تبليغاتX
بزمانه - رویارویی جدید غرب با ایران













بزمانه
دیدگاههای شخصی حمید بزم شاهی

دنیای غرب بار دیگر با ایران در مسئله انرژی هسته ای رویاروی شد. این بار دنیای غرب بر خلاف گذشته با دستی تهی و فقط با سلاح "صدای بلند" به هماوردی ایران آمده است. این بحران که در ابتدای هزاره سوم میلادی رخ داده برای هر دو طرف کاملا کلیدی و حساس به نظر می رسد تا جایی که حیات سیاسی هر یک از دو طرف در این مسئله به چالش کشیده شده است. در واقع هر دو طرف حیات سیاسی خود در هزاره را به این پرونده وابسته می دانند

غرب به هيچ وجه در شرايطی نيست که به ايران ضرر عمده بزند زيرا وضعيت سیاسی و اقتصادی آنان بسيار شکننده و ناپلئونی است.
اروپا به انرژی مخصوصا به گاز ايران نياز حياتی دارد. امريکا به همکاری ايران برای حل مسئله سیاسی در عراق نياز دارد. اين يک رويارويی جدی است که دعوا بر سر تصاحب کرسی های قدرت سیاسی در جهان آينده است.
در واقع غرب از اينکه ايران وارد باشگاه سران سیاسی دنيا شود بسيار نگران است مسئله ای که سالها پيش اتفاق افتاد و الان به جای دردناکش برای آنها رسيده است.رویارویی دوباره غرب با ایران
درد اين ماجرا را پيش از همه آلوين تافلر در کتاب موج سومش بيان کرد که مسئله ايران را نه بيرون راندن شاه و قطع کردن دست امريکا از خاورميانه بلکه بزرگترين مسئله را اين دانست که (امام) خمينی خطوط بازی جديدی برای دنيا ترسيم می کند و از اين پس بازی نه بر اساس خط کشی غرب بلکه بر اساس خط کشی جديد و طراحی زمين جديدی برای بازی که توسط (امام) خمينی کشيده شده در زمین ایران ادامه خواهد يافت.
ايران در معادلات سياسی و بالاتر از آن فلسفی غرب يک چالش عمده است چالشی که هنوز خيلی از مغزهای زنگ زده چه اين طرف و چه آنطرف آن را درک نمی کنند.
از اين پس غرب بايد خود را برای يک رويارويی بزرگ با يک نيروی جوان و بالنده بنام ايران آغاز کند. قدرتی که انتهای آن مشخص نيست و هنوز همه برگ های برنده خود را رو نکرده است.
اين واقعيتی بزرگ است که غرب هر روز در عرصه های سیاسی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی مشکلاتی تازه تر پيدا می کند.
در اين بين آيا جبهه خودی خواهد توانست شرايط را درک و يکپارچگی خود را حفظ کند و تا دقيقه نود و پيروزی قطعی دوام بياورد؟

همچنین نگاه کنید به «استراتژی قورباغه»