تبليغاتX
بزمانه













بزمانه
دیدگاه‌های شخصی حمید بزم شاهی اصفهانی

رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه 29 خرداد بیانات مهم و تعیین کننده ای داشتند. بی شک این بیانات یکی از سرنوشت سازترین رویدادهای سیاسی تاریخ معاصر است. همانطور که در پست قبلی گفتم انتخابات اخیر به همراه رویدادهای پس از آن و این خطبه نقطه عطفی در جریان انقلاب اسلامی محسوب می شود.

فارغ از رخدادهای خشونت آمیز پس از انتخابات که متاسفانه به خاطر جهالت برخی حضرات به طرز بدی بدعت گذاری شد، طبیعتاً باید منتظر بود تا نخبگان و جریان های سیاسی نسبت و موقعیت جدید خود را نسبت به بیانات رهبری اظهار کنند. در حقیقت واکنش ها نسبت به این بیانات، تعیین کنند هویت جریانات و شخصیت های سیاسی در کشور است زیرا این خطبه به طور بی سابقه ای از حمایت مردمی برخوردار شد. بیشتر ایرانی ها به لحاظ اهمیت این بیانات حداقل یک بار این خطبه ها را گوش کردند.

بسیاری از شخصیت ها و جریانات سیاسی از این بیانات استقبال کردند ولی گروهی از جریان موسوم به اصلاح طلب اساساً هیچ واکنشی به این پیام نشان ندادند و حتی مهدی کروبی، میرحسین موسوی و خاتمی پیام های جداگانه ای دادند که در آن تلویحاً با بیانات رهبری مخالفت کردند.

اکنون این آزمون بزرگ در پیش روی اصلاح طلبان است تا تقید خود را همان گونه که به جمهوریت نظام بارها و بارها ابراز داشته اند، نسبت به رکن ولایت فقیه نیز نشان دهند. آنان یا با ارسال پیام تجدید بیعت یا با تبعیت عملی باید نشان دهند که این اصل اصیل را نیز همانند جمهوریت نظام قبول دارند و الا از دایره نظام خارج و به جمع دشمنان ملت خواهند پیوست. آزمون تعیین کننده ای که پیش از این بنی صدر، منافقین و نهضت آزادی به خاطر مردود شدن در آن از قطار انقلاب پیاده شدند اکنون پیش روی اصلاح طلبان است. چیزی به حرکت قطار نمانده و اگر اصلاح طلبان سوار نشوند بی شک دیر خواهد شد.

+ نوشته شده در 88/03/31 | موضوع : سیاسی| |

نماز جمعه یکی از مهم ترین و تعیین کننده ترین اجتماعات عبادی سیاسی محسوب می شود. دیروز مهم ترین و تعیین کننده ترین نماز جمعه تاریخ انقلاب به امامت مقام رهبری حضرت ایت الله خامنه ای برگزار شد.
اهمیت این نماز جمعه از آن جهت بود که اوضاع سیاسی کشور به نقطه حساس و تعیین کننده رسیده است. نقطه عطفی که به نوعی یک دوراهی در سر راه جمهوری اسلامی شناخته می شود. رویارویی دو استراتژی رقیب در اداره جمهوری اسلامی؛ یک استراتژی که قائل به اداره کشور به شکل لیبرالی و متکی به نظریه های تکنوکراسی و سرمایه داری و دیگری قائل به بنیان گذاری شیوه ای نوین در اداره جمهوری اسلامی که منحصر به فرد بوده و نه متکی به شیوه های رایج دنیا بلکه متکی به ارزش های اصیل مکتبی است.
این رویارویی از ابتدای انقلاب وجود داشته، ولی در بطن حرکت می کرده است. در مقاطع مختلف زمانی یکی از دو تفکر برتری نسبی می یافته. مثلا در دوران اول انقلاب تا اواسط جنگ تحمیلی دیدگاه دوم برتری و غلبه نسبی داشت، از اواسط جنگ یعنی پس عملیات والفجر 8 در سال 1365 به بعد دیدگاه اول برتری نسبی داشت و این دیدگاه توانست جنگ را به پایان برده و پس از آن نیز اداره کشور را به دست گیرد. اما در حالی که دیدگاه دوم به نظر می رسید که رو به نابودی است، در سال 1383 با روی کار آمدن شورای شهر دوم تهران و انتخاب احمدی نژاد به شهرداری تهران، از نو و با قدرتی دو چندان ظهور کرد. این دیدگاه توانست با جلب نظر مردم یک سال بعد اداره امور کشور را نیز در دست گیرد و امروز نیز در انتخابات ریاست جمهوری دهم، به حرکت خود عمق و تداوم بخشد.
در حقیقت می توان گفت دو هرم اندیشه سیاسی در کشور شکل گرفته است؛ یکی مبتنی بر مفاهیم مکتبی و دیگری مبتنی بر مفاهیم لیبرالی. دیدگاه مکتبی را امروز و پس از رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری، محمود احمدی نژاد نمایندگی می کند و دیدگاه لیبرالی را میرحسین موسوی. اما هر کدام از این دو دارای پس زمینه نظری و گفتمانی خاص خود هستند. دیدگاه مکتبی مبتنی بر شعار ما می توانیم امام خمینی شکل گرفته و تطابق زیادی با افکار و اندیشه های بنیانگذار جمهوری اسلامی در خصوص انقلاب و شیوه حکومت دینی دارد. ابعاد گوناگون این گفتمان توسط امام خمینی تبیین شده، در بعد سیاست خارجی می توان به نفی اسراییل، کمک به مظلومان، صدور انقلاب، هسته های مقاومت در جهان، نامه به گورباچف، حکم سلمان رشدی و ... اشاره کرد. در بعد سیاست داخلی می توان به تفکر استقلال طلبی و قطع وابستگی به بیگانه، نعمت دانستن تحریم اقتصادی جهانی و قطع رابطه امریکا، وحدت و همدلی مسولان، توجه به کوخ نشینان و مردم مستضعف، وحدت حوزه و دانشگاه، اعتماد به نفس ملی، شعار ما می توانیم، انقلاب فرهنگی و ... اشاره کرد. همچنین در ابعاد دیگری هم امام خمینی اندیشه های بنیادی خود را تبیین کرده که از آن صرف نظر می کنم.
در مقابل می توان دیدگاه لیبرالی را متکی بر تعالیم فن سالارانه، نخبه گرایانه، صنعت محور، آشتی گرایی در عرصه بین الملل، اقتصاد مبتنی بر سرمایه و بازار آزاد، آزادی های اجتماعی به سبک غربی، آزادی سیاسی متکی بر احزاب، سیستم های اداری مبتنی بر کاغذبازی و ... دانست.
تضاد این دو دیدگاه در 4 سال ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد به شکل شدیدی، به اوج خود رسید. از فردای انتخاب او، مخالفت ها و سیل انتقادات به شکل بی سابقه ای علیه او شکل گرفت. اما در قضایای انتخاباتی اخیر، محمود احمدی نژاد با بکار بردن تکنیک های مناظره ای تلاش کرد تا مدیریت عرصه تقابل بین دو دیدگاه را بدست گیرد.
همان طور که رهبری در نماز جمعه گفتند، هر دو این گفتمان در درون نظام هستند اگر چه گفتمان احمدی نژاد به گفتمان انقلاب و امام نزدیک تر است. با این وجود، رهبری برای اولین بار و به طور سربسته بر وجود اختلاف بین آقای هاشمی و گفتمان امام و انقلاب صحه گذاشتند. رهبری تاکید کردند که این دو گفتمان باید در چارچوب قانون با هم رقابت کنند و نه به صورت خیابانی و در غیر این صورت عوامل پشت صحنه آشوب ها معرفی می شوند.
ارزیابی من از این انتخابات این است که نقطه عطف انقلاب است، زیرا تقابل دو دیدگاه به طور واضح و عریان در مقابل چشم مردم قرار گرفت و مردم بدون ظاهرسازی و آگاهانه راه حل مکتبی را برگزیدند؛ دلیل جرزنی لیبرال ها دقیقاً همین است زیرا نوعی مکر و حیله همواره در ذات لیبرال های ایران و احتمالاً خارج وجود داشته. آنان همیشه با نقابی دموکرات مسلک و مردم دوستی و با شعار عدالت اجتماعی پیش آمده اند ولی در عمل معتقد به نابودی فقیر و حاکمیت پول و سرمایه بجای حاکمیت رای مردم بوده اند. در این دوره شعبده آنان کارساز نشد و با مناظره ها پرده از چهره آنان افتاد و اکثریت مردم دست رد به سینه آنان زدند بنابراین آنان نتوانستند این موضوع را تحمل کنند و میز بازی را به هم ریختند.
اگر آنان نتوانند در چند روز آینده آخرین امیدهایشان را در خصوص ابطال نتایج انتخابات و تغییر بازی به عمل برسانند، به طور طبیعی شکست گفتمانی خود را پذیرفته اند. به نظر من راه حلی که در مقابل لیبرال های ایران هست، آن است که رسماً شکست در انتخابات را بپذیرند و همان طور که در این انتخابات گفتمان خود را نسبت به گفتمان اصلاح طلبی افراط گرایانه در تیر 84 تعدیل کرده اند، این بار با تجدید نظر در بنیان های فکری و پالایش اندیشه ای، رفتاری و ساختاری، تلاش کنند تعریف نوینی از اصلاح طلبی انقلابی که متناسب با آموزه های مکتبی و مردمی ایران باشد، ارائه کنند و برای انتخابات های آینده برنامه ریزی کنند. آنان باید بدانند در ایران نه به لحاظ فرهنگی و اجتماعی و نه به لحاظ ساختار سیاسی جامعه و نه به لحاظ ساختار حکومتی امکان پیشبرد اهدافشان از راه های مخملی وجود ندارد. تمام تجربه های گذشته آنان بیانگر این حقیقت بزرگ است که ملت ایران پیوندی مستحکم با ارزشهای مکتبی و آموزه های اصیل امام خمینی برقرار کرده اند و به این آسانی نمی توان بر آنان حاکم شد.

پی نوشت:

1- بیانات رهبری را می توانید از سایت ایشان (اینجا) دریافت کنید.

2- مردم در میان خطبه ها بارها از جا بلند شدند و با فریاد تکبیر و شعار ابراز احساسات کردند.

3- دوستی که برای نماز جایش یک کیلومتر بالاتر از دانشگاه در بلوار کشاورز شده بود، می گفت از اواسط خطبه ها، مردم از فرط هیجان از جا بلند شده و ایستاده خطبه ها را گوش می کردند. می گفت مردم دیگر به تکبیر راضی نمی شدند و در جاهای زیادی از خطبه «دست می زدند» (!)

4- دوست دیگری نقل می کرد ظهر پنجشنبه پس از نماز در حرم حضرت معصومه س از آیت الله العظمی جعفر سبحانی سوال شد که آقا تکلیف ما در این اوضاع چیست؟ ایشان گفتند آرام باشید و مردم را به آرامش دعوت کنید و منتظر باشید تا فردا رهبری تکلیف همه چیز را مشخص می کند. (به این می گویند شان ولی فقیه)

5- رهبری با ظرافت تمام راه را برای برخورد با شخصیت های ارشد که احتمالاً پشت قضایای راهپیمایی های غیرقانونی و اغتشاشات هستند (از جمله آقای هاشمی) باز گذاشته بلکه آنان را با عنوان «معرفی واضح فرماندهان پشت صحنه» تهدید کردند.

+ نوشته شده در 88/03/30 | موضوع : سیاسی| |


+ نوشته شده در 88/03/27 | موضوع : سیاسی| |

Only losers play by the rules!

پ.ن: عیناً نقل از چای نبات

+ نوشته شده در 88/03/26 | موضوع : سیاسی| |

مظلوم ترین رییس جمهوریمحمود احمدی‌نژاد در یکی از بی‌سابقه‌ترین انتخابات آزاد دنیا و پس 4 سال تخریب و اتهام و اقدامات داخلی و بین المللی علیه او و زیر آتش انبوه شایعات و بدون حمایت احزاب سیاسی کشور، اتهامات با 85% مشارکت ملت و با کسب یکی از بی‌سابقه‌ترین آرا یعنی 63.5 درصد و با کسب رکورد آرا در ایران یعنی 34.5 میلیون نفر رییس جمهور ایران شد.
امریکا، اسراییل، انگلیس، فرانسه، هاشمی رفسنجانی و خانواده، میرحسین موسوی و خانواده، کروبی و خانواده، و سایر شخصیت‌ها و احزاب سیاسی داخلی همه و همه از ریاست جمهوری او عصبانی، دلخور و نگرانند. هیچ کس حتی یار دیرینش علی لاریجانی نیز خطاب به او نامه تبریک ننوشت. روسای قوا که از فردا باید تنگاتنگ با او کار کنند، به او تبریک نگفتند.
فقط هوگوچاوز به او نامه نوشت و به او تبریک گفت.
اشکالی ندارد. ملت ایران مظلومیت خویش را امروز جشن می‌گیرد و به آن افتخار می‌کند زیرا صاحبان زر و زور از ملت ایران عصبانی هستند. بگذار از این عصبانیت بمیرند.

من به عنوان یک عنصر کوچک از این ملت به رییس جمهور منتخب و محبوب ملت ایران پیام تبریک می‌فرستم و از همه وبلاگ نویسان و همه کسانی که این متن را می‌خوانند درخواست می‌کنم به احمدی‌نژاد پیام تبریک ارسال نمایند.



بسمه تعالی

جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد
رییس جمهور منتخب و محبوب ملت ایران

با سلام و تحیت

موفقیت جنابعالی در کسب اعتماد ملت ایران که بر اثر تلاش خالصانه، مجدانه و پرشور جنابعالی در راه خدمت به مردم و مبارزه با فقر و فساد و تبعیض صورت گرفته به شما تبریک گفته و از خداوند متعال سلامت و توفیق جنابعالی و همکاران صدیقتان را در برپایی دولتی پاک و عدالت پیشه مسئلت می‌نمایم.
بی‌شک در این راه پر خطر، یاری ملت مظلوم و شریف ایران که همواره مورد خشم و غضب استکبار و متکبران بوده‌اند و هدایت‌های رهبر معظم انقلاب اسلامی پشت و پناه شما خواهد بود.

والسلام علکیم و رحمة الله

حمید بزم شاهی

پی نوشت: آدرس سایت شخصی احمدی نژاد: www.ahmadinejad.ir

+ نوشته شده در 88/03/24 | موضوع : سیاسی| |

گل باشیدپیروزی مجدد و قاطع احمدی نژاد را به همه اعضای محترم باند قدرت و ثروت تسلیت و به همه ملت رنجدیده و پاترکیده و همچنین سایر کاندیداهایی که پا از دایره عدل و انصاف در رقابت فراتر نگذاشتند تبریک عرض می کنم.

به نظرم بازنده این انتخاب نه میرحسین، رضایی و کروبی و نه حامیانشان بودند زیرا بر همه عقلا تفاوت "رقابت" با "جنگ" واضح است. به نظر من بازنده انتخابات ما امریکا، اسراییل، انگلیس و کشورهایی بودند که اساساً با موجودیت ایران مشکل داشتند و احتمالاً حتی دست به دعا و نذر و نیاز هم برداشتند که احمدی نژاد رییس جمهور نشود!

مطمئن باشیم که انتخاب مجدد احمدی نژاد که انتخاب مردم بود به نفع کشور و انقلابمان خواهد بود همانطور که اگر سایرین هم انتخاب می شدند همینطور بود. چه قدر خوب بود که در دوران رقابت فکر امروز را می کردیم. تب و تاب ها خوابید و روسیاهی به ذغال ماند. کسانی که مدام گفتند احمدی نژاد دروغ گو است تا خودشان هم ادعای کذب خود را باور کردند، اکنون در مقابل این اتهام خود چه پاسخی دارند؟ آیا چهارسال باید یک دروغگو را به عنوان رییس جمهور بپذیرند؟ آیا این بیست و چند میلیونی که به احمدی نژاد رای دادند به دروغگویی رای دادند؟ آیا اکثریت ایرانیان نیز احمدی نژاد را دروغگو می شناسند؟

کسانی که مرزهای اخلاقی رقابت انتخاباتی را شکستند، امروز دربرابر این سیل رای خالصانه مردم چه احساسی خواهند داشت؟ بهتر نبود همراه اکثریت مردم نقاط قوت احمدی نژاد را نیز علیرغم نقاط ضعفش می پذیرفتند؟ یاد امام خمینی بخیر که می فرمود "تندروی عاقبت خوبی ندارد."

+ نوشته شده در 88/03/23 | موضوع : سیاسی| |

به چه کسی رای دهم بی تعصب؟رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری دهم هم به پایان خود نزدیک شد. بگذارید صادقانه بگویم که این بهترین انتخاباتی بود که تجربه کردم. از سال 1368 که برای اولین بار در انتخابات شرکت کرده ام تا امروز، هر بار تجربه جدیدی کسب کرده ام. در سال های اول فقط بر اساس نظرات بزرگترها و کسانی که دوستشان داشتم رای می دادم. در دوره مجلس چهارم وارد تبلیغات هم شدم و از کاندیدای شهرمان که به او علاقه داشتم و سوابق جبهه فراوان داشت و اصطلاحاً ولایتی هم بود، حمایت کردم و در ستادش شبانه روز به همراه جمعی از دوستان کار کردم. او رای نیاورد.
در ریاست جمهوری 2 خرداد هم به طور عجیبی روی ناطق نوری تعصب پیدا کرده بودم. قضیه از آن جا آب می خورد که شبی در اوایل دوره انتخابات 76، از نجف آباد با اتوبوس به تهران میآمدم. راننده رادیو بیبیسی را گرفته بود. رادیو بیبیسی با آب و تاب از کاندیداتوری سید محمد خاتمی تعریف میکرد و ذوق میکرد. من چیزی که از سید محمد خاتمی یادم بود فقط وزارت ارشادش بود ولی از این که رادیو بیبیسی این قدر حظ کرده بود، لجم گرفت. بعدها هم در دانشگاه و در برخی همایشهای انصار حزب الله که به صورت خیابانی در جاهای مختلف برگزار میشد و مطالعه برخی از نشریات متوجه رویکردهای اباحهگرایانه خاتمی شدم به همین خاطر به شدت از او گریزان و متمایل به ناطق نوری شدم بدون آن که شناخت درستی از او داشته باشم. در حمایت از ناطق مانند بقیه حامیانش به شدت تعصب به خرج دادم تا جایی که نشریاتی که در آن زمان علیه خاتمی به طور انبوه چاپ شده بود را در دانشگاه پخش می کردم. واقعاً از رای آوردن خاتمی خیلی سرخورده شدم به دو دلیل، دلیل اول آن بود که احساس کردم جامعه ناآگاهانه دارد مسیر مورد رضایت امریکا و انگلیس را میپیماید و به نوعی گول خاتمی را خورده و دلیل دوم که موثرتر از اولی بود این که احساس میکردم من هیچ شناختی و هیچ تماسی با جامعه واقعی کشور ندارم و در یک فضای خلا حرکت میکنم. انتظار داشتم تلاشهای ما لااقل اندکی روی جامعه اثر گذاشته باشد ولی بالعکس شاهد آن بودم که هر چه تلاش کرده بودیم به نفع رقیب تمام شده بود.
در دور رقابت دوم خاتمی در سال 1380 به دلیل همان سرخوردگی که گفتم، کمتر وارد تبلیغات انتخاباتی شدم ولی به احمد توکلی رای دادم با این حال خاتمی باز هم رای آورد و رای بهتری از دوره قبلش. این باعث یک نوع سردمزاجی و شوربختی سیاسی برای من شده بود. چرا که بجز در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری پنچم و ششم که به هاشمی رفسنجانی رای داده بودم و او رییس جمهور شده بود در بقیه انتخابها همه با شکست مواجه شده بودم، چه مجلس، چه دولت، چه شورا. به گونه ای احساس کردم که اساساً دارم از عرصه سیاسی حذف میشوم. خیلی فکر میکردم. مطالعه زیادی انجام دادم و تلاش خاموش و شدیدی در درک مدل رفتار سیاسی-اجتماعی مردم کشور انجام دادم. تمام رخدادهای سیاسی گذشته کشور را (البته فقط از سال 1342 به بعد) مرور کردم. بخش زیادی از آن تاریخ مکتوب بود و بخش زیاد دیگری را از نزدیک مشاهده و لمس کرده بودم و حتی در برخی از اغتشاشات (مثل اغتشاشات نجف آباد و یا 18 تیر) حضور داشتم. احساس کردم که به درک جدیدی از این رفتار دست یافتهام اما هنوز مطمئن نبودم تا انتخابات شوراها در سال 1383 که واقعاً نمونهای از دموکراسی رویایی اصلاحطلبان بود. این انتخابات به حدی آزاد و بیحد و حصر و به لطف سیاست «همه جیز آزاد -  برو حالشو ببر» دولت هشتم بود که تهران به کلی قیافهاش عوض شد و تبلیغات کاملاً پروپاگاندای غربی شد. مایوسانه رایم را در ساعات پایانی شب به صندوق انداختم؛ آبادگران ایران اسلامی. نتایج باورنکردنی بود و شوکه شدم. واقعاٌ آیا مدل جدیدی که در ذهن من بود داشت به وقوع میپیوست؟ بله مردم به سینه مغروران عرصه سیاست  دست رد زدند.
در آذر 1383 دوستی در بسیج اساتید داشتم که مرا به جلسات این سازمان با کاندیداهای احتمالی ریاست جمهوری نهم میبرد. آن جا توانستم در دو جلسه لاریجانی و احمدی نژاد که مطرحترین کاندیداهای اصولگرایان بودند (و به تازگی به این نام خوانده میشدند) بروم. در آن جا از برنامه های لاریجانی بیشتر خوشم آمد. احمدینژاد هم بیشتر از رویکردهای اصولیش گفت و در آخر هم اشارهای به برنامههایش کرد. برنامههای لاریجانی جذاب بود ولی رویکرد احمدینژاد جذابتر بود. اگر جه در ابتدا برخی از جمله من معتقد بودیم که احمدینژاد باید در شهرداری چندسالی بماند و کار کند تا هم تهران را نجات دهد و هم خودش بهتر جا بیفتد ولی او تصمیمش را گرفته بود و گوش به کسی نمیداد. البته صحبتهایی که با برخی از دوستان کردیم هم در گرایش من به احمدینژاد بیتاثیر نبود. محافظه کاری ناشی از شکستهای پی در پی از یک طرف و موفقیت شورای شهر و موج امیدواری و مردمگرایی که احمدینژاد از خودش در شهرداری به جا گذاشته بود از طرف دیگر بیم و امید را در من تقویت میکرد. بنابراین با احتیاط به جمع هواداران احمدینژاد پیوستم و البته سعی کردم که خیلی متعصبانه وارد نشوم زیرا خاطره خوشی نداشتم.
موبایل من یک رسانه برای لیستی حدود 20 نفر شده بود که گردش اخبار خوبی داشتم. دوستانی که در شهرهای مختلف و موقعیتهای مختلف داشتم همینطور اینترنت، منبع خوبی برای اطلاع رسانی شده بود. به حدی که اعضای لیست به اخبار من وابسته شده بودند چون در آن زمان رسانه های اصولگرا مثل امروز فعال نبودند. به هر حال من پیش بینی می کردم که احمدینژاد وضعیت خوبی دارد ولی جرات اظهار آن را نداشتم. تا نتابج دور اول انتخابات که حاصل شد برایم قطعی شد که محمود رییس جمهور جدید است.
این ها مقدمه بود تا رویکردم در این دوره را بگویم. از ابتدای دوره احمدینژاد از رویکردش حمایت کرده ام زیرا حقیقتاً این رویکرد و گفتمان را اصولی و مکتبی میدانم. در این راستا با بسیاری از دوستان و بعضا اهل خانواده بحثهای فراوان و داغی داشتهام ولی در طول دوران 4 ساله ریاست جمهوری احمدینژاد متاسفانه پدیدههایی رخ داد که با آن تصورم از او مغایرت داشت. مثلاً بحث مشایی، کردان، رحیمی یا هاله نور یا ... که این ها واقعاً دلسردم کرد. این مسائل البته یک دستاورد مهم هم برایم داشت و آن تکمیل دیدگاه سیاسیم بود و هر جه به دوران انتخابات فعلی نزدیک میشدیم این دیدگاه در من تقویت شد که اساساً در دفاع از هیچ کس نباید تعصب به خرج داد. چرا من باید در مقابل منتقدان بایستم و در چشمان آنان نگاه کنم و از چیزی که به آن اعتقاد ندارم دفاع کنم و آن را توجیه کنم؟ تصمیم گرفتم اساساً در انتخابات با رویکردی تبلیغاتی وارد نشوم و تلاش کردم دوستانم را نیز از حمایت متعصبانه منصرف کنم. در دلگرمی به این رویکرد مقاله دوست عزیزم مجید بذرافکن در مورد عمل جراحی قلب و ... و مباحثاتی که با یکی از دوستان داشتم هم بیتاثیر نبود.
من به این نتیجه رسیده ام که انتخابات ایران، جنگ حق و باطل نیست بلکه همه کاندیداها دارای نقاط قوت و ضعف هستند. آنان ویژگیهای گوناگونی دارند و همهشان حق دارند رییس جمهور شوند. فکر میکنم این نتیجه کوچکی نیست؛ زیرا اکثراً را میبینم که حق رییس جمهور شدن برای کس یا کسانی قائل نیستند. صادقانه باید بگویم بر سر این اعتقاد با خیلیها بگومگو پیدا کردم و رابطهام با برخی تیره شد ولی شیرینی این نگاه و اعتقاد ارزشش را دارد.
من هنوز هم فکر میکنم احمدی نژاد بهترین گزینه ریاست جمهوری است اما این بار نه با کیفیت سابق، این بار به او رای میدهم در حالی که به او انتقادات فراوان دارم و از آینده او هم نگرانی هایی دارم اما معتقدم نگرانیهایی که از آینده او وجود دارد به مراتب کمخطرتر و کمهزینهتر از آینده مورد انتظار برای بقیه کاندیداها است. به عبارت بهتر احمدینژاد در دوره قبل از من نمره بیست و بقیه نمره 0 گرفته بودند ولی امروز نه احمدینژاد نزد من نمره 20 دارد و نه بقیه صفر!
به طور خلاصه باید بگویم اشکالاتی که در احمدی نژاد وجود دارد اشکالات بنیادی نیست و اشکالاتی شخصی و روبنایی است و یا میانی است در حالی که دو کاندیدای محترم اصلاح طلب به گونه ای اشکالات زیربنایی دارند. و اما در مورد محسن رضایی باید گفت او اشکالات شخصی احمدی نژاد را ندارد ولی در عوض طرح آبکی و نپختگی مدیریتی و اقتصادیش مملکت را با مشکلات بیشتری مواجه میکند ضمن این که او خیلی کاری با مفسدین اقتصادی و باند قدرت و ثروت هم ندارد و معتقد به زندگی مسالمتآمیز با آن است. بنا براین بنده ضمن گلایههایی که به احمدی نژاد دارم و ضمن آگاهی از مشکلات واقعی احمدی نژاد، به او رای میدهم و به شما هم توصیه میکنم به هر کس که میخواهید رای بدهید منتها بدون تعصب زیرا "آزادی از تعصب" خیلی لذت دارد.

+ نوشته شده در 88/03/21 | موضوع : سیاسی| |

مناظره محسن رضایی محمود احمدی نژادآخرین برنامه مناظره که در سایت محسن رضایی از آن به «مناظره فینال» (!) یاد کرده دیشب برگزار شد. واقعاً مناظره های بدون احمدی نژاد ارزش دیدن نداشت. شروع کننده احمدی نژاد بود و برخلاف شب های گذشته جزوه ها و مدارک زیادی همراه نیاورده بود و برعکس محسن رضایی چندین جزوه همراه داشت از جمله یک جزوه قرمز رنگ که نشان دهنده اخطار برای رو کردن پروندههای خطری بود. احمدی نژاد با رویکرد و لحنی آرام و کارشناسی مناظره را شروع کرد و یک راست رفت سراغ طرح محسن رضایی. محسن رضایی هم که علاقه عجیبی دارد تا خود را تندیس واقعی اصول گرایی معرفی کند با «اللهم انا نرغب الیک فی دولة کریمة» و نثار صلوات برای شادی روح شهدا و ... آغاز کرد تا جوی معنوی بر جلسه حاکم کند. اما در عوض علاوه بر آن که از احمدی نژاد بخاطر رویکرد تخصصی تشکر کرد ولی بجای پاسخ، سوال کرد و در آخر هم کمی به پاسخ پرداخت. احمدی نژاد هم وارد کلنجار شد و سعی کرد در موضع حمله خود را نگه دارد که بالاخره نتوانست و مجبور به دفاع هم شد. در مجموع دو طرف نقاط ضعف یکدیگر را خوب نشانه رفتند و توانستند به طور واقعی هم دیگر را به چالش بکشند و به نظر من تا بخش آخر مناظره هم همینطور پیش رفت و 50-50 کار پیش رفت. در پایان احمدی نژاد باید آخرین صحبت خود را می کرد که ناگهان تصمیم گرفت که برود توی مسایل غیراقتصادی که با گرفتن یک گزک از میان صحبت های محسن رضایی درباره تعیین فرمانداران در ابتدای انقلاب خواست به او تک کند و در عین حال خواست از همه وقت خود استفاده نکند تا بخش آخر مناظره به طور کامل به رقیب واگذار نشود.
محسن البته مقاومت کرد و جوابهای قانع کنندهای به احمدی نژاد داد، احمدی نژاد پس از آن رفت سراغ مسائل امنیتی و استراتژیک، غافل از این که محسن رضایی برخلاف مسائل اقتصادی که اتفاقاً چندان قوی نیست، در مسایل نظامی-امنیتی و استراتژیک یکی از قدرتمندترین کارشناسان کشور است. او سوالی درباره پیش بینی حمله امریکا به ایران توسط محسن پرسید تا او را محکوم کند در حالی که پیش بینی محسن یک پیش بینی کارشناسانه و نه سیاسی بود. محسن رضایی نیز در این بخش به خوبی پاسخ داد و نهایتاً ضربه آخر را به احمدی نژاد زد که شما فکر می کنی در همه چیز صاحب نظری و ... احمدی نژاد دیگه واقعا کم آورده بود و تلاش می کرد که به نحوی اجازه ندهد آخرین جمله را محسن رضایی بگوید که مجری اجازه نداد و حتی در قبال جر زنی احمدی نژاد بخاطر ورود به زمان رضایی،  30 ثانیه اضافه به محسن رضایی اختصاص داد که به نظرم کار خوبی بود.
در مجموع احمدی نژاد دیشب با دریافت نمره 40 در مقابل محسن با نمره 60 شکست خورد و آن هم به خاطر اشتباهش در نقاط ضعف و قوت حریف بود در حالی که محسن به خوبی نقاط ضعف حریف را شناخته بود. احمدی نژاد اگر در همان موضوع اقتصاد که ادعای اصلی محسن بود میماند و به طور دقیق او را به چالش می کشید حتماً نتیجه بهتری را می گرفت. او خوب شروع کرد ولی بد تمام کرد.
به نظرم شانسی که احمدی نژاد در قرعه کشی آورد این بود که مناظره اش با محسن رضایی آخر افتاد و الا رقیب اصلی (میرحسین موسوی) می توانست با استفاده شکستی این چنینی قدرت مضاعفی گرفته و احمدی نژاد را در مناظره شکست داده و پیروزی قطعی او را با مشکل مواجه کند. با این حال فکر کنم بخشی از آرای احمدی نژاد دیشب ریخت و حامیان احمدی نژاد که چندان دل خوشی از او نداشتند دیشب به محسن گرویدند ولی بعید می دانم مناظره دیشب تاثیری در رای رقیب اصلی احمدی نژاد و سرنوشت انتخابات بگذارد. بازی انتخابات به دقیقه نود نزدیک می شود و اصلاح طلبان در وضعیت خوبی نیستند. امیدوارم که اوضاع سیاسی منجر به تشنج و اغتشاش نشود.

+ نوشته شده در 88/03/19 | موضوع : سیاسی| |

مناظره میرحسین موسوی و کروبیمناظره دیشب میرحسین و کروبی از منظرهای مختلفی قابل ارزیابی بود. اول خواندن متن کرباسچی توسط کروبی و در دنباله مناظره شب قبلش با احمدی­نژاد بود که با مشقت خواند و به حدی با مکث و نامفهوم خواند که معلوم نشد چه می­گوید. بر همه مشخص است که این متن­خوانی­ها ارزش مناظره­ای ندارد و ارزش مناظره به هماوردی در خود جلسه است. اما قضیه بیش از این ریشه داشت. هر دو طرف مناظره دل پری از احمدی­نژاد و شخص احمدی­نژاد داشتند. بیش از 80 درصد وقت مناظره دو کاندیدا صرف حمله به احمدی­نژاد شد و 20 درصد باقی مانده نیز صرف بیان دیدگاه­هایشان شد و تقریبا چیزی نزدیک به صفر به مناظره واقعی شبیه بود.

  در مناظره احمدی نژاد و موسوی من حقیقتاً از طرز روکردن پرونده زهرا رهنورد توسط احمدی نژاد آزرده شدم. این طرز بیان اگر چه از نظر فنون مناظره امری مجاز است ولی از نظر اخلاق اسلامی واقعاً ناپسند بود. البته بیان اسامی افرادی که به آلاف و الوف رسیده بودند بد نبود حتی روکردن خود مسئله پارتی بازی میرحسین و زنش در کسب موقعیت ها نیز بد نبود ولی طرز بیان احمدی نژاد در باره موضوع زهرا رهنورد ناپسند بود. از این بابت به موسوی حق می­دادم و از طرفی میرحسین را فردی اخلاق­مدار در عین حال ضعیف در مناظره یافته بودم. اما در جلسه دیشب فارغ از مباحث سطح پایین و در حد مضحک کروبی، میرحسین با چهره­ای متفاوت ظاهر شده بود. او دیگر آن نجابت و متانیت مورد انتظار را نداشت. اگر چه روی منبر رفت و احادیث یکی پس از دیگری در باب اخلاق و صداقت و ... بیان کرد ولی در عمل خود غیراخلاقی­ترین شیوه تخریب را در پیش گرفت.

میرحسین تعهد کرده بود که در جلسه مناظره به مناظره بپردازد و درباره کاندیدای غایب ولو ظالم هم باشد سخنی نگوید. او احمدی­نژاد را به خاطر سخن گفتن از افرادی که در دولت میرحسین و هاشمی و خاتمی به نان و نوایی رسیده بودند سرزنش کرد و گفتن چرا از افراد غایب نام می­بری ولی خودش تمام وقتش را علیه «کاندیدای غایب» سخن گفت. میرحسین با لفظ«ایشان»، «ما»، «او» و ... از احمدی­نژاد یاد می­کرد و در تذکر قانونی مجری می­گفت من که نام نبردم!

از نگاه رییس جمهور احتمالی آینده، احمدی­نژاد حق نداشت کاری به گذشته داشته باشد و عملکرد خود را با دولت­های گذشته مقایسه کند ولی میرحسین حق داشت در غیاب کاندیدای غایب عملکرد، شخصیت او را لجن­مال کند. میرحسین با ارائه نمودارهایی به قول خود معتبر احمدی­نژاد را به دروغ­گویی متهم کرد که این اتهام جای پیگرد قانونی دارد در حالی که احمدی­نژاد فقط به میرحسین گفته بود که در دولت شما کارآمدی وجود نداشته است.

عملکرد میرحسین واقعاً دیشب غیراخلاقی و تند بود. او بجای آن که بتواند در مقابل احمدی­نژاد قد علم کرده و او را در جلسه مناظره شکست دهد، در غیاب او و حتی پس از گذشت دو جلسه مناظره و قرائت بیانیه در جلسه قبل به او حملات تخریبی می­کند. میرحسین آشکارا صداقت و رفتار قانونی و اخلاقی را زیر پا گذاشت و نشان داد که علیرغم ادعاهای فراوان ولایت­مداری و ... به تذکرات رهبری درباره تخریب و نفی دیگران بجای اثبات خود هیچ توجهی ندارد.

چقدر خوب بود که میرحسین به جای تخریب احمدی­نژاد و آن هم عقده­گشایی شخصی، بخش موفقیت­های خود در زمان نخست وزیری را بسط می­داد که من شخصاً بهترین بخش مغازله آنان را همان بخشی می­دانم که میرحسین عملکرد خود در زمان نخست وزیریش را توضیح می­داد.

در شبه مناظره که نه بلکه مغازله و معاشقه دیشب مسائل دیگری نیز روشد و آن یک تبانی سیاسی برای شکست احمدی­نژاد. من ادعای احمدی­نژاد مبنی بر سه به یک بودن انتخابات را اغراق­آمیز می­پنداشتم ولی در مناظره کروبی با محسن رضایی و دیشب و در گفته­های لری کروبی مشخص شد که تبانی سیاسی پشت­پرده­ای برای شکست احمدی­نژاد صورت گرفته است زیرا کروبی میرحسین را به خاطر دوری از صحنه در روی کار آمدن احمدی­نژاد سهیم دانست و او را سرزنش کرد و او را قسم داد که از صحنه خارج نشود!

اساساً جلسه مناظره دیشب بوی خون می­داد مخصوصاً در بخش آخر که میرحسین با شدیدترین وجهی به مجری، صدا و سیما، احمدی­نژاد و عناصر نامعلوم و موهوم حمله کرد و گفت به سمت من سنگ پرتاب کردند، بلندگوی مرا قطع کردند و ... که به نوعی دعوت از طرفدارانش برای واکنش سخت و امنیتی کردن فضای انتخابات تلقی می­شود. به نظر می­آید میرحسین تلاش می­کند شکست­های واضحش در مناظره با احمدی­نژاد را در غالب امنیتی کردن فضای انتخابات جبران کند. عده­ای مداوم برای من پیامک می­دهند که دار و دسته سعید حجاریان و اصلاح­طلبان در پشت موسوی به دنبال ایجاد فضای آشوب و ایجاد انقلاب رنگی هستند، من به دیده شک و تردید به این ادعاها می­نگرم، آیا واقعاٌ این گونه است؟ آیا واقعاً فضای انتخابات به سمت اغتشاش می­رود؟

+ نوشته شده در 88/03/18 | موضوع : سیاسی| |

مناظره احمدی نژاد کروبیدیشب مناظره کروبی با احمدینژاد در شبکه سه سیما برگزار شد. این مناظره بر خلاف آن چه آقای کروبی وعده داده بود، چالشیتر از مناظره موسوی با احمدینژاد نبود. کروبی باز هم طبق معمول خودکار نیاورده بود و از مجریان مناظره خودکار گرفت.

اولین سوال وی درباره هاله نور بود که احمدینژاد طبق معمول از کنار آن سر خورد. احمدینژاد نیز گویا این مناظره برایش زنگ تفریح است، حدود 50% از وقتش را به بیان عملکرد دولت نهم اختصاص داد. جواب سوالات نه چندان مایهدار کروبی را در یکی دو جمله میداد و میرفت سراغ آمار عملکرد دولت در زمینههای اقتصادی.
موردی که دربارهاش زیاد با هم کلنجار رفتند بحث آمار بود. کروبی آمار احمدینژاد را تخطئه کرد و گفت که این آمار از نظر کارشناسان مردود است و آنان چیزهای دیگری میگویند. احمدینژاد هم در جواب گفت همان مراجعی که آمار اقتصادی را از ابتدای انقلاب اعلام کردهاند، این آمار را بیان کردهاند و زیر سوال بردن آن یعنی زیر سوال بردن همه آمار و ارقام گذشته. کروبی نظرش این بود که موارد اقتصادی و آمار و اطلاعات باید در سطح کارشناسی بحث شود و خود را نسبت به اطلاعات و آمار بیاطلاع دانست. احمدینژاد هم گفت رییس جمهور باید سخنان متناقض کارشناسان را بشنود و خودش باید کارشناس ارشد باشد تا بر این موارد مسلط باشد.
متاسفانه کروبی نیز مثل موسوی یک راست رفت سراغ نقاط قوت احمدینژاد از جمله سیاست خارجی و اقتصاد داخلی. این موارد بجز در بین عدهای از نخبگان اصلاحطلب در بین اکثریت کارشناسان جزو حوزههای موفق دولت نهم بوده است و از طرفی مردم نیز از این دو بخش راضی به نظر میرسند. اما هیچ یک از کاندیداها هنوز سراغ نقاط ضعف احمدینژاد نرفتهاند و احتمالاً مجال دیگری هم برای این کار نمییابند و آن هم حوزه فرهنگ است.
حوزه فرهنگ به نظر من یکی از حوزههای مظلوم در تمام دوران 30 ساله گذشته و مخصوصاً در دولت نهم است.  انتشار کتب در دولت نهم روند نزولی داشته و فرهنگ عمومی نیز همچنان بلاتکلیف است. شورای عالی انقلاب فرهنگی بسیار ناکارآمد و فشل عمل کرده است. سینما از دوران بحران و فروپاشیش در زمان خاتمی هنوز خارج نشده و بجز تئاتر در سایر بخشها نیز پیشرفت و شکوفایی چندانی مشاهده نمیشود.
کروبی سوالاتی را مطرح کرد که تقریباً همه سطح پایین بود و به همین خاطر جوابهای دندانشکنی از احمدینژاد دریافت میکرد. به هم ریختگی و عدم تسلط کروبی نیز بر خلاف انتظار بود. من خودم شخصاً کروبی را به خاطر طلبه بودن و تجربه در مباحثه، قویتر از آن چه نشان داد میپنداشتم. البته او مثل میرحسین صدایش لرزه نداشت، لبش نیز خشک نشده بود و چیز چیز هم نمیکرد.
در مقابل احمدینژاد نیز بر خلاف جلسه قبلی در خصوص افراد بجز موضوع شهرام جزایری به مورد دیگری از جمله سوژه بسیار داغ کرباسچی حتی اشاره هم نکرد. کرباسچی که در اذهان عمومی به عنوان «غارتگر بیت المال» معروف است معاون اول کروبی مطرح شده و عکسهای تمام قد وی در کنار کروبی در کوی و برزن نصب شده است. کرباسچی مخصوصاً در فیلم تبلیغاتی کروبی به خاطر اشکی که برای فقرا ریخت علاوه بر تحکیم پیوند سیاسیش با کروبی، باعث خلق عجیبترین واقعه سیاسی پس از انقلاب شد. کرباسچی که معتقد بود فقرا باید از بین بروند برای آنان گریه کرد!
احمدینژاد بدون حتی اشاره از کنار این موضوع خوب گذشت. اما دست از سر کروبی برنداشت. او چندین بار موضوع شهرام جزایری را مطرح کرد به گونهای که به کلی اعصاب کروبی را به هم ریخت، همچنین از زندان بنیاد شهید، و خانه و اموال کروبی به طور شفاف نام برد. کروبی در مقابل این هجمه پاسخ قانع کنندهای نداشت بجز آن که از طرف امام چندین حکم داشته و اجازاتی داشته که به نظرم قانع کننده نبود.
در مقابل کروبی اغراقگویی معمول احمدینژاد را به دروغگویی تعبیر کرد و از او خواست نام چند کشور را ببرد که احمدینژاد نیز به این سوالات پاسخ نداد. اما نکتهای که واقعاً به حیثیت کروبی لطمه زد بحث عکس احمدینژاد در زیر تابلو خلیج عربی بود که کروبی آن را افتضاح دولت نهم در سیاست خارجی دانست. احمدینژاد هم او را به علمای کلام عربی ارجاع داد تا به او بگویند که  «الدول الخلیج العربیة» یعنی کشورهای عرب خلیج نه کشورهای خلیج عربی زیرا العربیة به الدول برمیگردد. این در حالی است که روحانیون سالها درس عربی و لغت عربی را میخوانند. به نظر من این ضربه مهلکی به سابقه آخوندی و سواد علمی مورد ادعای کروبی زد.
به نظر من احمدینژاد در نحوه بیانات احساسی خود عادت دارد که اغراقگویی کند که مخالفان از جمله آقای کروبی تلاش وافری دارند تا آن را به دروغگویی تعبیر نمایند. این نیز یکی از نقاط ضعف احمدینژاد است. البته ظاهراً عبارات حتی اگر اغراق هم باشد از نظر شرعی دروغ محسوب میشود ولی به هر حال جامعه ما از جمله احمدینژاد به این امر عادت دارند. مثلاً در صف نانوایی ما بارها شنیده و گفتهایم که یک ساعت است اینجا ایستادهایم(!) اگر چنانچه ما 59 دقیقه ایستاده باشیم این جمله اغراقآمیز، دروغ شرعی محسوب میشود. مثلاً شنیدهایم که حضرت امام پیامی را برای رادیوتلویزیون فرستاد و در میانه راه آن را برگرداند و کلمهای را در آن تغییر داد و آن جملهای بود که خطاب به رزمندگان اسلام بود که «من همیشه شما را دعا میکنم» امام کلمه همیشه را به کلمه بیشتر اوقات تغییر دادند تا دروغ نباشد.
به هر حال به نظر من برنده مناظره همچنان که انتظار میرفت احمدینژاد بود. کروبی در آخر کنترل خود را از دست داده بود و دائم در وقت احمدینژاد وارد میشد و نمیتوانست خود را نگه دارد. کاغذهایش را روی میز پهن کردهبود و در میان آن غوطه میخورد در مقابل احمدینژاد مدارکش را مرتب نگه داشته و یک راست میرفت سراغ مدارک مورد نظرش.
همچنین طبق بیان مجری احمدینژاد حق داشت از 4 دقیقه وقت اضافی در مقابل بیانیه میرحسین در جلسه مناظره با محسن رضایی که علیه وی خوانده شد، استفاده کند که چیزی درباره آن نگفت.
ارزیابی من آن است که احمدینژاد در خصوص تاخت و تاز به اصلاحطلبان اصطلاحاً کمی فیتیله پایین کشید. این موضوع دو علت احتمالی دارد یا کارت زردی از طرف رهبری دریافت کرده یا به دلیل جلوگیری از آشوبهای خیابانی و احتمال واکنش خشونتآمیز اصلاحطلبان که در این خصوص ید طولایی دارند بوده است.
شیخ اصلاحات پس از نیم قرن فعالیت سیاسی، از هم اکنون باید به دنبال برنامههای دوران بازنشستگیاش باشد.

+ نوشته شده در 88/03/17 | موضوع : سیاسی| |

مناظره احمدی نژاد و میرحسین موسویاین مناظره بیشک جدیترین و جنجالیترین مناظره در تاریخ جمهوری اسلامی پس از مناظرههای تلویزیونی 1357 و 1358 بود. مناظرهای که در آن بیپردهترین رویارویی سیاسی شکل گرفت و گفتمانهای دو رقیب اصلی ساحت سیاسی کشور، واضح و شفاف در مقابل دیدگان ملت قرار گرفت.
هیجان این مناظره به گونهای شد که بسیاری از مردم را در نیمه شب به خیابانها کشاند و خواب را از چشم خیلیها ربود. دوستی دارم که از فرط هیجان در همان اوایل مناظره به من زنگ زد و در حالی که صدایش میلرزید و گویی داشت قبض روح میشد، گفت: دارم از هیجان میترکم (!)، ایستاده دارم مناظره را تماشا میکنم. این طبیعی بود، زیرا سخنانی که در رسانهی ملی سالیان طولانی بود که گناه شمرده میشد، به طور کاملاً عریان بیان میشد. البته هیجان بیشتر ناظر بر حملات احمدینژاد و نحوه استدلال وی بر میگشت. این حملات باعث شد تا از همان ابتدا سیستم عصبی موسوی به هم بریزد به طوری که لرزش صدا، خشکی لب، شاخه به شاخه پریدن و از همه مهمتر بکاربردن بیش از اندازه واژه «چیز» برای هر بینندهای مشخص باشد. هر دو کاندیدا البته توانستند به طور کامل سخنان خود را بیان کنند؛ یعنی موسوی علیرغم آن که استرسش کاملا مشخص بود ولی با این حال توانست همهی آن چه مد نظرش بود بزند اگر چه احمدینژاد در آخر هم هنوز میخواست حرف بزند ولی وقتش تمام شده بود!
مهمترین ویژگی این مناظره بیان اسامی افراد و سیاستمداران و خط و ربطهایی بود که تا دیروز فقط در فضاهای غیررسمی و به صورت کنایه آمیز بیان میشد. مثلاً بحث کسب آلاف و الوف توسط مسئولان، ترفندهای سیاسی که برای سرنگونی رقیب و کسب قدرت به کار برده میشود، سوء استفادههایی که مسئولان، سیاستمداران، صاحبان قدرت و خانواده هایشان از موقعیت خود انجام میدهند و ... با شدیدترین لحن و با ذکر اسامی برخی از آنان، موضوعی نبود که حتی در جمعهای غیر رسمی هم به این شفافیت بیان شود زیرا تا کنون همواره عدهای اگر چه این مسایل را انکار نمیکردند، ولی بیان آن را یا به صلاح نمیدانستند و یا خطرناک می دانستند. آقای هاشمی در نقش پیدا و پنهان هزاردستان عرصه سیاسی کشور به طور شفاف به نقد کشیده شد و به شدت به باند سیاسی و اقتصادی هاشمی حمله شد.
در مقابل تقریباً تمام انتقادات و دستمایه تمام خصومتها و تمسخرها علیه احمدینژاد نیست توسط موسوی بیان شد. موسوی از خرافهگرایی، توهم، خودمحوری، قانونگریزی، ضدیت با مراجع و ... همه و همه را بیان کرد و به برخی با ذکر جزییاتی پرداخت. آقای موسوی تمام قامت در مقابل احمدینژاد ایستاد و بدون کوتاه آمدن از مواضعش بر آنان تا دقیقه 89 ایستادگی کرد زیرا 1 دقیقه مانده به پایان مناظره باطری میرحسین تمام شد و در آن یک دقیقه فقط آرام راه رفت! آقای موسوی اگر چه از اول گفته بود که روشمند انتقادات و حملات خود را سازماندهی کرده ولی گویا طرح حملهاش توسط حمله پیشدستانه احمدینژاد به هم ریخت و حملاتش را به صورت فله و بدون سازمان صورت بخشید. با این حال به نظرم حملات میرحسین را میتوان به چند دسته تقسیم کرد. بخشی از آن حقیقت داشت و واقعاً انتقادات واردی به احمدینژاد بود که احمدینژاد با زیرکی توانست از کنار آنان عبور کند، برخی از حملات نیز اساساً جای دعوا نداشت، بلکه به برداشت نظری از موضوعات بر میگشت، مثلاً نظر موسوی و احمدینژاد درباره عزت ملی با هم متفاوت بود که این هم جای دعوا ندارد به هر حال از یک واقعیت  دو گونه برداشت متفاوت میتوان داشت. بخشی دیگر از حملات موسوی نیز مبتنی بر اطلاعات نادرست بود که احمدینژاد با توسل به چند مورد از آن توانست ناظران را مجاب کند که همه اطلاعات موسوی غلط است.
در مجموع میتوان مناظره احمدینژاد و موسوی را در چند بند ارزیابی کرد:
1- برای اولین بار احمدینژاد در مقابل انظار عمومی و به طور زنده توسط یک شخصیت سیاسی به وضوح مورد حمله واقع میشد.
2- بیان اسامی افرادی از شخصیتهای درجه 1 و 2 کشور و بیان فساد سیاسی و اقتصادی و سوء استفاده آنان از قدرت بود. از جمله این افراد، آقای هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری، خاتمی، صفایی فراهانی، فرزندان هاشمی، زهرا رهنورد و ... بودند.
3- به نقد جدی کشیده شدن عملکرد 6 دوره ریاست جمهوری موسوی، هاشمی و خاتمی و بیان انحرافات آنان برای اولین بار در رسانه ملی به طور جدی.
4- غلبه احمدینژاد به میرحسین در مناظره که البته از قبل قابل پیش بینی بود، زیرا احمدینژاد در تاریخچه خود فهرست طولانی از مقابلهی کلامی داشته و ناظران داخلی و خارجی بر توان محاورهایاش اذعان کرده بودند. هر چه بشود او یک معلم است و معلم به خوبی فنون مجادله کلامی را میداند. عدم بهره میرحسین از این فنون و همچنین برخورداری از پشتیبانیهای فراوان حضرت امام در شرایط اول انقلاب از او یک چهرهی ضعیف در مناظره ساخت. شخصیت میرحسین به گونهای جلوه کرد که نیازمند حمایت یک بزرگتر است و نه یک شخصیت صاحب ایده و تفکر و برنامه.
5- احمدی نژاد معمولا در استفاده از وقتش نظم و دقت را رعایت نکرد و تلاش می کرد سهم وقتش را بیشتر در همان ابتدا استفاده نماید؛ حتی در میان بخش آخر سخنان میرحسین نیز تلاش کرد که وقتی از میرحسین تصاحب کند که میرحسین واکنش نشان داد و گفت در وقت من «چیز» نکن!
به هر حال بعید میدانم از حامیان متعصب میرحسین کسی پس از این مناظره از وی برگشته باشد، همان گونه که از حامیان متعصب احمدی نژاد هم کسی دست از او بر نمی دارد اما برآورد من این است که قشر عمده مردم به خاطر شجاعت و تهور احمدینژاد به او گرایش پیدا کرده و سرمایه اجتماعی وی پس از مناظره افزایش یافت. مخصوصاً رسوا کردن گوشهای از سوء استفادههای باند قدرت و ثروت که همیشه از آن نام میبرد.
نکتهای که در پایان باقی میماند، پیشبینی واکنش هاشمی رفسنجانی و وابستگانش با احمدینژاد است که بعید میدانم کار عمدهای از دستشان برآید به چند دلیل:
1- عدم حمایت رهبری از آنان در سخنرانی امروز در مرقد امام
2- تکنیکی بودن حملات احمدینژاد به گونهای که بیاناتش هیچ بار حقوقی مبنی بر ایراد اتهام، توهین و نشر اکاذیب و ... نداشت
3- باورپذیری ادعاهای احمدینژاد توسط عامه مردم و بالاتر از آن، این که قشرهای بسیاری از نخبگان سالیان طولانی بود که از داغ این مفاسد بر دلشان بود و این حمایت عمومی هر گونه قدرت تحرک توسط رقیب را از وی سلب میکند.
4- مفاسد بیشتری که در باند قدرت و ثروت هنوز وجود دارد و گروکشی افشای آن توسط احمدینژاد، به این معنی که اگر بخواهند به گونهای با احمدینژاد مقابله کرده و رویهی خود را ادامه دهند طبیعتاً احمدینژاد ممکن است ابعاد دیگری از مفاسد را معرفی کند.
البته اینها همه به شرطی است که احمدینژاد بتواند رای اکثریت خوبی را در انتخابات ریاست جمهوری کسب کند و الا ممکن است در صورت شکست در انتخابات به روشهای قضایی، سیاسی یا مافیایی سرکوب شود. با این حال من تصور میکنم، تکلیف انتخابات دهم در همین مناظره مشخص شد و بعید است که روند تحولات، بتواند نتیجه انتخابات را تغییر بدهد.
امیدوارم نتیجه انتخابات هر چه هست باعث سربلندی اسلام و کشور جمهوری اسلامی و ملت بزرگ ایران شود که واقعاً مستحق قرار گرفتن در جایگاهی برتر در جهان هست.

+ نوشته شده در 88/03/14 | موضوع : سیاسی| |

امناظره کروبی رضاییگر چه برگزاری مناظره تلویزیونی کاندیداهای ریاست جمهوری اقدامی مناسب ارزیابی می شود ولی به شرط آن که مناظره واقعی باشد.

دیشب که اولین جلسه این مناظره بین کروبی و رضایی بود بیشتر شبیه یک فیلم خنده دار و نوع جدیدی از سخنرانی با دو سخنران همزمان بود و نه یک مناظره واقعی.

به نظر من کروبی و محسن رضایی اخلاق انتخاباتی را رعایت نکردند و از فرصتی که به دست آوردند بر خلاف تعهداتشان سوء استفاده کردند. آنان توافق کرده بودند که درباره کسانی که در جلسه حاضر نیستند سخنی نگویند و آن ها هر کدام خود نیز به این توافق اقرار کردند ولی عملاً دهها بار عملکرد دولت نهم و کاندیدای غایب را زیر سوال برده و باز هم طبق معمول تمسخر را پیشه گرفتند.

آنان بجای بیان نظرات چالشی بین خود، به تایید نظرات یک دیگر پرداختند و با هم متحداً علیه کاندیدای غایب سخن گفتند و یک تنه به تخریب عملکرد کسی پرداختند که نمی توانست از خود دفاع کند. این رفتار ناجوانمردانه و غیر اخلاقی و ظلم آشکار تلقی می شود.

بهتر بود آنان به این سوال اساسی و مغفول جواب می دادند که مثلاً آقای کروبی چه چیزی در خود دید و در آقای رضایی ندید که حاضر شد با وی به رقابت بپردازد و آقای محسن رضایی چرا به این نتیجه رسید که آقای کروبی ناتوان از ریاست جمهوری است و بر این اساس او احساس تکلیف کرد.

آنان زیرکانه و با موضعی بی طرفانه این وظیفه اساسی خود را انجام نداده و البته هزینه این شیطنت خود را به گونه ای به گردن مجری ناتوان مناظره انداختند.

البته باید گفت این فیلم بازی کردن و تعریف و تمجید دو رقیب از یکدیگر پیام پنهانی داشت و آن این که اگر شما این قدر با هم توافق نظر دارید چرا با هم رقابت می کنید؟ اینجا دم خروس پیدا می شود و معلوم می شود که این دو کاندیدای محترم برای رقابت با یکدیگر بر سر ریاست جمهوری نیامده اند، بلکه با هم متحد شده اند تا علیرغم آن که احتمال رای آوردنشان کم است لااقل به رقیب مشترک ضربه زده باشند که این نتیجه گیری، فرض برخی مبنی بر هماهنگی و ائتلاف پشت پرده سه کاندیدا برای شکست یک کاندیدا در انتخابات دهم را تقویت می کند.

در این باره ضرب المثلی داریم که ممکن است توهین تلقی شود و از بکار بردن آن خودداری می کنم.

+ نوشته شده در 88/03/13 | موضوع : سیاسی| |

قضیه ادعای احمدی نژاد در خصوص تحقیر رییس جمهور سابق (آقای خاتمی) در دیدار با ژاک شیراک و قضیه پله ها برایم سوال بود که به جستجو در این باره پرداختم.

حقیقت تلخ آن است که ادعای احمدی نژاد کاملا صحت دارد اگر چه سایت های اصلاح طلب آن را انکار کرده اند. آنان با روش های جنگ روانی خاص خود با انتشار عکس هایی از دیدار دوم آقای خاتمی با ژاک شیراک در  5 آوریل 2005 سعی در دروغ جلوه دادن این ادعا کردند در حالی که آقای خاتمی دیدار دیگری نیز با همین فرد در کاخ الیزه در تاریخ 27 اکتبر 1999 داشته است که حدود مهر 1378 می شود. هر چه تلاش کردم عکسی از آن نیافتم بجز یک عکس که آن هم در بالای پله ها است. البته من در همان زمان این صحنه را خودم دیدم و احساس ناراحتی کردم البته نه به اندازه احمدی نژاد.

عکس مربوط به دیدار 2005 با عبای مشکی که اصلاح طلبان به استناد آن احمدی نژاد را دروغگو خواندند. البته در این دیدار شیراک واقعا از پله پایین آمد.


تنها عکس موجود مربوط به بازدید 1999 با عبای شکلاتی که مد نظر احمدی نژاد بود. از موقعیت قرار گرفتن شیراک نسبت به سرباز گارد مشخص است که بالای پله است. در این دیدار شیراک از پله پایین نیامد و همان بالا ایستاد تا آقای خاتمی بالا برود.

البته بعید می دانم آقای خاتمی اساساً این چیزها را تحقیر بداند. احتمالاً او از آقای شیراک بسیار متشکر است که او را به حضور پذیرفته و اجازه داده که با او عکسی بگیرد.

به دلایل مختلف قصد نداشته و ندارم که در موضوعات تبلیغات انتخابات شرکت کنم ولی خداییش به حال مظلومیت احمدی نژاد غصه ام شد.


14/3/1388

برادر عزیز روح الله مهرابی با ارسال قطعه فیلمی از دیدار 1999 آقای خاتمی قضیه پله را روشن کردند و مشخص شد اگر چه برای خاتمی فرش قرمز پهن نکرده اند و اگر چه شیراک کت شلوار روشن (که در فرهنگ غرب احترام آمیز محسوب نمی شود) پوشیده ولی قضیه پله صحت نداشت. بنده از این بابت هم از ایشان تشکر و هم از مخاطبان محترم عذرخواهی می کنم.

متاسفانه احمدی نژاد سخنان اغراق آمیز می گوید و این اغراق آمیز سخن گفتن به برخی از جمله بنده هم سرایت کرده و امیدوارم بتوانم خود را اصلاح کنم. احمدی نژاد با این نقاط ضعف دفاع از خود را برای ما سخت کرده است.

+ نوشته شده در 88/03/10 | موضوع : سیاسی| |

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در دسته عزاداری حضرت فاطمه سسه شب منزلمان روضه داشتیم. از قدیم آرزو داشتم اگر خداوند منزلی به من عنایت کرد توفیق داشته باشم در آن برای اهل بیت مجلس بگیرم. آن قدر که در فضیلت مجلس اهل بیت ع روایت شنیده بودم که این آرزو در دلم شعله می کشید. امسال سال اولی بود که روضه گرفتیم. البته سال های قبل هم گه گاه به مناسبت هایی مثلاً یک شب برنامه می گرفتیم ولی امسال برای اولین بار توفیق شد سه شب متوالی مجلس داشتیم.

حاج آقا محمدی که مردی عالم و با فضیلت های علمی و اخلاقی هستند، سخنرانی داشتند. ایشان از کارشناسان برجسته رادیو معارف و متبحر در عقاید و علم کلام و مخصوصاً در پاسخ به شبهات هستند. همینطور دوست عزیزم آقای عباس کاویانی هم قرائت زیارت و مداحی را بر عهده داشتند. منزل همسایه مان آقای ربانی هم مردانه شد و منزل خودمان زنانه. چیزی حدود 14-20 نفر مرد در جلسه شرکت می کردند و حدود 40 نفر هم خانم که برای سال اول آمار خوبی محسوب می شود اگر چه اساساً در مجالس اهل بیت ع آمار خیلی به حساب نمی آید و مهم کیفیت مجلس است و کمیت در درجه دوم قرار دارد. به هر حال توفیق بزرگی بود و خدا را از این بابت شکر می کنم.

روز شهادت حضرت زهرا س هم بنا به توصیه علما و مراجع که درچند سال اخیر تاکید زیادی روی عزاداری آشکار و خروج دسته های عزاداری داشتند، به حرم حضرت معصومه س مشرف شدم و برای اولین بار در جمع دسته های عزاداری حضرت فاطمه س حضور یافتم که توفیق عظیمی بود. مردم با همان شور عزاداری های عاشورا به میدان آمده بودند و چه عزاداری می کردند. ای کاش مدعیان نخبه گرایی جامعه ما نیز سری به این جمع عوام الناس می زدند تا قدرت معنوی کشور فاطمه زهرا س را درک می کردند.

یکی از مداحان می گفت که عزای امام حسین ع همه قشر آدمی می آد، مسیحی، زرتشتی و ... ولی عزای فاطمه زهرا س را فقط شیعیان شرکت می کنند. به هر حال تاکید علمای بزرگ و مراجع مخصوصاً آقایان صافی گلپایگانی، وحید خراسانی و مرحوم آقای میرزا جواد تبریزی بر خروج دسته های سینه زنی و عزاداری در روز شهادت حضرت فاطمه زهرا س بی حکمت نیست.

+ نوشته شده در 88/03/09 | موضوع : اجتماعی| |

سخنرانی تلویزیونی کروبی دیشب یکی از برجسته ترین و پرمطلب ترین صحبت های وی بود. تقریبا در این نیم ساعت همه ی آن چیزی که شیخ اصلاحات در چنته داشت بیرون ریخت و حرف نگفته ای باقی نگذاشت. البته مشخص بود که به او گفته بودند آرام سخن بگوید زیرا تجربه موسوی برای این کار کافی بود.

کروبی از همان ابتدا با "نکته" آغاز کرد و در حدود 15 دقیقه مقدمه و سوابق خود را تبلیغ کرد و 5 دقیقه هم درباره برنامه هایش گفت. در مقدمه وی تلاش وافری کرد که پیوند خود با امام را به گونه ای ذکر کند که بتواند از امام در این راه مایه بگذارد. او خود را پیرو امام دانست و سخنان و جهت گیری های خود را نیز دقیقا منطبق با امام معرفی کرد و مخالفان مخصوصا دولت فعلی را بر خلاف راه و جهت گیری امام معرفی کرد.

او سه اصل "جمهوریت"، "اسلامیت" و "ایرانیت" را جزو مشخصه های اندیشه سیاسی امام برشمرد! من هر چه در تاریخ و صحیفه ی نور گشتم و هر چه به سابقه ذهنی خود مراجعه کردم نتوانستم عنصر آخر را در دیدگاههای امام پیدا کنم. اتفاقا بر عکس امام فقط بر جمهوریت و اسلامیت و نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد تکیه می کردند و آن هم جمهوریت را در راه اسلام می شناختند و نه به خودی خود یک ارزش.

به هر حال کروبی روی مسائل و مطالبات سیاسی و اجتماعی خیلی مانور داد و به اقتصاد که رسید گفت این هم که خودش ملموس و معلوم است! او درباره طرح اقتصادی یعنی سهام نفت هیچ نگفت و این بزرگترین اشتباهش بود. زیرا نماینده مطالبات سیاسی اصلاح طلبان خاتمی بود که آن هم اقبال وسیعی از طرف قشر فرودست جامعه نداشت و الا در دوره قبل مردم به او گوش می کردند و به معین رای می دادند. به هر حال کروبی نتوانست وجهه ی موفق دوره قبل خود را در این سخنان معرفی کند. او به سهام نفت که رسید به سرعت از آن عبور کرد و حتی موضوع پرداخت سرانه به ایرانیان را مطرح هم نکرد در حالی که این سلاح اصلی کروبی در دوره قبلی بود. گویا کروبی فراموش کرده که دوره قبل مردم نه به خاطر شعارهای سیاسی و آزادی و مخالفت با نظارت استصوابی بلکه به خاطر پرداخته ماهیانه 50 هزارتومان به هر ایرانی بود که به وی رای دادند.

او حتی روی تیم "مدیران لایق" که کاملا چهره کرباسچی را به ذهن متبادر می کند هم خیلی تاکید کرد. در این میان جای ارزش های ملی و دینی مردم در سخنان کروبی خالی بود. او حتی اشاره ی کوچکی و نمادینی هم به ولایت فقیه و یا ایثارگران و خانواده شهدا نکرد. آثار پیری در کروبی به وضوح مشاهده می شود لااقل او باید این را می دانست که مردم برایشان یک چیزهایی واقعا مهم است مثل همین ارزش های معنوی و کاندیداها برای حفظ ظاهر هم که شده باید نامی از آن ببرند. اما کروبی یا از روی فراموشی یا از روی صداقت لری به چیزی که به او یاد نداده بودند اشاره ای هم نکرد!

به هر حال کروبی کل صحبت هایش را در 20 دقیقه اول تمام کرد و 10 دقیقه دیگر هم آب را به سخنان خود بست و آن قدر "نکته" گفت تا وقتش را کامل استفاده کند.

+ نوشته شده در 88/03/04 | موضوع : سیاسی| |

میرحسین و محسنصدا و سیما رویکرد جدیدی نسبت به انتخابات اتخاذ کرده است مخصوصاً پیش بینی مناظره بین کاندیداهای ریاست جمهوری دهم.

به نظرم سخنرانی پریشب میرحسین ضربه ی مهلکی به او بود. این وجهه یک شخصیت محبوب که پس از 20 سال به عرصه سیاسی بازگشته نبود. او عصبانی و با تن صدای بلند سخن می گفت در حالی که انتظار می رفت او با وقار و طمأنینه ی بیشتری صحبت می کرد.

همچنین من توقع داشتم که میرحسین گفتمان جدیدی از خود ارائه دهد که این کار را هم نکرد. او مانند چند سخنرانی اخیرش فقط قدم در راه تخریب و تحقیر دولت فعلی گذاشت. با نیش و کنایه باعث رنجش طرفداران احمدی نژاد شد. این روش اساساً در کشور ما مردود و واجد نتیجه ی معکوس است.

از نظر محتوا نیز اگر چه ظاهر سخنانش همه علیه رویکرد دولت احمدی نژاد بود ولی نتیجه منطقی که از سخنانش می شد گرفت کاملا عکس بود. مثلاً برای اثبات ناکارآمدی دولت اشاره به سفرهای استانی و دیدارهای مردمیش کرد که این تاییدی بر رویکرد دولت نهم برای سفرهای استانی و ارتباط با مردم بود. یا مثالی از حمایت امیرکبیر از یک خانم دکمه ساز بیان کرد که تاییدی بر رویکرد دولت بر بنگاههای کوچک و زودبازده بود، یا ناکارآمدی سیستم های مدیریتی کشور کرد که تاییدی بر اصلاحات ساختاری احمدی نژاد بود.

ارزیابی من این است که میرحسین نتوانست موج لازم انتخاباتی را برای خود ایجاد کند. این موج می بایست بر یکسری از خواسته های واقعی و مشروع مردمی بنا نهاده می شد که در توان یا خواست دولت فعلی و دولت های قبلی نبوده است و تاکید بر آزادی بیان و مسایل اقتصادی و رفاهی و ... آن چنان گیرا و جذاب نبود چرا که این شعارها مدعیانی بهتر از میرحسین دارد. در مسایل آزادی بیان در دوران دولت های اصلاحات به اندازه وفور به این شعارها عمل شد تا جایی که نوعی دلزدگی عمومی هم ایجاد کرد و مردم خواستار کنترل آن شدند و در قضیه رفاه مردم و رسیدگی به قشر فرودست و مسایل اقتصادی نیز طبیعتاً گفتمان احمدی نژاد قوی تر و مورد پسندتر واقع می شود. بنابراین میرحسین محلولی رقیق از خاتمی و احمدی نژاد است که اتفاقا چندان خوش طعم نیفتاد.

محسن رضایی نیز دیشب سخنرانی کرد. بنده معتقدم تا امروز محسن بابرنامه ترین کاندیدا بوده است. محسن رضایی با یک برنامه ی جامع در همه زمینه ها به عرصه آمده است ولی عیبی که محسن دارد این است که برنامه هایش تقریباً فضایی است. او در عرصه سیاسی و اقتصادی تجربه لازم و واقع بینی کافی را ندارد. محسن رضایی تصور می کند با افرادی که حول و حوش او هستند مثل دانش جعفری یا امیرعلی امیری یا امثال آنها می توان سیاست، اقتصاد، اجتماع، فرهنگ و ... را به طور انقلابی و جنگی حل کرد. محسن اگر چه دوست ندارد سابقه نظامیش مورد اشاره واقع شود و به گونه ای تلاش می کند گذشته خود را مسکوت و مغفول نگه دارد ولی نگاهش به همه چیز همان نگاه نظامی گرایانه است. او تصور می کند با گرفتن رای از مردم و رییس جمهور شدن همه و همه مانند زمان جنگ او را حمایت خواهند کرد تا هر گونه که صلاح می داند طرح عملیاتی بنویسد و آدم عزل و نصب کند و ...
محسن رضایی دیشب فقط وعده های چرب و شیرین داد و حتی چند بار تکیه کرد که این ها فقط وعده توخالی نیست که به نظر می رسد دقیقاً همان وعده های توخالی باشد زیرا عرصه جهان واقع عرصه سود و هزینه است. شما باید هزینه هایی بدهی و سودی به دست آوری. مثلاً محسن رضایی وقتی که توسعه اقتصادی را وعده می دهد باید به مردمش وعده سختی چندساله را بدهد یا اگر به مردم وعده سفره های وسیع می دهد باید به مردم بگوید که رشد توسعه اقتصادی ضعیف خواهد شد یا اگر می خواهد با کشورهای دیگر دوست شود باید بگوید که تا مدتی باید شعارهای انقلابی و آرمانی را باید کنار بگذاریم.
در مجموع محسن رضایی فقط حرف توخالی زد و عملیاتی شدن برنامه اش به نظر من امکان پذیر نیست.

پیروزی در انتخابات نیاز به یک موج فراگیر دارد که تا حالا این دو کاندیدا نتوانستند موج لازم را ایجاد کنند. بنابراین باید منتظر باشیم و روزهای آینده انتخابات ریاست جمهوری را ببینیم.