تبليغاتX
بزمانه













بزمانه
دیدگاه‌های شخصی حمید بزم شاهی اصفهانی

امام خمینی روحی فداه: ماه رمضان شد می و می خانه بر افتاددر این ماه مبارک خودتان را تقویت کنید به قوت های روحانی. در یک حدیث است که پیغمبر اکرم فرمودند که ماه رمضان آمد، اقبال کرد آمد، در ضمنش می فرمایند که «دعیتم الی ضیافه الله» ضیافت های خدا با ضیافت های مردم این است فرقش که وقتی شما را یک اشخاصی دعوت بکنند به یک مهمانی وقتی بروید در آن مهمانی به حسب فراخور حال یک چیزهائی برای خوردنی و یک چیزهائی برای تفریح و این چیزهاست. ضیافت خدا در ماه رمضان یک شعبه اش روزه است، آن ضیافت خداست، یک شعبه اش روزه است و یک کار مهمش که مائده غیبی و آسمانی است قرآن است. شما دعوت شده اید به مهمانی خدا و شما در ماه رمضان مهمان خدا هستید. مهماندار شما، شما را وادار کرده است به اینکه روزه بگیرید. این راه هائی که به دنیا باز است و شهوات هست و اینها را، اینها را سدش کنید تا مهیا بشوید برای «لیله القدر» ماه شعبان مقدمه است برای ماه مبارک رمضان که مردم مهیا بشوند برای ورود در ماه مبارک رمضان و ورود در «ضیافه الله». شما وقتی که می خواهید به مهمانی بروید خوب، یک وضع دیگری غالبا البته، یک وضع دیگری خودتان را درست می کنید. لباس تغییر می دهید و یک طور دیگری وارد می شوید آنطوری که در خانه هستید یک تغییری می دهید، ماه شعبان برای این است که همان مهیا بودنی که می خواهید مهمانی بروید، خودتان را مهیا می کنید و سرو ظاهرتان را، سر و صورتتان را یک قدری فرق می گذارید با آنوقتی که در خانه هستید، در ضیافت خدا، ماه شعبان برای مهیا کردن این افراد است، مهیا کردن مسلمین است برای ضیافت خدا. صحیفه نور ج 12 صفحه 239

+ نوشته شده در 86/06/10 | موضوع : | |

پسر عموی دگر اندیش بنده که با نام مستعار "جوانک خام" بعضا این وبلاگ را مورد لطف قرار می دهند در باره ی پست قبل نوشته اند:

حزبي در يك فولكس واگن!

1 بهتر است به جاي بيان مطالبي نسنجيده و ناشي از عصبانيت بيمورد بر دانش خود افزوده و آنگاه فتواي تكفير صادر كنيد بهتر است به تحرير الوسيله مراجعه كنيد در آنجا آمده است اگر كسي بگويد خدا نماز را واجب نكرده است نميتوان او را مرتد دانست.
2 به فرض صحت عبارت نقل شده از سوي آقاي تاجزاده اين جمله هيچگونه عبارت كفرآميزي را شامل نميشود مگر قانون اساسي سخن الهي است كه بايد به آن معتقد باشيم آيا پس از اصلاح قانون اساسي اعتقاد شما تغيير كردۀ آيا اعضاي شوراي نگهبان به اصول نهم ششم و بيستو سوم قانون اساسي اعتقاد دارندۀ

3 بر فرض كه كسي منكر تمامي نهج البلاغه شود از دين اسلام خارج نميشود، بهتر است با اينگونه تكفيرها قبح كفر را از بين نبريد.
4 اطلاعيه "ؤعدم مشروعيت سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي" كه با توشيح مرحوم مشكيني صادر شد به حدي مضحك بود كه
از سوي هيچ گروه سياسي و يا مذهبي ديگري مورد توجه قرار نگرفت ماجراي حكم اعدام دكتر آقاجري را فراموش نكنيد.
5 آنچه در تركيه جريان داشت استبداد لائيسيته بود كه روي ديگر سكه استبداد ديني است البته اي كاش روحانيون ايران سعه صدر لائيكهاي تركيه را داشتند در تركيه شوراي نگهبان و نظارت استصوابي وجود ندارد.
6 حضور سيصد عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در كنگره آن سازمان شما را مجبور به ساختن فولكس واگني بزرگ و بيسابقه خواهد كرد.

از آن جا که فکر می کنم اگر سکوت کنم ممکن است سوء برداشت صورت بگیرد مطابق رویه ی گذشته به این مطالب، مورد به مورد پاسخ می دهم، اما از آن جا که این پاسخ مفصل است و جای آن در صفحه ی نظرات نمی شود، فرصت بحث درباره ی این سازمان ورشکسته را غنیمت شمرده و این نقدها و پاسخ ها را یک جا در این پست ذکر می کنم و از خداوند توفیق اخلاص در عمل و گفتار و هم چنین تاثیر در مخاطب می طلبم:

 

1- خیلی جالب است. این اولین بار و آخرین باری نیست که شماها ما را بی سواد و عصبانی خطاب کرده اید. اما سوال این است که مدعیان سواد با کدام سواد فقهی و علمی دینی، نهج البلاغه که تا کنون هیچ یک از علمای بزرگ آن را رد نکرده اند رد می کنند؟ سوال دیگر این که آیا ذکر دو جمله انتخابی از تحریر الوسیله ی حضرت امام که امروزه برای شما ها بیش تر نقش یک سپر را دارد چه سوادی را برای کسی به ارمغان می آورد؟ البته فقهایی که حکم به نامشروعی سازمانی می دهند بی سوادند و آقای تاج زاده اسلام شناس. لابد ایشان و دوستانشان که تپه ای را در این دشت، خالی از لوث نگذاشتند هم مثل ریگان فردا پس فردا حاشیه ای بر عروه خواهند نوشت و امثال امام خمینی روحی فداه که بارها به خاطر کوتاهی در برخورد با این حزب های فاسد  توبه کردند باید پای درس اسلام شناسی ایشان و آقای سروش بنشینند.
2- من نمی دانم چرا ما اصرار داریم کسی را که خودش اعتقاد به روایات محکم اسلامی از جمله نهج البلاغه و هم چنین اعتقاد به قانون اساسی را منکر می شود، هم چنان فردی متدین و انقلابی و وفادار به جمهوری اسلامی بدانیم؟ بابا مملکت آزادی است چرا زورکی کسی را می خواهید انقلابی و مسلمان و متدین کنید؟
3- درباره ی اغماض و کوتاهی های جمهوری اسلامی در انجام وظایف اصلیش و برخورد با مظاهر کفر که مثنوی هفتاد من کاغذ می شود نوشت و اگر آن گونه کوتاهی ها نبود امروز این همه بدبختی صادر شده از ناحیه غرب زدگان به ظاهر مسلمان عاید این ملت بدبخت نمی شد. کسانی که رسما بی اعتقادی خود به ولایت فقیه و قانون اساسی را تبلیغ می کنند و ضمنا در همین نظام به آلاف و الوف می رسند و مسندهای حکومتی را در بین خود تقسیم می کنند و باز هم بی شرمانه نقش اپوزسیون را بازی می کنند. هم از امریکا پول می گیرند هم از دولت جمهوری اسلامی هم از میادین میوه و تره بار. هم شریک دزدند هم رفیق قافله.
4- مگر میزان مشروعیت، گروهها و جناح های سیاسی هستند؟
5- جوک تاریخ را ببینید: تا دیروز شورای نگه بان به نظامیان ترکیه تشبیه می شد و امروز چوب سعه ی صدر آنان به سرش می خورد! به هر حال باید به رسولان آزادی از مغز سر تا نوک انگشتان پا به سبک غربی گفت: شما ملت خاورمیانه را رها کنید و دست از رسالت آزادی بخشی زورکی به این ملت بردارید ملت ها بلدند کی و کجا احمدی نژاد و سید حسن نصرالله و اسماعیل هنیه و نوری مالکی و عبدالله گل و بقیه اسلام گرایان را انتخاب کنند.
6- سازمان مجاهدین انقلاب یک سازمان نامشروع با سوابقی بسیار درخشنده در خدمت به ارباب بزرگ است و در پیش گاه ملت هیچ جای گاهی نداشته و نخواهد داشت. آن ها مرده خوران سیاسی هستند که با محبوبیت محمد خاتمی به آلاف و الوف فراوان رسیدند و از هول حلیم در دیگ افتادند. هیچ کس هول آقابهزاد را در مذاکره با امریکا و هم چنین ره بری اعتصاب در خانه ی ملت و هزار گند دیگر از دفتر نخست وزیری و لاهوتی تا قرارداد الجزایر و پترو پارس و ... را فراموش نکرده است. سازمان فولکس حتا اگر سیصد هزار عضو هم جمع آوری کند در مقابله با طوفان میلیونی ملت ایران به پای کثافت کاری های سازمان مجاهدین خلق در دشمنی با ملت ایران نخواهد رسید و سرنوشت هر سازمانی که با خواست ملت اسلام خواه ایران درافتد در تاریخ روشن است.

+ نوشته شده در 86/06/10 | موضوع : | |

حزبي در يك فولكس واگن!آقاي تاج زاده ضمن رد لزوم اعتقاد به قانون اساسي حتا اعتقاد به نهج البلاغه را هم منكر شد!

از گفته­هاي ايشان چنين بر مي­آيد كه اساسا اعتقاد را چيز غلطي مي­دانند و هم اين كه به ظواهر قانون اساسي و لابد اسلام عمل شود را كافي مي­دانند اگر چه عمل­كرد گذشته ايشان و حزب نامشروع ايشان امتحان التزام عملي خود را به شرع اسلام و قانون اساسي نيز در گذشته پس داده­اند.

در اين­جا فقط يك بحث مي­ماند كه چرا جمهوري اسلامي از يهود و بقيه كفار ذمي و همين­طور از امثال ايشان كه خود را فقط ملزم به تبعيت از قوانين مي­دانند و نه اعتقاد به اسلام و بقيه اعتقادات، جزيه دريافت نمي­كند؟ چرا بايد جمهوري اسلامي بي­خود و بي­جهت امنيت اين افراد كه جزيه هم نمي­دهند تامين كند؟ صد رحمت به يهود ايران و نصاراي ايران و به زرتشتيان ايران كه اگر جزيه نمي دهند لااقل اين­قدر مدعي نيستند كه اين حزب فولكس فاسد نامشروع ادعاي دايه­ي مهربان­تر از مادر مي­كند.

يكي نيست بگويد باباجان! اين­قدر كه شما سينه چاك آزادي از نوع آتاتوركي آن بوديد كه آن هم گندش درآمد. ديگر دنبال چي هستيد؟

اي مگس عرصه­ي سي­مرغ نه جولان­گه توست/ عرض خود مي­بري و زحمت ما مي­داري

+ نوشته شده در 86/06/10 | موضوع : | |

ای غایب از نظر به خدا می سپارمت        جانم بسوختی و به جان دوست دارمت

  • ای کاش که به جای تشبیه چهره ی تو با گل، بتوان گل ها را به چهره تو تشبیه کرد.
  • ای کاش تو بیایی و ما انسان های داغون را دریابی از ظلماتی که خود برای خود درست کرده ایم.
  • ای کاش بیایی و گرسنه گان دارفور و پابرهنه گان کوچه های میدان شوش و هم سایه گان تشنه ی عدالت ما را دریابی.
  • ای کاش بیایی و به گردن کلفت ها نشان بدهی که آنان همه کاره گان عالم و کشور و سازمان و کوچه ی خود نیستند.
  • ای کاش زودتر بیایی و این همه حق و باطل به هم مخلوط شده را جدا کنی و کتک خورده گان عالم و زندانیان گوانتانامو و افغان توسری خورده و عراقی در معرض بمب را نجات دهی. تو بیایی تا با حقوق یک نفر دیگر نتوان ۲۰ نفر را دیگر را استخدام کرد. ای کاش تو بیایی تا چشمان شیعه ی منتظر را روشن کنی. ای کاش بیایی و تا راه و رسم حقیقت نابود نشده بیایی.

+ نوشته شده در 86/06/06 | موضوع : |

مَن ذَا الَّذِي يقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ کرِيمٌ ﴿سوره حديد آيه11﴾

کيست که به خدا وام نيکو دهد (و از اموالي که به او ارزاني داشته انفاق کند) تا

خداوند آنرا براي او چندين برابر کند، و براي او اجر فراوان پرارزشي است.

فرهنگ «دادن قرض الحسنه» که بسيار مورد تاکيد مکتب حيات بخش اسلام است و بارها در قرآن کريم به صراحت از آن به عنوان قرض دادن به خدا ياد شده است ديرزماني نيست که از بين جامعه­ي ايران طرد شده است.

بارها از پدرم و ديگران شنيده­ام که مي­گويند ما در ابتداي زندگي هيچ نداشتيم. خدا خير به فلاني بدهد که در آن زمان 10000تومان به من قرض داد و بعد کار کردم و قرضش را دادم و ... . بعضي وقت­ها از روي مثال­هاي پدرم که مي­گويد خانه را با 25000 تومان ساختم حساب مي­کنم مي­بينم مبالغ معمول قرضي در آن زمان چيزي حدود 2 تا 10 ميليون حالا بوده است که مبلغ قابل توجهي است. اما اکنون سيستم­هاي اقتصادي و مالي و تورم دهشت­ناکي که هيچ دولتي نتوانست آن را مهار کند، باعث شده که مثلا تواني که يک ميليون تومان امسال براي انسان ايجاد مي­کند دو سال ديگر بسيار کاهش بيابد. يعني پول هر سال بي ارزش­تر مي­شود. وارد شدن به بحث اقتصادي سواد و وقت و علاقه­ي خاصي مي­طلبد که خوش­بختانه بنده از آن بي­نصيبم.

علل مطرود شدن سنت قرض الحسنه که يکي از ارکان اقتصاد اسلامي است را بايد جست و جو کرد و بنده الان نمي­توانم نظر محکمي بدهم، اما به طور بديهي مي­توانيم يکي از اصلي­ترين علل و عوامل آن را  تورم بدانيم. مثلا شما در نقش قرض دهنده اگر 5 ميليون تومان داشته باشيد و بخواهيد قرض يک ساله به کسي بدهيد قطعا بايد از نظر مالي متضرر شويد چرا چون تورم به پول مي­خورد و از ارزش آن مي­کاهد. اين اتفاق در انگيزه­ي شما بسيار تاثير بازدارنده مي­گذارد. بنابراين شما ترغيب مي­شويد که اولا داشتن اين مبلغ و توان­مندي خود را در مقابل کساني که نياز به آن دارند کتمان کنيد و از طرفي با اين پول بايد کار کنيد تا لااقل ارزش افزوده­ي آن جبران کاهش ارزش ناشي از تورم را بکند.

مي­بينيم که تورم چه آثار شوم فرهنگي نيز دارد. نه تنها قرض نمي­دهيد بل که به علتي که گفته شد روابط انساني هم تحت تاثير قرار مي­گيرد. شما ديگر مايل به شنيدن درد دل­ها و مطلع شدن از مشکلات دوستان و بسته­گان خود نيستيد چون ممکن است عذاب وجدان بگيريد. پول چه مي­شود؟ يا تبديل به مبلمان و کالاهاي لوکس در زنده­گي مي­شود يا در به­ترين حالت در بانک سپرده مي­شود تا يکي ديگر آن را بگيرد و سود هنگفتي را به سيستم­هاي ناکارآمد بانک بپردازد و از آن سود مثلا بيست و چند درصدي آن چند درصدش به شما برسد.

لذا مي­بينيم صندوق­هاي قرض الحسنه­ي مساجد دوران طلايي خود را از خاطر برده­اند‏، دوراني که با وام­هايشان مي­شد خيلي کارها بکني. امروزه حداکثر وام يک صندوق قرض الحسنه­ي معمولي مسجد حدود 500 هزار تومان است!

از آن طرف با دقت در فحواي آيه مي­بينيم که قرض دادن ستوده شده نه قرض گرفتن. يعني اسلام تاکيد به پيش­قدمي قرض دهنده دارد نه قرض گيرنده. اما امروزه اگر شما نياز به مبلغي به عنوان قرض داشته باشيد هرگز بي­دردسر نمي­توانيد به آن برسيد. يا بايد سودهاي هنگفت بپردازيد‏، يا از آب­روي خود و شخصيت خود چيزي را هزينه کنيد و يا به نزول و ربا آلوده شويد.

چه بايد کرد؟

بنده پيش­نهادي خدمت کليه­ي عزيزاني دارم که مي­خواهند مکتبي زنده­گي کنند ولي هزينه­ي زيادي هم براي مکتبي بودنشان پرداخت نکنند! زيرا امروزه مکتبي زنده­گي کردن حقيقتا نياز به هزينه کردن دارد.

بنده با چند نفر از دوستان طلبه که مطلع در مسايل فقهي هم هستند مسئله را مطرح کردم و کليت آن را شرعي يافتم. شما مي­توانيد در هنگام قرض دادن به دوست و يا بسته­گان خود، به جاي قرض دادن پول، سکه­ي طلا و يا خود طلا را قرض دهيد. مثلا به جاي آن­که مثلا 200 هزار تومان به کسي قرض بدهيد‏، يک سکه تمام بهار آزادي و يک ربع سکه بهار آزادي قرض بدهيد. فرد قرض گيرنده نيز پس از هر زمان که خواست قرض شما را مسترد کند يک سکه­ي تمام بهار و يک ربع سکه­ي بهار آزادي برمي­گرداند. با اين روش شما هيچ ضرري نکرده­ايد. زيرا ارزش سکه ثابت است بر عکس ارزش پول که بر اثر تورم کاهش مي­يابد.

اين روشي براي پاک کردن مال­ها از حرام و ربا و ترويج دهنده­ي سنت حسنه­ي قرض دهنده است و بدانيم که قرض­دهنده دوبرابر قرضش را از خداوند دريافت مي­کند و مال انسان برکت مي­يابد.

اين روش (استفاده از سکه­ي بهار آزادي به جاي پول) مي­تواند در خريد و فروش­ها و قراردادهاي بيع­نامه و ... نيز به فرياد ما برسد. وقتي شما قراردادي را مي­بنديد و احيانا طرفتان کلاه­بردار از کار درمي­آيد تا بتوانيد در سيستم قضايي امروزي حق خود را ثابت کنيد و از طرف بگيريد دست کم 2 تا 3 سال طول مي­کشد که در آن صورت حتا اگر کل مبلغ را هم طرف برگرداند باز شما ضرر کرده­ايد. اما در صورتي که بتوانيد بيع خود را بر اساس سکه انجام دهيد طرف پول بده­کار نيست بل­که سکه بده­کار است و بايد در هر زمان عين همان سکه را برگرداند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن. مزاح1: خانم­ها عجب عقلي داشتند که مهريه­ي خود را سکه قرار دادند!

پ.ن. مزاح2: کسي 20 سکه بهار آزادي دارد به من قرض بدهد؟!