تبليغاتX
بزمانه













بزمانه
دیدگاه‌های شخصی حمید بزم شاهی اصفهانی

در یکی از روزهای نوروز امسال  (1388) که در نجفآباد بودیم، به همراه فامیل به باغی در حاشیهی شهر رفتیم. یکی از ویژگی-های فرهنگی نجفآباد علاقهی وافر آنان به طبیعت و مخصوصاً حضور در بهشت کوچک خصوصیشان (باغهای فراوان اطراف نجفآباد) است. این باغهای میوه با مساحتهای مختلفی بین 500 متر مربع تا چندین جریب و به صورت محصور یافت میشود که انواع مختلفی از محصولات باغی در آن وجود دارد. بعد از ناهار هوس ِ بازی کردیم. بازیهای سنتی که از ایام دور در میان مردم (و نه فقط بچهها) رایج بودهاست. «تودوری» که امروزه به آن «وسطی» یا «داژبال» گفته میشود یکی از آن ورزشهای گروهی جذابی است که بسیار نیازمند تحرک و نشاط و مهارتهای حسی حرکتی است. پس از آن به بازی «کُت کُتی» پرداختیم. این بازی بسیار رقابتی بوده و نیازمند چابکی، قدرت بدنی و فعالیت شدید جسمی است. قوانین مفصلی دارد که من همهی آن را نمیدانم .
پس از آن به بازی «هفتسنگ» پرداختیم. بازی پر تحرک و جنجالی دو گروه چهار نفره مردان بزرگسال برای زنان و کودکان بسیار جذاب و مهیج بود. چیزی حدود دو ساعت وقت را صرف بازی هفتسنگ کردیم که با پیروزی 9 بر 7 گروه ما، به پایان رسید و ما جایزه خود را که یک دور «کولی» از  تیم مقابل بود دریافت کرده و لذت وافری از آن بردیم!
قوانین بازیهای قدیم نجفآباد بسیار جالب بودهاست. مثلاً جایزه همه بازیها کولی بوده که به معنای آن است که بازنده باید برنده را مانند یک کولهپشتی، به پشت خود سوار کند و مسیر معینی که معمولاً به اندازه زمین بازی بوده، یک دور ببرد. این نشان دهندهی این بوده که رقابت بر سر اجتناب از یک خفت و خواری و رسیدن به یک سروری بوده است چیزی شبیه بازی زندگی.
اسم بازی هفت سنگ برگرفته از این است که هفت عدد سنگ به اندازه کف دست را که نهچندان استوار روی هم قرار گرفتهاند، گروهی باید آن را با پرتاب یک توپ از فاصله معین بریزند و سپس دوباره هفت سنگ را به صورت پایدار و کامل روی هم بچینند. این کار به صورت گروهی توسط همان گروهی که توپ را به منار هفت سنگ زده است باید انجام پذیرد و گروه مقابل بلافاصله پس از فرو ریختن هفت سنگ توپ را گرفته و با زدن توپ به افراد گروه مقابل آنان را از دور بازی خارج کرده و مانع تشکیل هفت سنگ میشوند. اگر همه اعضای گروه قبل از آن که بتوانند هفت سنگ را کامل کنند، مورد اصابت توپ قرار بگیرند، باختهاند و الا تیم محافظ باخته است. هر دور بازی باعث میشود که برنده یک امتیاز کسب کرده و بازنده محافظ هفت سنگ شود.
بازی تکرار میشود تا یکی از دو گروه با فاصله دو امتیاز از رقیب جلو زده و به امتیاز هفت برسد در غیر اینصورت بازی ادامه می-یابد تا فاصله بالاخره به دو امتیاز برسد. پس از مشخص شدن برنده، مراسم تلخ و شیرین کولی انجام خواهد شد.
این بازی نیاز شدیدی به هماهنگی و کار گروهی، قدرت و تحرک و چابکی، هوش و ذکاوت دارد و باعث تقویت قوای حسی-حرکتی و تقویت حس همکاری گروهی شده و بسیار صمیمیت و نشاط را به همراه میآورد.
بنده بازی هفت سنگ را بسیار جذابتر و بهتر از فوتبال میدانم اما چه کنیم که وقتی انگلیسیها داشتند فوتبال خودشان را در المپیک و جام جهانی و ... به مردم دنیا تحمیل میکردند ما خواب بودیم و یا مشغول دعواهای ساختگی و رتق و فتق بدبختیهای نازل شده بر سر مملکتمان بودیم.

+ نوشته شده در 88/01/30 | موضوع : فرهنگی| |

درد عشقی کشیده​ام که مپرس
زهر هجری چشیده​ام که مپرس

گشته​ام در جهان و آخر کار
دلبری برگزیده​ام که مپرس

آن چنان در هوای خاک درش
می​رود آب دیده​ام که مپرس

من به گوش خود از دهانش دوش
سخنانی شنیده​ام که مپرس

سوی من لب چه می​گزی که مگوی
لب لعلی گزیده​ام که مپرس

بی تو در کلبه گدایی خویش
رنج​هایی کشیده​ام که مپرس

همچو حافظ غریب در ره عشق
به مقامی رسیده​ام که مپرس

چند روز پیش به همراه جمعی از پژوهشگران توفیق زیارت مقام معظم رهبری روحی فداه و دست بوسی ایشان نصیبم شد. جای همتون خالی.

+ نوشته شده در 88/01/29 | موضوع : | |

عجیب تحت تأثیر شخصیت این دو شهید بزرگ هستم. یکی در بعد فرهنگی و یکی در بعد عرفانی و نظامی و مکتبی. این دو نفر دو الگوی کامل از یک انسان مکتبی تربیت شده در مکتب اسلام ناب محمدی ص هستند.

شهید صیاد شیرازی فرمانده انقلابیشهید صیاد از مبارزین با طاغوت از قبل از انقلاب بود که با دوراندیشی و قدرت روحی خود توانست ارتش طاغوت را که در خدمت امریکا بود و به عنوان صف اول در جبهه جنگ سرد می جنگید و عملاً هیچ فایده ای به حال کشور ایران نداشت، تبدیل به ارتشی کند که در خدمت انقلاب و اهداف اسلام بود. در حقیقت او عامل صدور انقلاب به ارتش شاهنشاهی بود و نماینده رهبر انقلاب اسلامی در ارتش بود. حقاً و انصافاً تکلیف خویش را خوب ادا کرد. اما صیاد کاری بزرگ تر نیز انجام داد. او توانست در مدت زمان حیات خود در پس از انقلاب پایه گذار یا یکی از پایه گذاران دکترین نظامی انقلاب اسلامی باشد. او توانست برای ما یک سیستم دفاعی و نظامی مبتنی بر اصول و ارزش های اصیل مذهبی و ملی به ارمغان بیاورد. او با استفاده از دستاوردهای بشری در علوم نظامی توانست به آن ارتقا بخشد و برای نظام سیاسی جمهوری اسلامی، مکتب دفاعی و نظامی خاص مبتنی بر ارزش ها و عرفان پایه گذاری کند.

شهید آوینی فیلسوف و هنرمند انقلابیسید مرتضی آوینی نیز نقشی شبیه به صیاد شیرازی داشت. پروانه صبر او اگر چه زودتر از صیاد در آتش عشق به الله سوخت و شربت شهادت را نوشید اما نقشی کمتر از صیاد در صدور انقلاب نداشت. در حقیقت این آوینی بود که فرهنگ دفاع مقدس و جهاد مردمی را با فلسفه اسلام ناب محمدی گره می زد و با سینمای مستند خاصی که خود خلق کرده بود با زبان هنر به نسل تشنه حقیقت می نوشاند. آوینی توانست مکتب سینمای انقلاب اسلامی را مبتنی بر ارزش ها و اصول انقلاب اسلامی تعریف کند. سیستم هنری که او پایه گذاری کرد باعث شد تا مردم و نسل نوخاسته به حقیقت مقدس جنگ و جهاد در راه خدا پی ببرند و بخش عظیمی از درک صحیح مردم از دفاع مقدس و همراهی و همیاری آنان تا دقیقه نود و حتی وقت اضافه جنگ بی شک مدیون آوینی است. او نیز با خودساختگی و مشی فلسفی-عرفانی و تفکر عمیق هنری خود توانست انقلاب اسلامی را در حوزه مستندسازی، رسانه ای و فرهنگی تبیین کند.

جالب این که رهبر معظم انقلاب در هر دو تشییع جنازه شرکت کردند که این نشان از پیوند این دو عنصر ارزشمند با اصل انقلاب داشت. امروز نیز ما نیازمند قهرمانانی هستیم که انقلاب اسلامی را در ابعاد گوناگون اقتصادی، سیاسی، دیپلماسی، صنعتی، هنری، مدیریت، کشاورزی، بهداشت و سلامت، تجارت و ابعاد دیگر تعریف کنند و این افتخار را تا ابد نصیب خود نمایند. چه کم توفیقند صاحبان اندیشه ای که توان اندیشه و فکر خود را صرف مبارزه ای بیهوده و بی نتیجه با انقلاب اسلامی و مکتب امام خمینی ره نموده اند. چقدر محروم هستند کسانی که می توانند جهانیان را در طلوع خورشید اسلام در جهان از خواب سنگین بیدار کنند و در این صبح صادق نقشی داشته باشند ولی خود را در سیاهی ها و تاریکی ها پنهان می کنند. بالاخره این خورشید طلوع خواهد کرد ولو آن که مشرکان از آن اکراه داشته باشند.

+ نوشته شده در 88/01/20 | موضوع : | |

ملا محمود قاهری که در گویش نجف آبادی به آن «مُل محمود» گفته میشود، یکی از علمای قدیم نجفآباد بود که شاید نسل امروز نجف آباد او را نشناسند. در ایام نوروز طی دید و بازدید مرسوم، به منزل یکی از بستگانمان که سنی در حدود 90 سال دارد رفتیم. ایشان در میان صحبتها اشارهای کرد به مرحوم مل محمود که در طی تفسیر قرآن مطالب عجیب و غریبی از آینده خبر میداد. از جمله به مردم بیخبر از همهجا در ایام قدیم میگفته که در آینده یک پرندههای آهنی خواهد آمد که از شکم آن آتش بیرون میآید و انسان سوار بر آن به آسمان میرود... (اشاره به هواپیما یا موشکهای حامل انسان به فضا) و یا گفته بود، در آینده چیزی پدید میآید که مردم در گوش خود میگذارند و با مردم دیگر از فاصله هزاران فرسخ سخن میگویند... (اشاره به تلفن) یا گفته بود که در آینده یه چیزی میآید که مردم در آن نگاه میکنند و آدمی را میبینند که حرف میزند. او با اینها حرف میزند و اینها میشنوند ولی اینها هر چه بگویند او نمیشنود... (اشاره به اختراع تلویزیون). مردم پای منبر به او متعرض میشدند که ملا، این حرفها  چیست؟ میگفت: من نمیدانم، اینها را از قرآن میفهمم و به آن مطمئنم.
برایم جالب بود که در گذشته افرادی در شهرهایی مانند نجف آباد یافت میشدهاند که چنان برداشتهایی عمیقی از قرآن داشته-اند. در ادامه گفت که عدهای از اهالی نجفآباد که در همان عهد قدیم عازم مکه شدهبودند، به محضر عالم بزرگی بنام آیت الله مدیسه ای رسیدهاند که در زمان خود عالم بزرگ شیعیان بودهاست. ایشان از اینها میپرسد که شما از کجا اینجا آمدهاید؟ اینها میگویند که ما از اصفهان هستیم. میپرسد کجای اصفهان؟ میگویند نجفآباد، آن عالم بزرگ میگوید مگر ملامحمود را شما در نجفآباد ندارید که پیش من آمدهاید؟! این نشان از مقام عظیم علمی و معنوی اشخاص گمنامی چون مل محمود قاهری دارد.
خانواده قاهری هنوز هم یکی از معروفترین و اصیلترین و متدینترین مردم نجفآباد هستند و بزرگترین و قدیمیترین معلمان نجفآباد محسوب میشوند. جالبتر این که مل محمود شخصی بوده که صاحب کسب و کار بوده و صرفاً مشغول درس و بحث نبوده است!
جالب این که یکی از مدرنترین شاخههای علوم بشری امروزی علم "آیندهپژوهی" است که در مقطع دکتری تاسیس شده است که در آن به مسائل آینده به عنوان یک گنج ارزشمند و قدرت افزا مینگرد. هر سازمانی که بتواند به آینده تسلط یابد و آینده را یه طور دقیقتری پیشبینی کند، خواهد توانست آینده را در اختیار بگیرد. این در حالی است که پژوهشهای آینده هرگز تضمین صددرصدی نسبت به هیچ گزینهای نمیدهند ولی در مکتب ملامحمودها این مسائل قطعی و حتمی بودند.

+ نوشته شده در 88/01/16 | موضوع : فرهنگی| |

نوروز 88 در یکی از باغهای نجف آبادحلول سال ۱۳۸۸ را که به یمن قدوم حضرت امام حسن عسگری (ع) مبارک شده است، به کلیه ی عزیزانی که از این وبلاگ دیدن می کنند، تبریک عرض می کنم. بالاخره بنده نیز به جمع صاحبان لپتاپ پیوستم و در آستانه این سال جدید موفق به تهیه یک دستگاه رایانه همراه به قیمتی بیش از یک کرور تومان شدم و این اولین پستی است که با آن می گذارم.

راستی امروز سالگرد ازدواج بنده با خانمم بود که طبق معمول سالیان اخیر، باز هم بنده شرمنده شدم و ایشان به بنده یادآوری کرده و تبریک گفتند.

امیدوارم که در این سال بتوانم روزگاری نو را ورق بزنم و به قول حافظ چراغ دل بیفروزم (+). در ایام تعطیلات نوروز طبق معمول به نجف آباد رفته بودم و دید و بازدید فامیل و آشنایان که چه صفایی دارد واقعاً آدم روح تازه می گیرد و دقیقاً می توان رابطه حکمت آمیز صله رحم با طول عمر را احساس کرد.

در این دو هفته سری به روستای صادق آباد که در حدود ۵۰ کیلومتری غرب نجف آباد است زدیم و نیم روزی را در کنار ساحل باصفای زاینده رود و در آغوش شکوفه های بهاری سر کردیم. همینطور در بازگشت از نجف آباد از جاده جوشقان و کامو و قهرود آمدیم که واقعاً بهشتی بود بی نظیر از زیبایی و طراوت بهاری و همینطور سری به قمصر و آن باغ های زیبایش زدیم و اگر چه هنوز فصل گل و گلابش نرسیده بود ولی شکوفه ها و خلوتی قمصر بی نهایت دل انگیز بود.

برخی از دست آوردهای معنوی نوروز را احتمالاً در قالب دو یا سه پست به زودی خدمت شما ارائه خواهم داد.