تبليغاتX
بزمانه - حکومت اسلامی، فرهنگ عمومی و حجاب













بزمانه
دیدگاه‌های شخصی حمید بزم شاهی اصفهانی

همه شنیدند که اعلام شد نیروی انتظامی با مظاهر فساد اجتماعی از جمله بدحجابی برخورد میکند.

بگذریم از کسانی که از این موضوع هم بهرهبرداری سیاسی کردند و گفتند که احمدینژاد میخواهد پیادهروها را دیوار بکشد(!)، از آنجا که گربه را هرطور ولش کنی چهار چنگولی روی زمین میآید به دنبال توجیه این عده نیستم.

بنده در این مجال میخواهم دست روی نحوهی ارتباط حوزه فرهنگ و سیاست آن هم دقیقا در بارزترین مصداقش یعنی مسئلهی حجاب بگذارم.

شکی نیست که حجاب به معنای پوشاندن بدن و برجستگیهای آن برای زنان - فارغ از تاریخ گذشتهی آن در فرهنگها و ادیان گوناگون- نص صریح قرآن است. آنجا که می گوید:

وقل للمومنات یغضضن من ابصارهن ویحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن ولا یبدین زینتهن ... (سورهی نور آیه 31)

به زنان بگو که چشم فرو گیرند و دامن خود را حفظ نمایند و زینتهای خود را ظاهر نکنند بجز آنچه که ظاهر است و باید که جیوب خود را با خُمُرهایشان بپوشانند.

مفسرین معتقدند منظور از خُمُر نوعی چادر بوده که از روی سر تا پایین تنه را میپوشانده است. مانند عبایی کوتاه یا مقنعهای بلند.

دستور اسلام در این بخش در رسالههای عملیه به صراحت بیان شده است. یعنی آنچه که برای زن مجاز است، نمایان بودن دستها تا مچ و قرص صورت است والسلام. (بدون آرایش، زینت و قصد ریبه).

در ایران چادر و چاقچور و لباسهای بلندی که هنوز در ایلات و اقوام ساکن زاگرس به جای مانده، اگر چه رنگارنگ اما پوشیدگی کاملی را برای زن به همراه داشتهاست.

 
اما درباره
ی تاریخ باید بگویم که افت و خیزهای زیادی داشته است. مثلا نه تنها در ایران باستان بلکه در کلیهی فرهنگها و تمدنهای قدیمی زنان از پوشش برخوردار بودهاند. در مسیحیت تا قبل از رنسانس هم زنان و هم مردان باید خود را با حجاب میپوشاندهاند و زنان همواره لباسی با پوشش بیشتر نسبت به مردان خود را میپوشاندهاند. در ایران نیز چادر و چاقچور و لباسهای بلندی که هنوز در ایلات و اقوام ساکن زاگرس به جای مانده، اگر چه رنگارنگ اما پوشیدگی کاملی را برای زن به همراه داشته.

در زمان صفویه که اوج فرهنگ و تمدن اسلامی در ایران بروز کرد، شاه طهماسب در یک فرمان 90 مادهای وضعیت فرهنگی زنان و از جمله مساله حجاب را به طور جامع تعیین و دستور اقدام صادر کرده و حکومت، با اقتدار این فرمان را اجرا میکند و حجاب متحد الشکل چادر مشکی که در کل ایران امروزی (بجز عشایر و برخی روستاها و مناطق دور افتاده) رایج است از زمان صفویه و بر اساس یک قانون تبدیل به فرهنگ شد.

فرهنگ برهنگی که با انسانیت مغایرت داشت با زور سرنیزه رضاخان به مردم ایران تحمیل شد و قشر وسیعی از مردم عمدتا شهر نشین را آلوده کرد و این تخم نکبت را در ایران کاشت و پسرش این نهال فاسد را آبیاری کرد تا در فرهنگ ایران زمین ریشه بدواند و تبدیل به یک مسئله برای فرهنگ کشور شود.

این نوع حجاب بیش از 300 سال در ایران حاکم  و یک فرهنگ رایج بود تا زمان
پهلوی اول که وابستگی و وطنفروشی و بیگانه پرستی او از روز روشن تر است. رضا خان گفت که میخواهد ایران را متمدن کند و برای این کار اول باید قیافه و ظاهر مردم شبیه ولایات متمدن شود. از این رو  بر اساس یک دستور العمل صد در صد غیر قانونی و انگلیسی اقدام به کشف حجاب نمود. کشف حجاب شامل زنان و مردان میشد. کلاه و روسری از سر مردان و زنان ایرانی به زور اسلحه برداشته شد. این قانون که مغایر با فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی بود، با سرنیزه و مسلسل همراه شد و باعث کشتار مسجد گوهر شاد (حرم امام رضا (ع)) و کشته شدن بسیاری از مردم و روحانیان و متواری شدن و به انزوا رفتن تفکر اسلامی شد. یعنی اسلام و تفکر اسلامی در زمان پهلوی بدترین روزگار خود را در تاریخ ایران تجربه کرد. فرهنگ برهنگی که با انسانیت مغایرت داشت با زور سرنیزه رضاخان به مردم ایران تحمیل شد و قشر وسیعی از مردم عمدتا شهر نشین را آلوده کرد و این تخم نکبت را در ایران کاشت و پسرش این نهال فاسد را آبیاری کرد تا در فرهنگ ایرانزمین ریشه بدواند و تبدیل به یک مسئله برای فرهنگ کشور شود. (خیانتها و جنایتهای پهلوی هنوز زود است که شناخته شود.)

اگر چه رضاخان ضربه مهلکی به فرهنگ بومی و اسلامی ایران زد اما نتوانست همه چیز را از بین ببرد و قشر اکثریت مردم ایران و زنان که حجاب اسلامی-صفوی را با فطرت و عقاید خود سازگار یافته بودند حجاب چادر مشکی را کنار نگذاشتند تا رسید انقلاب اسلامی که مسئله‌‌ی حجاب توسط حضرت امام تبیین شد. حجاب حداقلی از نظر امام خمینی(ره) و به عنوان تعیین مصداق در فرانسه مشخص شد و حضرت امام به خانمی که از ایشان درباره حجاب سوال کرد گفتند که همین حجاب شما کفایت می کند. (من خودم از تلویزیون دیدم. حجاب آن زن شامل یک مانتو تا پایین زانو و روسری بزرگی که تا روی شانههای او را گرفته بود و فقط قرص صورتش پیدا بود و دستها تا مچ. یعنی دقیقا همان چیزی که در رسالههای عملیه آمده است.

 

عدهای میگویند که حکومت نمی تواند در فرهنگ دخالت کند. عدهای می گویند با فرهنگ نمی توان دستوری برخورد کرد. و عدهای هم معتقدند که هر بیحجابی را باید از دم تیغ گذراند و تاریخ بیست و هفت ساله گذشته جمهوری اسلامی پر است از این افراط و تفریطها. زمانی موهای بیرون آمده از روسری را با قیچی میچیدند و یا لبه روسری را با پونز بر پیشانی بدحجاب وصل میکردند، و زمانی اباحهگری روابط دختر و پسر و بیحجابی به عنوان یک گفتمان مطلوب در جامعه تبلیغ و در رسانهها و مجلات باب میشد.

آیا باید حکومت اسلامی بیست و چند سال دست روی دست بگذارد و بدون برنامه عرصه فرهنگ را به برخی از دوستان نادان و یا دشمنان دانا واگذارد تا وضعیت فرهنگ و از جمله حجاب به جایی برسد که رنگ بوی اسلامی از جامعه رخت بربندد؟

اما رفتار صواب و به
جا کدام است؟ آیا باید حکومت اسلامی بیست و چند سال دست روی دست بگذارد و بدون برنامه عرصه فرهنگ را به برخی از دوستان نادان و یا دشمنان دانا واگذارد تا وضعیت فرهنگ و از جمله حجاب به جایی برسد که رنگ بوی اسلامی از جامعه رخت بربندد؟

از گذشته بگذریم که درد بسیار است از آن همه مسامحه و گل و بلبل و تسامح و تساهل و جامعهی مدنی. اما امروز چه؟

چرا ما با اینکه تاریخ را میخوانیم اما میگوییم که با فرهنگ نمیتوان دستوری برخورد کرد؟ چرا ما قبول نداریم که حکومتها هم در فرهنگ سازی موثر هستند و هم مسئول؟

به نظر من حکومت اسلامی ایران باید با جدیت با مسالهی فرهنگ عمومی مواجه شود زیرا فرهنگ زیر بناست و همهی رفتارهای اجتماعی و فردی مردم از فرهنگ آنان سرچشمه میگیرد.

برای مواجهه با مسئلهی فرهنگ عمومی قبل از هر چیز لازم است که مسئولین امور و ذیربط (اعضای محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی) + نیروهای انتظامی + حوزههای علمیه قبول کنند و معتقد باشند که:

1-      تنها منشاء مشروعیت برای الگوسازی فرهنگی در کشور اسلام و فقه اسلامی است.

2-   میشود این الگو را با فرهنگ بومی ایران به خوبی شناخت و سازگاری آن را با اسلام بررسی کرد و مشروعیت آن را اخذ کرد.

3-      میشود این الگو را در کشور پیاده کرد.

4-      پیاده کردن این الگو برای کشور لازم و حیاتی است.

5-   پیاده کردن این الگو و اصلاح فرهنگ عمومی نیاز به یک کار همه جانبه شامل آموزش، تبلیغ، قانون و ابزار اعمال قانون یعنی زور دارد.

این پنج عنصر اگر هر کدامش لنگ شود از بقیه کاری ساخته نیست. ما برای اصلاح وضعیت فرهنگی نیاز به الگو داریم و باید این الگو را در مقابل دید همگان بگذاریم، آموزش بدهیم، تبلیغ کنیم و وادار کنیم و با متخلفین هم برخورد کنیم حتی با زور.

این الگو خود شامل حجاب زنان و لباس مردان، نحوه آداب و رفتار اجتماعی و همه شاخصههای فرهنگی است با رعایت همه تلورانسها (سعه ی صدرها) و محدودهها.

اگر حکومت عهدهدار فرهنگ عمومی نباشد پس چه کسی باید باشد. انقلاب اسلامی و اساسا اسلام  یک مکتب فرهنگی است که باید روی شاخصهای فرهنگی تسلط داشته و آن را کنترل کند.

 

پی نوشت ۱ : منظور از پیاده کردن الگو تعیین یک یا چند نمونه برتر و تعیین حداقلها و مرزها و خطوط قرمز است و نه اینکه کل مردم را به یک شکل و لباس درآورد. اختیارات و آزادیهای معقول فردی باید محترم شمرده شود.

پی نوشت ۲ : در جایی ذکر شد که برخورد با مسئله حجاب نباید آمرانه باشد. با تمام احترامی که برای گوینده این سخن قائلم اما باید عرض کنم اگر داشتن حجاب یک معروف بلکه یک واجب شرعی است پس باید «امر به معروف» کرد.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ تاریخچه حجاب

++ کشف حجاب در موسسه مطالعات تاریخ معاصر

+کشف حجاب در پایگاه شیخ حسین انصاریان

+ عکسهای برخورد پلیس با بدحجابی