تبليغاتX
بزمانه - مذاکره با امریکا؟!













بزمانه
دیدگاههای شخصی حمید بزم شاهی

خبرگزاری ایرنا گزارش داد که شورای امنیت ملی زمان و مکان مذاکره‌ی با امریکا را در دست بررسی دارد.

طبق گزارش خبرگزاری‌ها این مذاکرات فقط در خصوص عراق خواهد بود. این مذاکرات به درخواست عبدالعزیز حکیم و جلال طالبانی و سفیر امریکا در عراق که برای دومین بار در اسفند 84 مطرح شده بود انجام خواهد شد.

در پی این اخبار، واکنش‌های گوناگونی اتفاق افتاد از جمله:

رهبر معظم انقلاب در سخن‌رانی نوروزی در حرم رضوی هرگونه مذاکره با امریکا را رد کردند و فرمودند:

 «مسئولان امریکا در داخل و خارج عراق بارها از ایران درخواست مذاکره کردند که‌مقامات ما اعتنایی نکردند اما با تکرار این درخواست‌، مسئولان ایرانی با در نظر گرفتن این احتمال که شاید مذاکره درباره اوضاع عراق‌، در جلوگیری از ناامنی‌های فاجعه آفرین این کشور موثر باشد با انتقال دیدگاه‌های خود به امریکا موافقت کردند ... اگر مسئولان ذی ربط می توانند دیدگاه‌های ایران را درباره عراق به امریکایی‌ها حالی کنند و بفهمانند، گفتگو در این زمینه ایرادی ندارد اما اگر این مسئله به معنای باز شدن عرصه‌ای برای امریکایی‌های مکار و ادامه زورگویی‌های آنان باشد، گفتگو با امریکایی‌ها در زمینه اوضاع عراق هم مثل بقیه موارد ممنوع است. +

 نهضت آزادی به شدت از این مذاکرات استقبال کرد. محمد توسلی مذاکرات ایران و امریکا را به مسئله اتمی ایران مربوط کرد. +

جناح‌های داخلی اما هیچ‌کدام موضع صریحی در این باره نگرفتند بجز پی‌گیری دقیق آن که در همه‌ی جراید تقریبا به طور یک‌سان و با حساسیت ویژه این موضوع را پی‌گیری می‌کنند.

در محیط سایبر اما مواضع متفاوتی اتخاذ شده است. عده‌ای این تصمیم را به شدت رد کرده و گفتند که این اقدام مغایر اندیشه امام خمینی(ره) و شعارهای انقلاب است. عدالت‌خانه به شدت نسبت به این اقدام واکنش نشان داد و از هواداران خود خواست تا در تظاهرات مقابل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی شرکت کنند. + هم‌چنین از احمدی ‌نژاد خواست تا نظر خود را در برابر این تصمیم اعلام نماید. +

***

آنچه از مسئولین انتظار می رود این است که مذاکره با امریکایی‌ها فقط به منزله ابلاغ پیام ایران به امریکا بوده و به منظور کاهش جنایات در عراق و کاهش آلام مردم این کشور انجام شود.

***

منتقدان دولت با استقبال از این تصمیم به دولت حمله کردند که خوب شد این تصمیم توسط خاتمی گرفته نشد و الا سر او به باد می‌رفت! دست دولت اصول‌گرای شما درد نکند.

این خلاصه‌ای از ماجرای مذاکره با امریکا تا امروز است. چیزی که به نظر من می‌رسد این است که باید با مطالعه دقیق بیانات قبلی حضرت امام  و رهبری و بیانات اخیر رهبری در این خصوص، مذاکره با امریکا را در همه‌ی جوانبش به طور دقیق زیر نظر گرفت.

از آنجا که چالش اصلی امروز دنیا چالش بین جهان غرب و اسلام و صریح‌تر امریکا و ایران است، مذاکره با امریکا در معادلات سیاسی جهان تغییر زیادی خواهد داد.

از یک طرف اگر ایران مذاکره کند باعث خواهد شد تا گروه‌های مبارز علیه امریکا و ملت‌های مسلمان در گوشه و کنار جهان دلسرد شوند و یا امریکا با ترفندهای تبلیغاتی خود چنین بیان کند که جمهوری اسلامی دست از مخاصمه با امریکا برداشته است و به این بهانه بتواند با گروه‌های مقاومت در سراسر جهان برخوردهای سخت‌تری بکند و از یک طرف باعث قدرت‌مند جلوه دادن جمهوری اسلامی خواهد شد که در دنیا نشان دهد که جمهوری اسلامی اکنون دارای برگ‌های برنده‌ی زیادی است و می‌تواند برای یک بازی قدرت‌مندانه با امریکا سر یک میز بنشیند.

از طرفی اگر ایران مذاکره نکند، عراقی‌ها ممکن است بعدها ادعا کنند که اگر شما با امریکا مذاکره می‌کردید ما (عراق) این‌قدر هزینه نمی‌دادیم و ما هزینه‌ی مخاصمه‌ی ایران و امریکا را داریم پرداخت می‌کنیم.

از طرفی اگر ایران مذاکره کند، معلوم نیست که نتایج به نفع عراق پایان بپذیرد.

اما اگر ایران مذاکره نکند، ممکن است مبارزه طلبی ایران به عنوان یک ابزار در دست امریکا قرار بگیرد که دیدید ما می‌خواستیم مسالمت آمیز درباره عراق با ایران وارد معامله شویم اما ایران نخواست.

به هر حال این یک معادله‌ی پیچیده است. ما باید به هر کدام از متغیرهای این معادله ضریب اهمیت خود را در نظر بگیریم و بعد ببینیم که آیا معادله‌ی طرف امریکا سنگین‌تر می‌شود یا طرف ایران.

آنچه مسلم است در مذاکره چیزهایی باید مبادله شود.

مثلا امریکا بگوید که ما عراق را ترک می‌کنیم به شرطی که ایران نیروهای نظامی و سیاسی به داخل عراق وارد نکند.

یا ما عراق را ترک می‌کنیم به شرطی که ایران دست از غنی سازی بردارد.

یا ما عراق را ترک می‌کنیم به شرطی که ایران از فلسطین و حزب الله و سوریه حمایت نکند.

به هر حال موضوع هر چه باشد مربوط به خروج نیروهای نظامی امریکا از عراق است به نحوی که امریکا هم از شر تلفات دائمی و هم از شر هزینه‌های سرسام آور روزانه این لشگرکشی و هم از شر افکار عمومی خودش و مردم دنیا راحت شود. اما در مقابل ایران چه به دست خواهد آورد؟

آنچه از کلام مقام معظم رهبری بر می‌آید این است که مذاکره با امریکایی‌ها فقط به منزله ابلاغ پیام ایران به امریکا است و به منظور کاهش جنایات در عراق و کاهش آلام مردم این کشور.

گفته شده که یا سید علی حسینی تاش (معاون راهبردی لاریجانی و مذاکره کننده‌ی اتمی ایران با روسیه) یا  جعفری (معاون امنیت داخلی لاریجانی) طرف مذاکره‌ی ایرانی خواهد بود. +

نظر شما در باره‌ی این مذاکره چیست؟

آیا نفس مذاکره (فارغ از نتایج‌اش) می‌تواند به عنوان یک امتیاز مطرح باشد؟

سرنوشت این مذاکرات را چگونه پیش بینی می‌کنید؟