بزمانه
|
دردهای نهفتهای که هر کدام از ما داریم و همدردی نداریم که آنها را بازگو کنیم روی هم انباشته میشود. گویا محرم راز داشتن و غمخوار داشتن که ضروریترین نیاز روحی انسان بوده است به کلی به فراموشی سپرده شده است. همهی ما انسانها نیاز داشتهایم که کسانی را داشتهباشیم تا برای آنها درد دل کنیم، از عواطف و احساسات عمیق خود نسبت به همه چیز و خطورات قلبی خود بگوییم. معمولاً این فرد ابتدا مادر است و پس از آن دیگران. اما امروزه روابط انسانها به قدری با یکدیگر به تیرگی گذاشته است که تیرگی آن پا به حریم انسانیت و عواطف نیز گذاشته است. زندگیهای ناهنجاری که در شهرهای بزرگ و شهرنشینیهای غلط توسعه یافته است روز به روز عرصه را بر انسان تنگتر میکند. حصارهای فیزیکی و غیرفیزیکی بر انسانهای ساکن در شهرهای بزرگ روز به روز تنگتر میشود. خانههای کوچک و خالی، با مفاهیمی متفاوت از خانههای گذشته که در واقع مسکن بودند، امروز تبدیل به خوایگاههایی شده که فقط ساعت خواب را میزبان اهالی است. بقیه ساعات اهالی خانواده یکدیگر را ملاقات نمیکنند. بچهها صبح تا شب در مهد کودک تصورات ذهنی خود را از یک پدر و مادر نقاشی میکنند و پدر و مادر به امید روزی که بتوانند کودک خود خوشبخت کنند با دیگران جنگ و دعوا میکنند، و دریغ از روزی که اعضای این خانواده بتوانند یکدیگر را بفهمند. بروز بزهکاریهای عجیب و غریب مانند گروههای شیطانپرستی و موسیقیهای DJ و گروههای زیرزمینی عجیب نیست، چرا که جامعه رو به بیماری گذاشته است. تب گرایش جوانان به گروههای منحرف و حتی امام زمانهای دروغین همه و همه ثمرات بیتوجهی به اوضاع اجتماعی در طول سالیان متمادی بوده است. بیتوجهی به مدیریت اجتماعی، معماری شهری، نابسامانی در بازتعریف یک جامعه مطلوب با همه ملزومات اجرایی، مدیریتی و عملی و رها کردن شهرها به دست سودجویان و منفعت طلبان و دشمنان و بدخواهان ثمرهای جز این نباید داشته باشد. درجه 1 شدن مطالبات اقتصادی، سیاسی دو لبه قیچی بود که سابقهی تمدنی و فرهنگی جامعه ایرانی را در سالهای گذشته و حتی امروز قطع میکند. چرا باید اکثر همّ ما دنیای مادی باشد در حالی که گذشتگان فقیر ما از ما بهتر زندگی میکردند؟ چرا ما مزایای سنت را به پای معایب مدرنیته و مزایای مدرنیته را به پای معایب سنتهای غلط فدا کردیم؟ بازگشت به فرهنگ اصیل اسلامی که احیاء کنندهی روابط انسانی و اسلامی، آداب معاشرت، قواعد مسئولیت اجتماعی مسلمانان نسبت به جامعه، محیط زیست، برادران مومن و دیگران است تنها راه خروج انسان امروزی از تنهایی است. راه حل بحرانهای اجتماعی نظیر آنچه امروزه مسئولان امنیتی و پلیسی را وادار به واکنش کرده ریشه در نابودی تدریجی بنیان خانواده، روابط اجتماعی، صلهرحم و رفع حاجات مومنان و تمام دستورات شریعت متعالی اسلام ناب است. آن چیزی که قرنها ملت ایران را فارغ از حکومتها و طوفان جنگها و نابسامانیهای سیاسی سرپا و زنده و بالنده نگه داشته امروزه در خطر استحاله قرار دارد. فرهنگ و روابط اجتماعی مبتنی بر آموزههای مکتبی اسلامی شیرازهی کتاب ملت ایران است که اگر فرسوده و ضعیف شود، امیدی به آینده آن نباید داشت. بیاید بکوشیم یک بار دیگر وظایف فردی خود را در مقابل خانواده، فامیل و نزدیکان، برادران مومن، جامعه اسلامی و محیط زیست مرور کنیم و از این منیت کور و بیحاصل دست بکشیم.
در دوران تحصیلی که داشتیم دوستان زیادی بودند که با فهرست کردن، موارد زیادی از مشکلات سر راه ادامه تحصیل از جمله کمسواد بودن برخی استادان، بیبرنامهگی گروه درسی، نامنظم بودن مدیریت آموزش دانشگاه، بدی شرایط مادی و مالی، عدم همکاری و همراهی خانواده، گرمی هوا، خرابی رایانهها، کم بودن افراد دوره و ... برای عدم تلاش خود دلیل و بهانی میتراشیدند. در کلاسهای درسی و تکالیف شرکت نمیکردند و به وعدههای خود عمل نمیکردند. زیاد این جمله را شنیدهایم که «متأسفانه ...»، «بدبختانه ...» و از این دست جلمات. «آه... ای بابا!» بدبختی و بدشانسی و ... دائماً محوریت اصلی زندگی را در ذهن این افراد تشکیل داهاند. ناامیدی و یأس سکهی رایج محیط اجتماعی این افراد است. تناقضات و تضادها همواره به نفع منفی و شرّ به پایان میرسد. آن چه که مسلم است این افراد همواره توانستهاند مشکلات را به خوبی فهرست کنند از دوردستترین و ناپیداترین زوایات تا نزدیکترین آنها اما فقط تا مرز وجود خود! یعنی همین که به خود فرد میرسد توقف ایجاد میشود. یعنی فرد تمام ضعف خود را ناشی از مشکلات دیگران میداند. هرگز هیچ مشکلی را از جانب خود و ضعف درونی خود و عدم همت خود نمیپندرد. از طرفی در محیط خارج فقط مشکلات، ضعفها و چالشها را خوب میبیند و بیان میکند و هیچ نقطه مثبت و امیدوار کنندهای را نمیبیند. اگر کسی به آنها لطفی بکند وظیفهاش بوده است و اگر کم لطفی بکند او آدم بسیار خودخواه و بدی است. اگر نمره درسی خوبی بگیرد، خودش گرفته است و اگر نمره او بدی باشد، معلم به او نمره نداده است. همهی عدم موفقیتهای او ناشی از خیانت، ظلم و بدی کسی یا کسانی به او بوده است. او در این جهان مورد ظلم واقع شده و هیچ راهی بهتر از این که او در آن است برایش وجود ندارد! نظریات روانشناسی میگوید که انسانها مانند ظرفهای متصل به هم، هستند. اگر مایعی در این ظرفها قرار گیرند، علیرغم حجمهای مختلف همه در یک سطح قرار گرفته و هم سطح میشوند. در اصل سیال از ظرفی که در سطح بالاتر قرار گرفته به ظروف سطح پایینتر جریان مییابند تا مایع در دو ظرف مجاور همسطح شوند. انسانهای معاشر نیز بر اثر سطح امواج روانی و تنشهای روحی بر یکدیگر تأثیر گذاشته و دیگری را شبیه خود میکنند. اگر موج مثبت روحی و امید و آرزو غلبه کند، طرف مقابل که با ذهنیات منفی است، بهبود مییابد و برعکس در صورتی که موج منفیاندیشی قویتر باشد، بیماری بدانیشی و منفیگرایی به طرف مقابل سرایت میکند. چرا ما باید دائماً در محیطهای گفتگو اجازه دهیم تا طرفی که بیماری بدانیشی دارد، روح و روان ما را آزرده کند؟ بیماری قدرناشناسی یک بیماری روحی روانی است که در مکتب اسلام نیز بسیار از آن به نکوهش یاد شده است. ویژگیهای اخلاقی منفی که ذهن و روح انسان و به تبع جسم انسان را آزرده میکند، بسیار مورد عنایت بودهاند. قناعت به روزی الهی، توکل، تلاش و تکلیفگرایی بهجای نتیجهگرایی، روحیه شکرگزاری از نعمات الهی و جبران احسان دیگران، نیکی در حق دیگران همه و همه نشان از توجه مکتب اسلام به بهداشت و سلامت روانی جامعهی اسلامی دارد. نباید اجازه دهیم کسانی با اخبار منفی و تحلیلهای اجتماعی و فرهنگی و سیاسی منفی، با طنزهای منفی و تلخ، با جولان ویژگیهای اخلاقی منفی، بیماری بدانیشی و منفیگرایی خود را به ما نیز القاء کنند. روحیهی ناامیدی سم مهلکی است که انسان را از حرکت بازداشته و رخوت و جمود و مرگ تدریجی را به انسان تحمیل میکند. در اصل بدون روحیهی مثبت هیچ کس نباید به موفقیت فکر کند. داشتن روحیه مثبت ناشی از این نکته است که بدانیم نعمات زیادی داریم. نکات قابل تکیه زیاد، سرمایههای زیاد و توان زیاد و بیانتهایی داریم. توجه به این نکته که آن چه به ما داده شده واقعاً حق ما است و برای کسب بیش از آن باید تلاش کنیم نه نق بزنیم. شکر نعمت، نعمتت، افزون کند/ کفر نعمت از کفت بیرون کند. ادامه رابطه نسنجیده با این افراد به مرور زمان انسان را نیز افسرده کرده و مشکلات عدیدهای ایجاد میکند. من تلاش میکنم اولاً در مقابل تأثیرپذیری از افکار منفی دیگران از خودم دفاع کنم. این دفاع الزاماً رنجاندن طرف مقابل نیست. همین که در درون خود با صدای بلند بگویی که این افکار و گفتهها غلط است و او یک بیمار است، کافی است. در مرحلهی دوم سعی در تسکین طرف مقابل به زبانهای مختلف دارد. شما میتوانید به ملایمت به او بگویی که حرفهایش درست نیست و یا فکرش را قبول نداری و دلیلی هم ندارد که دقیقاً با او همنظر باشی. مرحلهی بعدی این است که تلاش کنی در عمل مشکلات بیرونی را با تغییراتی که در نوع نگاهت میدهی، طبیعت این جهان بدانی و سعی کنی در این جهان پر از مشکل کاری را بکنی که درست است نه کاری که دیگران خوب میدانند. این رویکرد یک اتکاء به نفس عمیق و اغناء و خلوص روحی و روانی شدید نیاز دارد. بر عکس شما میتوانید تلاش کنید افراد مثبتاندیش و واقعنگر و موفق را نشان کرده و تلاش کنید تماس با آنان را زیاد کنید. باییم قدرشناس دیگران باشیم، و محبت آنان را به احسن وجه پاسخ گوییم. به پدر و مادر خود خوشبین باشیم و قدرشناس آنان باشیم. بیایید از خداوند مهربان تشکر کنیم به خاطر همهی خوبیها و نعمتهایی که به ما و جامعه و دوستان و کسان ما داده است. بیاییم راه و رسم خوبی را ترویج کنیم. خوشحالی خود را در چهره و غم و اندوه خود را در دل قرار دهیم. مشکلاتمان را فقط پیش خدا بیان کنیم و از او کمک بخواهیم و ذهن و دل و روح دوستان و عزیزانمان را با افکار منفی آلوده نکینم. بیاییم قدرشناس همهی نعمات الهی باشیم که انسانهای بزرگ این چنین بودهاند. در همین جا از همه اساتید عزیزی که به من نمره و فرصت دادند در حالی که حق من نبود، دوستانی که به من کمک کردند در حالی که حقی بر گردن آنان نداشتم، از همسرم که فداکارانه به من یاری رساند در حالی که میتوانست این کار را نکند و بیش از همه از خدای مهربان که به من توفیق تلاش و درس خواندن داد تشکر و میکنم. امیدوارم که بتوانم جبران خوبیهایشان را بکنم اگر چه میدانم که ناتوانم. از آنان میخواهم که با وجود ناتوانیم، الطاف خود را از من قطع نکنند.
آقای خامنهای و همهی ما خوشحال هستیم |
بسم الله الرحمن الرحیم![]()
نگاهی مکتبی به همه چیز جستجوپیام بازرگانی![]() آخه چرا؟ استکبار جهانی عزیز! آخه چرا حالا که نوبت به ما رسید تصمیم گرفتی با ایران دوست بشی؟ چرا بودجههای حامیان ما را کم کردی؟ چرا با این رژیم قلابی مذاکره و توافق کردی؟ خیلی بدی! جنبش راه سبز امید استکبار جهانی، سلطنتطلبان و منافقین عزیز خارجنشین! پس از گذشت سی سال از جمهوریاسلامی باور کنیم که این رژیم خودبخود و یا با حمله نظامی سقوط نخواهد کرد. پس بیایید با سرمایهگذاری در جنبش راهسبز، ما را در امتحان شیوهای موفق و نوین زیر نظر اساتید داخلی و خارجی یاری رسانید. همکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم. جنبش راه سبز امید فروش محدود فروش تعداد محدودی رایانه پنتیوم 5 جهت مشاهده سایتهای خبری ایرانی بدون مشکل نمایش فلشهای تبلیغاتی حتی سایت تابناک. بشتابید وگرنه تموم میشه توجهقواعد درستنویسی در وبجالب از ديگران
نامه به میرحسین موضوعات
فرهنگی مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |