بزمانه
|
شدیدا درگیر کار درس از جمله پایاننامه هستم. دعا کنید زمین نخورم.
در میان سخنان ایشان چند نکته توجهم را جلب کرد. اول دربارۀ مقام معنوی سپهبد شهید صیاد شیرازی خاطراتی را نقل کرد. شاید شما هم شنیده باشید که این شهید والامقام و جمع دیگری از فرماندهان دفاع مقدس با مرحوم آیت الله العظمی بهاءالدینی روابط معنوی زیادی داشتهبودند. مرحوم بهاءالدینی که یکی از عرفای بنام عصر حاضر است چند سال پیش رحلت کردند و کتابهایی دربارۀ مقامات عرفانی و معنوی ایشان از جمله پیشگوییها و تسلطشان به زمان و مکان منتشر شده است. تیمسار آراسته میگفت که بیشتر اوقات که با شهید صیاد در زمان جنگ از تهران به جنوب و بالعکس سفر میکردیم در شهر مقدس قم غالباً خدمت این بزرگوار میرسیدیم و از نصایح ایشان بهرهمند میشدیم. میگفت چند بار اتفاقی افتاد که سه بار آن را به خوبی به یاد دارم. از جمله شبی که از جنوب به تهران میرفتیم در نیمههای شب به قم رسیدیم. صیاد گفت عجیب دلم برای «آقا» (مرحوم بهاءالدینی) تنگ شده است. من گفتم که الان نیمهشب است و ما که قبلا هماهنگ نکرده بودیم و نمیتوانیم مزاحم ایشان بشویم. اما صیاد گفت ما به در منزل ایشان میرویم شاید امکان زیارت ایشان بود اگر توفیق شد که فبهاالمراد و اگر نشد ما به ثواب زیارت عالم رسیدهایم. ما رفتیم به در منزل ایشان دیدیم چراغ روشن است. آهسته به سمت در رفتیم و دو به شک بودیم که در بزنیم یا نه که دیدیم ناگهان در باز شد و آقازاده مرحوم بهاءالدینی که الان هم حیّ و حاضر هستند، پشت در هستند. گفتند که ما منتظر شما بودیم! گفتم چطور؟ گفت آقا مرا که خواب بودم صدا کردند و گفتند پاشو سماور را روشن کن، رختخواب مرا هم جمع کن که مهمان داریم! گفتم این وقت شب؟! گفت بله صیاد دارد میآید اینجا. و الان نیم ساعت است که ایشان منتظر شما هستند. وقتی ما به همراه صیاد وارد شدیم دیدیم آقا دم در اتاق منتظر ما ایستادهاند و این طور فرمودند که چرا اینقدر دیر مومن، نیم ساعت است که منتظرت هستم! آقای آراسته میگفت این اتفاق مکرر واقع شد و این نشان از مقامات معنوی صیاد دارد. خاطرات دیگری هم از روابط صمیمی و نزدیک صیاد با مرحوم بهاءالدینی نقل کردند که از ذکر آن صرف نظر میکنم. پیش خودم میگفتم چقدر خوب بود که انسانها همین طور که بزرگ میشوند همچنان خود را نیازمند راهنمایی علمای ربانی میدانستند و تصور نمیکردند که دیگر فارغالتحصیل شدهاند! شنیدهام که الان هم بعضی از فرماندهان ارتش پای درس بزرگانی در تهران به طور مرتب حاضر میشوند و خوشا به حالشان. و اما نکته دیگری که در صحبتهای امیر آراسته بود دربارۀ خلاقیت و شکوفایی ذهنی فردی بود که برای جمع حاضر مثالی زدند. گفتند یکی از سادهترین روشها برای فعال کردن ذهن و ادار کردن ذهن به خلاقیت و شکوفایی این روش است که به هر چیز که نظر میکنید کمی دربارۀ آن تامل کرده و این گونه از خود بپرسید: این چیست؟ چه کاربرد یا کاربردهایی دارد؟ آیا بجز این کاربردها، آیا میتواند کاربرد دیگری هم داشته باشد؟ معمولا پاسخ سوال اول ساده است. سوال دوم نیاز به کمی تأمل دارد ولی پاسخ سوال سوم کمی پیچیده است و البته عاملی برای رشد ذهنی و شکوفایی و خلاقیت فردی میشود تا بتواند از هر چیز حتی زمان به نحو پیچیدهتر و بهتری استفاده کند. دربارۀ صیاد فکر میکردم که چگونه توانست مکتب اسلام را در ابعاد نظامی در وجود خود متبلور کند. او یک نظامی به تمام معنی متخصص و در عین حال یک مومن انقلابی و متدین به احکام بود. البته بعد پیچیدهتری هم اینجا وجود دارد و آن به خدمت درآوردن تخصص نظامی تحت تفکر مکتبی توسط اوست. کتابهایی که از او بجا مانده است مملو از خاطرات او از صحنههای خدمت او در ارتش قبل از انقلاب و جنگ در دوران دفاع مقدس و ترکیب این صحنهها با نگاه و رفتاری مکتبی است. گروهی تحت عنوان «معارف جنگ» راهاندازی کرده بود و خود شخصا دانشجویان افسری ارتش را به مناطق جنگی میبرد و درسهای مکتبی دفاع مقدس را علاوه بر آموزشهای کلاسیک نظامی به آنان میآموخت. او آموزههای نظامی بشری را با نگاه اسلام مینگریست و بصیرت دینی خود را بر شمشیرش سوار کرده بود و هم این گونه بود که شمشیرش از هر شمشیری بُرندهتر بود. او با آموزههای اسلامی و ترکیب آن با آموزشهای نظامی توانست وقتی که سروان بود فرمانده نیروی زمینی ارتش شود و با اقتدار این نیرو را تا پایان جنگ رهبری و هدایت کند. و البته بالاخره او مزد مجاهدت مکتبی خود را گرفت. در دورانی که همه سرشان به جامعۀ مدنی و بازیهای سیاسی دوران گفتمان اصلاحات بند بود، در یک سحرگاه گلولههای منافقی که این بار به لباس یک کارگر شهرداری درآمده بود، به جانش نشست و ثمرۀ سالیان دراز انتظار را دریافت کرد. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
کتاب شگرفی است این کتاب و هر کس نخواند از دستش داده است. محوریت این کتاب بر سرگذشت زندگی عزت شاهی و تمرکز آن روی فضای مبارزۀ قهرآمیز (مسلحانه) با رژیم پهلوی است زیرا عزت تقریبا در محل تقاطع همۀ گروههای مبارز مسلح بوده است. در میان گروههای مسلح بیش از همه تمرکز روی مجاهدین خلق (منافقین) است و علاوه بر حضور این سازمان و تطورات و تحولات سازمانی آن در همه جای کتاب آخرین فصل هم به طور مجزا به این سازمان اختصاص یافته است. اما این کتاب بیش از آنکه یک کتاب تاریخی باشد، میتواند یک کتاب مملو از تجربیات، درسها و عبرتها باشد برای هر کس که در زندگی مبارزه میکند. مبارزه و دستگیری و بازجوییهای و شکنجههای عزت شاهی و مقاومتها و درگیریهای او در دوران بازداشت و زندان برای من بسیار عبرت آموز بود. جاهایی که انسان فقط
کتاب اصلی خاطرات عزت شاهی از انتشارات سوره مهر است. تهرانی جلاد ساواک اذعان کرد که عزت شاهی 6ماه شکنجه شد ولی هیچ اطلاعاتی نداد. مقاومت او به خاطر حفظ جان همرزمان و جریان مبارزه با طاغوت بود. ایمان او به مکتب ناب اسلامی و تشیع از او کوهی استوار از اراده و مقاومت ساخته بود. تکاندهندهترین قسمت در این کتاب جایی است که از دستگیری وحید افراخته رابط عزت شاهی با سازمان گفته میشود. عزت شاهی به مامور بازجویی میگوید مگر وحید کسی است که شما بتوانید او را زنده دستگیرش کنید؟ اما مشخص میشود وحید افراخته پس از آنکه چپ میکند (تغییر مواضع ایدئولوژیک از مبارزۀ مکتبی به مبارزۀ کمونیستی) با گذشته فرق کرده و پس از دستگیری با ساواک دست دوستی میدهد و همۀ همرزمانش از بالادست و پاییندست را لو میدهد. با خیانت او تعدادی اعدام میشوند و البته خود او هم پس از پایان مأموریتش اعدام میشود. در این کتاب اطلاعات جدید زیادی دربارۀ چهرههای شاخص سیاسی و همینطور جریان شکلگیری کمیته و پس از آن آمده است. نکتۀ دیگری که برایم جالب بود بحث ولایت فقیه در ابتدای انقلاب بود. عزت شاهی در بحث نحوۀ ادارۀ کمیته نقل میکند که آقای مهدوی کنی مورد خلافی را از من خواست که انجام دهم و من مخالفت کردم و گفتم انجام نمیدهم. بعد آقای مهدوی کنی چند بار اصرار کرد و من هم مقاومت کردم که آقای مهدوی کنی گفت یعنی چه؟ من نمایندۀ ولی فقیهم و هر چه به تو بگویم باید انجام دهی من گفتم اگر نماینده ولی فقیه یک کار اشتباهی را گفت انجام بده و کاملا اشتباه بودنش برای من واضح باشد که نباید انجام دهم خود ولی فقیه هم اگر بیاید این کار را تایید نمیکند! معلوم میشود بحث ولایتفقیهیها که آن زمان از طرف امام و اکنون از طرف رهبری امر و نهی میکنند ریشهدارتر از این حرفها است. به نظر بنده با این کتاب عزت شاهی یک چهرۀ ماندگار و یک الگو برای زیستن و مقاومت در تاریخ ما شد. بنده کاری به مشی مبارزه مسلحانۀ ایشان و اینکه آیا کار درستی بوده یا نه ندارم کما اینکه خیلی از کارها مثل اقدام به خودکشی (که چندین بار وی در طول دوران بازجوییها به آن دست میزند) را هم جای سوال میدانم ولی از اینکه فردی بتواند تمام ابعاد انسانی را در خود جمع کند بسیار لذت میبرم و به آن غبطه میخورم. آدمی آنقدر بینش داشته باشد که در تمام طوفانهای سیاسی و اعتقادی و انسانی راه درست را گم نکند و محکم سر جای خود بایستد و راه راست را بدون تاثیرپذیری از این و آن دنبال کند برایم خیلی جالب و دوستداشتنی است. عزت شاهی با کمال سادگی در این کتاب وقایع پیچیده و سنگین سیاسی، عقدیتی، ایدئولوژیک و اخلاقی و انسانی که بزرگان بزرگی را لغزانده و به زمین خوابانده بود نقل میکند و با منطقی بسیار ساده و البته مکتبی از کنار آن عبور میکند. وقتی خیانتهای پیدرپی مجاهدین را در جریان بازجوییها و قدرتطلبی و انحصارطلبی و فرصتطلبی سران آنان مانند مسعود رجوی را در زندان میبیند برایش جای سوال پیش میآید که برای چه کسی اینقدر مقاومت میکنی؟ اینها که اگر حکومتی به دستشان برسد بدتر از شاه خواهند شد! به قول او بدترین دورۀ بازجویی را در آن لحظه از سر گذراند که آیا مقاومت دیگر بجا است یا نه؟ ولی با باورهای مکتبی که داشت توانست چشمۀ ایمان را در دلش به جوشش وادارد و مقاومت خود را خالصتر از گذشته ادامه دهد. مشی اسلامی و مکتبی خالص او توانسته بود حتی کمونیستها را نیز به تواضع وادار کند. او توانست در دوران بازداشتش تعدادی از نگهبانان و زندانبانان کمیته مشترک ضدخرابکاری و زندان قصر و اوین را جذب خود کند. اینها وقتی ارزش دو چندان مییابد که او خود در بدو پیروزی انقلاب در رأس کمیتۀ انقلاب اسلامی و مسئول بازپرسی میشود. هم با ساواکیها، هم با شکنجهگران هم با مجاهدین. چاپ پنجم کتاب عزت شاهی که من خواندم واقعا عبرتآموز و تأثیرگذار بود.
در جامعهای که هر یک از این عوامل ضعف داشته باشد مسافرتهای خانوادگی به طور قابل توجهی کاهش مییابد. در این مدت که نجف آباد رفته بودم مطلع شدم که اصفهان بهطور بیسابقهای شلوغ شده و با ازدحام زیاد مسافران مواجه است. استاندار اصفهان اعلام کرد که علاوه بر یک کمپ اسکان مسافرین که در سال گذشته بوده امسال پیشبینی ایجاد 3 مجموعه کمپ دیگر را کرده اند ولی با هجوم مسافران و گردشگران این تعداد مجموعه به ده کمپ افزایش یافت و باز هم کم آمد! یکی از دوستانم که گروهی از دانشگاهیان برای اسکان چندروزه در اصفهان از او درخواست کمک کردهبودند، دست به دامان دانشگاهها شد و حتی دانشگاه آزاد نجف آباد که بیش از 20 کیلومتر از اصفهان فاصله دارد هم اشغال بود تا بالاخره توانست در یکی از مساجد اصفهان آنان را اسکان دهد! آن استاد دانشگاه پس از استقرار در مسجد مذکور در تماس تلفنی از دوست ما تشکر کرد و گفت انشاءالله زیارت خانۀ خدا نصیبت شود که ما را در خانۀ خدا جا دادی! به هر حال این شور و نشاط و فضایی که در کشور حاکم شده را نمیتوان تصادفی و یا بر اثر یک سیر طبیعی دانست. به هر حال شرایط اجتماعی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی باید مساعد باشد تا چنین اتفاق بزرگی که نشان از بهبود و سلامت نسبی اوضاع اجتماع است رخ دهد. کاهش بیسابقۀ جرائم در سالهای اخیر و کاهش نرخ مفاسد اجتماعی که برای هر آدم منصفی بهخوبی مشهود است نشان از موفقیت ملت در حاکم کردن ارزشهای اسلامی در کشور بودهاست. برداشت من این است که با روی کار آمدن دولتی که به ارزشهای ملی و اسلامی ایران بیش از ارزشهای موهومی چون جامعۀ مدنی و یا دمکراسی و گفتگوی تمدنها اهمیت میدهد، بسیاری از زمینههای سردرگمی و بیهویتی قشر جوان کشور از بین رفته و هویت اصیل ایرانی اسلامی خود را یافتهاست. تلاش فراوان و شبانهروزی دستگاههای اجرایی و تلاش دولت برای گسترش عدالت و مبارزه با رانتخواری و فساد سازمانیافته و توسعۀ عادلانۀ فرصتهای رشد و کار در چند سال اخیر باعث افزایش امید مردم و تلاش روزافزون آنان شد. وضع اقتصادی نیز علیرغم همۀ هیاهو و جنجالی که مخالفان و معاندان دولت اصولگرا به راه انداخته است بحمدالله رو به رشد است. شاخصهای توسعۀ اقتصادی اعم از صادرات غیرنفتی، درآمد ناخالص ملی، مبارزه با مفاسد، و افزایش حجم سرمایهگذاری اعم از خارجی و داخلی و به کار افتادن طرحهای وامانده از سالیان دراز، افزایش حجم فعالیتهای بورس و خصوصیسازی و سهام عدالت همه و همه نشان از موفقیت دولت اصولگرا در عرصۀ اقتصادی بوده است. بیخود عدهای هیاهو نکنند؛ اینها هیچکدام به معنای معصوم دانستن دولت از هر خطا و اشتباه نیست، مهم موفقیت و کارآمدی اصولگرایی بود که حاصل شد. به نظر میرسد نوروز امسال با افزایش حجم فراوان گردشگران که در برخی از استانها به 140درصد هم رسید تیرخلاصی بود بر مارمولکبازیهای بعضیها. از این به بعد تجدیدنظرطلبان محترم بروند فکر نان کنند که خربزه آب است؛ تخریب دولت دیگر جواب نمیدهد. باید بعد از انتخابات مجلس کمی به خود آمده باشند و بدانند که مردم ایران راه خود را انتخاب کردهاند. لذا احتمالا این عزیزان دو راه بیشتر برایشان باقی نمانده است، راه اول- برای اینکه ثابت کنند که تحلیلهایشان درست است و ایران رو به بدبختی میرود و مردم رو به فقر و یأس میروند آستینی بالا زده و خودشان آن را عملی کنند کما اینکه در میان این عزیزان چریکهای پیر و جوانی هم که سابقۀ این کارها را در سالهای قدیم داشته باشند وجود دارد. با ایجاد ناامنی و وحشت و بمب و ... عرصه را بر این مردم نمکنشناس(!) تنگ کنند و آنان را از سرخوشی و نشاط بیندازند و یا در پروژههای عظیم اقتصادی اخلال ایجاد کنند تا دولت ناکارآمدیش ثابت شود و یا همانگونه که در کار مسکن برای مردم مشکل درست کردند دوباره مشکلات را به گونهای دیگر ادامه دهند و یا مثل قضیۀ فوتبال که از فیفا و ... کمک خواستند بروند از اربابانشان کمک بخواهند تا در کار ملت اخلال ایجاد کنند، تحریم کنند و تهدید کنند و ... تا مردم بفهمند چه چیزی خوب است و چه چیزی بد است. راه دوم- از سمعکهای قویتری برای شنیدن سخن مردم ایران استفاده کنند و بدانند مردم ایران از بیگانه و بیگانهپرستی خوشش نمیآید، اسلام و حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی را دوست دارد و پای آن ایستاده و راه توسعه از نوع اسلامی آن را میخواهد و برای نشستن در جایگاهی رفیع در دنیا خود را آماده میکند و حاضر به نوکری دوباره نیست. پس از جوگیری بیمورد بپرهیزند و به ریل ملت برگردند و به قانون اساسی و انتخاب و باورهای مردم ایران احترام بگذارند و در چارچوب قانون اساسی به فعالیت بپردازند و دست از تجدیدنظرطلبی بردارند. البته انتخاب با خودشان است.
اسلام تنها دینی است که اکنون در مقابل بشر به عنوان راه سعادت قرار دارد. تعارضات فراوانی در درون ادیان تحریف شدۀ گذشته وجود دارد. علاوه بر آن دین متکامل اسلام تطبیق کامل و شگفتی با فطرت و روح و جسم انسان دارد. توجه بیاندازۀ اسلام به مفاهیمی چون عدالت و مقابله با ظلم و تاکید بر مکارم اخلاقی و احکام دقیق آن در موضوع حقوق، آن را تبدیل به یک آسایشگاه جذاب برای بشر فرسوده که جانش از نابسامانیها و «بیعدالتیهای قانونی» در دنیا به لب رسیده کرده است. زنان این قربانیان عزا و عروسی در غرب، اسلام و احکام اسلام را چون پارۀ تن گمشدهای در آغوش میگیرند. رشد گرایش زنان به اسلام و حجاب در غرب نمود عینی این حقیقت است که زنان اسلام را تنها پناهگاه خود یافتهاند. به قول شهید مطهری در نقد فمنیسم در کتاب حجاب، اگر بنا بود کسی ادعا کند حقوقش در مقابل جنس مخالف، نادیده گرفته شده است این مردان بودند، زیرا اسلام هیچ حقی برای او قائل نشده بجز حق طلاق! در اصل این مرد است که نظام اجتماعی اسلام بدهکار زن است تا نتواند به او ظلم کند. این گرایش شگفتانگیز مردم غرب به اسلام -که امروزه واقعا برای نظام سلطه تبدیل به یک مسئلۀ جدی شده است- مربوط به ذات روان دین اسلام و مخصوصا چهرۀ شاخص و اعلای پیامبر اعظم حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم دارد زیرا خواندن یک کتاب حتی کوچک از سیرۀ نبوی که حتی اتکا به اسناد روایی محکمی هم نداشته باشد کافی است تا انسانِ تشنۀ انسانیت، گمشدۀ خود را بیابد. بد نیست ما نیز به عنوان مسلمان یک بار این کار را (خواندن یک کتاب دربارۀ زندگانی پیامبر اکرم (ص)) بکنیم. به هر حال نفوذ و تهاجم فرهنگی اسلام علیه ضد ارزشهای حاکم جهان امروز که سردمدار آن نظام سلطۀ غرب است آغاز شده است و آنها این را به خوبی درک کردهاند. حملۀ پیش دستانۀ آنان به مسلمانان در 11 سپتامبر تبدیل به یک ضد حمله شد، آنها با حملۀ فیزیکی به جهان اسلام سعی کردند تا جهان اسلام را در موضع ضعف قرار دهند زیرا آنها به اشتباه تصور کردند که جهان اسلام است که اسلام را پیش میبرد، در حالی که مسئله این است که اسلام خود به ذات خود پیشرونده است و جهان اسلام سالها پیش خود را بازنشسته کرده است. کتاب سلمان رشدی و توهینهای متزاید و متراکم اخیر به اسلام مخصوصا شخص نبی مکرم خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله که اخیرا توسط دانمارکیها و هلندیهای بدذات پیگرفته میشود ناشی از احساس خطری است که از جانب نفوذ اسلام در غرب میکنند. قرآن در سالهای اخیر یکی از پرفروشترین کتابهای اروپا و امریکا است جمعیت مسلمان اروپا مخصوصا در انگلیس و حوزۀ اسکاندیناوی در حال فزونی است. اکنون در بسیاری از کشورهای اروپایی مسلمانان اولین اقلیت دینی محسوب میشوند و در برخی از این کشورها به زودی به رتبه اول خواهند رسید. اخیرا شنیدم مرکز اسلامی هامبورگ که مهمترین مرکز مبلغان اسلامی در اروپا است دربرابر درخواست روزافزون مبلغ برای حوزۀ اسکاندیناوی اعلام عجز کرده است. بیتفاوتی دربرابر کفرگویی و توهین به مقدسات اسلامی بزرگترین خطری است که مسلمانان را در سراسر جهان تهدید میکند. به راستی اگر سلمان رشدی به سزای عمل ننگین خود رسیده بود شاید کمتر کسی جرأت جنین جسارتهایی را به اسلام عزیز مییافت. ای کاش من هم کمی از غیرت اسلامی مصطفی مازح را داشتم. این مطلب کوچک را نوشتم تا لااقل ادای دینی کرده باشم در مقابل جسارتها و توهینهایی که بیفرهنگهای صلیبی به مقدسات اسلامی میکنند.
بسـم الله الرحمـن الرحیم هست کلید در گنج حکیم بنابراین اگر قطر کمر انسان پس از گذشت سالی افزایش یافت نمیتوان گفت که او یک سال بزرگ شد بلکه باید باید گفت جنبۀ نباتی او رشد کرده است. بنابراین سال 1387 را که به نام سال نوآوری و شکوفایی هم نامگذاری شد، خدمت کلیه عزیزان تبریک عرض نموده و در این سال برای خودم و همۀ شما رشد و تعالی و تکامل آرزو میکنم. 2- همین پریشب همسر عموی عزیزم و مادر گرامی جناب محمدرضا بزمشاهی (نکته بین) به رحمت ایزدی پیوست. این خانم محترم چندسالی بود به دلیل بیماری دیابت و فشار خون و چند بیماری دیگر که ثمره یک عمر زحمت طاقتفرسای زندگی بود خانهنشین شده بود. برای آن مرحومه غفران الهی و رحمت بیمنتها و همجواری با اولیا و خانم حضرت زهرا سلام الله علیها مسئلت میکنم و برای بازماندگان مخصوصا عموی خوبم و فرزندان ایشان آرزوی صبر و اجر میکنم. 3- مدتی است که دستم به کتابی قطور با جلدی سفید و نگارشی قدیمی چسبیده است. کتابی که مدتها بود در کتابخانه کوچک خانهمان خاک میخورد و حملش در اثاثکشیهای متوالی باعث زحمت میشد. کتاب شریف معراج السعاده اثر ملااحمد نرافی که واقعا کتابی شگرف و عظیم برای معالجه روح و بیماریهای روانی انسان است. حروفچینی سربی کتاب کمی مزاحمت ایجاد میکند اما شیرینی و التیامبخشی محتوای کتاب تو را از همه چیز جدا میکند. خواندن این کتاب به نظرم بسیار ضروری رسید و تصمیم گرفتم هر شب قبل از خواب چند صفحهای را بخوانم. انشاء الله در آینده بیشتر خواهم گفت.
آقای خامنهای و همهی ما خوشحال هستیم |
بسم الله الرحمن الرحیم![]()
نگاهی مکتبی به همه چیز جستجوپیام بازرگانی![]() آخه چرا؟ استکبار جهانی عزیز! آخه چرا حالا که نوبت به ما رسید تصمیم گرفتی با ایران دوست بشی؟ چرا بودجههای حامیان ما را کم کردی؟ چرا با این رژیم قلابی مذاکره و توافق کردی؟ خیلی بدی! جنبش راه سبز امید استکبار جهانی، سلطنتطلبان و منافقین عزیز خارجنشین! پس از گذشت سی سال از جمهوریاسلامی باور کنیم که این رژیم خودبخود و یا با حمله نظامی سقوط نخواهد کرد. پس بیایید با سرمایهگذاری در جنبش راهسبز، ما را در امتحان شیوهای موفق و نوین زیر نظر اساتید داخلی و خارجی یاری رسانید. همکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم. جنبش راه سبز امید فروش محدود فروش تعداد محدودی رایانه پنتیوم 5 جهت مشاهده سایتهای خبری ایرانی بدون مشکل نمایش فلشهای تبلیغاتی حتی سایت تابناک. بشتابید وگرنه تموم میشه توجهقواعد درستنویسی در وبجالب از ديگران
نامه به میرحسین موضوعات
فرهنگی مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |