تبليغاتX
بزمانه - یک غریبه‌ی آشنا!













بزمانه
دیدگاههای شخصی حمید بزم شاهی

دبیر سابق شورای امنیت ملیآقای حسن روحانی باز هم افاضات فرمود.

سخنرانی سراسر طعنه و کجاندیشانهی ایشان را خواندم و به سبب آنچه ذکر خواهم کرد، بسیار مکدّر شدم:

1- ایشان، دلیل شکست و سقوط پهلوی دوم را ناشی از جوانی و بی تجربهگی او میخواند. (خوب دقت کنید.)

در این تحلیل آبکی هیچ اشارهای به هدایت، حمایت، کنترل و پشتیبانیهای اساسی امریکا از حکومت پهلوی نمیشود! گویا همهی آنچه توسط پهلوی دوم ارائه میشد، اعم از انقلاب سفید و ... همه تراوش ذهن او بوده است! در حالی که همه میدانند پهلوی دوم مانند پدرش یک سگ دستآموز بود و هیچگونه فرهیختهگی و قدرت ذاتی بهجز در عیش و نوش و رذالت و نوکری نداشت. در ایران زمان شاه هر چه میشد توسط امریکا میشد. شاه فقط اوامر امریکا را به زبان فارسی ترجمه میکرد زیرا دوره خلبانی در را امریکا گذرانده بود!

2- ایشان خود را از یاوران امام در خرداد 1342 قلمداد میکند!

مرحوم آيت الله حاج آقا مصطفي روي پله سوم منبر نشسته بود و عده‌اي از مراجع هم در ايوان شرقی صحن جدید نشسته بودند. مردم اجازه مي‌خواستند كه به خيابانها بريزند. وقتي اصرار مردم زياد شد، مرحوم حاج آقا مصطفی با دست اشاره كردند، بدان معنا که می‌توانند مردم از صحن خارج شوند

به محض این اشاره، مردم مثل سیل خروشان به سمت خيابان تهران به حرکت درآمدند
من هم با تعدادی از دوستان طلبه با جمعیت حرکت کردیم

وقتي به چهارراه راه آهن رسيديم با كاميونهاي مسلح كه ظاهراً از پادگان منظريه قم آمده بودند مواجه شديم.

3- ایشان در ادامه به ذکر ویژهگیهایی از نهضت امام خمینی (ره) میپردازد که به نظر حقیر اکثر قریب به اتفاق آنان بسیار خام، ناپخته و غلط است و همهگی آنان بدون ذکر هرگونه دلیل و سندی بیان شده است.

4- ایشان سپس سراغ اصل داستان میرود:

نگذاريم شخصيت‌هاي عزيزي كه چهل و چند سال سابقه انقلاب و پيروي از امام را دارند و از سال 1341 در كنار امام بودند و همواره عزيز امام و مورد اعتماد امام بودند، مورد اهانت قرار گيرند. 

ایشان این بار به بهانهی دفاع از آقای هاشمی رفسنجانی شروع به یقهدرانی و لجنپراکنی به دولت نهم کرده است. گویا ذهنیت دو قطبی ایشان به هر واقعیتی شکلی دوقطبی میدهد و در هماین ذهنیت بیمار، متعرضین به آقای هاشمی در قم را، منتسب به دولت نهم میشناسد. چنین میگوید:

افراد تازه به دوران رسيده‌ای كه سابقه‌ و تجربه‌ای هم ندارند تا مورد اعتماد مردم بتوانند باشند، نمي‌توانند كشور و نظام را در شرایط بحرانی حفظ و اداره كنند. ما نمي‌توانيم به اتكاي افراد ناشناس براي عبور از پيچ و خمها اطمينان داشته باشيمبزرگان و «السابقون الأولون» نبايد از صحنه جامعه و دلهاي مردم غيبت كنند

مردم با رای قاطع به دولت احمدی نژاد دولت انقلابی را انتخاب کردندایشان به راحتی و مثل آب خوردن از آب گلآلود قضیهی قم علیه دولت منتخب مردم ماهیگیری میکند. دولت نهم این بار با عناوین «تازه به دوران رسیده» و «ناشناس» خوانده میشود و اعتماد مردم به آن انکار میشود. به راستی آقای روحانی هنوز در فضای یک سال گذشتهی خود دست و پا میزند. معلوم نیست منظور ایشان از اینکه «نمیتوانند کشور و نظام را در شرایط بحرانی حفظ و اداره کنند» چیست؟ آیا پرونده هستهای که به لطف دولت گل و بلبل و گیلاس در پاریس و لندن در محاق تعلیق دوساله غرق شدهبود و آقای حسن روحانی بر در همهی تاسیسات هستهای قفل محکم ساخت امریکا را زده بود به دست چه کسانی از گلوی امریکا بیرون کشیده شد؟ آیا عُرضهی دولت هشتم و مخصوصا آقای حسن روحانی بیش از تعلیق همهی فعالیتها و تحقیقات هستهای در راستای اعتمادسازی برای امریکا بود؟ آیا این بحران زاییدهی سوء مدیریت (و یا خیانت)های ایشان نبود؟ حال چه شدهاست کسی که خود بزرگترین متهم است و باید خود را برای پاسخ در پیشگاه ملت آماده سازد، بر صندلی قضاوت نشسته؟ آیا این یک نوع بسیار پیشرفته از بدذاتی سیاسی و خیانت به راه امام (ره) نیست؟ کسی که خود را یار چهل و یکی امام میداند اینگونه است؟

رهبر انقلاب دولت نهم را بازگشت به اصول اولیه انقلاب نامیده انددر اینجا سخنان بسیار شفاف رهبری را در خصوص دولت نهم یادآور میشوم که :

امروز پس از گذشت بيست و هفت سال از پيروزي انقلاب، مردم، دولتي را روي كار مي آورند كه شعار اصلي آن عدالت و پيروي از اسلام و آرمانهاي انقلاب است

 با روی کار آمدن دولت نهم با شعارهای اصیل انقلاب اسلامی، کشور بار دیگر به مسیر اصلی انقلاب بازگشت.

دولت ايران از محبوب‌ترين دولتها بعد از مشروطه تاكنون و در صد سال اخير است.

 

آقای روحانی در ادامه طبق معمول به عِده و عُده دشمنان ملت ایران اشاره کردهاست و به شدت به آن اعتراف نموده(!) و آنگاه دلایل اینکه تا کنون کاری نتوانستهاند بکنند را 10 عنوان ذکر میکند. هشت مورد از این عوامل مربوط به نقاط ضعف خود غربیها ذکر شده و تنها عواملی که به ایران نسبت داده شده است دو مورد است:

1- گشودن دروازههای کشور به روی بازرسان و اثبات دروغگویی امریکاییها. (به عنوان عامل پنجم)

معلوم نیست با این وجود چرا پس از گذشت بیش از 3 سال از گشودن دروازهها و اعتمادسازی فوق العادهی ایشان، هنوز امریکا و اروپا به ایران اعتماد نکرده و ادعاهای خود را تکرار میکنند؟

2- نیاز کشورهای بزرگ به نفت ایران در آینده. (عامل نهم!)

ایشان نیز مانند بقیهی همپالکیهای خود هیچ اعتقادی یه مولفههای قدرت ایران در جهان و منطقه و همچنین به استفادهی ایران از ابزار نفت و به خطر انداختن جریان آن در خلیج فارس _همانند آنچه رهبری در حرم مطهر امام گفتند- ندارد. از نظر شما چه دلیلی می تواند داشته باشد؟

 

اینجا بود که فهمیدم همهی کسانی که از آنان تنفر دارم چیزهایی در وجودشان هست که که به واسطهی آن در مقایسهی با آقای روحانی سزاوار ستایشاند.

سخنان، موضعگیریها، و رفتار این فرد که تا حدودی در سایت سراسر دشمنی و نفاق او انعکاس دارد، در تناقضی آشکار با رهنمودهای رهبری و اصول اولیه انقلاب اسلامی است.

من به این فرد که متاسفانه با لباس روحانیت و در اطراف بزرگان نظام لانه کرده بسیار مشکوکام.