بزمانه
|
به هر حال اگر اصولگرایان واقعا اصولگرا باشند که اکنون وقت آن است که سورۀ «نصر» را بخوانند و بدانند که خداوند یک عرصۀ امتحان جدید را برای آنان گشوده است و این نه یک پیروزی بلکه یک امتحان جدید و بزرگتر است. استغفار از کارهای ناپسند و ناشایست که نه تنها در شأن مدعیان اصولگرایی بلکه در شأن یک مسلمان عادی هم نیست، مستلزم توبه و بازگشت به اصول قرآنی است. قدرتطلبی در اصولگرایی جایی ندارد و اگر یک اصولگرا قدرتطلب شد قطعا اصولگرا نخواهد بود. اصولگرایی شیوه و تفکری است که فقط خدمت در راه خدا را ملاک خود میداند. خواهید گفت اینها شعار است و معیاری برای سنجش آن وجود ندارد. بنده در جواب عرض میکنم اتفاقا نکتۀ اصلی همین جا است. مثالی برای شما میزنم. «شهادت دروغ» یک امر ناپسند اخلاقی در همۀ فرهنگها است زیرا یکی از تکیهگاههای زندگی بشری است. چنانچه شهادت دروغ امری رایج شود، به قول معروف در جامعۀ بشری، سنگ روی سنگ بند نمیشود. این ارزش اخلاقی توسط قانونگذاران همۀ ملل، تبدیل به قانونی کیفری شده است. یعنی اگر ثابت شود کسی شهادت دروغ داده، مجازات سنگینی برای آن در نظر میگیرند. از همین اصل پیروی میکند سایر منکرات اخلاقی شامل ایراد اتهام، سرقت، تجاوز به عنف، قتل، ارتباط نامشروع جنسی و ... . و اما اینها در حال حاضر در کشورهایی رایج است که ارزشهای اخلاقی و انسانی آنان مبانی اومانیستی و حداکثر مبتنی بر تعالیم اخلاقی مسیح (ع) است. اما کشوری که پیامبرش خاتم الانبیاء است و ارزشها و ضدارزشهایش کاملترین و مدونترین نوع سیستم ارزشی در تاریخ بشر است نیز آیا باید همانگونه اداره شود که سایر ملل اداره میکنند. مثالی میزنم: شاید یکی از رایجترین مباحث در قرآن کریم، بحث رعایت تقوای الهی است. «ان اکرمکم عندالله اتقیکم» و «واتقوا الله لعلکم تفلحون» و ... . اگر به دید رایج لیبرالیستی به این آیات کریم بنگریم طبیعتاً باید از آنها تلقی توصیههای اخلاقی در حوزۀ فردی بکنیم اما همه میدانیم که اسلام دینی جهانگیر و فرافردی است. آیاتش بسیط است و راهحل ادارۀ جامعۀ بشری است. چرا قوانین ما باید کپی قوانین کشورهای غربی آن هم مربوط به 300 سال قبل باشد؟ چرا ما نباید قانون قرآنی داشته باشیم؟ چرا ما نباید قوانینی داشته باشیم که طبق آن اگر ثابت شود یک سیاستمدار قدرتطلبی میکند، مجازاتی برایش در نظر گرفته شود؟ چرا نباید سادهزیستی که یک اصل در اخلاق حکومتی اسلامی است، تبدیل به قانون بشود؟ چرا زد و بند و خیانت یعنی همپیمانی با دشمن در قانون ما هیچ جایگاهی برایش دیده نشده است؟ قانون مترقی یعنی قانونی که مطابق قرآن باشد نه مطابق تعالیم قرون ماقبل اسلام و آن هم به طور بسیار التقاطی و دستکاریشده. مثلا در اسلام بحث شلاق برای زانی و زانیه در ملأ عام پیش بینی شده است؟ از شما میپرسم شما آیا تا به حال اجرای چنین حکمی را شاهد بودهاید؟ آیا میتوان امیدوار بود که در جامعۀ اسلامی ما هیچ مورد زنایی با شرایط اثباتش اتفاق نمیافتد؟ با نگاهی به تاریخ حکومت امیرالمؤمنین علی علیه السلام درمییابیم که حضرت بر اساس احکام قرآن حکومت مینمود. آنگونه که نقل شده، شلاقی در دست میگرفت و در بازار کوفه راه میافتاد و با مفاسد اقتصادی مطابق قانون اسلام رفتار میکرد. آنگاه که والی حکومت بصره پا را از دایرۀ اصولگرایی فراتر گذاشت و در مهمانی سیاسی اقتصادی گردنکلفتها شرکت کرد، با او برخورد سختی کرد. بله ما هم صدها بار به عهدنامۀ مالک اشتر افتخار میکنیم و آن را چماقی کرده بر سر مخالفین تشیع میکوبیم اما واقعا هرگز قدمی در راه نهادینه کردن اصول تصریح شده در آن برداشتهایم؟ آیا قانونی در مجلس ما گذشته است تا در آن مشخص شود اگر مسئولی یا مدیری با مردم بدرفتاری کرد و حقوق آنان را ضایع کرد چه باید کرد؟ با یادآوری این مسائل میتوان فهمید که چه راه طولانی برای برپایی حکومت عدل حضرت علی در پیش داریم و میتوان جایگاه مجلس را هم در بنا نهادن یک تمدن اصیل اسلامی تشخیص داد. مطالبهای که بنده به عنوان یک شهروند معمولی از نمایندگان اصولگرای مجلس دارم حرکت در این مسیر است و بدانیم که اگر در مسیری جز این برویم آب در هاون میکوبیم.
اول- سلام و تبریک ایام ربیع المولود و سرور اهل بیت علیهم السلام خدمت کلیۀ عزیزان. دوم- از اینکه تاخیر زیادی در به روز کردن وبلاگ پیش آمد میبخشید. البته میدانم که خیلی هم ناراحت نشدید! چون لااقل یکی باید سراغ ما را میگرفت که نگرفت. اما شما هم استحضار دارید که بالاخره برای آدم برخی وقتها حس نوشتن نیست اگر چه صد تا حرف برای گفتن داشته باشی ولی خوب چه میشود کرد! به هر حال بنده که بدم نمیآمد به چند اصلاحطلب رای دهم ولی خداوکیلی اگر کسی پیدا شود و به تعداد انگشتان دست به من اصلاحطلب معرفی کند که با شورای نگهبان و مبانی انقلاب مثل ولایت فقیه و اصل حاکمیت قوانین اسلام به مملکت مشکلی نداشته باشند من برای همیشه دعایش میکنم. مشکل من به نوبۀ خودم با جریان اصلاحات این است که جوهرۀ این جریان را برخاسته از ملت و خواست ملت که در قانون اساسی و رهبری نظام متبلور است نمیبینم بلکه برعکس مدینۀ فاضلۀ آنان نه مدینة النبی بلکه مدینۀ نیویورک است. چهارم- فکر نکنید الان که بدگویی اصلاحطلبان را کردم میخواهم اصولگرایان را هم دربست تایید کنم. صد رحمت به اصلاحطلبان که رسما و بدون رودربایستی بیشتر باورهای خودشان را بیان میکنند. اصولگرایی هم امروزه شده مثل سوهان حاج حسین که صدتا مغازه در حول و حوش قم خودشان را سوهان حاج حسین اصلی و غیر اصلی با زرافه و بیزرافه و با پسران و بیپسران معرفی میکنند. بالاخره امروزه مشخص شده که مردم اصولگرایان را میخواهند و بنابراین نان در اصولگرایی است. بوی کباب خیلیهایی را که داشتند به صندلیهای راحتی بازنشستگی سیاسی فکر میکردند دوباره جوان کرد و سرحال و قبراق آماده خدمت به خلق خدا شدهاند. به قول بنده خدایی: «این شیفتگی خدمتت منو کشته!» به هر حال جریان اصولگرایی هم باید تعریف کند که پول این همه تبلیغ را از کجا آورد؟ اگر احمدینژاد اصولگرا است که تبلیغاتش را مردم با ماژیک روی مقوا مینوشتند. ضمن اینکه اصولگرایان باید نسبت خودشان را با تفکر احمدینژاد که باعث خلق واژه اصولگرایی شد و مردم را به خود جلب کرد مشخص کنند. پنجم- فکر میکنم اگر راهیابندگان به مجلس در کار نظارت بر دولت جدی باشند و فرق حمایت از دولت و حمایت از ضعف و سستی را بفهمند، به نفع مملکت است چون دولت به نوعی احساس مطلق العنان بودن نکند. البته میشود همین را هم پیشبینی کرد. ظاهرا مجلس یکدستی در کار نخواهد بود. ششم- بعضی جملهها هست، همینکه از دهان گوینده حذف میشود فراموش میشود. بعضی سخنان یک روز در ذهن آدم میماند و همینطور بسته به عمق کلام بعضی از سخنان هفتهها و ماهها و سالها در ذهن میماند. جملات آخر مرحوم مجتهدی تهرانی هرگز فراموشم نمیشود. روزهای آخر عمر شریفش میگفت وقتی سوار تاکسی میشی میخوای پیاده شی راننده پول میخواد. اگه پول نداشته باشی شرمنده میشی. راننده پول میخواد و غیر پول چیزی نمیخواد. منم الان موقع پیاده شدن از تاکسی هستم. خدا عمل میخواد. من خجالت میکشم. بعد این شعر را خواندند: به آتشم بسوز و سخن از گناه میار/کـآتش به گرمی عرق انفعال نیست جوهرۀ این کلام از زمان رحلت ایشان ذهنم را به خودش درگیر کرده است. خدا روحش را شاد کند که وجدان بیدار انسانیت عصر حاضر بود.
آقای خامنهای و همهی ما خوشحال هستیم |
بسم الله الرحمن الرحیم![]()
نگاهی مکتبی به همه چیز جستجوپیام بازرگانی![]() آخه چرا؟ استکبار جهانی عزیز! آخه چرا حالا که نوبت به ما رسید تصمیم گرفتی با ایران دوست بشی؟ چرا بودجههای حامیان ما را کم کردی؟ چرا با این رژیم قلابی مذاکره و توافق کردی؟ خیلی بدی! جنبش راه سبز امید استکبار جهانی، سلطنتطلبان و منافقین عزیز خارجنشین! پس از گذشت سی سال از جمهوریاسلامی باور کنیم که این رژیم خودبخود و یا با حمله نظامی سقوط نخواهد کرد. پس بیایید با سرمایهگذاری در جنبش راهسبز، ما را در امتحان شیوهای موفق و نوین زیر نظر اساتید داخلی و خارجی یاری رسانید. همکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم. جنبش راه سبز امید فروش محدود فروش تعداد محدودی رایانه پنتیوم 5 جهت مشاهده سایتهای خبری ایرانی بدون مشکل نمایش فلشهای تبلیغاتی حتی سایت تابناک. بشتابید وگرنه تموم میشه توجهقواعد درستنویسی در وبجالب از ديگران
نامه به میرحسین موضوعات
فرهنگی مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |