تبليغاتX
بزمانه - محسن رضایی سرباز ولایت فقیه یا معمار اقتصاد نوین؟!













بزمانه
دیدگاه‌های شخصی حمید بزم شاهی اصفهانی

حاج کوثری فرمانده و نماینده محبوب تهرانی هادیروز در جلسه ای شرکت کردم که اسماعیل (محمد) کوثری نماینده مردم تهران در آن سخنرانی می کرد. کوثری که پس از شهید همت فرماندهی لشگر 27 محمد رسول الله (ص) سپاه را تا چند سال پس از جنگ بر عهده داشت، حدود دو سال پیش بازنشست شد و پس از آن در انتخابات مجلس هشتم شرکت کرده و یکی از نمایندگان محبوب تهران شد.
کوثری که هنوز هم پس از بازنشستگی به سردار کوثری معروف است، به بیان اخباری در خصوص قبل، حین و بعد از انتخابات ریاست جمهوری اخیر پرداخت. پس از پایان سخنرانی تعدادی از حضار او را احاطه کرده و از او سوالات جور و اجوری می پرسیدند که این بخش برایم جالب بود.
یکی سوال درباره فشار به رهبری برای پذیرش برخی بدعت ها بود که ایشان وارد کردن فشار به ایشان را از طرف بعضی عناصر سیاسی تایید کرد و مخصوصاً فشار آقای هاشمی به رهبری را نیز تایید کرد.
دیگری درباره نقش محسن رضایی بود که با تاسفی عمیق قضیه ای را از عدم پایبندی محسن رضایی به ارزش های اصیل انقلاب نقل کرد که قضیه این گونه بود:
پس از انتخابات ریاست جمهوری 1376، مقام معظم رهبری جمعی از فرماندهان ارشد سپاه را فرا خواندند. با جمعی از فرماندهان ارشد به حضور ایشان رسیدیم که از آن جمع امروز فقط احمد کاظمی شهید شده است و بقیه هستند. پس از اقامه نماز مغرب و عشاء به امامت ایشان، ایشان روی پله اول منبر نشستند و ما هم به گرد ایشان حلقه زدیم و جلسه خودمانی تشکیل شد. ایشان آقا محسن را به نزد خود طلبیدند و در کنار خودشان نشاندند. وقتی سینی چای آوردند و از آقا شروع کردند، مقام رهبری چای برنداشتند و اشاره کردند تا اول به آقا محسن چای تعارف شود. بعد در همان ابتدای صحبتشان در میان اعجاب همه فرماندهان به آقا محسن گفتند: «هنوز هم فرمانده ما شما هستید». [قضیه مربوط به درخواست محسن رضایی برای جدایی از سپاه بود که از مدت ها پیش آقا محسن مصرا از رهبری درخواست کرده بود ولی رهبری از ابتدا با جدا شدن آقا محسن از سپاه مخال بود و به اعتراف خود محسن رضایی سال ها آقا به بهانه های مختلف با آن مخالفت می کرد] خلاصه رهبری در آن جلسه، آقا محسن را در میان سایر فرماندهان خیلی تحویل گرفت. ولی عجیب این بود که فردای آن روز آقا محسن درخواست استعفای رسمی خود را به رهبری ارسال کرد که همه ما بهت زده شده بودیم. بالاخره ما پاسدارها فارغ از همه مسائل و دیدگاههای شخصی، اعتقاداتی داریم که نباید آن را زیر پا بگذاریم. حقیقتاً حاج کوثری در حال بیان این خاطره چنان آهی کشید و افسوسی خورد که دل حضار کباب شد.

دوست و دشمن شهادت می دهند که محسن رضایی علیرغم نقاط ضعف و چند علامت سوال، فرمانده خوبی برای سپاه بود ولی از وقتی از سپاه بیرون آمد علیرغم موقعیت والایی که در عرصه سیاست به او هبه شد، هیچ جایگاه چشمگیری در عرصه سیاست کشور نداشته است.
محسن رضایی فرمانده رهبری!با مطالعه تاریخ محسن رضایی در سابقه خود موارد لج بازی دیگری هم دارد از جمله مهم ترین آن می توان برداشتن علم مخالفت با ارتش و جدایی از آن پس از عملیات رمضان. در حالی که حضرت امام پس از فرار بنی صدر و سر و سامان دادن به اوضاع فرماندهی کل قوا، در یک جلسه مشترک، دست محسن رضایی و شهید صیاد شیرازی که به تازگی به ریاست ستاد مشترک ارتش منصوب شده بود را در دست هم می گذارد و از آنان می خواهد که دست هم دیگر را رها نکنند و سپاه و ارتش را با یکدیگر برادر نگه دارند و با هم جنگ را پیش ببرند. اما محسن رضایی در خاطرات متعدد خود بیان می کند که ارتش ما را زمین گیر می کرد و بر روی بچه های ما اثر بد می گذاشتند. اصرارهای محسن رضایی اثر گذاشت و بالاخره سپاه و ارتش از هم جدا شدند و به جای برادری راه رقابت و در برخی عرصه ها راه جدال و دشمنی را در پیش گرفتند. در کتاب «ناگفته های جنگ» از قول شهید صیاد نقل شده که چقدر از بابت این جدایی تاسف می خورد و از میراث بر باد رفته اتحاد ارتش و سپاه چه حسرتی که نمی خورد.
اکنون محسن رضایی پس از 12 سال تلاش بی وقفه در عرصه سیاست و عدم توفیق در این میدان و پس از چندین بار کاندیداتوری مجلس و ریاست جمهوری و عدم اقبال مردم و سیاستمداران به وی و از طرفی دکترای اقتصادی که ظاهرا فقط به درد «در کوزه» می خورد، به عنوان یک سیاستمدار سرگشته در ورطه پرتگاه سقوط و توبه از گذشته انقلابی خود و رکن ولایت فقیه قرار گرفته است.
خدا آقا محسن و همه سربازان ولایت و ما را حفظ کند.