تبليغاتX
بزمانه













بزمانه
دیدگاه‌های شخصی حمید بزم شاهی اصفهانی

به این میگند یه اثاث کشی کوچولو!

بزمانه 85

+ نوشته شده در 85/08/10 | موضوع : | |

سلام و عید گذشته‌ی همه‌گی مبارک باد.

اسراییلی های فلک زدهدر این چند روز تعطیلی به شهرستان برای زیارت پدر و مادر و بسته‌گان رفته بودم. در بین این بسته‌گان یکی دائی مادرم بود و یکی هم عموی بزرگ‌ام. حاج عمو دو پسر دارد، یکی جانباز و حزب اللهی و دیگری تحکیم وحدتی به شدت مخالف حکومت.

مانند همیشه بحثی سیاسی در گرفت و اتفاقا درباره‌ی جنگ اسراییل و حزب الله. پسر عموی تحکیمی اینجانب در پاسخ به ذکر تحسین آمیز -و البته تحریک آمیز!- بنده از حزب الله لبنان به شدت بر افروخته شده و کلامی را که گویا مصوب در جلسه‌ای یا توافقی یا تحلیلی قبلی بود افاضه فرمودند. ایشان فرمودند که حزب الله پیروز نشد بل‌که این اسراییل بود که در جنگ ضعیف عمل کرد و البته ایشان شاید ده بار این جمله را تکرار کرد که «اسراییل در جنگ برنامه نداشت». البته ایشان منظورش این بود که اسراییل استراتژی نداشت. به هر حال... ما گفتیم که ای بابا! درست است که تو همیشه باید بر عکس ما اظهار نظر کنی اما این بار چرا برعکسی‌ات با ما باعث شد که طرف اسراییل را بگیری؟ به هر حال ایشان متقاعد نشد که حزب الله پیروز شده است و حتی پا را از خود اسراییلی‌ها هم فراتر گذاشت و مسئله شکست اسراییل را با نداشتن برنامه‌ی جنگی ماست مالی کرد. بحث مانند همیشه کمی بالا گرفت.

اما از طرف دیگر دایی مادرم سالیان درازی است مقیم کویت است و خادم مسجدی در آن ولایت عربی. سالی یک یا دو بار به ایران می‌آید و هوایی تازه می‌کند و بر می‌گردد. در این سی ساله‌ی اخیر سخنی سیاسی از او نشنیده بودم. اما این بار انگار فرق داشت. او علاوه بر این‌که نمی‌توانست هیجان خود را پس از گذشت بیش از یک ماه از پایان جنگ پنهان کند، دائما الله اکبر می‌گفت و پیروزی حزب الله را به آیات قرآن مستند می‌کرد و می‌گفت که آیات الهی در همین دنیا و به موقع خودش به عینیت می‌رسد و پیروزی حزب الله عینیت آیه‌ی شریفه: «و کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة بإذن الله» بود. مصداق بارز فئة قلیلة حزب الله بود و مصداق کامل فئة کثیرة اسراییل و امریکا بودند. فصلی در باب عظمت قدرت نظامی اسراییل گفت و ... اما مهم‌ترین نکته‌ای که از او شنیدم این‌جا بود:

گفت که از یکی از دوستان عرب‌اش که در آلمان زندگی و کار می‌کند شنیده است که او قسم یاد کرده و گفته که با گوش خودش شنیده و با چشم خودش دیده افسران اسراییلی را که در مصاحبه با تلویزیون آلمان از نیروهای غیبی با وحشت یاد کرده‌اند.

سرباز اسراییل که دست‌اش قطع شده بوده گفته است: همین‌که تیری را به سمت دشمن (حزب الله) شلیک کردم ناگهان دست‌ام قطع شد.

سرباز مجروح دیگری گفته بود که من به سمت دشمن (حزب الله) تیراندازی کردم و دیدم که تیرهای‌ام رفتند و به سمت من برگشتند و به من خوردند و من مجروح شدم.

خلبان اسراییلی گفته بود: ما از فرودگاه به پرواز درآمدیم و به سمت جنوب لبنان برای بمباران حرکت کردیم، ناگهان در بین مسیر به طور ناگهانی به کوهی بزرگ رسیدیم که نزدیک بود با آن برخورد کنیم و مجبور به بازگشت شدیم.

دایی مادرم می‌گفت که امدادهای غیبی به داد این عده‌ی قلیل شیعه رسید.

او می‌گفت به محض آغاز جنگ حکام عرب همه‌گی در دل‌شان قند آب می‌کردند که دیگر کلک شیعه کنده شد. او از غم‌زدگی شیعیان در آغاز جنگ و از سربلندی و عزت‌شان در پایان جنگ می‌گفت.

او از محبوبیت احمدی‌نژاد و ایران در بین مردم عرب سخن می‌گفت.

پیش خودم گفتم: همین نداشتن برنامه ان‌شاءالله کار دست امریکا و اسراییل خواهد داد. این پسر عموی خواب ما فکر کرد که با این کار حزب الله را تحقیر کرده است ندانست که دقیقا درست گفت: اسراییل و امریکا مدت‌های مدید است که استراتژی‌های‌شان سر در گم مانده است. آن‌ها مدت‌ها است که نمی‌دانند با این جمهوری اسلامی و با این قدرت نو ظهور اصول‌گرایی شیعی در جهان چه کنند. بر عکس، استراتژی که خمینی برای ما ترسیم کرد، روز به روز درخشان‌تر و موثرتر در حال تولد و رشد در جهان است. اتفاقا دقیقا نقطه ضعف جهان استکبار در همین نداشتن برنامه است. آن‌ها از جنگیدن با مردم پا برهنه چه به دست خواهند آورد؟ آنان به دنبال چه هدف روشنی هستند؟ کلمه‌ی خبیثه‌ی اسراییل سست‌تر از این چیزها است. در عوض برنامه‌ی حزب الله و برنامه‌ی جمهوری اسلامی مشخص است. بر افراشتن پرچم لا اله الا الله و محمد رسول الله بر قله‌های رفیع عزت و کرامت. نابودی اسراییل ان‌شاء الله طلیعه‌ای بر این عزت و افتخار خواهد بود. درخشش آفتاب حقیقت سبب اعتراف پیرمردی 70 ساله شد اما جوانکی خام روز به روز در تاریکی افکار خودساخته‌ی خویش فرو می‌رود. ای کاش دل ما روشن بین شود.