تبليغاتX
بزمانه













بزمانه
دیدگاه‌های شخصی حمید بزم شاهی اصفهانی

با شهادت رسول اعظم (ص)، اولین انحرافات در تاریخ اسلام پایهگذاری شد. لذا عزاداری ما برای آن حضرت به نوعی عزاداری برای اسلام ناب محمدی نیز محسوب میشود.

سال 1385 که به عنوان سال پیامبر اعظم نامگذاری شده، متاسفانه شاهد حوادث بسیار بدی بودیم. از طرفی اوج گرفتن توطئههای بین المللی دشمنان اسلام برای تعریف جبههی شیعه و سنی روی دوش امت اسلامی سنگینی میکند و از طرفی در کشور تحرکات مرموزانه و شیطانی برای ایجاد اختلاف بین صفوف ملت دیده میشود.

موضوع سوالات آزمون موهن فرهنگیان نیز هرگز نمیتواند اتفاقی باشد و اینها تلاشهای هدفدار و یکپارچهای است که از طرف دشمن واقعی یعنی شیطان بزرگ و کوچک اجرا میشود.

کار شیعه بسیار سخت است. از طرفی باید اصول را حفظ کند به هر قیمتی و از طرفی باید وحدت را حفظ کرد. این تکلیف بسیار سنگین است و هوشمندی و توان فوقالعادهای نیاز دارد. ما اعضای جامعهی اطلاعاتی هم به لحاظ ابزار قدرتمندی که در اختیار داریم و هم به لحاظ تاثیری که در سرتاسر جهان داریم وظیفهای دوچندان داریم.

نظام اسلامی ما که نمونهای از آن انقلاب عظیم است باید از همان آفات که نظام پیامبر را به پرتگاه نابودی کشاند، حفظ شود. اکنون بخش مهمی از این وظیفه بر عهدهی ما اعضای جامعهی اطلاعاتی است.

امت پیامبر پس از رحلت آن حضرت راه و رهنمود و دستور آن حضرت را زمین نهاده و صحابهی او را بر دوش نهادند. صحابهای که هنوز به نحو کامل تربیت نشده بودند و رگههای طاغوت و جاهلیت در ضمیر آنان وجود داشت. در برابرِ  صحنهگردانی برخی از صحابی هرگز مردم و خواص از آنان سوال نکردند که این جهتگیریها چه سنخیتی با آموزههای قرآن و پیامبر دارد؟ این بود که باعث شد جای قرآن و عترت پیامبر (ص) با آموزههای آلوده و منحرفی که از دهان و عمل صحابی پیامبر صادر میشد جابهجا شود.

بسیار غمانگیز است که بدانیم نقل حدیث از رسول اعظم (ص) توسط خلیفهی آن حضرت حرام و ممنوع اعلام شد!؟

چرا امروز ما مسلمانان ایران که بهتر از امت زمان پیامبر اکرم (ص) در صدر اسلام نامیده شدهایم ساکت بنشینیم و ببینیم که راه و فکر و آرمان امام خمینی (ره) توسط یاوران امام نادیده گرفته شود و تحریف شود؟

آیا حفظ حرمت یاران امام مهم تر از حفظ حرمت کلام و راه امام است؟ آیا ما نباید تلاش کنیم تا تفاوت این دو را برای مردم که بسیار هوشیارانه میبینند و میفهمند بشکافیم و بنمایانیم؟

آیا خطری که جامعهی صدر اسلام را از ولایت امیرالمومنین (ع) دور کرد امروزه جامعهی ما را تهدید نمیکند؟ چگونه است که ما به این زودی صحیفهی نور را کنار گذاشتهایم؟ ما به عنوان یک ایرانی و عضوی از جامعهی ایران که توسط امام خمینی(ره) از زیر ذلت و تو سری خوریِ امریکا و همهی دنیا نجات یافتیم چرا نباید روی کامپیوترهایمان یک صحیفه نور داشته باشیم و تفکر آزادی بخش او را هر روزه مرور کنیم؟

تفکر امام در عصر جاهلیت مدرن جواب داد و توانست یک مهرهی کلیدی را از دست شیطان بزرگ امریکا خارج کند. چرا ما این تفکر و این کلام را به این زودی فراموش کردیم و به جای آن چشم به دهان صحابی امام دوختیم و هر روز خود را درگیر مسالهیی جدید کردیم.

اگر بخواهیم غم و اندوه پیامبر اعظم (ص) را در این اوضاع درهم و برهم بکاهیم، باید راه مستقیم او را که راه اسلام ناب محمدی (ص) است که راه اسلامی است که خمینی کبیر و خامنهای کبیر طلایه دار آن هستند را بشناسیم و بپیماییم و به صُرُط دیگر بیتوجه باشیم.

+ نوشته شده در 85/12/25 | موضوع : | |

یادی هم از مصطفی مازح بکنیم که مردانه گی کرد و ای کاش یکی دیگه مثل او پیدا بشه!

دوست عزیزم ولی الله در نسل خمینی نوشته که بچه حزب‌اللهی‌ها بروند وبلاگ بزنند و از جمله بنده را به عنوان نمونه معرفی کرده‌اند که نظر لطف‌شان را می‌رساند.

البته این کار بنده را به زحمت هم انداخت زیرا مجبور شدم که بردارم بعد از نزدیک ده روز یک مطلب تازه بنویسم.

مطلبی که مدت‌ها است می‌خواستم بنویسم.

این‌که بچه حزب‌اللهی‌ها وبلاگ بنویسند خوب خیلی خوب است و بنده هم این کار را تایید می‌کنم و هم عزم‌ام را جزم می‌کنم که بیش‌تر در این محیط فعالیت کنم. اما درباره‌ی چگونه‌گی این کار جای بحث و گفت‌و‌گوی زیادی هست که بنده به سه مورد این موارد اشاره می‌کنم:

اول- این‌که تلاش کنیم از قابلیت و مزیت کارکردن به‌صورت گروهی بهره‌ی بیش از این ببریم. شما ببینید بچه حزب‌اللهی‌ها در زمان جنگ چون تحت یک سازمان مشخص و با هدف مشخص کار کردند معجزه‌ای بزرگ در تاریخ ایجاد کردند اما پس از جنگ آن همه بسیجی و رزمنده چون تن‌ها شدند، اثرشان هم کم شد. طبیعتا هرجا که کار گروهی انجام شود کار به‌تر صورت می‌گیرد. البته کار گروهی کردن، لوازمی می‌خواهد و از جمله کمی تسامح و تساهل و نه از نوع مهاجرانی‌اش، بل‌که به این معنی که هر دو سه نفری با هم بر سر یک یا چند محور کلی که با هم اتفاق نظر دارند، یک وبلاگ درست کنند و بقیه‌ی مسایل را رها کنند. یکی از مشکلات هم‌این است که ما نمی‌توانیم «موضوعی» کار کنیم. مثلا وبلاگ بنده باید آش «شله قلم‌کار»* باشد که از جون مرغ تا شیر آدمی‌زاد! توی‌اش پیدا بشه در حالی که اگر موضوعی بشه هم برای خودِمان مفیدتر است و هم برای مخاطبان. البته ما بچه حزب‌اللهی‌ها عادت نداریم که خیلی دیگران را تحمل کنیم و این باعث شده که سازگاری‌مان با یک‌دیگر هم کم باشد. چه‌قدر خوب می‌شد که مثلا بنده می‌توانستم با پنج وبلاگ تخصصی در پنج موضوع خاص کار می‌کردم و همین‌طور دیگران و دیگران و دیگران. البته تجربه ثابت کرده استقبال از وبلاگ‌های گروهی هم بیش‌تر است مثل خود نسل خمینی.

دوم-  تولید مطلب است. خودتان هم به‌تر می‌دانید که مطلب تکراری در اینترنت و در فضای وبلاگ‌ها بسیار زیاد است و کم‌تر وبلاگی است که مطلب تولید کند. تولید مطلب کار سختی است و البته ارزش‌مند است. بچه‌ها نباید رو به وب‌گردی و کپی برداری مطالب بیاورند. اگر مطلبی را بر می‌دارند باید حتما چند برابر آن را خودشان به آن اضافه کنند. این‌جا مسئله‌ی مطالعه‌ی جلو می‌آید که هر چه فرد مطالعه و دانش بیش‌تری داشته باشد خوب طبیعی است که حرف به‌تر و دل‌چسب‌تری هم خواهد داشت. در واقع کار حقیقی در اینترنت را کسانی دارند انجام می‌دهند که در حقیقت تولید مطلب می‌کنند زیرا بقیه فقط تکرار مکررات می‌کنند. جریان اطلاعات نیز همواره از سمت تولید کننده‌گان به سوی مصرف‌کننده‌گان است.

مطلب سوم-  و آخر این‌که اگر ما بتوانیم به عنوان بچه حزب‌اللهی در موضوعات غیر لزوما حزب‌اللهی کار کنیم به نظر حقیر به‌تر است. مثلا شما تاثیر کار یک بچه حزب‌اللهی به نام رضا امیرخانی را در حوزه‌ی ادبیات ببینید. یا کار یکی مثل مرحوم کاظمی نائینی در سلول‌های بنیادی و یا بچه‌های دیگر را ببینید. این که مثلا وبلاگ‌نویس‌های حزب‌اللهی بیایند و وبلاگ تخصصی سینما، گرافیک، ادبیات، آموزش کامپیوتر، سایر آموزش‌ها، حتی موضوعاتی مثل کنکور و یا حرفه‌های رایج در جامعه مثل تخصص پزشکی، تولیدی و ... بزنند، خیلی ارزش‌اش بیش از این است که فقط بیایند و حرف‌های تکراری را مجددا تکرار کنند.

این‌که یک بچه حزب‌اللهی مکانیک بیاید و بگوید که در شغل و حرفه‌ی روزمره‌ی خود با چه جور مسایلی مواجه است و چه‌گونه می‌توان در تعامل با مردم خدایی عمل کرد این خیلی ارزش‌اش بیش از این است که فقط به کلیات بپردازد. به نوعی ارزش‌ها و عقاید به طور ملموس بیان می‌شود.

چه اشکالی دارد که یک گرافیست مسلمان حزب‌اللهی بیاید اصول گرافیکی و تخصصی کارش را در وبلاگ‌اش بیان کند و در قالب کار تخصصی مسایل تخصصی هنر اسلامی را هم بیان کند. به نظر بنده باید هر بچه حزب اللهی یک وبلاگ در مورد شغل و حرفه و تخصص خود درست کند و مسایل روزمره خود و نحوه نگاه الهی به زندگی را در همان کار خود بیان کند.

این‌ها همه کمک به جنبش نرم‌افزاری است و کمک به رشد فرهنگی و اجتماعی ملی است. ان شاء الله که همه‌ی ما توفیق خدمت به این کشور امام زمان (عج) را داشته باشیم. یا علی

_______________

* - شله قلم‌کار- نوعی آش اصفهانی است که در آن همه جور حبوبات و سبزیجات و رشته و ... ریخته می‌شود. خیلی هم خوش‌مزه است.

+ نوشته شده در 85/12/15 | موضوع : | |

یکی از دوستان بسیار عزیز که خود را از سر تواضع جوانک خام معرفی کرده نظرات خود را درباره ی مبحث روستا و شهر به شرح زیر بیان داشته است:

ده مرو ده مرد را احمق كن، مرد حق را كافر مطلق كند،
1 روستائي بودن ارادي نيست ولي روستانشين بودن اختياري است اگر آنچه ميگوئيد باور داريد به يكي از روستاهاي اطراف تهران نقل مكان كنيد.
2-گفته ايد امام علي و امام حسين و سائر ائمه معصومين( ع) به دست افراد حرامزاده شهيد شدند . هيچ كس ابن ملجم را حرامزاده ندانسته و شمر نيز از طايفه ام البنين بوده است . همچنين دو تن از ائمه به دست همسرا ن خود به شهادت رسيده اند
3- گفته ايد شهريان مصرف گرا هستند آيا استادان دانشگاه روحانيون ،معلمان،محققان،هنرمندان و صنعتگران بايد به كار كشاورزي بپردازند تا انسان هاي مولد باشند؟
4- اگر واقعا روستاها مهد معنويت و ديانت است چرا هيچ يك از علماي دين و اخلاق در روستاها اقامت نگزيده اند
5-گفته ايد غذاي روستايي تشريفات بسيار كمي دارد غذاي انسان هاي نخستين و حيوانات تشريفات كمتري داشته و پخت و پز هم نميخواهد
6- آيا در روستاها هيچ گناهي واقع نميشود ؟
7-گفته ايد محصولات كشاورزي در جهان امروز مانند نفت و گاز موثر است آيا كشورهايي مانند استراليا ، هلند ، دانمارك و نيوزيلند در سياست دنيا تاثير گذار هستند ؟ آيا ميتوان محصولات كشاورز ي را صادر نكرد ؟ در اين صورت با نهي قراني تبذير چه كنيم
8-گفته ايد فضاي كار روستايي زمين است و احتياج به ساخت و ساز ندارد گاوداري و مرغداري هاي صنعتي را چگونه اداره مي كنند ؟
از فردي پرسيدند براي بهبود هواي شهرها چه كنيم ؟ گفت شهرها را در روستاها بسازند

برای این عزیز که گهگاه از سر بیکاری (مسبوق به سابقه) و خاریدن دنده به ما سر می زند، ضمن آرزوی سلامتی خود و خانواده محترمشان نکاتی را «جواباْ» عرض می کنم:

روستا نشینی گذشته با روستا نشینی امروزی بسیار متفاوت است. روستا نشینی چون بعد مسیر فیزیکی دارد در گذشته باعث بعد مسیر به فرهنگ و آموزش و همه مشخصات مورد نیاز انسان می شده است. اما روستایی که امروزه به اینترنت متصل است و تلویزیون دارد و امواج رادیو به آن می رسد، با آن ده مورد نظر شما خیلی تفاوت دارد.
2- بد نیست که درباره قاتلین ائمه و معصومین (ع) بدانید که هیچ شقی ای نمی تواند خون معصومی را بریزد مگر حرامزاده باشد. این حدیثی از امام صادق است و بد نیست این را هم بدانید که شمر حرامزاده یهودیه ای از نطفه پلید ذی الجوشن بوده است و ارتباط قبیله ای با ام البنین اگر باعث ننگ است که لابد پیامبر نیز بخاطر ابولهب باید سرشکسته می بود و یا ابولهب به خاطر پیامبر باید مورد صلوات قرار گیرد.
4- بنده شاید اشتباه می کردم که ملا صدرا که در کهک قم می زیست و یا سیدعلی آیت نجف آبادی و آیت الله نجف آبادی و شیخ احمد حججی و .... که هم به کار علمی و دین و دیانت می رسیدند هم به کشاورزی می پرداختند جزو علمای طراز اول می دانستم! امیر المومنین که در ایام خانه نشینی در باغ های مدینه به زراعت می پرداخت و اکثر ائمه ی ما که کار زراعت داشتند لابد من اشتباه شنیده ام!
ضمن اینکه نمی دانستم مثلا 10 میلیونی که در تهران زندگی می کنند همه دانشمند هسته ای و فقیه جامع الشرایط هستند و مثلا پنج میلیون نفری هم که در اصفهان زندگی می کنند همگی جزو نخبگان فرهنگی و سیاسی هستند و اگر به روستا بروند امور علمی و فرهنگی و مکتبی کشور کلا مختل می شود!
5- زندگی ساده و بی پیرایه مورد تاکید و دستور اسلام است. زندگی زاهدانه شیوه ی ائمه بوده است. امیر المومنین تمام عمر خود را لب به نان گندم نزد. غذایش اکثرا از نان و نمک بود. پیامبر (ص) قوت غالبش نان و سرکه بود. نه بخاطر اینکه نمی توانستند و یا نبود بلکه به خاطر دستورات مکتبی و انسان ساز اسلام. اسلام دین پرورش تن نیست. اسلام انسان را به خدا می رساند و این با تن پروری و راحت طلبی منافات دارد.
6- چرا در روستاها هم گناه می شود اما بسیاری از گناهان مخصوص شهرنشینها است.
7- کشورهای مذکور شاید نمی خواهند نقش بین المللی داشته باشند. اما امریکا را چه می گویید؟ ضمن اینکه فعلا صادرات طلبتان. فعلا مسئله ما با واردات محصولات کشاورزی حل شود تا بعد سراغ صادر نکردن هم برویم! چه شد دستورات امام که 60% اقتصاد ایران را مبتنی بر کشاورزی دانستند؟
8- هر ساخت و سازی که در روستا می شود ساخت و ساز مورد نیاز تولید است و از ساخت و سازهای لوکس و بی مصرف خبری نیست. ما نمی خواهیم سوار الاغ شویم مطمئن باش که ما این قدر هم بی تمدن نیستیم.
به نظر بنده لازم نیست شهر را در روستا بسازیم بهتر است روستاها را در شهرها بسازیم.

+ نوشته شده در 85/12/05 | موضوع : | |

ای کاش من هم روستایی بودمنکته‌ی دیگر این که علاوه بر اضافه شدن به جمعیت تولید کننده کشور، از مصرف کننده‌ها هم کاسته می‌شود. مصارف یک خانواده روستایی را با یک خانواده شهری مقایسه کنید تا تفاوت را مشاهده کنید. یک خانواده شهری برای خوردن سوپ یک نوع قاشق می‌خواهد برای خوردن ماست یک نوع قاشق می‌خواهد و برای خوردن بستنی یک نوع دیگر قاشق نیاز دارد. اجناس لوکسی که ارز کشور را مانند رودخانه‌ها به دریا و آن‌طرف دریا می‌ریزد هر روز در شهر مشتریان جدید‌تری می‌یابد. شاید هزینه دکوراسیون یک منزل شهری به تنهایی بتواند هزینه ساخت یک خانه‌ی  روستایی شود.

کاهش آلودگی هوا و کاهش مصرف سوخت‌ها و مصرف بی رویه انرژی هم از مزایای توجه به روستاها است. هر شهری علاوه بر منزل نیاز به یک ساختمان عریض و طویل برای کار دارد، این ساختمان‌ها خود نیاز به هزار جور امکانات دارد در حالی که در روستا افراد علاوه بر منزل نیاز به فضای دیگری برای کار ندارند، زیرا کار کشاورزی روی زمین و زیر آسمان انجام می‌شود. به علاوه سرمایه‌گذاری که برای شغل آنان می‌شود عاقلانه‌ترین هزینه است زیرا صرف تولید می‌شود.

از نظر روانی و اجتماعی روستاییان سالم‌تر و بهداشت روانی حاکم بر آن محیط بسیار فراتر از محیط‌های شهری است. محیط‌های شهری به لحاظ همان مسایلی که قبلا گفتم دچار بیماری‌ها و ضایعات روانی و روحی هستند آمار طلاق که اکثرا مربوط به شهرهای بزرگ هستند خود عاملی تهدیدزا برای امنیت و سلامت اجتماعی کشور است و در دراز مدت می‌تواند اساس فرهنگ و هستی کشور را با مشکل مواجه کند. مشکل تولد نوزادان حرام‌زاده ناشی از رواج بی‌بند و باری‌های اخلاقی در شهرهای بزرگ اساس فرهنگی و بنیان مکتبی کشور را تهدید می‌کند. بد نیست توجه کنیم که امام علی (ع) و امام حسین(ع) و همه‌ی ائمه ما علیهم السلام به دست فرزندان نامشروع به شهادت رسیدند و این نشان دهنده‌ی آن است که یک فرزند نامشروع چه قدر می‌تواند در سرنوشت تاریخ موثر باشد. در روستا مشکلات زناشویی اساسا فضای طرح شدن ندارد. فضای کار و تلاش و رضایت مشخصه‌ی فرهنگی روستا است و اساسا این فرهنگ هرگز به مشکلات روحی و روانی اجازه‌ی بروز نمی‌دهد.

توجه به روستاها باعث می‌شود تا از نظر امنیتی مشکلات کمتری برای کشور به وجود بیاید. مسایل امنیتی و سرقت و جرایم معمولا زائیده شهرنشینی است، در روستاها به لحاظ محدودیت تعداد افراد معمولا افراد بزه‌کار اجازه‌ی رشد نمی‌یابند، زیرا در معرض نظارت همگانی قرار دارند و فرهنگ روستا به طور کاملا خودکار ضد ناامنی است. در مقابل در شهرها یگان‌های ویژه‌ی پلیسی و بسیار مجهز هر روز باید با سارقان و مجرمان دست به یقه باشند و تعقیب و گریز تقریبا امری روزمره برای یگان‌های پلیس است. بد نیست سری به ادارات آگاهی و کلانتری‌ها و دادگاه‌ها در شهرها بزنید و آنگاه با کلانتری‌های روستایی مقایسه کنید.

از نظر جسمی جامعه‌ای که کار و تلاش می‌کند در سلامت بیشتری به سر می‌برد. هزاران بیماری جور واجور از انواع بیماری‌های عصبی و مغزی گرفته تا بیماری‌هایی مثل دیابت و ایدز و کمردردهای مزمن، سینوزیت، چاقی، سکته‌های قلبی و مغزی، چربی خون و ... زاییده‌ی زندگی و کار در شهر است. در روستا به دلیل تلاش جسمی و تحرک کافی، همینطور استفاده از مواد غذایی سالم و تازه اعم از لبنیات و سبزیجات و میوه‌جات و گوشت تازه و بدون مواد شیمیایی سلامت جسمی مردم باعث می‌شود که تا سنین بالا به طور کاملا سلامت عمر بکنند. شهری‌ها به واسطه شرایط غلط زندگی و نداشتن امکان تحرک کافی و مصرف مواد غذایی تازه و سالم علاوه بر اینکه عمر کوتاه‌تری دارند، هزینه‌های هنگفتی را هم بر سیستم بهداشت و درمان کشور تحمیل می‌کنند.

.....

این‌ها همه و همه از مضرات پرداختن به شهرها است. به نظر حقیر در چشم‌انداز بیست ساله جای این نکته خالی است که کشور باید روی‌کردی جدی به روستاها داشته باشد. شاید بتوان این موضوع را به نوعی در همه‌ی ابعاد چشم انداز لحاظ کرد اما مطمئنم که این موضوع سال‌های سال مغفول خواهند ماند. زیرا تصمیم گیران و دولت مردان همه‌گی در فضای شهری زندگی می‌کنند و تصور صحیحی از زندگی روستایی ندارند و نمی‌توانند اهمیت آن را در بین این همه سر و صدای شهرها درک کنند.

امیدوارم توانسته باشم کلیه شهرستانی‌ها و روستاییان عزیزی که متاسفانه در شهرهای بزرگ سکنی گزیده‌اند را راضی کرده باشم که لااقل به شهر و روستای خود به دید حقارت ننگرند و اگر به ولایت خود بر نمی‌گردند دیگران را از آن منع نکنند.

امیدوارم که روند مهاجرت از روستاها به شهرها معکوس گردد و هر شهری آرزو کند که ای کاش در روستا کار و زندگی می‌کرد.

امیدوارم روزی همه‌ی مردم ایران در روستاها به کار و تلاش بپردازند چه این کار کار علمی و تخصصی باشد، چه کار تولیدی و چه هر کار دیگری باشد. محیط روستایی خیلی خوب محیطی است. ای کاش من یک دهاتی بودم.