تبليغاتX
بزمانه - من شهید رجایی را نمی‌بخشم!













بزمانه
دیدگاه‌های شخصی حمید بزم شاهی اصفهانی

8 شهریور، سالگرد شهادت شهیدان محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر، رییس جمهور و نخست وزیر جمهوری اسلامی در سال 1360 است. این حادثه، فاجعه‌ای بزرگ در تاریخ انقلاب اسلامی بود که دل میلیون‌ها مستضعف را به درد آورد چرا که رجایی و باهنر به واقع نماد حکومت مستضعفان بودند. شهید رجایی همواره نمادی از یک رییس جمهور مکتبی، ساده‌زیست، مظلوم و با ویژگی‌های انقلابی به شمار می‌آید. به همان اندازه که این حادثه دردآور و فاجعه‌آمیز تلقی می‌شود، مرموز و پیچیده است زیرا عامل یا عوامل این بمب‌گذاری و وابستگی‌ها و چگونگی این حادثه در پرده ابهام است.
آن‌چه مسلم است، عامل اصلی انفجار فردی به نام «کشمیری» بود که بنا به مشهور در دفتر نخست وزیری و شورای امنیت ملی توانسته بود نفوذ کند. در این میان افرادی چون بهزاد نبوی و دکتر کامران نیز به عنوان اعضای دفتر شهید رجایی در این قضیه متهم به همکاری با کشمیری و یا لااقل کوتاهی در جلوگیری از این انفجار هستند. قضیه آن‌جا پیچیده‌تر می‌شود که پس از انفجار، تلاشی در جهت القای شهید شدن خود کشمیری هم صورت می‌گیرد.
سال‌ها پس از این فاجعه شهید لاجوردی دادستان سابق تهران که در این واقعه بیشترین اطلاعات را داشت، قصد داشت تا این پرونده را پیگیری نماید. شهید اسدالله لاجوردی یکی از وفادارترین، تیزهوش‌ترین و وارسته‌ترین نیروهای انقلاب اسلامی از دوران نهضت اسلامی بود. ترور شهید لاجوردی در سال 1377 اگر چه پیگیری پرونده انفجار نخست وزیری را تا حدودی با مشکل مواجه کرد ولی با این ترور، بر پیچیدگی این حادثه افزود، چرا که شهید لاجوردی در طی تحقیقات خود و همچنین در وصیت‌نامه‌ی خود اشاره به منافقینی در درون جمهوری اسلامی کرده که خطرشان از منافقین خلق بیشتر است و آنان را عوامل اصلی انفجار نخست وزیری می‌داند.
اما آن چه که باعث شد این مطلب را بنویسم نقل قولی است که از دکتر کامران شنیدم. دوستی می‌گفت از کامران درباره‌ی واقعه انفجار و چگونگی نفوذ کشمیری به نخست وزیری پرسیدم، دکتر کامران گفته‌بود که من متوجه مشکوک بودن او شده بودم و بارها به شهید رجایی گوشزد کرده‌بودم که این آدم مشکل‌دار است. شهید رجایی اما به تذکرات ما بی‌توجه بود و بالعکس روزبه‌روز نفوذ کشمیری بر شهید رجایی زیاد می‌شد تا حدی که شهید رجایی به او اعتمادی فوق‌العاده پیدا کرد و در مقابل ما موضع می‌گرفت. یک بار که به شهید رجایی درباره‌ی کشمیری تذکر دادم، شهید رجایی مرا سرزنش و تهدید کرد که اگر بس نکنم و یک‌بار دیگر علیه کشمیری چیزی بگویم مرا از نخست وزیری بیرون خواهد کرد. کامران می‌گوید که شهید رجایی به کشمیری ارادت پیدا کرده‌بود به حدی که ما می‌دیدیم پشت سرش نماز می‌خواند و کشمیری کم‌کم پیش‌نماز نخست‌وزیری شد!
در واقعه‌ای دیگر که از جای دیگر شنیدم، کشمیری قصد داشت به همراه شهید رجایی به محضر امام خمینی (سلام الله علیه) [گفتم سلام الله علیه که متهم نشوم!] برسد که همان کیف کذایی را هم به دنبال داشت. پاسداران جماران از ورود کیف جلوگیری می‌کنند و اشاره می‌کنند که باید کیف بازرسی شود، شهید رجایی می‌گوید که آقای کشمیری با من هستند و بگذارید بیایند داخل بدون بازرسی، اما پاسداران بیت امام سلام الله علیه به اصرارهای شهید رجایی بی‌توجه بودند و می‌گویند که اگر بنا نیست کیف بازرسی شود، پس نباید وارد شود، شهید رجایی با ناراحتی به محضر امام می‌رسد و کشمیری نیز با عصبانیت کیف را برداشته و برمی‌گردد!
بر اساس شواهد این که کشمیری قصد ترور امام خمینی سلام الله علیه را داشته امری قطعی است که با هوشیاری پاسداران بیت موفق به این کار نشد ولی فریب‌خوردن شخصیتی چون شهید رجایی با آن همه ویژگی مثبت باعث شد تا چنان لطمه‌ای به جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی وارد شود. این نکته‌ی مهمی است که شخصیت‌های اصیل انقلاب اسلامی، متعلق به یک تاریخ و یک امت و بلکه متعلق به کل مستضعفان جهان هستند، آنان حق ندارند با کوتاهی‌های خود، امید آن همه انسان را ناامید کنند. آنان باید خود را محافظت کنند و مسئولیت آنان در برابر حفظ سلامت، شخصیت و موقعیت والای خود بیش از مسئولیت دیگران است.
با همه‌ی عشقی که به شهید رجایی به عنوان یک شخصیت رؤیایی و اسطوره در انقلاب اسلامی دارم ولی هرگز او را به خاطر کوتاهی در شناخت اطرافیانش از جمله کشمیری که باعث شهادتش شد، نمی‌بخشم. شهید رجایی حق نداشت فریب سالوس و نفاق کشمیری را بخورد. او باید می‌دانست که منافقان در کمین هستند و لحظه‌ای دست از شخصیت‌ها و موقعیت‌های حساس جمهوری اسلامی برای نفوذ و تحت تأثیر قرار دادن افراد، تصمیمات و مسیر انقلاب اسلامی بر نخواهند داشت.
شهید رجایی حق نداشت به تذکرات دلسوزان بی‌توجه باشد و اجازه دهد کشمیری تا آن اندازه او را شیفته‌ی خود کند. شهید رجایی حق نداشت بدون آزمون‌های مختلف به کشمیری اعتماد کند. اگر اعتماد بی‌جای شهید رجایی به کشمیری به علاوه‌ی کوتاهی و اهمال پاسداران بیت امام خمینی (سلام الله علیه) باعث شده بود که امام را در سال 61 از دست بدهیم چه؟
من شهید رجایی را نمی‌بخشم. روحش شاد باد.

زندگی‌نامه‌ی شهید رجایی

کشمیری کیست؟

وصیت‌نامه شهید اسدالله لاجوردی

کشمیری پیش‌نماز نخست وزیری!

کشمیری قصد انفجار جماران را داشت