بزمانه
|
به گوشهی دیگری از این مشکلات توجه کنید: تراکم ساخت و ساز اثر منفی روی ابعاد شخصیتی و روح و روان کودکان و نوجوانان گذاشته و باعث عدم تخلیه انرژی متراکم جسمی و روحی آنان میشود، زندگی آپارتمانی باعث بروز مشکلات روحی و روانی برای اکثریت مردم مخصوصا نوجوانان و جوانان میشود. این اختلالات روحی - روانی در رفتارهای نابههنجار و معضلات اخلاقی و جرایم نو به نو بروز میکند. اضطراب و افسردگی و سایر بیماریهای روانی همه زاییدهی شهر نشینی به سبک تهران است. رواج فساد و فحشا در تهران به نظر من بیش از هر عاملی زاییدهی معماری شهری است. چنانچه همه میدانند در تهران روابط اجتماعی چیزی نزدیک به صفر است. میلیونها انسان در یک روز در تهران میدوند و میچرخند و در آخر شب با احساس تنهایی بسیار شدید و با تنی خسته و روحی خستهتر به خانه برمیگردند به امید فردایی بهتر اما دریغ که این فردای بهتر برای هیچیک از تهرانیها فرا نمیرسد. اگر باور ندارید از خودتان سوال کنید که در مدت سکونت در تهران چه چیزی گیرتان آمده است و یا از یک تهرانی بپرسید که آیا روزهای بهتری از گذشته دارند یا نه؟ مشکلات اقتصادی ناشی از این ازدحام جمعیت باعث شده که همه چیز در تهران پولی شود! بعید نیست در آینده کسانی پیدا شوند و در مقابل جواب دادن به سلام شما پول بگیرند! معضلات به اینجا ختم نمیشود، صدور این فرهنگهای فاسد، که در رفتار و موسیقی و تکلم و نحوهی رانندگی و حتی در عزاداریها نیز حلول کرده، از طریق صدا و سیما به دیگر نقاط کشور بسیار خطرناک است. خرده فرهنگها که اساس سرمایهی فرهنگی کشور ما است همهگی نابود میشوند و فرهنگ آشفتهی تهران بر سایر شهرها سایه میافکند. در این بلوا دولت از سالهای گذشته برای سامان دادن به معضل مسکن، رو به فروش تراکم در تهران و ساخت شهرهای متراکمتر در حواشی تهران آورده است. فروش افسار گسیخته تراکم در شهرهای بزرگ و ساخت شهرهای جدیدی چون پردیس و پرند و واوان و فردیس و ... و همچنین در کنار شهرهای بزرگ دیگر گرهای روی گره است. زیرا فقط جماعت مصرف کنندهای به مصرف کنندهگان اضافه میشود و باری سربار مملکت گذاشته میشود. اساسا شهرها مصرف کننده هستند و اگر تولیدی هم در شهر صورت بگیرد فقط تولید شارلاتانی و انواع و اقسام روشهای مکیدن شیرهی ملت است. شما بررسی کنید ببینید مشکلاتی مانند شرکتهای هرمی، کلاهبرداریهای بزرگ، ربا، زنا، قتل، جنایت، قتلهای پیشرفته در شهرها بیشتر رواج دارد یا در روستاها؟ آیا شهرهای جدید از نظر فرهنگی بهتر از شهرهای بزرگ هستند یا بدتر؟ آیا مسایل و مشکلاتی که شهرهای بزرگ دارند در شهرهای جدید وجود دارد یا ندارد. باید گفت که از نگاهی فرهنگی و حتی اقتصادی، سیاستهای مسکن کشور اساسا غلط که نه کاملا در مسیر عکس قرار دارد، مشکلی رفع نمیکند که هیچ، مشکلی بر مشکلات کنونی بار میکند. اما چه کاری درست است؟ واقع آن است که کلید بسیاری از مشکلات کشور در نگاه به روستاها است. روستایی که از سالها پیش از نظر واژه مترادف شده با محرومیت و ذلت و فقر و فلاکت و بدبختی و بیخبری و بیفرهنگی. راستی آیا فکر کردهاید این همه بار منفی کی بر واژهی روستا بار شده است؟ بر اساس آمار بین سال 1342 تا سال 1357 وضعیت سکونت کشور از نسبت 60% روستا - 40% شهر برعکس شده و تبدیل به 40% روستا - 60% شهر شده است. در واقع حکومت پهلوی بر اساس اصلاحات امریکایی انقلاب سفید توانست کشور ایران را از یک کشور تولید کننده و یک کشور کشاورز به یک کشور مصرف کننده و بدبخت تبدیل کند. در همان دورهی پهلوی بود که دستها و دستگاههای مرموز فرهنگی توانستند روستا و روستایی تولید کننده را مترادف فقر و فلاکت و بدبختی ترجمه کنند و شهر و شهر نشین مفتخور و مصرف کنندهی علاف را مترادف فرهنگ و فخر و بهرهمندی ترجمه کند. امروز نیز ما اگر چه 28 سال از انقلابمان میگذرد اما هنوز درک نکردهایم که این یکی از اساسیترین فسادهای شاهنشاهی است و ما خود همچنان همان راه را ادامه میدهیم. با رویکرد همه جانبه (در مسکن، منابع انرژی، مراکز آموزشی و ...) حاکمیت به روستا، منافع بیشماری عاید کشور خواهد شد. به برخی از این منافع اشاره میکنم: مسکن روستایی بسیار ارزان قیمتتر از مسکن شهرهای جدید به بهرهبرداری میرسد و از طرفی باعث رویآوردن جمعیت کشور به روستاها میشود. روستاها به لحاظ اقلیم و فرهنگ، محیط کار شناخته میشود نه محیط مصرف. کار آفرینی در بخش کشاورزی و دامداری به مراتب ممکنتر و از طرفی با ارزش افزودهی بیشتر است. محصولات کشاورزی چیزی نیست که با وقوع انقلاب عصر ارتباطات جایگزینی پیدا کرده باشد و همچنان کشورهای جهان نیازشان به محصولات غذایی کشاورزی روز افزون است. در واقع تولید محصولات کشاورزی برای کشور قدرت راهبردی (استراتژیک) خواهد آورد که اگر بیش از انرژی نفت و گاز نباشد حتما کمتر نیست. به علت طولانی شدن متن ادامه را چند روز دیگر خواهم گفت. شما هم نظرتان را بگویید. فعلا خدا نگهدار
بهتر است چند نکته را عرض کنم. اولا جنگ امریکا علیه ایران قطعی است و اگر خوشخیالان آن را باور نکنند تغییری در واقعیت مساله رخ نخواهد داد، حتا اگر مقدمات بنده از جمله عدم مورد حمله واقع شدن امریکا را نقض کنند و مثلا بگویند که بله در جنگ جهانی دوم بندر پرهاربر بمباران شد. مشکل این عزیزان این است که برای جنگ همانگونه اعتبار قایل هستند که برای روابط دیپلماتیک و سیاسی قائل هستند. در تعریف جنگ گفته شده است: «جنگ وقتی آغاز میشود که دیپلماسی به پایان میرسد» و یا «جنگ جایی است که سیاست نیست». تصور بنده این بود که اکثر مخاطبینام امریکا را شیطان بزرگ میدانند و خصومت و جنگ افروزی امریکا را امری بدیهی میدانند و البته متوجه شدم که این تصور غلط در بخشهایی از کشور متاسفانه رسوخ کرده است. کسانی تصور کردند که جنگ امریکا علیه ایران وقتی اتفاق میافتد که مثلا کنگره این اجازه را به دولت بوش بدهد. و یا اینکه وقتی جنگ آغاز میشود که سیاستمداران امریکایی آن را تایید کنند و یا اینکه دولتهای اروپایی و سازمان ملل و امثال آن چراغ سبز بدهند. این تصور بسیار غلط و بسیارتر خطرناک است. جنگ عراق نمونهای واقعی از غلط بودن این تصور است. تمام دنیا یک صدا علیه چنگ سخن گفتند و فریاد زدند، در تمام اروپا فقط انگلیس و اسپانیا و لهستان با حلمه به عراق موافقت کردند. امریکا بدون مجوز سازمان ملل و بدون توجه به نظرات کارشناسان و سیاستمداران و عقلای داخل خود امریکا عمل کرد و کنگره را در مقابل عمل انجام شده قرار داد. همین الان اکثریت حاکم بر امریکا اعم از فیل و الاغ (جمهوری خواه و دمکرات) یک صدا فریاد میزنند که از عراق خارج شوید اما بوش این کار را نمیکند. دلیل آن ساده است. سیستم حاکم بر امریکا چیزی بجز سنا و مجلس نمایندگان و این قبیل سیستمهای رسمی هستند. تصمیم جنگ علیه ایران را کسانی اتخاذ میکنند که جنگ علیه عراق را اتخاذ کردند و با همان منطق بیجاذبه و پوچی آغاز میکنند که با آن علیه عراق آغاز کردند و به همان اندازه به دنیا و افکار عمومی و کنگره پاسخگو خواهند بود که اکنون هستند. خطر جنگ امریکا علیه ایران نه تنها محتمل بلکه کاملا جدی و از نگاهی قطعی است. برای دوستانی که حتما برای باور یک مطلب نیاز دارند تا فرد بزرگی آن را بگوید اشاره میدهم به نظر دکتر شهبازی (در اینجا و اینجا). ثانیا در بارهی تفاوت جهاد ابتدایی و جنگ پیشدستانه باید به عرض برسانم تفاوت این دو اظهر من الشمس است. جهاد ابتدایی به معنای حملهی حکومت اسلامی به حکومت کفری است که خصومتی با نظام اسلامی ندارد. مانند فتح ایران و امثال آن در صدر اسلام. اما جایی که دشمنی و اختلاف نظر مطرح نیست بلکه موضوع خصومت و دست به یقه شدن است، بحث کمی عوض میشود. شما با امریکا مشکلی ندارید اما او با شما مشکل دارد. او یقهی شما را رها نمیکند. او دائما تحرکاتی بر ضد امنیت ملی شما انجام میدهد، رسما تو را دشمن اصلی میخواند. اگر یک لحظه چشم روی هم بگذاری یک باره شکم تو را میدرد و اکنون بیش از هر زمان دیگری علیه تو اقدام میکند و حالت تهاجمی گرفته است. اکنون باید چه کنی؟ باید مانند یک برهی ملوس و بدبخت بنشینی تا عقاب انگلو ساکسون بیاید بالای سرت؟؟! او به اوج رفته و آماده شیرجه است، تو هنوز از منطق و ادبیات سیاسی و حقوق بین الملل سخن میگویی؟ این بسیار ساده لوحانه است که کسانی فکر کند اگر ما به امریکا لبخند بزنیم و دست از اصول خود بکشیم و یا بدون اینکه دست از اصول بکشیم به دنبال راههای صرفا سیاسی بگردیم خواهیم توانست خطر قطعی را از سر کشور دور نماییم. راه حل فقط به هم زدن تعادل قدرتی است که علیه تو حالت تهاجمی گرفته است. باید کاری با او بکنی که او حتا احتمال آن را نمیدهد و هیچگونه آمادهگی برای مواجهه با آن ندارد. در حقیقت جنگ پیشدستانه یک اقدام تاکتیکی است برای پیروزی در جنگی که وقوعاش قطعی است. هیچ مکتبی برای پیروان خود این همه خفت و خواری را مجاز نشمرده است تا بنشینند و در مقابل دشمن هیچ عکس العملی از خود نشان ندهند تا او با تانکهایاش در خیابانهای پایتخت رژه رود و آنگاه او به ساز مان ملل نوچهی دشمناش شکایت کند، چه برسد به اسلام عزیز که سراسر عزت و سربلندی و مردانهگی و نفی ذلت و خواری و استکبار است. ثالثا کسانی که مدعیاند علمای اسلامی اجازه ندادهاند چهگونه شد که برای این مورد رجوع به نظرات علما میکنند، که البته با استناد ناشیانهشان مشخص است که چهقدر از تفکرات اسلامی و نظرات علمای اسلامی فاصله دارند! علمای اسلامی آیا در تبیین آیه «نفی سبیل» هیچ سخنی به میان نیاوردند تا دوستان از آن درس بگیرند و در کنگرهی امریکا این شیطان سابقا بزرگ! نرد عشق نبازند؟ این دوستان هرگز به نظرات حضرت امام به عنوان معمار جمهوری اسلامی دربارهی جهاد همهجانبه با ظلم و استبداد در سراسر جهان و تشکیل هستههای مقاومت در سراسر جهان و به خطر انداختن تمام دنیای استکبار توجه نکردهاند؟ و آیا به نظرات انسانساز اسلام که در بیان علمای اسلام است فقط وقتی نیاز است که بتواند دستآویزی برای افکار غیر اسلامی ما باشد؟ رابعا باید به سید حسن نصرالله تبریک گفت که نیروهایاش ننشستند بگویند، ما شروع کنندهی جنگ نخواهیم بود و این گناه بزرگ حمله به اسراییل را مرتکب نخواهیم شد. تو با خدای خودت برو و با این قوم جائر بجنگ و ما همین جا می نشینیم. به نظر حقیر هر لحظهای را که جمهوری اسلامی در جنگ پیشدستانه علیه اسراییل و امریکا از دست میدهد مایهی پشیمانی و حسرت و خدای نخواسته پرداخت هزینههای بسیار سنگینتر خواهد بود. خواه مدعیان دانش تاریخی و سیاسی این را احساسات بدانند و یا هیچ ندانند، در واقعیت موضوع تاثیری ندارد.
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا ایام سوگواری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین را به همه عاشقان و حسینیان تسلیت عرض میکنم و شعار آن حضرت را در صحرای کربلا به عنوان تبرک و تیمن نقل میکنم: الموت اولی من رکوب العار - مرگ بهتر از زندگی ذلت آمیز است و العار اولی من دخول النار - و ننگ و ذلت بهتر از داخل شدن در آتش جهنم است پیامبر اسلام حدود 10 سال در مکه به دعوت کفار پرداخت و از شیوههای مسالمتآمیز و آشتیجویانه برای حاکمیت اسلام استفاده کرد. به آنها وعدهی سعادت اخروی و سروری در دنیا داد. در جلسهای که در حضور خویشان و اهل قریش تشریف داشتند گفتند هر کدام از شما به من ایمان آورد وصی و جانشین پس از من خواهد بود. اما هرگز کفار قریش و مکیان به او ایمان نیاوردند تا جایی که اسلام نوباوه را تحریم اقتصادی کردند. در شعب ابیطالب بسیاری از مسلمانان تحت تحریم اقتصادی جان باختند. دائما امنیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی پیامبر و گروه اندک مسلمانان تحت تهاجم کفار بود تا در آخرین مرحله پس از آنکه نقشههای سیاسی و اقتصادی و امنیتی و فرهنگی جواب نداد کفار قریش تصمیم به اقدام نظامی علیه پیامبر کردند. قضیهی شب هجرت پیامبر از مکه به مدینه (لیله المبیت) ناظر به همین موضوع است. اما پیامبر وقتی به مدینه رسیدند و تشکیل حکومت اسلامی دادند چند ماهی نگذشته بود که کاروان اقتصادی تجاری قریش مجبور بود برای یکی از دو سفر تجاری مهمی که در سال انجام میداد از نزدیکی مدینه عبور کنند. پیامبر نفرمودند که حالا ما بهتر است به وضعیت اقتصادی درونی خود بپردازیم، یا نفرمودند ما با مکیان کاری نداریم و یا نفرمودند ما دنبال این هستیم که روابط خود را با مکه تنظیم نماییم و یا بخشی از مسئولیت مکیان را به عهده بگیریم! (سخنی که از زبان برخی سران جمهوری اسلامی متاسفانه شنیده میشود! مانند سخنان اخیر برادر محسن رضایی) وضعیت روابط بین اسلام و کفار مکه کاملا مشخص بود مکه و مدینه خصم یکدیگر بودند. مکه تمام دین اسلام را تهدید کرده بود و اقدام خصمانه را شروع کرده بود اگر چه موفق نشده بود، دلیلی نداشت پیامبر موضوع را حمل بر صحت کند. به همین خاطر پیامبر دنیای آنان را تهدید کرد. در اولین فرصت با وجود نوپا بودن حکومت اسلامی و عدم آمادگی سیاسی و اقتصادی و با وجود اینکه مکه یک ابرقدرت اقتصادی و سیاسی و نظامی بود پیامبر به کاروان تجاری قریش شبیخون زد. در بازگشت این کاروان از شام، مجددا پیامبر با قدرت قویتری به پیشباز آن رفت و جنگ بدر یعنی عظیمترین و سرنوشتساز ترین جنگ تاریخ اسلام در گرفت و در آن حکومت اسلامی یکبار و برای همیشه موجودیت خویش را تثبیت کرد اگر چه جنگهای بعدی هم در گرفت. به نظر میرسد اگر ما به فکر فردایی آرام میگردیم، باید امروز حملهای پیشدستانه به امریکا انجام دهیم زیرا جنگ با امریکا ناگزیر و ناگریز است. این مطلب مانند روز روشن است که اگر ما بنشینیم حتما امریکا به سراغ ما خواهد آمد، پس چرا خود به پییشواز چنگ نرویم؟ جنگی که برای دنیا آرامش و سعادت را نوید میدهد جنگی در یک طرف آن موجودی است به نام «شیطان بزرگ». این امر کاملا معقول است که ملتی که بنشیند تا به آن حمله شود، حتما شکست میخورد. امروز تهدیدات امریکا کاملا حالت تهاجمی و عملی به خود گرفته است. چرا جمهوری اسلامی نباید یک بار طعم مورد حمله واقع شدن را به امریکاییها بچشاند؟ امریکا همیشه سابقه تهاجم داشته است اما هرگز تجربهی مورد تهاجم واقع شدن ندارد. استراتژی نظامی امریکا مبتنی بر تهاجم است و سیستم دفاعی منظم و مستحکمی ندارد این نقطه ضعف بسیار اساسی است و میتواند کلید پیروزی جمهوری اسلامی در جنگ با امریکا باشد. سیستمهای اقتصادی و زیربنایی امریکا همچون حاملهای انرژی، تجارت بین المللی، وابستگی به بورس و دلار، وابستگی حیاتی به نفت خلیج فارس و این قبیل ضعفها و حساسیتها پاشنه آشیل امریکا است که باید «امروز» مورد تهاجم ایران واقع شود و الا فردا دیر است زیرا در غیر اینصورت فردا او به سراغ ما خواهد آمد.
آقای خامنهای و همهی ما خوشحال هستیم |
بسم الله الرحمن الرحیم![]()
نگاهی مکتبی به همه چیز جستجوپیام بازرگانی![]() آخه چرا؟ استکبار جهانی عزیز! آخه چرا حالا که نوبت به ما رسید تصمیم گرفتی با ایران دوست بشی؟ چرا بودجههای حامیان ما را کم کردی؟ چرا با این رژیم قلابی مذاکره و توافق کردی؟ خیلی بدی! جنبش راه سبز امید استکبار جهانی، سلطنتطلبان و منافقین عزیز خارجنشین! پس از گذشت سی سال از جمهوریاسلامی باور کنیم که این رژیم خودبخود و یا با حمله نظامی سقوط نخواهد کرد. پس بیایید با سرمایهگذاری در جنبش راهسبز، ما را در امتحان شیوهای موفق و نوین زیر نظر اساتید داخلی و خارجی یاری رسانید. همکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم. جنبش راه سبز امید فروش محدود فروش تعداد محدودی رایانه پنتیوم 5 جهت مشاهده سایتهای خبری ایرانی بدون مشکل نمایش فلشهای تبلیغاتی حتی سایت تابناک. بشتابید وگرنه تموم میشه توجهقواعد درستنویسی در وبجالب از ديگران
نامه به میرحسین موضوعات
فرهنگی مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |