تبليغاتX
بزمانه - جنگ در فرهنگ رسول خدا(ص)













بزمانه
دیدگاه‌های شخصی حمید بزم شاهی اصفهانی

سال پیامبر اعظم (ص) گرامی باد.

در کتاب‌های تاریخ از جنگ‌هایی که رسول خدا شخصا فرماندهی سپاه را بر عهده داشت به «غزوه» یاد می‌شود و جنگ‌هایی که رسول خدا (ص) در آن شرکت نداشت و به فرماندهی یکی از اصحاب بود «سریه» نامیده شده است.

تعداد غزوات رسول الله (ص) 26 جنگ و تعداد سرایا 36 جنگ یاد شده است و البته اقوال دیگری هم هست.

اولین حرکت نظامی مسلمانان در ماه رمضان سال اول هجرت (جنگ بدر) و آخرین آن در زمان پیامبر (ص) اعزام سپاهی به فرماندهی «اسامة بن زید» به مرزهای امپراطوری روم و سرزمین موته بود که اعزامی این سپاه تا رحلت رسول اکرم (ص) به تاخیر افتاد.

در مجموع در طول یازده سالی که رسول خدا (ص) در مدینه بودند به طور متوسط هر دو ماه یک اعزام نظامی صورت گرفته است! (این حجم وسیع جنگ‌ها در صدر اسلام و در زمانی که هنوز پایه‌های حکومتی اسلام محکم نشده بود نشان از چیست؟)

بد نیست درباره‌ی این جنگ‌ها بیشتر بدانیم:

«پروفسور محمد حمیدالله» یکی از کسانی است که در رابطه با جنگ‌های رسول خدا (ص) تحقیقاتی انجام داده است و به همین منظور سفرهایی به حجاز نموده و در این باره صاحب تألیفاتی است. او در کتابی که به فارسی ترجمه شده است به نام «رسول اکرم در میدان جنگ» چنین می‌نویسد:

امپراطوری محمد(ص) که از خیابان شهر پایتخت آغاز شد به قرار روزی 274 مایل (710 کیلومتر مربع) توسعه یافت و پس از ده سال فعالیت سیاسی موقع رحلت بر بیش از یک میلیون مایل مربع (2.6 میلیون کیلومتر مربع) حکومت می‌کرد. این مساحت خاک معادل تمام قاره‌ی اروپا منهای روسیه و مسکن میلیون‌ها جمعیت بود.

برای تسخیر این منطقه‌ی وسیع 150 نفر از افراد مخالف در میدان‌های جنگ کشته شدند.

تعداد کشته شدگان مسلمانان روی هم رفته برای مدت ده سال در میدان‌های جنگ به طور متوسط هر ماه یک نفر شهید بود.

در بزرگترین پیروزی یعنی در فتح مکه هیچ درگیری نظامی صورت نگرفت و با تدبیر پیامبر دشمن مجبور به تسلیم شد.

به گفته ابن هشام پیامبر(ص) در 27 مرحله شهر مدینه را ترک کرد ولی فقط 9 مرتبه حالت جنگ به خود گرفت و 38 بار سپاهی به فرماندهی یکی از صحابه اعزام نمود که بعضی از آنها نیز جنبه‌ی نظامی نداشت.

ابن هشام شمار تلفات دشمن را در زمان حکومت رسول الله (ص) 114 نفر و شهدای مسلمین را 126 نفر می‌داند و کل کسانی که در این مدت در رابطه با آیین جدید به قتل رسیده‌اند، چه در میدان‌های جنگ و چه در غیر آن حساب کنیم، شهدای مسلمین حدود 150 نفر و تلفات دشمن 200 نفر خواهد بود.

این عدد وقتی تعجب برانگیزتر خواهد بود که شرایط فرهنگی آن زمان را در منطقه حجاز و جهان را بررسی کنید. لشگر کشی‌های چند صد هزار نفره دو امپراطوری ایران و روم، کشتارها و قتل عام‌هایی که در حجاز و بین قبایل گاهی به خاطر یک شتر، در می‌گرفت و سالیان طولانی ادامه می‌یافت و صدها نفر به قتل می‌رسیدند نمادی از جاهلیت و افول انسانیت در جوامع بشری بود.

قتل و غارت برای جوامع قبیله‌ای اعراب امری بسیار رایج و عادی بوده است. شعری از زمان جاهلیت می‌گوید:

اگر بیگانه دست نداد خودی را باید غارت کرد     و بر قوم خویشاوند خود باید شبیخون زد (!)

یکی از جنگ‌های قبیله‌ای بزرگ در حجاز چنین آغاز شد:

یکی از بزرگان قبیله غفار در بازار عکاظ در مکه که محل اجتماع سالیان قبایل بود، پایش را دراز می‌کند و می‌گوید من عزیزترین فرد عرب هستم اگر کسی چنین می‌پندارد که از من گرامی‌تر است پایم را قطع کند. نادانی دیگر قدم پیش نهاده و با شمشیر به ساق پای او می‌زند و جنگ در می‌گیرد!

در جنگ دیگری که به «فجار قرَد» معروف است میمون یکی از افراد قبیله کشته می‌شود و افراد قبیله در دفاع از او به جان قبیله‌ی مقابل می‌افتند!

و ...

ارتباط آدم کشی و قتل و ترور و خونریزی با اسلام را با مطالعه تاریخ این رسول هدایت می‌توان شناخت.

سلام و صلوات خدا بر پیامبری که نور حقیقت و انسانیت را بار دیگر به بشریت هدیه داد و نسیم رحمت را بار دیگر به دنیای گندیده وزید.