفر کشته شدهاند. در مجموع در درگیریهای یک صد سال گذشته 167 تا 188 میلیون نفر کشته شده اند. مکتب اسلام که اکنون به خشونتطلبی متهم میشود با کمترین خونریزی حتا کمتر از یک نزاع قبیلهای که در حجاز مرسوم بود ظهور کرد و تا مرزهای امپراطوریهای روم و ایران رشد کرد. در تمام مدت حکومت اسلام بر جهان حتا یک جنگ جهانی شکل نگرفت این در حالی بود که حملات مغول به عنوان بزرگترین خشونت تاریخ قبل از تمدن جدید، از طرف وحشیان بیفرهنگ به تمدن اسلامی بود. در اصل بزرگترین و آگاهانهترین جنگ بشر مربوط به جنگهای صلیبی است که بر اساس آموزههای مخدوش و غلطی که به پیامبر صلح و رحمت نسبت داده شد، به جهان اسلام تحمیل شد. آقای بندیک 16 باید پاسخ دهد که تا کنون اسلام چه جنگی را آغاز کرده و به چه کسانی تحمیل کردهاست؟ باید نمونهی تاریخی تایید شدهای را از خشونت اسلام مثال بزند. آیا اسلام بود که مردم را به خاطر یک دریافت علمی و یا کشف تجربی با گیوتین اعدام میکرد؟ آیا اسلام بود که جنگ صلیبی سراسر خونریزی را به جهان تحمیل کرد؟ آیا آغازگر این جنگ، اسلام بود؟ آیا در زمان حکومت اسلام بود که دو جنگ جهانی بزرگ اول و دوم در گرفت و اساسا این جنگها در دامان کدام مکتب شکل گرفت و خون بیگناهان را ریخت. اسلام خونریزی را در مقابل کسانی جایز میشمارد که اقدام به خونریزی کنند. اسلام هرگز خون بیگناهان را حلال نشمرده است. همین الان اگر کسی در امریکا قتل عمد مرتکب بشود به حبس محکوم میشود تا پس از بیرون آمدن از زندان باز هم این کار را تکرار کند اما اسلام آن قدر برای خون انسانها حرمت قائل است که اگر کسی حتی یک بار وارد این حریم بشود او را به تقاص این حرمت شکنی اعدام میکند تا حیات انسانهای بیگناه تهدید نشود. این کارنامهی درخشان و سراسر صلح و دوستی تمدنی است که ادعای مقابله با تروریسم و خشونت را دارد. به راستی باید گفت که واژهی صلح و دوستی مانند گوهری است که در دهان لاشهی متعفن این فرهنگ و امپراطوری منحرف قرار دارد. در واقع پاپ آنچه را لایق کلیسای خودش بود به اسلام نسبت داد. در صد سال گذشته بیش از 16 جنگ بزرگ در جهان در گرفته است. در یک برآورد دیگر 6 جنگ دیگر به این آمار افزوده شده است که در این جنگها از نیم تا یک میلیون نفر کشته شدهاند. در مجموع در درگیریهای یک صد سال گذشته 167 تا 188 میلیون نفر کشته شده اند. این آمار فقط مربوط به قرن 20 است و جنگ افغانستان و عراق و لبنان در آن ذکر نشده است. این کارنامهی درخشان و سراسر صلح و دوستی تمدنی است که ادعای مقابله با تروریسم و خشونت را دارد. در تمام طول تاریخ هرگز بشر چنین کشتاری را به یاد ندارد. در طول قرن بیستم از هر 22 نفر یک نفر در کشتارهای سازمان یافته جان خود را از دست داده است که در این میان سهم مسلمانان تقریبا هیچ بوده است. اکنون چرا مسلمانان به گناه مسیحیان باید بازخواست شوند؟ پس از بررسی تاریخ ویژهگی دیگری نیز به طور اختصاصی به این تمدن فاسد تعلق مییابد و آن تنوع روشهای کشتن انسانها است. در طول تاریخ قبل از ظهور این تمدن، تنها راه برای کشتن انسانها شمشیر بود، اما ساخت باروت، بمب، انواع مسلسلها، بمب اتم، بمبهای میکروبی و شیمیایی، سلاحهای کشتار جمعی دیگر و هزاران نوع دیگر از ابزار و لوازم گوناگون کشتار بشر افتخاری است که مختص این مدعیان دروغین صلح و دوستی شده است. آیا اسلام دین خشونت است؟ به راستی باید گفت که واژهی صلح و دوستی مانند گوهری است که در دهان لاشهی متعفن این فرهنگ و امپراطوری منحرف قرار دارد. در واقع پاپ آنچه را لایق خودش بود به اسلام نسبت داد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ + یک مصاحبهی جالب با ساموئل هانگتینتون کامنت یک خواننده ناشناس بازتاب هم خیلی جالب بود: ولن ترضي عنك اليهود و لا النصاري حتي تتبع ملتهم. صدق الله العلي العظيم. جناب پاپ بنديكت 16 بر كرسيي نشسته است كه پايه هاي آن در رنج و خون ميليون ها نفر از ابناء بشر قرار دارد . اسلاف او هماناني مي باشند كه هزاران هزار انسان اعم از مسلمان و يهودي و مسيحي ارتدوكس را در نبردهاي صليبي به خاك و خون كشيدند . هماناني كه هزاران هزار نفر به فتوا و حكم ايشان در امريكاي جنوبي و شمالي نابود شدند . هماناني كه از اسپانيايي كه حدود هشتصد سال در سايه اسلام قبله آمال انديشه گران اروپايي گرديده بود نه يك مسلمان و نه يك مسجد و نه حتي گور يك مسلمان باقي گذاشتند. هماناني كه فقط در يك شب در پاريس 30000 پروتستان را قتل عام كردند ( واقعه سن بارتلمي ). هماناني كه دادگاه هاي انگزيزاسيونشان هزاران نفر را با شكنجه به قتل رسانيدند.هماناني كه بارها در اروپا يهودي كشي و كالونيسم كشي و گوگميل كشي و ... انسان كشي براه انداختند. هماناني كه دنيا را به دو نيم كرده و نيمي را به دولت استعمارگر پرتغال و نيمي را به دولت استعمارگر اسپانيا هبه نموده و غارت اموال مردمان فرو دست جهان و بردگي سياه و سرخ پوستان را مديريت مي كردند. هماناني كه نامه هاي فدايت شوم براي مشهورترين جاني جهاني چنگيز خان و جانشينانش براي نابودي جهان اسلام مي نوشتند.
برادرم ابوذر در صفحهی پاسداران نوشت که اینترنت اگر به نفع امریکا نباشد به زودی قطع خواهد شد. من هم با این نظر کاملا موافقام و نمونههای بسیاری از رعایت نکردن اصول آزادی جریان اطلاعات و تبعیض بیرحمانه در رعایت قوانین بین المللی را ملاحظه کردهام. به نظر حقیر به زودی، تحریم اینترنت شامل حال ایران خواهد شد. اما آنچه که اینجا میخواهم ذکر کنم، تعیین تکلیف یا توصیه یا تذکر و یا انتقاد به وزارت ارتباطات و فنآوری اطلاعات و سایر نهادها نیست، بلکه زنگ هشداری است به دوستان وبلاگ نویس ایرانی. به زودی اینترنت ایران توسط امریکا قطع خواهد شد و این ابزار از دست ما خارج خواهد شد، اما مسئله این است که تا آن زمان چه باید بکنیم؟ امروز همهی ایرانیان باید خود را در ساخت آیندهی دنیا سهیم کنند. هر کس به اندازهی تلاشاش و به اندازهی فهم و تواناش در ساختن مرکزیت جهان یکپارچه آینده باید ایفای نقش کند. آیا مردم امریکا با واقعیات ایران آشنایی دارند؟ آیا اروپاییان نیز همانگونه که ما به جهان مینگریم نگاه میکنند؟ آیا اگر ما تلاش کنیم و بتوانیم پیام مکتب سرشار از معنویت و سعادت خود را به گوش جهانیان برسانیم تغییری در معادلات قدرت رخ نخواهد داد؟ امروز آوای ایران چون تیری در کمان آرش آمادهی شلیک است باید دید که همت ایرانیان مرزهای این تمدن نوین را تا کجا خواهد برد. آیا ما نباید آب زلال این فرهنگ و تمدن نوظهور را به کام مردم دنیا برسانیم؟ هر کدام از ما چه کردهایم؟ «بما أن لغة القرآن و العلوم و المعارف الإسلامیة هي العربي لذا یجب تدریس هذه الغة ....» آیا ما میتوانیم با ملت عرب سخن بگوییم؟ هر کدام از ما دست کم 7 سال انگلیسی خواندهایم. آیا میتوانیم دو تا جمله به زبان انگلیسی سر هم کنیم و در وبلاگمان بگذاریم تا اگر روزی گذار یک انگلیسی زبان به وبلاگ ما افتاد یک چیزی دستگیرش شود و یا باید هر روز بیخود و بیجهت به پر و پای هم بپیچیم و وقت عزیز و ارزشمند و فرصت کوتاه باقیماندهی خود را صرف «اتینا» کنیم؟ فرض کنید هفتهی آینده اینترنت قطع خواهد شد. در این مدت باقیمانده چهکاری واجبترین کار است؟ آیا بهتر نبود هر کدام از ما دو تا آیهی قرآن، دو تا حدیث، دو تا از جملات امام خمینی، دو تا از بیانات آقا را به زبان عربی، انگلیسی، فرانسه و ... در وبلاگمان میگذاشتیم؟ بنده پیشنهاد میکنم به کلیه عزیزانی که در عرصه وبلاگستان در حال تولید مطلب هستند، به سربلندی و عزت کشور ایران اسلامی بیاندیشند و فرصت را از دست ندهند. هر کدام از ما برویم دنبال درج مطالبی به زبانهای خارجی حتی اگر این زبان زبان «آنگولایی» باشد و حتی اگر «دست و پا شکسته» باشد. این کار نتایج خوبی به بار خواهد آورد. اولین نتیجهی آن اعتماد به نفس خودمان خواهد بود و در مرحلهی بعد کمک به فرهنگ و تمدن اصیل ایرانی و اسلامی خودمان. بیایید دست از این کارهای بیهوده و کم اثر برداریم و به کاری بزرگتر فکر کنیم. ما باید جریان اطلاعات در اینترنت را برعکس کنیم.
من از احمدینژاد راضیام زیرا : میبینم که او با تمام توان کار میکند. میبینم که او بسیار مسلط و با اعتماد به نفس و مهارت کار میکند. دیدم که او با مطالعهای عمیق به سمت رییسجمهوری آمده است و از اینکه رییس جمهور شد شوکه نشد. دیدم که او در همهی موضوعات مرتبط با رییس جمهوری آمادگی کامل دارد. او را در ادعاهای انتخاباتیاش صادق دیدم. او هنوز به سراغ مردم میرود و فقط به رای آنان چشم ندوخته بود. او سعی نکرد خط جدیدی از خود اختراع کند. او تلاش نکرد که خود را متفاوت از بدنه نظام معرفی کند. به آدمهای فرصت طلب اجازه نشستن بر کرسیهای مهم را نداد. هیچ امتیازی به خارجیها نداد. هر وقت با خارجیها صحبت میکند دلام خنک میشود. در مقابل رهبری و مجلس تواضع از خود نشان داد. موتور انرژی هستهای را که خاموش شده بود دوباره روشن کرد. هیچ امتیازی برای انرژی هستهای به کسی نداد. از اینکه در پشت پرده کسانی او را وادار به کاری بکنند خیالام راحت است. او را لایق رایام میدانم. او رای مرا به کسی نفروخت. میبینم که به دنبال تحول اساسی در اقتصاد بیمار است. میدانم که او همانکاری را میکند که من هم میخواهم. دشمنان کشورم از او میترسند. ملتهای منطقه را دور خود بسیج کرد و شیوخ را مرعوب خویش نمود. حیثیت و عزت از دست رفته در سیاست خارجی را به ما باز گرداند. بعد از گذشت یک سال یک حزب تشکیل نداد و حزباش را مسلط بر مردم و ارکان کشور نکرد. بعد از گذشت یک سال گندی مثل قتلهای زنجیرهای از یک وزارت امنیتی بیرون نیامد آن هم به خاطر سیاستبازی خودش رفقایاش. زمام اختیار دولت اش را به چند نفر آدم تازه به دوران رسیده بی جنبه نسپرد. زیرا مدرک دکترایاش افتخاری نیست و با آدمهای باسواد و اساتید دانشگاه کار میکند و نیمی از کابینه اش استاد دانشگاهاند. اما من نگران احمدینژاد هستم زیرا: او میخواهد اقتصادی را اصلاح کندکه پشت آن را صاحبان ثروت و قدرت گرفتهاند. او میخواهد اقتصاد اسلامییی را حاکم کند که هنوز هیچ مدلی از آن وجود ندارد. او تجربه مدیریتی کمی دارد و ممکن است از سیاستبازان رودست بخورد. او تیم قوی و کادر بسیار مجربی که همطراز افکار او باشند در اختیار ندارد. اطرافاش را کسانی گرفتند که بعضیهاشان خیلی ادعا میکردند اما در عمل ثابت کردند که بیعرضهاند. اطرافاش را کسانی گرفتند که در عمل روش او را قبول ندارند. افرادی را از کار بیکار کرده است که تجربهی زیادی در سرنگون کردن و شیطنت دارند. دشمناناش هنوز برای مردم خوب شناخته نشدهاند. اما من به احمدینژاد بسیار امیدوارم زیرا: او پرتلاش است. او مطیع رهبری است. رهبری او را نیز حمایت میکند. او وظیفه گرا است. مردم او را قبول دارند و به او فرصت کافی را خواهند داد.
آقای خامنهای و همهی ما خوشحال هستیم |
بسم الله الرحمن الرحیم![]()
نگاهی مکتبی به همه چیز جستجوپیام بازرگانی![]() آخه چرا؟ استکبار جهانی عزیز! آخه چرا حالا که نوبت به ما رسید تصمیم گرفتی با ایران دوست بشی؟ چرا بودجههای حامیان ما را کم کردی؟ چرا با این رژیم قلابی مذاکره و توافق کردی؟ خیلی بدی! جنبش راه سبز امید استکبار جهانی، سلطنتطلبان و منافقین عزیز خارجنشین! پس از گذشت سی سال از جمهوریاسلامی باور کنیم که این رژیم خودبخود و یا با حمله نظامی سقوط نخواهد کرد. پس بیایید با سرمایهگذاری در جنبش راهسبز، ما را در امتحان شیوهای موفق و نوین زیر نظر اساتید داخلی و خارجی یاری رسانید. همکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم. جنبش راه سبز امید فروش محدود فروش تعداد محدودی رایانه پنتیوم 5 جهت مشاهده سایتهای خبری ایرانی بدون مشکل نمایش فلشهای تبلیغاتی حتی سایت تابناک. بشتابید وگرنه تموم میشه توجهقواعد درستنویسی در وبجالب از ديگران
نامه به میرحسین موضوعات
فرهنگی مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |