تبليغاتX
بزمانه - مناظره کروبی با احمدی نژاد













بزمانه
دیدگاه‌های شخصی حمید بزم شاهی اصفهانی

مناظره احمدی نژاد کروبیدیشب مناظره کروبی با احمدینژاد در شبکه سه سیما برگزار شد. این مناظره بر خلاف آن چه آقای کروبی وعده داده بود، چالشیتر از مناظره موسوی با احمدینژاد نبود. کروبی باز هم طبق معمول خودکار نیاورده بود و از مجریان مناظره خودکار گرفت.

اولین سوال وی درباره هاله نور بود که احمدینژاد طبق معمول از کنار آن سر خورد. احمدینژاد نیز گویا این مناظره برایش زنگ تفریح است، حدود 50% از وقتش را به بیان عملکرد دولت نهم اختصاص داد. جواب سوالات نه چندان مایهدار کروبی را در یکی دو جمله میداد و میرفت سراغ آمار عملکرد دولت در زمینههای اقتصادی.
موردی که دربارهاش زیاد با هم کلنجار رفتند بحث آمار بود. کروبی آمار احمدینژاد را تخطئه کرد و گفت که این آمار از نظر کارشناسان مردود است و آنان چیزهای دیگری میگویند. احمدینژاد هم در جواب گفت همان مراجعی که آمار اقتصادی را از ابتدای انقلاب اعلام کردهاند، این آمار را بیان کردهاند و زیر سوال بردن آن یعنی زیر سوال بردن همه آمار و ارقام گذشته. کروبی نظرش این بود که موارد اقتصادی و آمار و اطلاعات باید در سطح کارشناسی بحث شود و خود را نسبت به اطلاعات و آمار بیاطلاع دانست. احمدینژاد هم گفت رییس جمهور باید سخنان متناقض کارشناسان را بشنود و خودش باید کارشناس ارشد باشد تا بر این موارد مسلط باشد.
متاسفانه کروبی نیز مثل موسوی یک راست رفت سراغ نقاط قوت احمدینژاد از جمله سیاست خارجی و اقتصاد داخلی. این موارد بجز در بین عدهای از نخبگان اصلاحطلب در بین اکثریت کارشناسان جزو حوزههای موفق دولت نهم بوده است و از طرفی مردم نیز از این دو بخش راضی به نظر میرسند. اما هیچ یک از کاندیداها هنوز سراغ نقاط ضعف احمدینژاد نرفتهاند و احتمالاً مجال دیگری هم برای این کار نمییابند و آن هم حوزه فرهنگ است.
حوزه فرهنگ به نظر من یکی از حوزههای مظلوم در تمام دوران 30 ساله گذشته و مخصوصاً در دولت نهم است.  انتشار کتب در دولت نهم روند نزولی داشته و فرهنگ عمومی نیز همچنان بلاتکلیف است. شورای عالی انقلاب فرهنگی بسیار ناکارآمد و فشل عمل کرده است. سینما از دوران بحران و فروپاشیش در زمان خاتمی هنوز خارج نشده و بجز تئاتر در سایر بخشها نیز پیشرفت و شکوفایی چندانی مشاهده نمیشود.
کروبی سوالاتی را مطرح کرد که تقریباً همه سطح پایین بود و به همین خاطر جوابهای دندانشکنی از احمدینژاد دریافت میکرد. به هم ریختگی و عدم تسلط کروبی نیز بر خلاف انتظار بود. من خودم شخصاً کروبی را به خاطر طلبه بودن و تجربه در مباحثه، قویتر از آن چه نشان داد میپنداشتم. البته او مثل میرحسین صدایش لرزه نداشت، لبش نیز خشک نشده بود و چیز چیز هم نمیکرد.
در مقابل احمدینژاد نیز بر خلاف جلسه قبلی در خصوص افراد بجز موضوع شهرام جزایری به مورد دیگری از جمله سوژه بسیار داغ کرباسچی حتی اشاره هم نکرد. کرباسچی که در اذهان عمومی به عنوان «غارتگر بیت المال» معروف است معاون اول کروبی مطرح شده و عکسهای تمام قد وی در کنار کروبی در کوی و برزن نصب شده است. کرباسچی مخصوصاً در فیلم تبلیغاتی کروبی به خاطر اشکی که برای فقرا ریخت علاوه بر تحکیم پیوند سیاسیش با کروبی، باعث خلق عجیبترین واقعه سیاسی پس از انقلاب شد. کرباسچی که معتقد بود فقرا باید از بین بروند برای آنان گریه کرد!
احمدینژاد بدون حتی اشاره از کنار این موضوع خوب گذشت. اما دست از سر کروبی برنداشت. او چندین بار موضوع شهرام جزایری را مطرح کرد به گونهای که به کلی اعصاب کروبی را به هم ریخت، همچنین از زندان بنیاد شهید، و خانه و اموال کروبی به طور شفاف نام برد. کروبی در مقابل این هجمه پاسخ قانع کنندهای نداشت بجز آن که از طرف امام چندین حکم داشته و اجازاتی داشته که به نظرم قانع کننده نبود.
در مقابل کروبی اغراقگویی معمول احمدینژاد را به دروغگویی تعبیر کرد و از او خواست نام چند کشور را ببرد که احمدینژاد نیز به این سوالات پاسخ نداد. اما نکتهای که واقعاً به حیثیت کروبی لطمه زد بحث عکس احمدینژاد در زیر تابلو خلیج عربی بود که کروبی آن را افتضاح دولت نهم در سیاست خارجی دانست. احمدینژاد هم او را به علمای کلام عربی ارجاع داد تا به او بگویند که  «الدول الخلیج العربیة» یعنی کشورهای عرب خلیج نه کشورهای خلیج عربی زیرا العربیة به الدول برمیگردد. این در حالی است که روحانیون سالها درس عربی و لغت عربی را میخوانند. به نظر من این ضربه مهلکی به سابقه آخوندی و سواد علمی مورد ادعای کروبی زد.
به نظر من احمدینژاد در نحوه بیانات احساسی خود عادت دارد که اغراقگویی کند که مخالفان از جمله آقای کروبی تلاش وافری دارند تا آن را به دروغگویی تعبیر نمایند. این نیز یکی از نقاط ضعف احمدینژاد است. البته ظاهراً عبارات حتی اگر اغراق هم باشد از نظر شرعی دروغ محسوب میشود ولی به هر حال جامعه ما از جمله احمدینژاد به این امر عادت دارند. مثلاً در صف نانوایی ما بارها شنیده و گفتهایم که یک ساعت است اینجا ایستادهایم(!) اگر چنانچه ما 59 دقیقه ایستاده باشیم این جمله اغراقآمیز، دروغ شرعی محسوب میشود. مثلاً شنیدهایم که حضرت امام پیامی را برای رادیوتلویزیون فرستاد و در میانه راه آن را برگرداند و کلمهای را در آن تغییر داد و آن جملهای بود که خطاب به رزمندگان اسلام بود که «من همیشه شما را دعا میکنم» امام کلمه همیشه را به کلمه بیشتر اوقات تغییر دادند تا دروغ نباشد.
به هر حال به نظر من برنده مناظره همچنان که انتظار میرفت احمدینژاد بود. کروبی در آخر کنترل خود را از دست داده بود و دائم در وقت احمدینژاد وارد میشد و نمیتوانست خود را نگه دارد. کاغذهایش را روی میز پهن کردهبود و در میان آن غوطه میخورد در مقابل احمدینژاد مدارکش را مرتب نگه داشته و یک راست میرفت سراغ مدارک مورد نظرش.
همچنین طبق بیان مجری احمدینژاد حق داشت از 4 دقیقه وقت اضافی در مقابل بیانیه میرحسین در جلسه مناظره با محسن رضایی که علیه وی خوانده شد، استفاده کند که چیزی درباره آن نگفت.
ارزیابی من آن است که احمدینژاد در خصوص تاخت و تاز به اصلاحطلبان اصطلاحاً کمی فیتیله پایین کشید. این موضوع دو علت احتمالی دارد یا کارت زردی از طرف رهبری دریافت کرده یا به دلیل جلوگیری از آشوبهای خیابانی و احتمال واکنش خشونتآمیز اصلاحطلبان که در این خصوص ید طولایی دارند بوده است.
شیخ اصلاحات پس از نیم قرن فعالیت سیاسی، از هم اکنون باید به دنبال برنامههای دوران بازنشستگیاش باشد.