بزمانه
|
من به عنوان یک مسلمان ایرانی بسیار خوش حالم که کشورم هسته ای شد. هسته ای شدن یک پیشرفت است اما مهم تر از پیشرفت علمی و فناورانه، باید به تحکیم پایه های استقلال کشورم ببالم. نظامی که توانست ملت را از نوکری دربست، نجات بدهد و بعد از ۳ دهه او را به ریل سعادت سوار کند و شعار استقلال آزادی و جمهوری اسلامی را تحقق بخشد. اما این قضیه ی هسته ای که واقعا یکی از آن نقاط حساس تاریخ ما بود امتحان بزرگی برای سیاست ورزان و مردم و رهبران ایران بود. واقعا قصد ندارم کسانی را حتا اگر مستوجب باشند سرزنش کنم که با تکالیف ما مغایر است اما باید گفت بالاخره زمستان رفت و روسیاهی به خیلی ها ماند. مردم و رهبری نظام مستحکم از ابتدا تمام حمایتی را که می توانستند از این برنامه داشته باشند به عرصه آورند اما برخی در این بین مسایلی را مطرح کردند که باید شرمنده باشند. بعضی ها گفتند که باید تعطیل کنیم چرا که به زحمتش نمی ارزد. برخی رفتند و با دشمنان قهوه خوردند و لاس زدند و حیثیت نظام را فروختند و بعد هم اصلا زحمت بازگشت به میهن را به خود ندادند. بعضی ها هم موضوع را هر روز پیچیده تر کردند. سوراخ دعا را گم کردند و پرونده هسته ای را به مطالبات مادر عروس گره زدند. مکتب ما به ما می گوید ما هرگز نخواهیم توانست یهود و نصاری (تمدن غربی) را از خود راضی کنیم مگر آن که قید همه ی حیثیات خود را بزنیم و بشویم نوکر آنان. این را حتا برخی از "روحانی" ها هم که آیات قرآن را برای ما ترجمه می کردند نفهمیده بودند و تلاش می کردند که ملت یهود و نصاری را از ملت اسلام راضی کنند. امروز اما به نظر حقیر این پرونده به نقطه ی پایان خود رسید و به عنوان یک نماد مکرر برای عزت و سربلندی ایران به اهتزاز درآمد که خون شهدا هرگز ضایع نمی شود و بالاخره امروز جای امام و شهدا برای مشاهده ی این سربلندی خالی است و بهتر بگویم جای ما پیش آنان خالی است. امیدوارم نظام اسلامی هرچه سریع تر به جای گاه واقعی خود و زمینه سازی ظهور منجی بشریت نایل آید.
اگر نگاهی به تاثیر پذیری حرفهها از یکدگیر بیندازیم، میبینیم هر شغل و حرفهای از دیگری اثر میپذیرد و بر حرفهی دیگر اثر میگذارد. تقریبا هیچ علم و حرفه و شغلی بدون بالادست و پایین دست وجود ندارد. البته طبیعتا بر یکدیگر اثر متقابل هم میگذارند ولی وابستگی یکی به دیگری بیشتر است. مثلا در علوم مهندسی وابستگی شدیدی به فیزیک دارند و فیزیک وابستگی شدیدی به ریاضی دارد. همهی شاخهها هم همین طور است. به همین لحاظ برخی علوم را علوم پایه نامیدهاند مثلا ریاضی، شیمی، فیزیک و ... .
عمه ی سادات سلام علیک عمه ی سادات بگو کیستی میلاد مسعود حضرت فاطمه ی معصومه سلام الله علیها را به کلیه ی عاشقان اهل بیت علیهم السلام تبریک عرض می کنم.
حمد شفا فراموش نشود.
بی اختیار همهی اخبار انتخابات مجلس را نیز با همین رویکرد میبینم. واقعا هرچه تلاش میکنم به راست یا به چپ، متمایل شوم دیدم هیچکدامشان لیاقت ندارند. اما با این منطق فارغ از دستهبندیهای رسمی موجود، هم در بین هر دو طرف آدمهای خدوم و خوبی پیدا میشوند، هم آدمهای فرصتطلب و تشنهی قدرت. از دیدگاه مکتبی نیز چنین است. در کلامی نورانی امیرالمومنین علیه السلام آمده که ریاست برای تو طعمه نیست بلکه در گردن تو یک امانت است (+)؛ و همینطور دیدگاه امیرالمومنین برای کسب قدرت پارامترهای کاملا واضحی دارد که اکثر آن به مباحث فلسفی متصل میشود که بنده خیلی سررشته ندارم. ظاهرا تضاد دیدگاه مکتبی با دیدگاه رایج امروزی دنیا (انسانمحور) به قدرت و سیاست مربوط به تضاد در مبانی و سرمنشاء حق است. در دیدگاه اسلامی سرمنشاء حق خداوند است و حقی که او تفویض کردهاست از جمله خدمت به خلق و ... اما سرمنشا حق از دیدگاه اومانیستها بقا و قدرت است. عامیانهی این مطلب آن است که دیدگاه ماکیاولیستی میگوید برای بقا و تکامل دیگران را نابود کن و همهچیز برای بقا و قدرت و آن هم در فیزیکیترین شکل آن؛ ولی دیدگاه اسلامی همهچیز را برای ارزشهای ذاتی و حقیقت الهی میخواهد حتا حیات خود. در این دیدگاه حاکم اسلامی برای حفظ اسلام و ارزشها که حق بزرگتر است سالها خود را از حق خود محروم میکند و امام حسین علیه السلام برای حفظ عدالت و اسلام خود را فدا میکند. زیاد به راه دور نرویم. نگاهی به عرصهی سیاسی کشور ما را نیز برای تصمیمگیری به چالش میکشد. چه کسی به حق است و چه کسی را باید برگزید؟ ساده است. قدرتطلبی مانند دم خروس قایمکردنی نیست حتا در قالب مباحث فلسفی و یا تئوریهای سیاسی. نه با تریپ روحانیت مخفیکردنی است نه با سابقه و مفاخر. امیدوارم شناختن خادم از خائن خیلی سخت نباشد. ________________ پینوشت: دو جملهی (معروف قدیمی!) دیگر از شهید بهشتی: · بهشت را به بها دهند و به بهانه ندهند. · من برخورد تلخ صادقانه را به برخورد شیرین منافقانه با شما ترجیح میدهم.
ضایعه ی دردناک درگذشت قیصر امین پور که با شعرهایش همیشه انرژی تازه میگرفتم را به کلیه ی عزیزان تسلیت می گویم.
قاف
معتقدم رهبری در این سالها، خود پایبندترین شخصیت و نهاد در تحقق و اجرای لوازم این نامگذاریها بوده است و این خصوصیت بزرگ مرجعیت شیعه است که خود رهبر باید پایبندترین فرد به احکام استنباطی خود باشد. امسال نیز خود رهبری بیشترین تلاش را برای حفظ، تقویت و تحکیم اتحاد ملی و انسجام اسلامی کردند. اگر چه ما -که به زعم خودمان حزب اللهیهستیم- در داغترین محافل حزباللهی و ولایتمداری و در بهترین حالت، اقدامات بسیار ناچیزی هم در این راستا انجام ندادیم. کدامیک از ما بجز تحسین رهبری بهخاطر این نامگذاری هوشیارانه آن هم در همان چندروزهی اول سال کار دیگری انجام دادهایم؟ آیا رفتار و دیدگاه ما نسبت به سال گذشته هیچگونه تاثیری از پیام نوروزی رهبری گرفته؟ آیا ما حقیقتا کوچکترین قدمی در راستای اتحاد ملی و انسجام اسلامی برداشتهایم؟ کوچکترین قدم طلبمان باشد؛ لااقل ببینیم چند اقدام اتحاد شکن ملی و ضد انسجام اسلامی انجام دادهایم، از آنها توبه کنیم و خود را اصلاح کنیم. این کار برای مقلدان رهبری سختتر است زیرا دستورات ایشان علاوه بر لزوم عقلی، سیاسی و قانونی برای همهی ایرانیان برای مقلدان ایشان حالت وجوب شرعی نیز پیدا میکند. لایکلف الله نفسا الا وسعها- هر کس را به اندازهی وسعش مواخذه میکنند، اما آیا ما به اندازهی وسعمان عمل کردهایم؟ طبیعتا برای بعضی از ما اتحاد با برادران اهل سنت موضوعیت ندارد چون ارتباطی با آنها نداریم، اما انسجام اسلامی و اتحاد ملی برای ما معنی دیگری میدهد. آیا همهی کسانی که در اطراف ما بهگونهای متفاوت با ما فکر میکنند، همه دشمنان ما هستند؟ چرا ما نباید مرز دشمن-دوست و خودی-غیر خودی را درست تشخیص دهیم؟ طبیعتا اتحاد با دشمن موضوعیت ندارد، بلکه حو.زهی اتحاد کسانی هستند که علیرغم یکسان بودن اصول، وجوه افتراقی با یکدیگر دارند و الا با همفکران و هممسلکان که مشکلی نداریم که بخواهیم اتحاد برقرار کنیم. معنای اتحاد ملی و انسجام اسلامی یعنی اتحاد با هرکس که ایرانی است برای تامین منافع ایران و اتحاد با هر مسلمان برای حفظ منافع امت اسلامی. آیا ما تلاش کردهایم شکافهای ملی موجود میان خود و دیگر برادرانمان را کم کنیم؟ بیش از شش ماه از سال 86 رفت و کمتر از نیم آن باقی است. عملکرد گذشته که چندان روشن و قابل قبول نبوده است. لااقل بیاییم برای باقیماندهی سال فکری کنیم.
آقای خامنهای و همهی ما خوشحال هستیم |
بسم الله الرحمن الرحیم![]()
نگاهی مکتبی به همه چیز جستجوپیام بازرگانی![]() آخه چرا؟ استکبار جهانی عزیز! آخه چرا حالا که نوبت به ما رسید تصمیم گرفتی با ایران دوست بشی؟ چرا بودجههای حامیان ما را کم کردی؟ چرا با این رژیم قلابی مذاکره و توافق کردی؟ خیلی بدی! جنبش راه سبز امید استکبار جهانی، سلطنتطلبان و منافقین عزیز خارجنشین! پس از گذشت سی سال از جمهوریاسلامی باور کنیم که این رژیم خودبخود و یا با حمله نظامی سقوط نخواهد کرد. پس بیایید با سرمایهگذاری در جنبش راهسبز، ما را در امتحان شیوهای موفق و نوین زیر نظر اساتید داخلی و خارجی یاری رسانید. همکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم. جنبش راه سبز امید فروش محدود فروش تعداد محدودی رایانه پنتیوم 5 جهت مشاهده سایتهای خبری ایرانی بدون مشکل نمایش فلشهای تبلیغاتی حتی سایت تابناک. بشتابید وگرنه تموم میشه توجهقواعد درستنویسی در وبجالب از ديگران
نامه به میرحسین موضوعات
فرهنگی مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |