بزمانه
|
ای کاش برخی از سیاست مداران و ما به اندازه ی این کودک ۹ ساله درک سیاسی داشتیم:
منظور این است که انسان به طور طبیعی مثلا از غذا خوردن، گفتوگو با دوستان، بوییدن یک گل و سایر امور مطلوب لذت خاصی میبرد. این لذت در مغز انسان و در میان عصبهای مغزی مسیر مشخص و ژنتیکی دارد. اما مادهی مخدر این مسیر طبیعی را عوض میکند و به هم این دلیل است که معتاد دیگر نمیتواند از لذایذ طبیعی و عادی بشری حظ و بهرهای ببرد و تنها مسیر لذت ایجاد شده در مغز او پس از مصرف ماده مخدر ارضا میشود و همه چیز در راستای مادهی مخدر برای او معنا مییابد حتا زن و بچه و همهی وابستهگان. به نظر میرسد که بعضی از احکام فقهی نظیر حرمت نگاه به تصاویر مستهجن به هر صورتی، حرمت موسیقی مطرب، حرمت رقص، حرمت مشروبات الکلی، حرمت لمس همراه با ریبه و از این دست که متاسفانه رعایت آن معمولا مورد غفلت واقع میگیرد ناظر بر هماین مبحث پزشکی باشد. کسی که تصاویر قبیح را میبیند و از آن لذت میبرد دیگر از همسر شرعی و طبیعی خود لذت نمیبرد زیرا مسیر لذت جنسیش تغییر میکند. کسی که به شنیدن موسیقی معتاد است دیگر از کار لذت نمیبرد و ... . قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِک أَزْکى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یصْنَعُونَ – سوره نور آیه 30 به مومنان بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و فروج خود را حفظ کنند، این برای آنها پاکیزهتر است، خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است. دو نکته را لازم میدانم که به این بحث اضافه شود: 1- بنده کارشناس دینی نیستم و مسایلی را که مطرح میکنم برداشت خودم را میگویم و این آمادهگی را دارم که به محض اینکه نقض این نظرات را از زبان یک کارشناس دینی بشنوم آن را اصلاح کنم. 2- بنده معتقد نیستم که چون روانپزشکان به این نتایج علمی رسیدهاند پس این حکم الاهی صحیح است. بلکه برعکس باید گفت سعادت بشر در چیزهایی است که لزوما بشر به مفهوم و دلیل همهی آنها احاطه ندارد. و اتفاقا ثواب اطاعت از دستورات الاهی در مواردی است که بشر بدون دلیل و فقط به خاطر این که دستور الاهی است آن را بپذیرد و اطاعت کند و الا دستوری که مطابق فهم و دریافت واقعی بشر باشد و به طور منطقی رعایت آن لازم باشد که دیگر پاداش نمیخواهد؛ بلکه اگر کسی آن را رعایت نکند باید او را دیوانه نامید. بنابر این شاید دلیل ذکر این گونه مسایل این باشد که ما باز هم به خودمان تذکر بدهیم که احکام شریعت محمدی (ص) به نفع دنیا و آخرت ما است. اگر چه ممکن است نتایج نهچندان درست ناشی از تلاشهای ناقص علمی بشر گاهی به چیزهایی حکم کند که با احکام مغایرت دارد.
این کتابخانه را تعدادی از جوانان 18 سال به بالای محله با همکاری پیرمرد مسن معلم قرآن «حاج حسن حری» برای آموزش نوجوانان دبستان و راهنمایی برپا کرده بودند. این جوانان کسانی نبودند جز اکبر اطهری، اکبر مطلبی، آقای صفاری، سید مجید موسویان و تعدادی دیگر که عهدهدار چیزی حدود 60 تا 100 نفر بچه دبستانی و راهنمایی چون من بودند. اصلیترین کارهای این مرکز فرهنگی، کلاس روخوانی و روانخوانی قرآن از روی کتاب «تعالیم قرآن»، آموزش حدیث اخلاقی، برگزاری مسابقه، تشکیل گروه سرود، خدمات کتابخانهای، اردوهای کوچک، برنامههای کوهنوردی و رزمایش و برنامههای حفظ چهل حدیث و عزاداری محرم و ... . خوب که فکر میکنم میبینم در عین این که هیچ امکاناتی نداشت، اما تمام ظرافتهای اصلی و لازم یک مرکز فرهنگی که بتواند تعداد زیادی نوجوان را تربیت کند و پایههای اعتقاد دینی و مذهبی آنان را مطابق تعالیم اسلام و عقاید شیعه مستحکم کند را دارا بود و به لطف اخلاص و تلاش گروه مذکور، همهی نکات اصلی کار فرهنگی رعایت میشد با کمترین هزینه و بیشترین اثر گذاری. اقرار میکنم که هر چه در طول دوران عمرم دارم همه بر پایهی پنج شش سالی بود که در کتابخانهی وحدت مسجد الرضا تحت تعالیم اسلامی و انقلابی قرار گرفتم و در این دوره حقیقتا مدیون عزیزانی هستم که با روحیهی پاک و بیشائبه کمر به خدمت جامعهی اسلامی و انقلابی خود بسته بودند و بی سر و صدا کار فرهنگی در مسجد محل خود را مهمترین وظیفه میدانستند البته بعد از شرکت در جنگ که دائما و متناوبا در آن حضور داشتند. خاطرات خوش آن زمان را به این خاطر یادآوری کردم که برای خودم و شاید خوانندهگان این نکته را گوشزد کرده باشم که اگر امروز به زعم خود در راه راست در حال حرکتی، مدیون تلاش مخلصانهی کسانی هستی که با نیت خالص برای خدا با یکدیگر در مسجد یک گروه فرهنگی کوچک تشکیل دادند و تو و امثال تو را در محله جمع کردند و تو را پای کلاس قرآن و معارف اسلامی و امور فرهنگی زیر نظر عالم دینی مسجد (حاج آقا علی نقی پور) نشاندند و با عشق و خلوص وقت خود را صرف تو کردند. تو چرا چنین نمیکنی؟ اکنون چه شده است که گروههای فرهنگی تبدیل به محل کسب و کار شده و تبلیغات که قبلا واژهای مقدس بود امروزه به معنای تبلیغات برای رای آوردن یک نامزد انتخاباتی شده و کلاس به معنای کلاس کنکور شده و جلسهی فرهنگی اساسا معنایی ندارد؟ چه شده که پول و منافع مادی به گونهای مغز ما را انباشته که نمیتوانیم گروهی را تصور کنیم که در آن منافع مادی وجود نداشته باشد؟ چرا مسجد که کانون اصلی همهی فعالیتهای فرهنگی و معنوی و اجتماعی و حتا علمی مردمان بوده، اکنون باید بی رونق مانده و فقط مأمن پیرمردان و بازنشستهگان سالخورده باشد؟ چرا جوانان حزباللهی به مرور عقاید مکتبی خود و آموزش آن به نوجوانان نمیکوشند؟ چرا در مقابل هجوم اینهمه «گیم نت» و «ویدئو کلوپ» و اماکن غیر مفید و بعضا فاسد، دست روی دست گذاشتیم و عرصهای را که در حاشیهی امن جمهوری اسلامی و با ریخته شدن خون هزاران شهید به دست آوردیم به راحتی تحویل جبههای دادیم که هیچ تعهدی نسبت به آرمانهای اصیل این ملت ندارند؟ این جملهها که بچههای کتابخانهی وحدت بر دیوارهای خیابان یزدانمهر نوشته شده بود هنوز در مقابل سردی و گرمی هوا و آفتاب مقاومت میکنند و بر دیوارهای این خیابان خودنمایی میکنند: وعدهگاه حزب الله - صحن اباعبدالله امام خمینی: جوانان عزیزم با یک دست قرآن و با دست دیگر سلاح را در برگیرید. امام خمینی: آنان که در خانه نشستهاند و میگویند مردم خسته شدهاند، آنان خودشان خستهاند و از اول هم خسته بودهاند. هنوز نوای گروه سرود کتابخانهی وحدت در گوشم زمزمه میکند: 22 بهمن، 22 بهمن، روز از خود گذشتن ...
خبر درگذشت مرحوم آیت الله مشکینی رحمت الله علیه بسیار تاثر برانگیز بود. خدا روح این مرحوم را با روح پیامبران و امامان محشور فرماید. در یکی دو سال اخیر بزرگان روحانی عزیزی همانند حضرات آیات تبریزی، فاضل، حق شناس و ... و اکنون آقای مشکینی را از دست دادیم. علما و دانشمندان ربانی، اساس هویت هر جامعهای را به دست دارند. هم آنان هستند که راه هدایت را از قرآن و روش معصومان استنباط و استخراج میکنند و تبدیل به دستورالعملهای زندگی میکنند. اگر از کسانی که از روحانیت فقط لباس و ریش خضاب کردهاش را به عاریه گرفتهاند بگذریم، علمای ربانی قهرمانان دانش و کارگران دانایی هستند که آرام و خاموش به دور از هیاهو در کنج حجرهها و کتابخانهها به غواصی در دریاهای علوم الهی میپردازند و گوهرهای فروزان هدایت را برای هدایت ما نابینایان استخراج میکنند تا دلها به نور حق روشن شود و راه خدا گم نشود. کتابهای به جا مانده از این علما، آیات کریمهی قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام است که ترقیق شده و تقلیل یافته تا قابل استفاده هاضمهی ضعیف دیگران شود و هنوز برای استفادهی خیلی از ما ثقیل است ولی راه نجات و حیات را در این کتب باید یافت. ای کاش ما با علما بیشتر محشور بودیم و مصداق حدیث شریف «سائلوا العلما و ...» بودیم.
مفتیان عربستان (که بنده آنان را «آل همفر» مینامم) همگام و همراه و همدست با صهیونیسم جهانوطنی، با اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله اعلام جنگ کردند. مولود نامشروع این فرقهی ضاله همچون طالبان سالها است که تیغ اسلام را علیه اسلام آخته و پرداختهاند و ماموریت خود را به نحو احسن انجام میدهند. هدف وهابیها تا کنون هتک حرمت اسلام در میان جهانیان بود به گونهای که در دنیا کسی اسلام را بهجز چهرهی عبوس و بدون همراهی تفنگ نشناسد. هدف این بود که اسلام معادل بیمغزی و خشونت و قتل بیگناهان و تهدید و نابودی بشود. هدف این بود که مسلمان و اسلام مساوی با وحشیگری بشود. هدف این بود که اسلام بزرگترین و شیطانیترین خطر موجود در جهان به غربیها و مردم مغرب زمین القا شود که شد. اما ماموریت درونی این مولود شیطانی هماکنون فرا رسیده است. ماموریت مشخص است. نابودی اسلام ناب محمدی با شمشیر اسلام. باید کاری کرد که مسلمانان از واژههایی مانند جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، تولی و تبری از کفر، احکام اصیل اسلامی که برای مقابله با خطر کفار در متن دین وجود دارد، همه و همه تبدیل به واژههایی منفور و مغضوب مسلمانان شود. باید کاری کرد که اسلام ضد استکبار و ضد امریکا، اسلامی که سالهای نه چندان طولانی است در حال قدرت گرفتن است و منادی وحدت و برادری در جهان اسلام و مصداق «اشداء علی الکفار؛ رحماء بینهم» است، از بین برود. این اسلام، اسلام اهل بیت علیهم السلام و منادی ثقلین و سیاسیترین و جدیترین مکتب رقیب تمدن غرب است. اکنون باید طالبان، ماموریت آخر خود را به انجام برساند. دستور العمل، نابود کردن همهی ابنیهی مقدس شیعیان است. سامرا سه بار مورد حمله واقع میشود. هر سه بار در چهارشنبه و چرا سامرا؟ چون سامرا نقطهی اتصال شیعه به امام موعود روحی فداه است. چون سامرا نقطهای است که ارتباط عینی با زندگانی امام غایب را برای شیعه تداعی میکند. سامرا شهری است که بوی صاحب عصر روحی فداه و پدر و جد آن خورشید نهان را میدهد. باید آینده از دست شیعه گرفته شود، آیندهای که از دید آنها و البته ما چیزی به وقوع آن نمانده است. از دید صهیون جهانوطن باید در این بازی در حال باخت، صفحه را خورد کرد! امروز بر شیعه است که با چشمی اشک و با چشمی خون، همچون تاریخ سراسر مظلومیت خود، صبر پیشه کند و این بار نیز با هوشیاری بیش از گذشته، از اماکن الهی خود حراست کند و این وظیفه متوجه دولت اسلامی و بر همهی شیعیان است که هوشیار و با شامهای قوی تحرکات مشکوک اطراف حرمهای مطهر را در سراسر جهان زیر نظر بگیرند و با شجاعت از این امانتهای الهی مواظبت کنند. آیا در شهر شما هم حرم متبرکهای وجود دارد؟ ـــــــــــــــــــــــــــ پی نوشت: از دوستانی که عربی یا اردو و یا انگلیسی بلندند تقاضا میکنم، این پیام را به گوش برادرانمان در سراسر جهان و مخصوصا خاورمیانه و بالاخص عراقی برسانند.
آقای خامنهای و همهی ما خوشحال هستیم |
بسم الله الرحمن الرحیم![]()
نگاهی مکتبی به همه چیز جستجوپیام بازرگانی![]() فروش فوری تعدادی ایده نوین و بکر برای توجیه فروکش کردن موج سبز به فروش میرسد. فروش محدود فروش تعداد محدودی رایانه پنتیوم 5 جهت مشاهده سایتهای خبری ایرانی بدون مشکل نمایش فلشهای تبلیغاتی حتی سایت تابناک. بشتابید وگرنه تموم میشه توجهقواعد درستنویسی در وبجالب از ديگران
نامه به میرحسین موضوعات
اصلاح الگوی مصرف آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |