تبليغاتX
بزمانه













بزمانه
دیدگاه‌های شخصی حمید بزم شاهی اصفهانی

ناد علیا مظهر العجایب         تجده عونا لک فی النوائب

کل هم و غم ســــینجلی     بولایتک یا علی یا علی یا علی

یا قاهر العدو یا والی الولی    یا مظهر العجائب یا مرتضی علی

با خود فکر می­کردم چرا شیعیان و پیروان حق و حقیقت حضرت امیرالمومنین علیه افضل السلام همیشه­ی تاریخ در اقلیت بوده­اند؟ این در حالی است که عاشقان آن حضرت در ادیان و مذاهب مختلف کم نبوده و نیستند. از جرج جرداق مسیحی که به قول خودش 200 بار نهج البلاغه را خوانده تا ابن ابی الحدید که اهل سنت است و به نهج­البلاغه شرح نوشته تا حتا ائمه­ی مذاهب چهارگانه که کلماتی بسیار عجیب درباره­ی آن حضرت گفته­اند ولی راه دیگری پیمودند.

با این حال چه­گونه است که محاق مولی­الموحدین بعد از این همه رشد و بلوغ فکری و علمی بشر هم­چنان ادامه دارد؟

لابد شما هم تصدیق می­کنید که اساسی­ترین وجهه و صفتی که حضرت علی(ع) با آن شناخته می­شود عدالت او است. بنابراین هرچه هست در همین عدالت است.

عدالت در کلام آن حضرت چنین معنا شده است:

·          العدلُ یَضعُ الامورَ مواضِعَها - عدل قرار دادن امور در جای­گاه خودش است. حکمت 437

·     العدل منها علی أربعِ شُعَب: علی غائص الفَهم و غور العلم و زهرَة الحُکم و رساخة الحلمِ. فمن فهمَ علمَ غورَ العلم؛ و من علم غور العلم صدَر عن شرائعِ الحکم؛ و من حَلُم لم یفرط فی امره و عاش فی الناس حمیداً - عدل بر چهار پایه است. فکری ژرف­اندیش، دانشی عمیق و به حقیقت رسیده، نیکو داوری کردن و استوار بودن در شکیبایی. پس کسی که درست اندیشد به ژرفای دانش برسد و آن کس که به حقیقت دانش برسد از چشمه­ی زلال شریعت نوشد و کسی که شکیبا باشد در کارش زیاده­روی نمی­کند و با نیک­نامی در میان مردم زندگی خواهد کرد. - حکمت 31

کاملا درست است. ملکه­ی عدالت بسیار صعب­الوصول است و الا دوست­داران حقیقت زیادند. مشکل بر سر این است که ما انسان­ها به طور عادی نمی­توانیم جانب عدالت را رعایت کنیم. عده­ای از این­طرف و عده­ای از آن طرف خود را می­اندازیم.

ما همواره عادت داریم زیاده­روی کنیم. فرقی نمی­کند در چه عرصه و در چه جهتی. چه در عرصه­ی اعتقادات، چه در عرصه­ی اخلاقیات و چه در عرصه­ی سیاست و یا سایر امور.

بد نیست نگاهی به زندگی­هایمان بکنیم. ما شیعیان امیرالمومنین علیه السلام هستیم. در کدام امورمان واقعا توانسته­ایم تعادل را تجربه کنیم؟ البته مخاطب این سخن حتما شما نیستید بل­که کسانی مثل خودم را عرض می­کنم. اگر به تفریح می­کنیم پاک­دامنی را قربانی می­کنیم و محیط زیست را آلوده می­کنیم. اگر کار می­کنیم علم و دانش را فراموش می­کنیم. اگر تجارت می­کنیم صداقت و نوع­دوستی را فدا می­کنیم. اگر سیاست می­ورزیم انصاف و خدا را فراموش می­کنیم. به دنیا می­پردازیم آخرت را نابود می­کنیم یا به آخرت می­پردازیم و دنیا را رها می­کنیم.

در مکتب امیر المومنین علیه السلام همه­ی این­ها با هم است. جمع نیکی­ها بزرگ­ترین وظیفه­ی انسانی است که طالب کمال است. نیکی­هایی که جمع کردنشان برای ما آن­قدر سخت است که آن را جمع اضداد نام گذاشته­ایم و حضرت مولا الموحدین را جامع اضداد نامیده­ایم!

جانب انصاف و عدالت را رعایت کردن به ظاهر کاری ساده است اما در عمل با مشکلات زیادی از کج­فهمی و سوء برداشت گرفته تا تعارض با منفعت طلبی دنیاطلبان و عدم طاقت دوستان مواجه می­شود.

آب دریا را اگر نتوان کشـــــــــــــید

هم به قدر تشنه­گی شاید چشید

+ نوشته شده در 86/07/27 | موضوع : | |

احمدی نژاد به دانشگاه کلمبیا رفت و در آن جا سخن جمهوری اسلامی را بیان کردماه مبارک رمضان امسال را بسیار مبارک دیدم، چرا که در این ماه باری دیگر شمول مکتب قرآن در همه­ی عرصه­ها به طور عینی به اثبات رسید.

سالیانی بود که اخلاص و توکل و صداقت از میدان سیاست در جمهوری اسلامی رخت بربسته بود و شاید درست باشد اگر بگوییم در محاق افتاده بود. حتا به­ترین سیاست­مداران و مسلمان­ترین مسئولین کشور نیز باور کرده بودند که سیاست جای ایدوئولوژی نیست بل­که جای پدرسوخته­گی و یا لااقل جای زد و بند و بده بِستان است.

درست است به­جز گروه­هایی اندک کسی این مسایل را به زبان نمی­آورد، اما عصای محافظه کاری را تقریبا همه­ی فعالان عرصه سیاست به دست گرفته بودند.

اما مشهودات اقدام دکتر احمدی­نژاد نشان می­دهد که سفر اخیر او به نیویورک مشمول هم­این بحث باشد. کسی او را مجبور به حضور در دانش­گاه کذایی نکرده بود. کم­تر کسی بود که نسبت به نتایج رفتن به این جلسه مطمئن باشد، حقیقتا هیچ پیش­بینی واضحی از آن وجود نداشت و هر سیاست­مداری ترجیح می­دهد به یک پیروزی کوچک اما مطمئن تن دهد و هرگز این خطرپذیری را یک «سیاست­مدار به اصطلاح عاقل» با محاسبات معمول آن فضاها انجام نمی­دهد. حتا خود سیاست­مداران امریکایی و اسراییلی هم پیش­بینی واضحی از این حضور نداشتند بنابراین حضور احمدی­نژاد در دانش­گاه کلمبیا یک معرکه­ی واقعی بود، یک جنگ سیاسی که هیچ چیزش قابل پیش­بینی نبود. اگر نتیجه شکست می­شد شکست سختی بود و اگر پیروزی هم می­شد -که شد- بسیار ارزش­مند؛ هم برای ما هم برای امریکایی­ها. وزیر خارجه­ی اسراییل شخصا برای هدایت اغتشاش­گران به خیابان مجاور رفته و ره­بری تظاهرات را به دست گرفت. تعدادی صهیونیست هم به داخل سالن رفته بودند تا جلسه را با هو کشیدن به هم بریزند. اما حقیقتا شکست خوردند و البته از ناچاری اعتراف هم کردند. پس­لرزه­های این معرکه هنوز هم در رسانه­ها باقی است.

اما پیروزی شیرین جمهوری اسلامی و شکست صهیونیست­ها را باید مرهون روی­کرد مکتبی احمدی­نژاد در عرصه­ی سیاسی و بین المللی دانست. هرگز به دنبال بت­تراشیدن از احمدی­نژاد نیستم اما باید بگویم اخلاص عمل و توکل و فداکاری و خطرپذیری که جزء لاینفک تعالیم مکتب ما است در عمل او متبلور شد و نتیجه­ی خود را هم نشان داد.

این بزرگ­ترین پیروزی برای جمهوری اسلامی بود، روی­کرد صد در صد مکتبی در عرصه­ی سیاست خارجی. احمدی­نژاد با اعتقاد راسخی که به مبانی جمهوری اسلامی از خود نشان داده و با توکل و فداکاری به میان معرکه­ی دشمن رفت و با زبان خودمان و بدون مجیزگویی از دشمن و با کمال صداقت و صراحت چیزهایی را گفت که دیگران از بیان یک­دهم آن هم وحشت و پرهیز دارند. او آب­روی خود را در کفه­ی اخلاص نهاد و خدا نتیجه­ی مجاهده­ی او را داد.

باید گفت این فرمول مخصوص احمدی­نژاد نیست. آیات قرآن به هر مسلمان معتقدی این اطمینان را داده است که اگر بر مبنای ایمان و تدبیر و اخلاص عمل اقدامی کند خداوند درهای هدایت را به روی او می­گشاید و از جاهایی که او به حساب نمی­آورد او را نصیب می­بخشد. مهم مجاهده و عمل به تکلیف است. «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا وان الله لمع المحسنین – کسانی که در راه ما مجاهده کنند ما به راه­های خودمان هدایتشان می­کنیم و به درستی که خداوند با نیکوکاران است.» عنکبوت 69

خواستم به این وسیله خرسندی عمیق خودم را از تحقق این وعده­ی الهی ابراز کرده باشم و در این ماه شریف آرزو کنم که انشاء الله تحقق وعده­ی اصلی الهی هرچه سریع­تر کام تلخ همه­ی انسان­های داغون را شیرین کند.