بزمانه
|
ای دیدهی خوابیده چو نرگس نگران خیز باریکهی غزه اگرچه آزمایشگاه سلاحهای مرگبار آدمکشان حرفهای شد، اما آزمایشگاه تشخیص جنسیت و تعیین میزان انسانیت همهی انسانها هم شد. معلوم شد که رزمندگان غزه دیگر آن بچه سوسولهای سابق که در سنگرهایشان کنار تفنگ، شیشهی ویسکی بود نیستند. آنان دیگر در تشییع جنازه شهدایشان تیرهوایی نمیزنند بلکه لوله تفنگ را به سمت صحیح نشانه میروند. آنان راه فداکاری و استقامت را آموختهاند. آنان راه مسلمانی واقعی و پیروی از پیامبر اعظم (ص) و ائمه طاهرین را آموختهاند. مردم غزه نیز آموختهاند جان شیرین در مقابل عزت و شرف آن چنان ارزشی ندارد. بگذار یک بار هم که شده احساس عزت را تجربه کنیم. از این آزمایشگاه بیشک هوگوچاوز و اوو مورالس نامسلمان هم پیروز درآمدند ولی روسیاهی به سران عرب ماند. آنان باید خود را برای خواری و زبونی تاریخی خود آماده کنند، یک بار دیگر آنان اشتباه کردند چرا که شمشیر ظالم را تیز کردند و باید سرنوشت کشته شدن به وسیله آن را که سنت الهی است بپذیرند. این صفحه از تاریخ هم ورق خورد ولی همچنان به آن فکر میکنم که خداوند در جواب فرشتگان فرمود: «إنی أعلم ما لاتعلمون» آن چیست که خدا میداند و فرشتگان نمیدانند. بیتاب رسیدن به روزهای رهایی بشر از زنجیر کفر و غی و جدایی فکر میکنم. به بهار سبز و روشنی که از پس از این زمستان سرد و تاریک خواهد رسید فکر میکنم. به روسیاهی ذغال و آواز مرغ آزادی فکر میکنم. به پرچم سعادت و سربلندی موعود فکر میکنم که این زنجیرها را از دست و پای فرزندان آدم پاره کند و ما در آن روز بگوییم الحمد لله رب العالمین.
چه قدر جنگها زود به زود اتفاق میافتند. دیرزمانی نبود که فکر میکردم که
بشر آن قدر به بلوغ رسیده است که دیگر مانند زمان کودکیاش پنجه به صورت دیگری
نکشد و با این فرض به دنبال توجیهی برای درک جنگ آخرالزمان میگشتم. جنگی که تکلیف
خیر و شر را در پایان تاریخ روشن خواهد کرد. این سرنوشت محتوم دنیای ما است؛ نه به
ادعای حقیری چون من؛ بل که به استناد تمام متون ادیان از بودا و کنفسیوس و زردشت گرفته
تا موسی و عیسی. حتی مکاشفات شبه دینی اقوام نه چندان معروف. در گذشته فکر میکردم جهان غرب که امروز پرچم تمدن بشری را با دستان آلودهی
خود به دوش گرفته برای حفظ پرچمداری خود هم که شده ظاهرها را حفظ خواهد کرد و
چندان چهره کریه و استبداد و دیکتاتوری و ظلم فاحش و شرارت خود را عریان نخواهد
کرد. پیش از این فکر میکردم چگونه جهان عرصهی جدال خیر و شر خواهد شد و حال آن
که همه چیز خاکستری است؟! چه فکرهای کودکانهای! نمیدانستم در شروع یکی از همین سالهای میلادی، شروری که از همه شرورها
شرورتر است، به راحتی آب خوردن، کلید آتش را فشار میدهد و صدها هواپیمای F16 را به جنگ با ساختمانهای مملو از
مردم بیدفاع خواهد فرستاد. چه به آسانی با چهره کریه خود در میان چشم مردم دنیا
ظاهر شده و میگویند که به هیچ چیز پایبند نیستند و هر کاری که لازم بدانند
خواهند کرد و تا هر زمانی که خواستند ادامه خواهند داد و فرقی میان رزمنده و مردم
عادی و میان کماندو و کودک شیرخوار و پیرزن و پیرمرد قائل نیستند. چه قدر جالب است
وقتی که یک مقام سیاسی از جهان آزاد (!) سخن از جنگ ارزشها میگوید؛ همان چیزی که
خیلی از شاگردان مکتب لیبرالیسم آن را انکار میکردند و هنوز هم میکنند. چه قدر جالب
است وقتی که شما مینشینید و میبینید که چطور میراث عرب و عروبیت در همدستی سران
عرب با دشمنان هزارهای به تاراج میرود! شمشیر عرب در دست دشمنانشان میرقصد و
کاسههای مشروب عرب با فرزندان آدونیس به هم برمیخورند. چه قدر شگفتانگیز است تبلور جاودان کل یوم عاشورا و کل أرض کربلا و گلاویزی
خون مردم غزه با شمشیر آخته فرزندان یهودا. چهقدر عجیب است مقارنهی این وقایع
هولناک در مقابل چشم بشریت ملنگ با سالگرد عاشورای حسینی. گویی این همان روز است
و همان واقعه. مظلومانی به جرم مسلمان بودن و مظلومیتشان باید قربانی خونخواری
قدرتپرستان دنیاطلب شوند که وجود آنان را برای خود میخواهند. از فرزندان یهودا جز این انتظاری نمیرفت، چه آنان جنایت را از نیاکان خود به
ارث بردهاند که در یک صبح تا ظهر ... نفر از پیغمبران خود را کشتند و بعد از ظهر بدون
هیچ دغدغه به سر کار و بازار خود رفتند. چرا ما باید از آنان که پیامبر موعود خود
را به صلیب کشیدند انتظار داشته باشیم با ما سر انصاف را رعایت کنند و مگر با چنین
شریری میتوان با زبان آدم صحبت کرد؟ با گرگ هرگز نمیتوان با زبان آدم صحبت کرد و نه حتی با لنگههای کفش. با گرگ
باید با گلوله سخن گفت. باید گرگ را کشت تا گلههای بشریت بیدفاع نجات یابند. امروز روز عاشورا و غزه کربلا است تا جمله کل یوم عاشورا و کل أرض کربلا بیش
از هر زمان دیگر تجلی کند بل که و جدانهای خاموش ما را بیدار کند. گفته شد هر کس به اندازه آن چه در توان دارد باید به غزه کمک کند. ممکن است
عدهای از ما هیچ کار نتوانیم بکنیم، لااقل نابودی اسراییل این لکه ننگ از دامان
بشریت را که میتوانیم آرزو کنیم. اگر این کار را نکنیم باید پاسخی قانع کننده داشته
باشیم به این سوال که خداوند قوهی غضب و خشم و نفرت را چرا به انسان عطا کرد؟!
آقای خامنهای و همهی ما خوشحال هستیم |
بسم الله الرحمن الرحیم![]()
نگاهی مکتبی به همه چیز جستجوپیام بازرگانی![]() آخه چرا؟ استکبار جهانی عزیز! آخه چرا حالا که نوبت به ما رسید تصمیم گرفتی با ایران دوست بشی؟ چرا بودجههای حامیان ما را کم کردی؟ چرا با این رژیم قلابی مذاکره و توافق کردی؟ خیلی بدی! جنبش راه سبز امید استکبار جهانی، سلطنتطلبان و منافقین عزیز خارجنشین! پس از گذشت سی سال از جمهوریاسلامی باور کنیم که این رژیم خودبخود و یا با حمله نظامی سقوط نخواهد کرد. پس بیایید با سرمایهگذاری در جنبش راهسبز، ما را در امتحان شیوهای موفق و نوین زیر نظر اساتید داخلی و خارجی یاری رسانید. همکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم. جنبش راه سبز امید فروش محدود فروش تعداد محدودی رایانه پنتیوم 5 جهت مشاهده سایتهای خبری ایرانی بدون مشکل نمایش فلشهای تبلیغاتی حتی سایت تابناک. بشتابید وگرنه تموم میشه توجهقواعد درستنویسی در وبجالب از ديگران
نامه به میرحسین موضوعات
فرهنگی مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |