بزمانه
|
اما عده ای که صنعت ملی شدن نفت را که بدون رهبری آیت الله کاشانی میسر نبود، مصادره به مطلوب نموده و مصدق را قهرمان آن جا زدند، امروز نیز در تلاشند تا نقش کلیدی و تعیین کننده احمدی نژاد را در به ثمر رسیدن این افتخار ملی، وارونه جلوه داده و خیانت ها و حقارت های پیش از این را افتخار آمیز جلوه دهند. بگذریم از این که ملی شدن صنعت نفت یعنی تقدیم هستی کشور به خارجی ها فقط با دست خودمان؛ ولی ملی شدن صنعت هسته ای یعنی قطع وابستگی و اثبات آقایی و شایستگی های ملی خودمان و تودهنی به دشمنان ایران!
به متخصص پوست مراجعه کردم، دکتر گفت شما قبلا در نوجوانی شوره ی سر داشتی؟ گفتم بله. گفت این یک نوع حساسیت به عرق خودتان است! من متعجب شدم که مگر می شود پوست به عرقی که خودش ترشح می کند حساسیت داشته باشد؟ اگر این طور است چه ارتباطی با شوره سر در نوجوانی داشته است؟ بالاخره به دستور پزشک تمکین کرده و دو رقم شامپو که یکی "سلنیوم" و یکی "کل تار" بود را تهیه و به مدت 6 سال مصرف کردم. پس از هر بار مصرف کمی التهاب آن کاهش می یافت و مجدداً عود می کرد. از یک سال پیش شوره سر نیز به آن اضافه شد و خارش شدید پوست سر و ریزش فراوان شوره عاجزم کرده بود. مصرف انواع شامپوهایی که با آب و تاب تبلیغ می شود هم کارساز نشد که نشد تا نهایتاً به توصیه همسرم، یک بار حنا برای عید غدیر به سرم بستم و یک بار هم سدر به سرم مالیدم. آثار شوره به طرز معجزه آسایی رفع شد. من که ذوق زده شده بودم این بار کمی سدر به محل التهاب روی سینه ام مالیدم. پس از دو مرحله استفاده از این داروی معجزه گر، آثار التهاب پوستی که به نظرم قارچ باشد نیز به مرور در حال محو شدن است. چه می شد که طب سنتی خودمان را هم نگه می داشتیم و آن را خرافه و زشت و عقب مانده تصور نمی کردیم؟ چه می شد که علاوه بر دستاوردهای روزآمد پزشکی دستاوردهای چندهزار ساله اجدادمان را نیز حفظ می کردیم تا بدانیم که کدام داروی گیاهی برای چه چیزی مفید است؟ تا بدانیم کدام غذا را کی بخوریم و با چه چیزی بخوریم و به چه اندازه مصرف کنیم؟ ـــــــــــ هشدار: به گفته بعضی از آشنایان و همچنین احتمال خودم، استفاده از سدر برای موها باعث سفیدی مو میشود.
میر حسین در میان همه مردمی که خاطرات آن زمان را به یاد دارند، یادآور دوران پرحماسه و دوست داشتنی دفاع مقدس است. دورانی که مردم با هم رفیق تر از حالا بودند و مسولان هم کمتر از امروزه احساس برتری و خودبزرگ بینی داشتند. میرحسین نماد خط امامی و ولایتی بودن بود و حمایت های مکرر حضرت امام خمینی (ره) در آن ایام از وی و کابینه اش که بارها در معرض برکناری و استیضاح قرار گرفته بودند، او را تبدیل به "عزیزدردانه امام (ره)" کرده بود. من شخصاً از حضور مجدد این چهره دوست داشتنی در عرصه سیاسی کشور خوش حالم اما دوتا سوال از سال های گذشته در ذهنم بال بال می زنند که امیدوارم بتوانم این دو سوال را از میرحسین بپرسم: ۱- سوال اول: میرحسین در این همه سال غربت ارزش ها و تاخت و تازهای جسورانه به انقلاب و آرمان های امام و انقلاب کجا بود و آن همه تعهد را چگونه و به چه دلیلی مهار کرد؟ ۲- سوال دوم: قضیه استعفای سال ۱۳۶۷* وی چه بود و برای چه استعفا کرد؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در این مدت 3-4 سال که فاطمه رجبی به لطف همسر سخنگو بودن توانسته سخنانی را
در تریبون شخصی خودش یعنی http://www.fatemerajabi.info/ بیان
کند همواره سخنان او جنجالی ارزیابی شده است. من شخصاً "طرز" سخن گفتن او را در رسانه نمیپسندم و هرگز به خودم
اجازه نمیدهم این گونه درباره کسی یا چیزی سخن بگویم اما... همان طور که میدانیم در قانون اساسی ما آزادی افکار و عقاید به رسمیت شناخته
شده است و آزادی بیان نیز به شرط آن که توهین به مقدسات، دروغ و افترا نباشد مجاز
شمرده است. اما نکتهای که دربارهی آزادی بیان وجود دارد این است که این حق از
ابتدای انقلاب همواره مورد استفاده مخالفان انقلاب بوده است و گویا این ظرفیت فقط
برای ضد انقلاب و منافقین و چپیها در ابتدای انقلاب و برای سوسولها و قرطیها و
غربپرستها و مخلصان و سینهچاکان لیبرالیسم در دوران اخیرایجاد شده است. طی سالیان
گذشته این فرصت آزادی بیان به شدت مورد سوء استفاده کسانی قرار گرفته که اساساً
اعتقادی به آزادی بیان نداشتهاند و آن گاه که کار در دستشان افتاده به شدیدترین
نحوی مخالفان خود را سرکوب کردهاند. گویا آزادی فقط مال کسانی است که در کشور ما
بخواهند به ساحت مقدس پیامبر اعظم و انبیاء و اهل بیت روحی فداهم اهانت کنند. فقط مخالفان
راه امام خمینی -که هر از چندگاهی در قالب بیان خاطرات و تحلیل و ... دشنهای نثار
پیکر مجروح این ملت رنجکشیده میکنند- باید آزاد باشند؛ کسانی در این کشور هر
غلطی خواستهاند کردهاند و هرچه خواستهاند گفتهاند و به هر حریم و خط قرمزی
وارد شدهاند و حتی سخن از برداشتن خط قرمزها گفتهاند ولی نوبت به خودشان که میرسد،
ضجهی "وا اخلاقا" و "وا اسلاما" و "وا روحانیتا"
سر میدهند. با دقت در سخنان فاطمه رجبی میتوان فهمید که چرا اینهمه جیغ بنفش و اشک
تمساح عرصه رسانهها را از سخنان این یک زن پر میکند. یکی نیست بگوید، پدر جان
مگر فاطمه رجبی به کدام مقدسات توهین کردهاست که این گونه رگ غیرت نداشتهتان جنبیده
است؟ مگر فاطمه رجبی کدام پست دولتی را اشغال کرده است که این گونه انحراف جمهوری
اسلامی را فریاد میکنید؟ به نظر من در کشوری که پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم
السلام و امام زمان روحی فداه و امام خمینی و مراجع و رهبری از ملامت و توهین و
تعرض در امان نیستند، هیچ فرد و گروهی نیز نباید در امان باشد چه برسد به کسانی که
مدعیان "آزادی" و "زنده باد مخالف من" و ... هستند. در این
مملکت هیچ هرزهی سیاسی و هیچ نوکیسه قدرتطلب نیز نباید در امان باشد چرا که تقدس
مخصوص قرآن، معصومان علیهم السلام و اصل دین اسلام و ولایت فقیه و مراجع است و
لاغیر. این یک زن، مردانه سخنانی که سالیان متمادی به صورت "درگوشی" بین
مردم رد و بدل میشد را بیان میکند. چرا کسانی که خود بارها و بارها این سخنان را
با آه و ناله و گلایه در محافل خصوصی بیان میکردهاند، اکنون تحمل این سخنان را
ندارند. از طرفی دیگر، استفاده از ظرفیت آزادی بیان موجود در کشور توسط همهی قشرها و
تفکرات باعث افزایش سرمایه اجتماعی کشور شده و قدرت نرم نظام برای بروز دیدگاههای
مختلف را تقویت میکند. بگذار عدهای نتوانند به راحتی هرکار میخواهند بکنند و اگر
از سیستم قضایی خوابزدهی ما نمیهراسند، لااقل از قلم نیشدار فاطمه رجبی پرهیز
کنند. بگذار کسانی که از گذشتههای دور برای خود حریمهای نامشروعی قائل بوده و
آزادی عمل بیحد و حصر داشتهاند اکنون از ترس فاطمه رجبی و حملات بیمحابای او کمی
از ترکتازی خود بکاهند. فاطمه رجبی فضای سیاسی کشور را شفاف میکند و پردهی دورویی
و نفاقی که سیاستمداران را احاطه کرده و گفتار و عمل آنان را متضاد نموده است میدرد
و اجازه میدهد تا هر کس هرچه هست همان را آشکارا بیان کند. نکتهی دیگر آن است که چرا از دست فاطمه رجبی فقط ضجه میزنند و کسی از او
شکایتی نمیکند؟ این نیز جای بسی حیرت است. اگر این شخص به شما توهین میکند یکی
از شما پیدا شود و از او شکایت کند. اگر او دروغ میگوید دادستان کل کشورعلیه او
اعلام جرم کند. علت این هم معلوم است، به محض آن که یکی مثلاً خاتمی از فاطمه رجبی
شکایت کند، توجه افکار عمومی به موضوع جلب شده و مردم حساس میشوند. این وضعیت
هرگز به نفع افرادی مثل خاتمی یا دیگران نیست زیرا اطلاعات فاطمه رجبی همه صحیح
است و جای انکار ندارد و این یعنی آبروریزی بیشتر. سخنان او به شدت سانسور میشود
و فقط گزیدههای تحریف شده از آن نقل به مضمون میشود؟ عدم انعکاس کامل نوشتههای فاطمه
رجبی در رسانههای اصلاحطلبان بیانکننده وحشت و ترس آنان از این سخنان دارد و
دلیلی بر آن است که این سخنان هرگز به نفع حرامیان بیپروای سیاسی تمام نخواهد شد
و این نگرانی برخی اصولگرایان بیمورد است. فاطمه رجبی با یک وبلاگ درپیت توانسته است مدعیان سیاسی کشور را با سخنان حقی (ولو
پرخاشگرانه) که بر زبان جاری میکند، به چالش بکشد و چون خاری در گلو و چشم خدایان
لاف و قدرت در کشور فرو رود. زنده باد فاطمه رجبی که حیثیت پوشالی شیفتگان قدرت و
پوشندگان لباس غصبی عصمت را بر باد فنا میدهد.
کتاب های کارشناسی ارشد فراگیر پیام نور رشته نرم افزار را با کلی زحمت از اینترنت دریافت کردم. دوستانی که مایل هستند به لینک های زیر مراجعه نمایند. سیستم های عامل توزیع شده: 2007 Distributed Systems: Principles and Paradigms, 2 nd. Edition پایگاه داده پیشرفته: An Introduction to Database Systems, 8th Edition
مردم جهان و از جمله مردم کشور خودمان از دیرباز دوستدار و شیفتهی انسانهای قدرتمند و قوی بودهاند. این انسانهای قوی و قدرتمند در ایران باستان به نام پهلو و پس از آن به نام پهلوان شناخته میشدند. پهلوانان انسانهای قویهیکل، شجاع دارای ضرب بازو و ارادهی قوی، خاکسار و متواضع و در میان مردم بودهاند. ذات بشر این گونه است که از این انسانها خوشش میآید. مثلاً پسربچهها، از حسین رضازاده خوششان میآید چون او قویترین مرد جهان است. و مردم ما همه بدون آن که حتی سرگذشت دقیق پهلوانان گذشته ایران زمین مثل رستم و پوریای ولی و تختی را بدانند، اما در دل آنان را تحسین کرده و نسبت به آنان احترام قائل هستند. داستانها و افسانهسراییهای زیادی نیز دربارهی این شخصیتها و شخصیتهای مشابه در میان فرهنگ عامه رایج بوده و هست. در این میان، پهلوانان سیاسی نیز از این موضوع مستثنی نبودهاند. مثلاً عدهای به درست یا غلط تصور میکنند که مصدق یک پهلوان سیاسی در تاریخ ایران بوده است که توانسته صنعت نفت را ملی کند. یعنی همان گونه که رضا زاده وزنهی سنگینی را بالای سر بلند میکند و این یک افتخار برای مردم میشود، یکی هم صنعت نفت را ملی میکند و این میشود یک پهلوان سیاسی. بزرگمهر یک پهلوان سیاسی در ایران باستان بوده که اقدامات و تدبر او نقش کمتری از زور بازوی رستم نداشته است و او نیز در تاریخ ما محبوبیت دارد. امیرکبیر نیز یک پهلوان سیاسی در تاریخ ایران است که اصلاحات و سازندگی او بسیار چشمگیر بوده و به عنوان یک پهلوان سیاسی از محبوبیت فوقالعادهای در میان مردم برخوردار است. او دشمنان خارجی و اجانب را تحقیر میکرد. سفیر روس و انگلیس را بارها تحقیر کرد و در عوض ایران و ایرانی را عزیز میداشت. او به جای فرستادن دانشجو به خارج، اساتید را از خارج به دارالفنون تازه تاسیس میآورد. راه اندازی نیروی دریایی، سیستم ضدجاسوسی، بهداشت و واکسیناسیون و ... همه جزو شاخصههای پهلوانی سیاسی او است اگر چه بیگانگان و بیگانهپرستان به او مهلت ندادند و در حمام فین کاشان شهیدش کردند. این عبارت "اشداء علی الکفار رحماء بینهم" که در قرآن آمده واقعاً یکی از آن شاخصههای پهلوانی است که پهلوانان رزمی و سیاسی هر کدام به نوعی آن را به تصویر کشیدهاند. یاور مظلوم بودن و دشمن ظالم بودن از ویژگیهای آنان بوده است. در دوران معاصر نیز، امام خمینی خود یکی از بزرگترین پهلوانان سیاسی جهان بود که آوازهاش شرق و غرب عالم را پر کرد. اما همواره عدهای نحیف و ضعیف نیز ادای پهلوانان را درآوردهاند. ضرب المثل "من آنم که رستم جهان را گرفت...!" نمادی از این افراد است. مثلاً شاه ملعون، همواره ژست پهلوانی به خود میگرفت که بله من ایران را به دروازههای تمدن رساندم و ... اما در واقع او نه تنها پهلوان نبود بلکه موجود حقیری بود که حقارتش را امریکا و انگلیس خوب میدانستند وقتی که او را کشک هم حساب نمیکردند و هر تصمیمی میخواستند از راه دور برای ایران میگرفتند. از راه دور به او اشاره میکردند که این کار را بکن یا آن کار را نکن و او حقیرانه "چشم" میگفت و مجری اوامر بود و در عوض صدایش را برای مردم بیچاره و مظلوم خودش کلفت میکرد. امروز نیز پهلوان سیاسی بزرگی که آوازهاش شرق و غرب را گرفته در میدان مشغول افتخارآفرینی است. احمدینژاد یک پهلوان سیاسی محبوب است که در جهان توانسته کمر حریفان زیادی را به خاک بمالد. او بر خلاف دیگرانی که ناشیانه ژست پهلوانی به خود میگیرند و یواشکی با دشمنان ملت فالوده میخورند و بر مردم خود منت مینهند، به طور جدی به دشمنان ضرب شست نشان داده، کارهای بزرگی را در عرصه داخلی و بین المللی سامان داده ولی در عوض در مقابل مردم متواضع است. بیشک او یکی از بارزترین چهرههای مردمی کشور در طول دوران انقلاب اسلامی است که توانسته عزت و افتخار لگدکوب شدهی ایرانیان را احیا کند و به آنان شیرینی افتخار را بچشاند. افتخاری که ناشی از امتیازدادنها در کنفرانسهای غبارآلود لندن و پاریس و برلین و عطیهی وزیر امور خارجه این کشور و آن کشور نیست بلکه عزتی که ثمره اتکا به نفس خود ایرانیان است. البته عدهای نوچه همواره تلاش میکنند تا اینان را واقعاً پهلوان واقعی جا بزنند. مثلاً شاهپرستان در دوران طاغوت همواره او را باد میکردند تا جایی که خودش هم باورش میشد! یا مثلاً امروز عدهای میگویند بله جان فلانی در خطر است و یا رییس جمهور مسئول حفظ جان فلانی است تا به این وسیله صلواتی برای بندهی خدا چاق کرده باشند تا جایی که خودش هم کمکم باور کند که لابد یک پهلوان است. در عوض مردم پهلوانان را خوب میشناسند؛ آنان به اندازه کافی به همهی مدعیان وقت داده و میدهند تا وزن خود را مشخص کنند. یک نفر که 8 سال هر چه زور داشت، زد و آخر هم گفت "زمینش کج است و اختیاراتش کم است." باز هم حالا آمده بدون آن که زمین راست شده باشد و اختیاراتش زیاد شده باشد، باز هم وقت ملت را بگیرد. آیا مردم معرکه را از یک پهلوان واقعی میگیرند و به او میدهند تا باز هم شانسش را امتحان کند؟ آیا مردم یک بار دیگر دار و دسته هتاک و باجگیر او را تحمل میکنند تا بار دیگر سخنان تکراری او را بشنوند؟ مردم یزد که حتی متدینینش هم ارادت ویژهای به رییس جمهور سابق داشتند، در استقبال اعجابانگیز از احمدینژاد تکلیف انتخابات آینده را برای همهی خوابزدهها و خوابنما شدهها روشن کردند. مردم به احمدینژاد نه به عنوان یک رییس جمهور بلکه به عنوان یک پهلوان سیاسی عشق میورزند و او را حمایت میکنند و ان شاء الله در انتخابات آینده تکلیف مدعیان مردمگرایی و اصلاحطلبی امریکایی را روشن میکنند. خوش بود گر محـــــک تجــربه آید به میان
آقای خامنهای و همهی ما خوشحال هستیم |
بسم الله الرحمن الرحیم![]()
نگاهی مکتبی به همه چیز جستجوپیام بازرگانی![]() فروش فوری تعدادی ایده نوین و بکر برای توجیه فروکش کردن موج سبز به فروش میرسد. فروش محدود فروش تعداد محدودی رایانه پنتیوم 5 جهت مشاهده سایتهای خبری ایرانی بدون مشکل نمایش فلشهای تبلیغاتی حتی سایت تابناک. بشتابید وگرنه تموم میشه توجهقواعد درستنویسی در وبجالب از ديگران
نامه به میرحسین موضوعات
اصلاح الگوی مصرف آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |