بزمانه
|
برخورد بسیار بزرگوارانهی رییس جمهور با هتاکی برنامهریزی شده در سخنرانی دانشگاه امیرکبیر آنقدر بعضیها را عصبانی کرده که کم مانده از ناراحتی قالب تهی کنند. جوش و خروش عطریانفر را از قضیهی دانشگاه امیرکبیر ببینید. چهگونه یقهدرانی میکند و میگوید: «اين سوال را از آقاي احمدينژاد دارم كه با اجازه چه كسي وارد دانشگاه اميركبير شده است كه كانون هيجانات نسبت به عملكرد دولت ايشان در ارتباط با دانشجويان و اساتيد است.»(؟!) در جای دیگر گفته:«اگر دانشجو صداياش بلند شده، حق داشته است. حضور احمدينژاد در دانشگاه اميركبير نه مشروع، نه مطلوب و نه قابل دفاع است بنابراين اگر كسي ميخواهد عذرخواهي كند، بايد او از دانشجويان عذر بخواهد.» پیشنهاد میکنم مِنبعد آقای احمدینژاد و هر یک از مسئولین مملکتی که اصولگرا بودند قبل از ورود به مِلک پدری حزب کارگزاران و نهضت آزادی اجازه بگیرند زیرا این کار نه شرعی است نه قانونی! معلوم میشود که حضور احمدینژاد در حیات خلوت سینهچاکان اسلام امریکایی بدجوری غیرمنتظره و حالگیری بوده است. برای کسانی که سالیان درازی است گوش مردم را از «گفتمان» و «تحمل» و «زنده باد مخالف من» و «همه درست میگویند» و «تساهل و تسامح» کر کردهاند، این برخورد عاقلانه و دوستانه بسیار سخت و تلخ آمد. مخصوصا که مردم برخوردهای عصبی خاتمی را با دانشجویان معترضاش از یاد نبردهاند. بد نیست یادآوری حادثهی چند ماه پیش در سخنرانی هاشمی که چند طلبه مثل بچهی آدمیزاد دست بلند کردند تا حرف بزنند و سخن بگویند؛ به آنها اجازهی سخن گفتن داده نشد که هیچ، بلکه در پیشگاه عدالت به مجازات سپرده شدند اما سینهچاکان تخریب و توهین اکنون زبانشان را به کلی در کام خود فرو بردهاند. نه صدای عدالتی از مرکز عدالت کشور بلند میشود و نه سینهچاکان تخریب و توهین و اغتشاش در سخنرانیها چیزی میگویند. البته طبیعی است چون شما زبانی را که به بیگانه و شیطان اجاره داده باشی نمیتوانی در اختیار دیگری بگذاری؛ حتی این دیگری اگر وجدان یا عدالت یا انصاف یا حقیقت باشد. آتشِ عکس احمدینژاد بنا بود زمستانِ سیاسی بعضی نوکرانِ امریکا را بهار کند، اما زمستان امسال گویی سردتر از چیزهایی است که تصورش را کرده بودند. کسانی که در آن جبهه هستند امروز متوجه شدند که این آتش دامانشان را گرفت. اگرچه اکثر بازیگران بیگانهپرست در حال گرم کردن بازار خود از این آتش، از عواقب سخت و تلخ آن برای کشور و خودشان غافلاند، کسانی مثل عطریانفر زودتر از بقیه فهمید که چه اتفاقی افتادهاست. او در حال مقصر کردن احمدینژاد در این قضیه است تا باز هم مذبوحانه او مسئول نابودی تهماندهی ورشکستگان سیاسی کشور باشد. به یاد میآورم در سالهای 73 و یا 74 بود که آقا فرمودند اساس ترکیب احزاب و جناحها در کشور از چپ و راست به حزباللهی و غیر حزباللهی عوض شده است. امروز کمی چشم باز کنیم تا این واقعیت را بیشتر ببینیم.
انتخابات هميشه برايام هيجانانگيز بوده است. مخصوصا اين كه هيچ چيزياش قابل پيش بيني نيست. واقعا هنوز هيچ كس به فرمول پيچيده ي جمهوري اسلامي ايران كه حضرت امام براياش طراحي كرده پي نبرده است. اين فرمول محرمانه نزد كساني است كه با مردم زندگي كردهاند و با آنان مراودهي چندوجهي و عميق دارند. اين زندگي كردن با مردم هم يك جوهري ميخواهد كه هر كس ندارد. درست است، ما در بين مردم هستيم اما نه در بين همهي مردم. هر يك از ما در گوشهاي از اين مجموعهي رنگارنگ و بزرگ هستيم. اما اينكه برآيند چه ميشود را هرگز نميدانيم. اما آنچه از انتخابات از اول انقلاب ميتوان برداشت كرد اين است كه ملت ايران مانند يك جوان است كه دوست دارد موقعيت تنزل يافتهي خود را بازيابد، با همهي ارزشها و سابقهها و آموزههاي فاخر. او تجربه ميكند، تجربه ميآموزد، با هوش و پر تحرك و دقيق و باريك انديش است، ميجنگد، ميگريد، ميخندد، عاشق ميشود و کارهايي ميکند که هيچ «بزرگتري» از آن سر در نميآورد؛ عين من و شما!. سرش كلاه نمي رود. اگر كسي به او خيانت كند جواباش را به هر قيمتي که شده ميدهد و اگر كسي به او خدمت كند عاشقانه براياش فداكاري مي كند. جنگ هشت ساله را، تشييع جنازه ي امام را، تظاهرات 18 تير را و همهي وقايع تلخ و شيرين 27 ساله را به ياد بياوريد. اين جوان 27 سال است كه راه رشد و سعادت خود را مصمم در پيش گرفته است. راستي برخي خبرگزاريهاي خارجي از انتخابات اخير ايران تحت عنوان «ايران در اولين امتحان انتخاباتي از زمان پيروزي احمدي نژاد» ياد كرده اند و گفتهاند نتايج اين انتخابات نشاندهندهي چگونهگي پشتيباني ايرانيان از احمدينژاد است. شما چه فكر ميكنيد؟ آيا واقعا نتايج انتخابات اخير ميتواند تاثيري در روابط خارجي ايران بگذارد؟
با مشاهده ی آمار مراجعه کنندگان به این وبلاگ و همین طور رفع نسبی اشکالات بلاگفا احتمالا به این خانه برگردم یا اینکه همزمان هر دو را به روز کنم. ببینم خدا چه می خواهد. نظر شما چیه؟
آقای خامنهای و همهی ما خوشحال هستیم |
بسم الله الرحمن الرحیم![]()
نگاهی مکتبی به همه چیز جستجوپیام بازرگانی![]() آخه چرا؟ استکبار جهانی عزیز! آخه چرا حالا که نوبت به ما رسید تصمیم گرفتی با ایران دوست بشی؟ چرا بودجههای حامیان ما را کم کردی؟ چرا با این رژیم قلابی مذاکره و توافق کردی؟ خیلی بدی! جنبش راه سبز امید استکبار جهانی، سلطنتطلبان و منافقین عزیز خارجنشین! پس از گذشت سی سال از جمهوریاسلامی باور کنیم که این رژیم خودبخود و یا با حمله نظامی سقوط نخواهد کرد. پس بیایید با سرمایهگذاری در جنبش راهسبز، ما را در امتحان شیوهای موفق و نوین زیر نظر اساتید داخلی و خارجی یاری رسانید. همکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم. جنبش راه سبز امید فروش محدود فروش تعداد محدودی رایانه پنتیوم 5 جهت مشاهده سایتهای خبری ایرانی بدون مشکل نمایش فلشهای تبلیغاتی حتی سایت تابناک. بشتابید وگرنه تموم میشه توجهقواعد درستنویسی در وبجالب از ديگران
نامه به میرحسین موضوعات
فرهنگی مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |