بزمانه
|
فارغ از رخدادهای خشونت آمیز پس از انتخابات که متاسفانه به خاطر جهالت برخی حضرات به طرز بدی بدعت گذاری شد، طبیعتاً باید منتظر بود تا نخبگان و جریان های سیاسی نسبت و موقعیت جدید خود را نسبت به بیانات رهبری اظهار کنند. در حقیقت واکنش ها نسبت به این بیانات، تعیین کنند هویت جریانات و شخصیت های سیاسی در کشور است زیرا این خطبه به طور بی سابقه ای از حمایت مردمی برخوردار شد. بیشتر ایرانی ها به لحاظ اهمیت این بیانات حداقل یک بار این خطبه ها را گوش کردند. بسیاری از شخصیت ها و جریانات سیاسی از این بیانات استقبال کردند ولی گروهی از جریان موسوم به اصلاح طلب اساساً هیچ واکنشی به این پیام نشان ندادند و حتی مهدی کروبی، میرحسین موسوی و خاتمی پیام های جداگانه ای دادند که در آن تلویحاً با بیانات رهبری مخالفت کردند. اکنون این آزمون بزرگ در پیش روی اصلاح طلبان است تا تقید خود را همان گونه که به جمهوریت نظام بارها و بارها ابراز داشته اند، نسبت به رکن ولایت فقیه نیز نشان دهند. آنان یا با ارسال پیام تجدید بیعت یا با تبعیت عملی باید نشان دهند که این اصل اصیل را نیز همانند جمهوریت نظام قبول دارند و الا از دایره نظام خارج و به جمع دشمنان ملت خواهند پیوست. آزمون تعیین کننده ای که پیش از این بنی صدر، منافقین و نهضت آزادی به خاطر مردود شدن در آن از قطار انقلاب پیاده شدند اکنون پیش روی اصلاح طلبان است. چیزی به حرکت قطار نمانده و اگر اصلاح طلبان سوار نشوند بی شک دیر خواهد شد.
Only losers play by the rules! پ.ن: عیناً نقل از چای نبات
من به عنوان یک عنصر کوچک از این ملت به رییس جمهور منتخب و محبوب ملت ایران پیام تبریک میفرستم و از همه وبلاگ نویسان و همه کسانی که این متن را میخوانند درخواست میکنم به احمدینژاد پیام تبریک ارسال نمایند. پی نوشت: آدرس سایت شخصی احمدی نژاد: www.ahmadinejad.ir
به نظرم بازنده این انتخاب نه میرحسین، رضایی و کروبی و نه حامیانشان بودند زیرا بر همه عقلا تفاوت "رقابت" با "جنگ" واضح است. به نظر من بازنده انتخابات ما امریکا، اسراییل، انگلیس و کشورهایی بودند که اساساً با موجودیت ایران مشکل داشتند و احتمالاً حتی دست به دعا و نذر و نیاز هم برداشتند که احمدی نژاد رییس جمهور نشود! مطمئن باشیم که انتخاب مجدد احمدی نژاد که انتخاب مردم بود به نفع کشور و انقلابمان خواهد بود همانطور که اگر سایرین هم انتخاب می شدند همینطور بود. چه قدر خوب بود که در دوران رقابت فکر امروز را می کردیم. تب و تاب ها خوابید و روسیاهی به ذغال ماند. کسانی که مدام گفتند احمدی نژاد دروغ گو است تا خودشان هم ادعای کذب خود را باور کردند، اکنون در مقابل این اتهام خود چه پاسخی دارند؟ آیا چهارسال باید یک دروغگو را به عنوان رییس جمهور بپذیرند؟ آیا این بیست و چند میلیونی که به احمدی نژاد رای دادند به دروغگویی رای دادند؟ آیا اکثریت ایرانیان نیز احمدی نژاد را دروغگو می شناسند؟ کسانی که مرزهای اخلاقی رقابت انتخاباتی را شکستند، امروز دربرابر این سیل رای خالصانه مردم چه احساسی خواهند داشت؟ بهتر نبود همراه اکثریت مردم نقاط قوت احمدی نژاد را نیز علیرغم نقاط ضعفش می پذیرفتند؟ یاد امام خمینی بخیر که می فرمود "تندروی عاقبت خوبی ندارد."
در مناظره احمدی نژاد و موسوی من حقیقتاً از طرز
روکردن پرونده زهرا رهنورد توسط احمدی نژاد آزرده شدم. این طرز بیان اگر چه از نظر
فنون مناظره امری مجاز است ولی از نظر اخلاق اسلامی واقعاً ناپسند بود. البته بیان
اسامی افرادی که به آلاف و الوف رسیده بودند بد نبود حتی روکردن خود مسئله پارتی
بازی میرحسین و زنش در کسب موقعیت ها نیز بد نبود ولی طرز بیان احمدی نژاد در باره
موضوع زهرا رهنورد ناپسند بود. از این بابت به موسوی حق میدادم و از طرفی میرحسین
را فردی اخلاقمدار در عین حال ضعیف در مناظره یافته بودم. اما در جلسه دیشب فارغ
از مباحث سطح پایین و در حد مضحک کروبی، میرحسین با چهرهای متفاوت ظاهر شده بود.
او دیگر آن نجابت و متانیت مورد انتظار را نداشت. اگر چه روی منبر رفت و احادیث
یکی پس از دیگری در باب اخلاق و صداقت و ... بیان کرد ولی در عمل خود غیراخلاقیترین
شیوه تخریب را در پیش گرفت. میرحسین تعهد کرده
بود که در جلسه مناظره به مناظره بپردازد و درباره کاندیدای غایب ولو ظالم هم باشد
سخنی نگوید. او احمدینژاد را به خاطر سخن گفتن از افرادی که در دولت میرحسین و
هاشمی و خاتمی به نان و نوایی رسیده بودند سرزنش کرد و گفتن چرا از افراد غایب نام
میبری ولی خودش تمام وقتش را علیه «کاندیدای غایب» سخن گفت. میرحسین با لفظ«ایشان»،
«ما»، «او» و ... از احمدینژاد یاد میکرد و در تذکر قانونی مجری میگفت من که
نام نبردم! از نگاه رییس جمهور
احتمالی آینده، احمدینژاد حق نداشت کاری به گذشته داشته باشد و عملکرد خود را با
دولتهای گذشته مقایسه کند ولی میرحسین حق داشت در غیاب کاندیدای غایب عملکرد،
شخصیت او را لجنمال کند. میرحسین با ارائه نمودارهایی به قول خود معتبر احمدینژاد
را به دروغگویی متهم کرد که این اتهام جای پیگرد قانونی دارد در حالی که احمدینژاد
فقط به میرحسین گفته بود که در دولت شما کارآمدی وجود نداشته است. عملکرد میرحسین
واقعاً دیشب غیراخلاقی و تند بود. او بجای آن که بتواند در مقابل احمدینژاد قد
علم کرده و او را در جلسه مناظره شکست دهد، در غیاب او و حتی پس از گذشت دو جلسه
مناظره و قرائت بیانیه در جلسه قبل به او حملات تخریبی میکند. میرحسین آشکارا
صداقت و رفتار قانونی و اخلاقی را زیر پا گذاشت و نشان داد که علیرغم ادعاهای
فراوان ولایتمداری و ... به تذکرات رهبری درباره تخریب و نفی دیگران بجای اثبات
خود هیچ توجهی ندارد. چقدر خوب بود که
میرحسین به جای تخریب احمدینژاد و آن هم عقدهگشایی شخصی، بخش موفقیتهای خود در
زمان نخست وزیری را بسط میداد که من شخصاً بهترین بخش مغازله آنان را همان بخشی
میدانم که میرحسین عملکرد خود در زمان نخست وزیریش را توضیح میداد. در شبه مناظره که
نه بلکه مغازله و معاشقه دیشب مسائل دیگری نیز روشد و آن یک تبانی سیاسی برای شکست
احمدینژاد. من ادعای احمدینژاد مبنی بر سه به یک بودن انتخابات را اغراقآمیز میپنداشتم
ولی در مناظره کروبی با محسن رضایی و دیشب و در گفتههای لری کروبی مشخص شد که
تبانی سیاسی پشتپردهای برای شکست احمدینژاد صورت گرفته است زیرا کروبی میرحسین
را به خاطر دوری از صحنه در روی کار آمدن احمدینژاد سهیم دانست و او را سرزنش کرد
و او را قسم داد که از صحنه خارج نشود! اساساً جلسه مناظره
دیشب بوی خون میداد مخصوصاً در بخش آخر که میرحسین با شدیدترین وجهی به مجری، صدا
و سیما، احمدینژاد و عناصر نامعلوم و موهوم حمله کرد و گفت به سمت من سنگ پرتاب
کردند، بلندگوی مرا قطع کردند و ... که به نوعی دعوت از طرفدارانش برای واکنش سخت
و امنیتی کردن فضای انتخابات تلقی میشود. به نظر میآید میرحسین تلاش میکند شکستهای
واضحش در مناظره با احمدینژاد را در غالب امنیتی کردن فضای انتخابات جبران کند.
عدهای مداوم برای من پیامک میدهند که دار و دسته سعید حجاریان و اصلاحطلبان در
پشت موسوی به دنبال ایجاد فضای آشوب و ایجاد انقلاب رنگی هستند، من به دیده شک و
تردید به این ادعاها مینگرم، آیا واقعاٌ این گونه است؟ آیا واقعاً فضای انتخابات
به سمت اغتشاش میرود؟
اولین سوال وی درباره هاله نور بود که
احمدینژاد طبق معمول از کنار آن سر خورد. احمدینژاد نیز گویا این مناظره
برایش زنگ تفریح است، حدود 50% از وقتش را به بیان عملکرد دولت نهم اختصاص
داد. جواب سوالات نه چندان مایهدار کروبی را در یکی دو جمله میداد و میرفت
سراغ آمار عملکرد دولت در زمینههای اقتصادی.
دیشب که اولین جلسه این مناظره بین کروبی و رضایی بود بیشتر شبیه یک فیلم خنده دار و نوع جدیدی از سخنرانی با دو سخنران همزمان بود و نه یک مناظره واقعی. به نظر من کروبی و محسن رضایی اخلاق انتخاباتی را رعایت نکردند و از فرصتی که به دست آوردند بر خلاف تعهداتشان سوء استفاده کردند. آنان توافق کرده بودند که درباره کسانی که در جلسه حاضر نیستند سخنی نگویند و آن ها هر کدام خود نیز به این توافق اقرار کردند ولی عملاً دهها بار عملکرد دولت نهم و کاندیدای غایب را زیر سوال برده و باز هم طبق معمول تمسخر را پیشه گرفتند. آنان بجای بیان نظرات چالشی بین خود، به تایید نظرات یک دیگر پرداختند و با هم متحداً علیه کاندیدای غایب سخن گفتند و یک تنه به تخریب عملکرد کسی پرداختند که نمی توانست از خود دفاع کند. این رفتار ناجوانمردانه و غیر اخلاقی و ظلم آشکار تلقی می شود. بهتر بود آنان به این سوال اساسی و مغفول جواب می دادند که مثلاً آقای کروبی چه چیزی در خود دید و در آقای رضایی ندید که حاضر شد با وی به رقابت بپردازد و آقای محسن رضایی چرا به این نتیجه رسید که آقای کروبی ناتوان از ریاست جمهوری است و بر این اساس او احساس تکلیف کرد. آنان زیرکانه و با موضعی بی طرفانه این وظیفه اساسی خود را انجام نداده و البته هزینه این شیطنت خود را به گونه ای به گردن مجری ناتوان مناظره انداختند. البته باید گفت این فیلم بازی کردن و تعریف و تمجید دو رقیب از یکدیگر پیام پنهانی داشت و آن این که اگر شما این قدر با هم توافق نظر دارید چرا با هم رقابت می کنید؟ اینجا دم خروس پیدا می شود و معلوم می شود که این دو کاندیدای محترم برای رقابت با یکدیگر بر سر ریاست جمهوری نیامده اند، بلکه با هم متحد شده اند تا علیرغم آن که احتمال رای آوردنشان کم است لااقل به رقیب مشترک ضربه زده باشند که این نتیجه گیری، فرض برخی مبنی بر هماهنگی و ائتلاف پشت پرده سه کاندیدا برای شکست یک کاندیدا در انتخابات دهم را تقویت می کند.
قضیه ادعای احمدی نژاد در خصوص تحقیر رییس جمهور سابق (آقای خاتمی) در دیدار با ژاک شیراک و قضیه پله ها برایم سوال بود که به جستجو در این باره پرداختم. حقیقت تلخ آن است که ادعای احمدی نژاد کاملا صحت دارد اگر چه سایت های اصلاح طلب آن را انکار کرده اند. آنان با روش های جنگ روانی خاص خود با انتشار عکس هایی از دیدار دوم آقای خاتمی با ژاک شیراک در 5 آوریل 2005 سعی در دروغ جلوه دادن این ادعا کردند در حالی که آقای خاتمی دیدار دیگری نیز با همین فرد در کاخ الیزه در تاریخ 27 اکتبر 1999 داشته است که حدود مهر 1378 می شود. هر چه تلاش کردم عکسی از آن نیافتم بجز یک عکس که آن هم در بالای پله ها است. البته من در همان زمان این صحنه را خودم دیدم و احساس ناراحتی کردم البته نه به اندازه احمدی نژاد. عکس مربوط به دیدار 2005 با عبای مشکی که اصلاح طلبان به استناد آن احمدی نژاد را دروغگو خواندند. البته در این دیدار شیراک واقعا از پله پایین آمد. تنها عکس موجود مربوط به بازدید 1999 با عبای شکلاتی که مد نظر احمدی نژاد بود. از موقعیت قرار گرفتن شیراک نسبت به سرباز گارد مشخص است که بالای پله است. در این دیدار شیراک از پله پایین نیامد و همان بالا ایستاد تا آقای خاتمی بالا برود. البته بعید می دانم آقای خاتمی اساساً این چیزها را تحقیر بداند. احتمالاً او از آقای شیراک بسیار متشکر است که او را به حضور پذیرفته و اجازه داده که با او عکسی بگیرد. به دلایل مختلف قصد نداشته و ندارم که در موضوعات تبلیغات انتخابات شرکت کنم ولی خداییش به حال مظلومیت احمدی نژاد غصه ام شد. 14/3/1388 برادر عزیز روح الله مهرابی با ارسال قطعه فیلمی از دیدار 1999 آقای خاتمی قضیه پله را روشن کردند و مشخص شد اگر چه برای خاتمی فرش قرمز پهن نکرده اند و اگر چه شیراک کت شلوار روشن (که در فرهنگ غرب احترام آمیز محسوب نمی شود) پوشیده ولی قضیه پله صحت نداشت. بنده از این بابت هم از ایشان تشکر و هم از مخاطبان محترم عذرخواهی می کنم. متاسفانه احمدی نژاد سخنان اغراق آمیز می گوید و این اغراق آمیز سخن گفتن به برخی از جمله بنده هم سرایت کرده و امیدوارم بتوانم خود را اصلاح کنم. احمدی نژاد با این نقاط ضعف دفاع از خود را برای ما سخت کرده است.
حاج آقا محمدی که مردی عالم و با فضیلت های علمی و اخلاقی هستند، سخنرانی داشتند. ایشان از کارشناسان برجسته رادیو معارف و متبحر در عقاید و علم کلام و مخصوصاً در پاسخ به شبهات هستند. همینطور دوست عزیزم آقای عباس کاویانی هم قرائت زیارت و مداحی را بر عهده داشتند. منزل همسایه مان آقای ربانی هم مردانه شد و منزل خودمان زنانه. چیزی حدود 14-20 نفر مرد در جلسه شرکت می کردند و حدود 40 نفر هم خانم که برای سال اول آمار خوبی محسوب می شود اگر چه اساساً در مجالس اهل بیت ع آمار خیلی به حساب نمی آید و مهم کیفیت مجلس است و کمیت در درجه دوم قرار دارد. به هر حال توفیق بزرگی بود و خدا را از این بابت شکر می کنم. روز شهادت حضرت زهرا س هم بنا به توصیه علما و مراجع که درچند سال اخیر تاکید زیادی روی عزاداری آشکار و خروج دسته های عزاداری داشتند، به حرم حضرت معصومه س مشرف شدم و برای اولین بار در جمع دسته های عزاداری حضرت فاطمه س حضور یافتم که توفیق عظیمی بود. مردم با همان شور عزاداری های عاشورا به میدان آمده بودند و چه عزاداری می کردند. ای کاش مدعیان نخبه گرایی جامعه ما نیز سری به این جمع عوام الناس می زدند تا قدرت معنوی کشور فاطمه زهرا س را درک می کردند. یکی از مداحان می گفت که عزای امام حسین ع همه قشر آدمی می آد، مسیحی، زرتشتی و ... ولی عزای فاطمه زهرا س را فقط شیعیان شرکت می کنند. به هر حال تاکید علمای بزرگ و مراجع مخصوصاً آقایان صافی گلپایگانی، وحید خراسانی و مرحوم آقای میرزا جواد تبریزی بر خروج دسته های سینه زنی و عزاداری در روز شهادت حضرت فاطمه زهرا س بی حکمت نیست.
کروبی از همان ابتدا با "نکته" آغاز کرد و در حدود 15 دقیقه مقدمه و سوابق خود را تبلیغ کرد و 5 دقیقه هم درباره برنامه هایش گفت. در مقدمه وی تلاش وافری کرد که پیوند خود با امام را به گونه ای ذکر کند که بتواند از امام در این راه مایه بگذارد. او خود را پیرو امام دانست و سخنان و جهت گیری های خود را نیز دقیقا منطبق با امام معرفی کرد و مخالفان مخصوصا دولت فعلی را بر خلاف راه و جهت گیری امام معرفی کرد. او سه اصل "جمهوریت"، "اسلامیت" و "ایرانیت" را جزو مشخصه های اندیشه سیاسی امام برشمرد! من هر چه در تاریخ و صحیفه ی نور گشتم و هر چه به سابقه ذهنی خود مراجعه کردم نتوانستم عنصر آخر را در دیدگاههای امام پیدا کنم. اتفاقا بر عکس امام فقط بر جمهوریت و اسلامیت و نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد تکیه می کردند و آن هم جمهوریت را در راه اسلام می شناختند و نه به خودی خود یک ارزش. به هر حال کروبی روی مسائل و مطالبات سیاسی و اجتماعی خیلی مانور داد و به اقتصاد که رسید گفت این هم که خودش ملموس و معلوم است! او درباره طرح اقتصادی یعنی سهام نفت هیچ نگفت و این بزرگترین اشتباهش بود. زیرا نماینده مطالبات سیاسی اصلاح طلبان خاتمی بود که آن هم اقبال وسیعی از طرف قشر فرودست جامعه نداشت و الا در دوره قبل مردم به او گوش می کردند و به معین رای می دادند. به هر حال کروبی نتوانست وجهه ی موفق دوره قبل خود را در این سخنان معرفی کند. او به سهام نفت که رسید به سرعت از آن عبور کرد و حتی موضوع پرداخت سرانه به ایرانیان را مطرح هم نکرد در حالی که این سلاح اصلی کروبی در دوره قبلی بود. گویا کروبی فراموش کرده که دوره قبل مردم نه به خاطر شعارهای سیاسی و آزادی و مخالفت با نظارت استصوابی بلکه به خاطر پرداخته ماهیانه 50 هزارتومان به هر ایرانی بود که به وی رای دادند. او حتی روی تیم "مدیران لایق" که کاملا چهره کرباسچی را به ذهن متبادر می کند هم خیلی تاکید کرد. در این میان جای ارزش های ملی و دینی مردم در سخنان کروبی خالی بود. او حتی اشاره ی کوچکی و نمادینی هم به ولایت فقیه و یا ایثارگران و خانواده شهدا نکرد. آثار پیری در کروبی به وضوح مشاهده می شود لااقل او باید این را می دانست که مردم برایشان یک چیزهایی واقعا مهم است مثل همین ارزش های معنوی و کاندیداها برای حفظ ظاهر هم که شده باید نامی از آن ببرند. اما کروبی یا از روی فراموشی یا از روی صداقت لری به چیزی که به او یاد نداده بودند اشاره ای هم نکرد! به هر حال کروبی کل صحبت هایش را در 20 دقیقه اول تمام کرد و 10 دقیقه دیگر هم آب را به سخنان خود بست و آن قدر "نکته" گفت تا وقتش را کامل استفاده کند.
به نظرم سخنرانی پریشب میرحسین ضربه ی مهلکی به او بود. این وجهه یک شخصیت محبوب که پس از 20 سال به عرصه سیاسی بازگشته نبود. او عصبانی و با تن صدای بلند سخن می گفت در حالی که انتظار می رفت او با وقار و طمأنینه ی بیشتری صحبت می کرد. پیروزی در انتخابات نیاز به یک موج فراگیر دارد که تا حالا این دو کاندیدا نتوانستند موج لازم را ایجاد کنند. بنابراین باید منتظر باشیم و روزهای آینده انتخابات ریاست جمهوری را ببینیم.
آقای خامنهای و همهی ما خوشحال هستیم |
بسم الله الرحمن الرحیم![]()
نگاهی مکتبی به همه چیز جستجوپیام بازرگانی![]() آخه چرا؟ استکبار جهانی عزیز! آخه چرا حالا که نوبت به ما رسید تصمیم گرفتی با ایران دوست بشی؟ چرا بودجههای حامیان ما را کم کردی؟ چرا با این رژیم قلابی مذاکره و توافق کردی؟ خیلی بدی! جنبش راه سبز امید استکبار جهانی، سلطنتطلبان و منافقین عزیز خارجنشین! پس از گذشت سی سال از جمهوریاسلامی باور کنیم که این رژیم خودبخود و یا با حمله نظامی سقوط نخواهد کرد. پس بیایید با سرمایهگذاری در جنبش راهسبز، ما را در امتحان شیوهای موفق و نوین زیر نظر اساتید داخلی و خارجی یاری رسانید. همکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم. جنبش راه سبز امید فروش محدود فروش تعداد محدودی رایانه پنتیوم 5 جهت مشاهده سایتهای خبری ایرانی بدون مشکل نمایش فلشهای تبلیغاتی حتی سایت تابناک. بشتابید وگرنه تموم میشه توجهقواعد درستنویسی در وبجالب از ديگران
نامه به میرحسین موضوعات
فرهنگی مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |