تبليغاتX
بزمانه













بزمانه
دیدگاه‌های شخصی حمید بزم شاهی اصفهانی

شیطان پرست تنهاتنهایی درد بزرگ امروز بشر شده است. با این همه وسایل ارتباطی بشر روز به روز تنهاتر می‌شود. گویا وسایل ارتباطی و رسانه‌ها مانند موبایل و اینترنت و تلویزیون و ماهواره همه به تنهاتر کردن فرزند آدم کمک می‌کنند.

دردهای نهفته‌ای که هر کدام از ما داریم و همدردی نداریم که آن‌ها را بازگو کنیم روی هم انباشته می‌شود. گویا محرم راز داشتن و غم‌خوار داشتن که ضروری‌ترین نیاز روحی انسان بوده است به کلی به فراموشی سپرده شده است. همه‌ی ما انسان‌ها نیاز داشته‌ایم که کسانی را داشته‌باشیم تا برای آن‌ها درد دل کنیم، از عواطف و احساسات عمیق خود نسبت به همه چیز و خطورات قلبی خود بگوییم. معمولاً این فرد ابتدا مادر است و پس از آن دیگران. اما امروزه روابط انسان‌ها به قدری با یکدیگر به تیرگی گذاشته است که تیرگی آن پا به حریم انسانیت و عواطف نیز گذاشته است.

زندگی‌های ناهنجاری که در شهرهای بزرگ و شهرنشینی‌های غلط توسعه یافته است روز به روز عرصه را بر انسان تنگ‌تر می‌کند. حصارهای فیزیکی و غیرفیزیکی بر انسان‌های ساکن در شهرهای بزرگ روز به روز تنگ‌تر می‌شود. خانه‌های کوچک و خالی، با مفاهیمی متفاوت از خانه‌های گذشته که در واقع مسکن بودند، امروز تبدیل به خوایگاه‌هایی شده که فقط ساعت خواب را میزبان اهالی است. بقیه ساعات اهالی خانواده یکدیگر را ملاقات نمی‌کنند. بچه‌ها صبح تا شب در مهد کودک تصورات ذهنی خود را از یک پدر و مادر نقاشی می‌کنند و پدر و مادر به امید روزی که بتوانند کودک خود خوش‌بخت کنند با دیگران جنگ و دعوا می‌کنند، و دریغ از روزی که اعضای این خانواده بتوانند یک‌دیگر را بفهمند.

بروز بزه‌کاری‌های عجیب و غریب مانند گروه‌های شیطان‌پرستی و موسیقی‌های DJ و گروه‌های زیرزمینی عجیب نیست، چرا که جامعه رو به بیماری گذاشته است. تب گرایش جوانان به گروه‌های منحرف و حتی امام زمان‌های دروغین همه و همه ثمرات بی‌توجهی به اوضاع اجتماعی در طول سالیان متمادی بوده است.

بی‌توجهی به مدیریت اجتماعی، معماری شهری، نابسامانی در بازتعریف یک جامعه مطلوب با همه ملزومات اجرایی، مدیریتی و عملی و رها کردن شهرها به دست سودجویان و منفعت طلبان و دشمنان و بدخواهان ثمره‌ای جز این نباید داشته باشد.

درجه 1 شدن مطالبات اقتصادی، سیاسی دو لبه قیچی بود که سابقه‌ی تمدنی و فرهنگی جامعه ایرانی را در سال‌های گذشته و حتی امروز قطع می‌کند. چرا باید اکثر همّ ما دنیای مادی باشد در حالی که گذشتگان فقیر ما از ما بهتر زندگی می‌کردند؟ چرا ما مزایای سنت را به پای معایب مدرنیته و مزایای مدرنیته را به پای معایب سنت‌های غلط فدا کردیم؟

بازگشت به فرهنگ اصیل اسلامی که احیاء کننده‌ی روابط انسانی و اسلامی، آداب معاشرت، قواعد مسئولیت اجتماعی مسلمانان نسبت به جامعه، محیط زیست، برادران مومن و دیگران است تنها راه خروج انسان امروزی از تنهایی است. راه حل بحران‌های اجتماعی نظیر آن‌چه امروزه مسئولان امنیتی و پلیسی را وادار به واکنش کرده ریشه در نابودی تدریجی بنیان خانواده، روابط اجتماعی، صله‌رحم و رفع حاجات مومنان و تمام دستورات شریعت متعالی اسلام ناب است.

آن چیزی که قرن‌ها ملت ایران را فارغ از حکومت‌ها و طوفان جنگ‌ها و نابسامانی‌های سیاسی سرپا و زنده و بالنده نگه داشته امروزه در خطر استحاله قرار دارد. فرهنگ و روابط اجتماعی مبتنی بر آموزه‌های مکتبی اسلامی شیرازه‌ی کتاب ملت ایران است که اگر فرسوده و ضعیف شود، امیدی به آینده آن نباید داشت.

بیاید بکوشیم یک بار دیگر وظایف فردی خود را در مقابل خانواده، فامیل و نزدیکان، برادران مومن، جامعه اسلامی و محیط زیست مرور کنیم و از این منیت کور و بی‌حاصل دست بکشیم.

 

+ نوشته شده در 87/07/28 | موضوع : اجتماعی| |

 هر وقت به طور دسته جمعی داریم صحبت­های «از هر دری سخنی» می­کنیم، بعضی از افراد دائماً ناله می­کنند. ای بابا! این جوری شد، اون جوری شد! فقط وقایع تلخ و به قول امروزی انرژی منفی. در واقع افراد زیادی امروزه «عادت» کرده­اند با تلخ کردن کام دیگران و ثابت کردن این که شرایط محیط اصلاً خوب نیست و هزار و یک دلیل هم برای این ادعای خود می­آورند به تسکینی موقتی در آلام و نگرانی­های خود دست یابند.

در دوران تحصیلی که داشتیم دوستان زیادی بودند که با فهرست کردن، موارد زیادی از مشکلات سر راه ادامه تحصیل از جمله کم­سواد بودن برخی استادان، بی­برنامه­گی گروه درسی، نامنظم بودن مدیریت آموزش دانشگاه، بدی شرایط مادی و مالی، عدم همکاری و همراهی خانواده، گرمی هوا، خرابی رایانه­ها، کم بودن افراد دوره و ... برای عدم تلاش خود دلیل و بهانی می­تراشیدند. در کلاس­های درسی و تکالیف شرکت نمی­کردند و به وعده­های خود عمل نمی­کردند.

زیاد این جمله را شنیده­ایم که «متأسفانه ...»، «بدبختانه ...» و از این دست جلمات. «آه... ای بابا!» بدبختی و بدشانسی و ... دائماً محوریت اصلی زندگی را در ذهن این افراد تشکیل داه­اند. ناامیدی و یأس سکه­ی رایج محیط اجتماعی این افراد است. تناقضات و تضادها همواره  به نفع منفی و شرّ به پایان می­رسد.

آن چه که مسلم است این افراد همواره توانسته­اند مشکلات را به خوبی فهرست کنند از دوردست­ترین و ناپیداترین زوایات تا نزدیک­ترین آن­ها اما فقط تا مرز وجود خود! یعنی همین که به خود فرد می­رسد توقف ایجاد می­شود. یعنی فرد تمام ضعف خود را ناشی از مشکلات دیگران می­داند. هرگز هیچ مشکلی را از جانب خود و ضعف درونی خود و عدم همت خود نمی­پندرد. از طرفی در محیط خارج فقط مشکلات، ضعف­ها و چالش­ها را خوب می­بیند و بیان می­کند و هیچ نقطه مثبت و امیدوار کننده­ای را نمی­بیند.

اگر کسی به آن­ها لطفی بکند وظیفه­اش بوده است و اگر کم لطفی بکند او آدم بسیار خودخواه و بدی است. اگر نمره درسی خوبی بگیرد، خودش گرفته است و اگر نمره او بدی باشد، معلم به او نمره نداده است. همه­ی عدم موفقیت­های او ناشی از خیانت، ظلم و بدی کسی یا کسانی به او بوده است. او در این جهان مورد ظلم واقع شده و هیچ راهی بهتر از این که او در آن است برایش وجود ندارد!

نظریات روان­شناسی می­گوید که انسان­ها مانند ظرف­های متصل به هم، هستند. اگر مایعی در این ظرف­ها قرار گیرند، علیرغم حجم­های مختلف همه در یک سطح قرار گرفته و هم سطح می­شوند. در اصل سیال از ظرفی که در سطح بالاتر قرار گرفته به ظروف سطح پایین­تر جریان می­یابند تا مایع در دو ظرف مجاور هم­سطح شوند. انسان­های معاشر نیز بر اثر سطح امواج روانی و تنش­های روحی بر یکدیگر تأثیر گذاشته و دیگری را شبیه خود می­کنند. اگر موج مثبت روحی و امید و آرزو غلبه کند، طرف مقابل که با ذهنیات منفی است، بهبود می­یابد و برعکس در صورتی که موج منفی­اندیشی قوی­تر باشد، بیماری بدانیشی و منفی­گرایی به طرف مقابل سرایت می­کند.

چرا ما باید دائماً در محیط­های گفتگو اجازه دهیم تا طرفی که بیماری بدانیشی دارد، روح و روان ما را آزرده کند؟

بیماری قدرناشناسی یک بیماری روحی روانی است که در مکتب اسلام نیز بسیار از آن به نکوهش یاد شده است. ویژگی­های اخلاقی منفی که ذهن و روح انسان و به تبع جسم انسان را آزرده می­کند، بسیار مورد عنایت بوده­اند. قناعت به روزی الهی، توکل، تلاش و تکلیف­گرایی به­جای نتیجه­گرایی، روحیه شکرگزاری از نعمات الهی و جبران احسان دیگران، نیکی در حق دیگران همه و همه نشان از توجه مکتب اسلام به بهداشت و سلامت روانی جامعه­ی اسلامی دارد.

نباید اجازه دهیم کسانی با اخبار منفی و تحلیل­های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی منفی، با طنزهای منفی و تلخ، با جولان ویژگی­های اخلاقی منفی، بیماری بدانیشی و منفی­گرایی خود را به ما نیز القاء کنند. روحیه­ی ناامیدی سم مهلکی است که انسان را از حرکت بازداشته و رخوت و جمود و مرگ تدریجی را به انسان تحمیل می­کند. در اصل بدون روحیه­ی مثبت هیچ کس نباید به موفقیت فکر کند.

داشتن روحیه مثبت ناشی از این نکته است که بدانیم نعمات زیادی داریم. نکات قابل تکیه زیاد، سرمایه­های زیاد و توان زیاد و بی­انتهایی داریم. توجه به این نکته که آن چه به ما داده شده واقعاً حق ما است و برای کسب بیش از آن باید تلاش کنیم نه نق بزنیم. شکر نعمت، نعمتت، افزون کند/ کفر نعمت از کفت بیرون کند.

ادامه رابطه نسنجیده با این افراد به مرور زمان انسان را نیز افسرده کرده و مشکلات عدیده­ای ایجاد می­کند. من تلاش می­کنم اولاً در مقابل تأثیرپذیری از افکار منفی دیگران از خودم دفاع کنم. این دفاع الزاماً رنجاندن طرف مقابل نیست. همین که در درون خود با صدای بلند بگویی که این افکار و گفته­ها غلط است و او یک بیمار است، کافی است. در مرحله­ی دوم سعی در تسکین طرف مقابل به زبان­های مختلف دارد. شما می­توانید به ملایمت به او بگویی که حرف­هایش درست نیست و یا فکرش را قبول نداری و دلیلی هم ندارد که دقیقاً با او هم­نظر باشی.

مرحله­ی بعدی این است که تلاش کنی در عمل مشکلات بیرونی را با تغییراتی که در نوع نگاهت می­دهی، طبیعت این جهان بدانی و سعی کنی در این جهان پر از مشکل کاری را بکنی که درست است نه کاری که دیگران خوب می­دانند. این روی­کرد یک اتکاء به نفس عمیق و اغناء و خلوص روحی و روانی شدید نیاز دارد.

بر عکس شما می­توانید تلاش کنید افراد مثبت­اندیش و واقع­نگر و موفق را نشان کرده و تلاش کنید تماس با آنان را زیاد کنید.

باییم قدرشناس دیگران باشیم، و محبت آنان را به احسن وجه پاسخ گوییم. به پدر و مادر خود خوش­بین باشیم و قدرشناس آنان باشیم. بیایید از خداوند مهربان تشکر کنیم به خاطر همه­ی خوبی­ها و نعمت­هایی که به ما و جامعه و دوستان و کسان ما داده است. بیاییم راه و رسم خوبی را ترویج کنیم. خوش­حالی خود را در چهره و غم و اندوه خود را در دل قرار دهیم. مشکلاتمان را فقط پیش خدا بیان کنیم و از او کمک بخواهیم و ذهن و دل و روح دوستان و عزیزانمان را با افکار منفی آلوده نکینم. بیاییم قدرشناس همه­ی نعمات الهی باشیم که انسان­های بزرگ این چنین بوده­اند.

در همین جا از همه اساتید عزیزی که به من نمره و فرصت دادند در حالی که حق من نبود، دوستانی که به من کمک کردند در حالی که حقی بر گردن آنان نداشتم، از همسرم که فداکارانه به من یاری رساند در حالی که می­توانست این کار را نکند و بیش از همه از خدای مهربان که به من توفیق تلاش و درس خواندن داد تشکر و می­کنم. امیدوارم که بتوانم جبران خوبی­هایشان را بکنم اگر چه می­دانم که ناتوانم. از آنان می­خواهم که با وجود ناتوانیم، الطاف خود را از من قطع نکنند.

+ نوشته شده در 87/07/19 | موضوع : اجتماعی| |

درود و سلام به همه دوستاني که در اين مدت ۵-۶ ماهه مداوم به اين کلبه ي حقيرانه ي بنده سر زدند و سراغ ما را گرفتند. اميدوارم که بنده را به خاطر اين غيبت طولاني ببخشيد. بايد عرض کنم مشغوليت هاي درسي اجازه نمي داد که به نوشتن بپردازم. آخه درس + کار + خانواده، آش شله قلم کاري مي شود که خوردنش براي ما رودل مي آورد.
بالاخره از پروژه پاياني درسم هم دفاع کردم که مي توانيد چکيده آن را در این جا ملاحظه بفرماييد. ان شاء الله سعي مي کنم در شروع مجددي که دارم به و بيش از گذشته مطلب بنويسم.