تبليغاتX
بزمانه - ما طلوع فجر اسلام را می بینیم













بزمانه
دیدگاههای شخصی حمید بزم شاهی

اندکی صبر سحر نزدیک استانا فتحنا لک فتحا مبینا. ... لقد صدق الله رسوله الرؤیا بالحق، لتدخلن المسجد الحرام ان شاء الله آمنین، محلقین رؤوسهم و مقصرین لا یخافون... (فتح 27)

در سخن‌رانی بسیار مهم رهبری در جمع نماینده‌گان مجلس که کلمه به کلمه‌ی آن جای بررسی و تعمق دارد، برای من این بخش‌اش از همه جالب‌تر بود:

ایجاد اختلافات قومی و قبیله‌ای در کشور،

«آخرین تیر ترکش» دشمن در ایران است.

این بیان نشان از طلوع فجر صادق اسلام در جهان و آغازی بر پایان بیش از 200 سال نکبت و سرگردانی بشر در جهانی است در آن طاغوت‌ها حکم‌رانی می‌کنند. ما به زودی صدای شکسته شدن استخوان‌های اومانیسم را شنفته و بازگشت انسان به سوی خدا را خواهیم دید. کسانی خیال کردند که نامه‌ی امام(ره) به گورباچف و پیش‌بینیِ زباله شدن کمونیسم یک اتفاق بود. امروز اما روز باور رسیده است. روزی که در آن رایحه‌ی آزادی بشر از یوغ بندگی خدای‌گان دروغین فرا رسیده است. روزی که غربتِ بی‌خدایی بشر به پایان می‌رسد و شکوفه‌های امید و تعالی، یخ‌های امپراطوری سرد آهن و ایدز را ذوب می‌کند. اکنون گرمای خورشید اسلام برای دستان یخ‌زده کودکان فقر و تبعیض، و برای گونه‌های دخترکان معصوم کبریت فروش قابل احساس است.

کسانی که امیدی به هدایت بشر نداشتند و در ظلمات تاریکی لیبرالیسم راه را گم کرده و به خواب رفته بودند را از خواب سنگین بیدار کنید و بگویید که هنگام سحر فرا رسید و اکنون طلوع فجر است و هنگامه‌ی نماز. بگویید که برخیزند و ببینند که ما دروغ نمی‌گفتیم. برخیزند و ببینند که ما امیدمان حقیقت داشت و راه را درست آمده بودیم.

به بچه‌ها به خوبی بیاموزید که نکته نکته‌ی این روزها را در دفترچه‌ی خاطرات خود بنویسند نکند که فرزندان‌شان آنان را به دروغ‌گویی متهم کنند.

شما را قسم می‌دهم بروید عباس را که اکنون چیزی به جز چهار تکه استخوان روی تخت بیشتر از او نمانده صدا کنید و بگویید اگر چه تو عمرت را به خاطر جان‌بازی در جبهه فدا کردی اما اکنون بارقه‌های پیروزی فداکاری‌ات فرا رسیده‌است. آخر او دیگر روی ویل‌چر هم نمی‌تواند بنشیند. بروید و به پیرمردی که هنوز داغ فرزندش را با قطره‌ی اشکی فرو می‌نشاند بگویید که اکنون خون فرزندت به بار نشسته است و لاله‌هایی که کودکان در دفتر نقاشی از خون شهید می‌رویاندند امروز در حال روییدن است.

هم‌نفسان ما افول ستاره بخت شیطان بزرگ را خواهیم دید. یاران ما فرونشستن عصر دموکراسی F_18 را خواهیم دید. ما خواهیم دید که زندانیان عریان ابوغریب لباس‌های خود را بر تن کنند. ما خواهیم دید که دخترکان که معصومیت‌شان به غارت یانکی‌ها رفت، سلاح انتقام خود را به دست می‌گیرند. ما خواهیم دید که حکومت‌هایی که پایه‌های آن را خون میلیون‌ها نفر بی‌گناه در ویتنام و افغانستان و عراق و ... محکم کرده بود چگونه سرنگون خواهند شد.

ما روز فتح را خواهیم دید.