تبليغاتX
بزمانه - احمدی‌نژاد در لبه‌ی پرتگاه













بزمانه
دیدگاه‌های شخصی حمید بزم شاهی اصفهانی

مشایی استاد احمدی‌نژاد شدهدرباره داستان احمدی‌نژاد و مشایی زیاد گفته شد و نوشته شد ولی هیچ‌کدام بیشتر از این به دلم نچسبید. بار دیگر محبوبیت و جایگاه یک شخصیت بزرگ انقلاب در چشم حزب‌اللهی‌ها تنزل پیدا کرد و این بسیار تلخ بود.

دلباختگی احمدی‌نژاد به مشایی و کوتاهی‌های او در باره‌ی این فرد، رهبری را وادار به موضع‌گیری نمود و این برای من بسیار تلخ نمود.

خدا روح امام خمینی را شاد کند که بعد از قضیه منتظری در سال 68 خطاب به مسئولان نظام و بزرگان فرمودند: «الله الله در انتخاب اصحابتان» با نگاهی به گذشته می‌بینیم که بیشترین ضربه را نفوذی‌ها به شخصیت‌های بزرگ تاریخ اسلام زده‌اند. آدم‌های فرصت‌طلب و زرنگی که اصطلاحاً رگ خواب یک شخصیت را به دست می‌آورند و می‌توانند تا اعماق باورهای او نفوذ کنند و به موقع از آن بهره‌برداری کنند.

مگر آقای منتظری چه عیبی داشت؟ آیا سوابق مبارزاتی نداشت؟ آیا سواد نداشت؟ آیا زندان نرفته بود؟ آیا ضد ولایت فقیه بود (با آن همه آثار مؤید نظریه‌ی ولایت فقیه)؟ آیا در راه ولایت و رهبری کم فداکاری کرده بود؟ به شهادت تاریخ هیچ‌یک از این نقاط ضعف را نداشت. منتظری فقط یک عیب داشت و آن این که شیفته‌ی فردی به نام مهدی هاشمی از اعضای دفترش شد. این فرد خائن و جنایت‌کار بود ولی در نگاه آقای منتظری شخصی شریف، پاک‌دامن، معتقد به ارکان جمهوری اسلامی و لایق‌تر از بسیاری از مسولان جمهوری اسلامی شناخته می‌شد.

آقای منتظری هیچ مشکلی با امام و نظام نداشت، فقط روی مهدی هاشمی تعصب داشت و شیفته‌ی او بود. هر چه امام ره به او تذکر داد حتی از او خواهش و التماس کرد ولی آقای منتظری حاضر نشد دست از پشتیبانی مهدی هاشمی بردارد. دفاع گام به گام آقای منتظری از مهدی هاشمی علیرغم دستگیری، بازجویی و محاکمه و اعدام او، تا جایی ادامه یافت که باعث جدایی کامل آقای منتظری از امام ره و نظام اسلامی و همه‌ی نظریات فقهی و مجاهدات قبلیش شد. او حتی با گذشته پرافتخار خود نیز به خاطر شیفتگی به مهدی هاشمی قهر کرد.

به همین لحاظ من نه نسبت به مشایی که اساساً او را از دایره ولایت خارج می‌دانم ولی درباره‌ی احمدی‌نژاد احساس خطر می‌کنم. حتی با رفتن مشایی. عدم تمکین احمدی‌نژاد به حکم رهبری آن هم پس از گذشت 8 روز و عدم صدور بیانیه و یا ذکر عبارتی مبنی بر تمکین به رهبری، افشاء متن حکم رهبری و تاریخ آن (27/4/1388) و مقایسه با بیانات احمدی‌نژاد در ذکر شیفتگی وی به مشایی در مراسم تودیع سازمان میراث فرهنگی در تاریخ (31/3/1388) نوعی اعتصاب سیاسی توسط احمدی‌نژاد پس از افشای متن حکم رهبری و مخصوصاً شرح دل‌باختگی احمدی‌نژاد به این موجود ناصالح و موارد دیگر، همه و همه شرایط سال 65 - 68 و قضیه منتظری و مهدی هاشمی را تداعی می‌کند.

معتقدم احمدی‌نژاد بر سر دوراهی بسیار خطرناکی مانده است. از یک طرف تمکین به فرمان رهبری به معنای خداحافظی با موجودیتی به نام مشایی است که احمدی‌نژاد نسبت به رابطه‌ای فراتر از رابطه‌ی دوستی دارد. ذکر ارادت و دل‌باختگی او به مشایی آن گونه که خودش گفته نیاز به ساعت‌ها وقت دارد. چشم‌پوشی از مشایی برای احمدی‌نژاد مانند چشم‌پوشی از مقدسات است. چشم‌پوشی از مشایی باعث فروپاشی روانی برای احمدی‌نژاد خواهد شد. از طرفی با رهبری نیز همین رابطه وجود دارد. احمدی‌نژاد آن گونه که برادرم مجید بذرافکن گفت همانند یک انسان با دو قلب است در حالی که خداوند در سینه مرد دو قلب قرار نداده است. احمدی‌نژاد مجبور است یکی را انتخاب کند، ولایت یا مشایی. این انتخاب سخت احمدی‌نژاد است. مشایی خبیث با وجود آن که حکم رهبری 27 تیر به دستش رسید، در زمان انتشار آن یعنی پایان روز 2 مرداد اقدام به انتشار کناره‌گیری خود از سمت معاون اولی نمود در حالی که این بیانیه تا این ساعت یعنی حدود ساعت 14 روز 3 مرداد هنوز روی سایت شخصی وی نرفته است.

این اقدام بیان‌گر لجاجت و ستیزه‌جویی وی با ولایت است، زیرا اگر امر رهبری لازم الاطاعه است از 6 روز قبلش لازم الاطاعه بود و اگر این امر را لازم الاطاعه نمی‌دانست که پس از انتشار آن نیز نباید تمکین می‌کرد. بنده بیانات مشایی در مراسم تودیعش از میراث فرهنگی که «اطاعت از رییس جمهور بر من واجب است» را در حالی که حکم حکومتی رهبری درباره‌ی او روی زمین مانده را عین فسق و خروج از دایره ولایت می‌دانم.

احمدی‌نژاد در پاسخ استعفای مشایی آن گونه که گویی خدمت به استاد خود سخن می‌گوید، رسانه‌ها را عامل محرومیت خود از کسب فیض از محضر وی بیان می‌کند. احمدی‌نژاد با خودداری از حتی اشاره‌ی کوچکی به حکم و خواست رهبری، باز هم از مشایی تقدیر و تمجید نموده و این زنگ خطری برای لغزش احمدی‌نژاد است همان لغزشی که رهبری آن را سقوط برای خواص و نخبگان نامید.

احمدی‌نژاد هم‌چنین به‌جای آن که خود رأساً حکم رهبری را اجرا کند، در نامه‌ای یک خطی (که گلایه‌آمیز بودن آن کاملاً هویدا است) نامه‌ی مشایی را برای رهبری ارسال کرد و از حکم آقا به عنوان مرقومه یاد کرد و از اجرای آن مطابق اصل 57 قانون اساسی و نه واجب الاطاعه بودن حکم ولی فقیه خبر داد.

من برای احمدی‌نژاد دعا می‌کنم تا به سرنوشت آقای منتظری در خروج از دایره‌ی ولایت دچار نشود گرچه گذشته‌ی احمدی‌نژاد حتی گوشه‌ای از گذشته‌ی آقای منتظری هم محسوب نمی‌شود.