تبليغاتX
بزمانه - (نوح)













بزمانه
دیدگاه‌های شخصی حمید بزم شاهی اصفهانی

سه سال بود که به دلایلی اختیاراً مجبور به اقامت در شهر مقدس قم شده بودم. شرایط اداری و کاریم باعث شد که مجدداً به تهران بازگردم. شب‌های احیا را در حرم حضرت فاطمه معصومه (س) با خداوند مناجاتی کردم که خدایا من نمی‌خواهم به تهران بروم مرا به وطن خودم نجف آباد و یا لااقل اصفهان برگردانم. من نگران فرزندانم و قطع شدن آنان از رگ و ریشه‌ی فامیلی و فرهنگی‌شان هستم. نگران سکونت در تهران هستم با همه‌ی مسائل زیست‌محیطی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی‌اش. حقیقتاً نگرانم.

شب بیست و یکم ماه مبارک بود. دعای جوشن کبیر که تمام شد روحانی سخنران از مردم خواست که قرآن‌ها را باز کنند و در مقابل صورت بگیرند من هم قرآن کوچکی که داشتم باز کردم و در مقابل صورت گرفتم و به نیت تفأل به یک آیه از آن نگاه کردم:

اعوذ بالله من‌الشیطان الرجیم. وقال ارکبوا فیها بسم الله مجراها ومرساها ان ربی لغفور رحیم ﴿41﴾ وهی تجری بهم فی موج کالجبال ونادی نوح ابنه وکان فی معزل یا بنی ارکب معنا ولا تکن مع الکافرین ﴿42﴾ قال سآوی الی جبل یعصمنی من الماء قال لا عاصم الیوم من امر الله الا من رحم وحال بینهما الموج فکان من المغرقین ﴿43﴾ وقیل یا ارض ابلعی ماءک ویا سماء اقلعی وغیض الماء وقضی الامر واستوت علی الجودی وقیل بعدا للقوم الظالمین ﴿44﴾

نوح گفت: بر آن (كشتى) سوار شويد به نام خدا؛ در هنگام حركت آن و توقفش، كه پروردگارم آمرزنده و مهربان است. (41)

كشتى، آنها را از ميان امواجى هم‌چون كوه‌ها حركت مى‌داد؛ (در اين هنگام،) نوح فرزندش را كه در گوشه‌اى بود صدا زد: «پسرم! همراه ما سوار شو، و با كافران مباش!» (42)

گفت: «به‌زودى به كوهى پناه مى‌برم كه مرا از آب حفظ مى‌كند!» (نوح) گفت: «امروز هيچ نگه‌دارنده‌اى در برابر فرمان خدا نيست؛ مگر آن كس را كه او رحم كند.» در اين هنگام، موج در ميان آن دو جدايى افكند؛ و او در زمره غرق‌شدگان قرارگرفت!(43)

و گفته شد: «اى زمين، آبت را فروبر! و اى آسمان، (از بارش) خوددارى كن!» و آب فرو نشست و كار پايان يافت و (كشتى) بر (دامنه كوه) جودى، پهلو گرفت؛ و (در اين هنگام،) گفته شد: «دور باد گروه ستمكاران (از رحمت خدا!)»(44)

به یاد آوردم متن تکان‌دهنده‌ای را که چندین سال پیش از مرحوم قیصر امین‌پور می‌خواندم در باره (نوح) و آن‌که اگر بخواهی نجات یابی نباید غره شوی و شنا کنی و یا بالای کوه بروی بلکه باید در پناه دو قوس کشتی نوح قرار گیری تا بتوانی از توفان حوادث بگذری.

به خاطر آوردم که از توفان بلا و حوادث راه گریزی نیست و یک راه هست و آن سوار شدن خود و فرزندانم در کشتی نوح است. «السلام علیک یا اباعبدالله»