تبليغاتX
بزمانه -













بزمانه
دیدگاههای شخصی حمید بزم شاهی

و لا تجهروا بالقولتکبیر...الله اکبر- الله اکبر- الله اکبر – خامنه‌ای رهبر – مرگ بر ضد ولایت فقیه – مرگ بر امریکا – مرگ بر انگلیس – مرگ بر منافقین و ؟؟؟ (موهوم) - مرگ بر اسراییل.

نمی‌دانم آیا این موضوعی که می‌خواهم مطرح کنم، چه‌قدر دارای اهمیت و یا اولویت است، اما به هر حال چیزی است که سال‌هاست از آن رنج می‌برم و دیگر تحمل فریاد نزدن آن را ندارم.

در نهج البلاغه خطبه‌ای(3) داریم به نام شقشقیه(+). برای کسانی که وجه تسمیه آن را نمی‌دانند عرض می‌کنم که: در حالت عصبانیت، چیزی از گلوی شتر شبیه بادکنک باد شده - که در عربی به آن شقشقة گفته می‌شود-  بیرون می‌آید و وقتی که عصبانیت‌اش فرو نشست، شقشقة به جای خود بر می‌گردد.

امیرالمومنین(ع) در این خطبه مشغول شکوه‌ای بس اندوه‌ناک بودند که مردی از اهل عراق از جای خویش بلند شد و نامه‌ای را به دست امام (ع) داد. در این نامه مسایلی بود که باید امام جواب می‌داد. وقتی خواندن نامه به پایان رسید، ابن عباس رو به امام (ع) نموده و گفت: یا امیرالمومنین چه خوب بود سخن را از همان‌جا که قطع شد، آغاز می کردید؟ امام فرمود: هرگز ای پسر عباس! شقشقة بود که از بین رفت. (شعله‌ای از آتش دل بود که فرو کش کرد.) (نهج البلاغه - دشتی – 49)

اوایل نهضت اسلامی حدود سال‌ 42 مردم سخنان امام را که بسیار به دلشان می‌چسبید و آنان را به هیجان می‌آورد، با عبارت "صحیح است- صحیح است" –که مرسوم آن زمان بود- تایید کرده و ابراز هیجان می‌کردند. پس از آن در اوایل انقلاب حدود سال‌های 57 و 58 با شعار "الله اکبر- خمینی رهبر" جای‌گزین شد. اما به مرور بنا به مقتضیات زمان به آن اضافه شد و اضافه شد تا در اواخر حیات حضرت امام(ره) چنین شد: " الله اکبر- الله اکبر- الله اکبر- خمینی رهبر- درود بر رزمندگان اسلام- سلام بر شهیدان- مرگ بر امریکا- مرگ بر شوروی- مرگ بر منافقین و صدام- مرگ بر اسراییل"!

اما این شعار کم‌کم به جای نمادی برای ابراز احساسات و هیجان باشد تبدیل به یک رسم غلط شد که باعث آزار و اذیت خطیب مخصوصا حاکم جامعه‌ی اسلامی می‌شود. باید کسی در میان جمعیت بگوید تکبیر! آنگاه بقیه هم‌صدا به دعوت او لبیک گفته و ابراز احساسات کنند. این کار تا جایی به جلو رفت که عده‌ای رسما مسئول تکبیر! شدند. و مردم بیچاره "باید" به او پاسخ گویند.

این نا هماهنگی‌ها تا جایی پیش رفت که کسانی ناشی از عقده‌ی حقارت، در میان سخن رهبر انقلاب، اقدام به تکبیر و یا شعار دادن می‌کنند.

بارها به یاد دارم که رهبری با تکبیر بی‌جا در میان سخنان‌شان برخورد کرده‌اند و از آن منع کرده‌اند. اما متاسفانه این عادت غلط هم‌چنان ادامه دارد. کسانی فکر می‌کنند که تکلیفی الهی دارند که دیگران را به گفتن تکبیر آن هم با آن طول و عرض‌اش تشویق کنند که این باعث فروکش کردن حرارت سخن آن‌هم در حساس‌ترین جای آن می‌شود.

آخرین بار همین چند روز پیش در سخن‌رانی رهبر انقلاب در جمع مسئولان نظام این قضیه اتفاق افتاد. جایی که رهبر انقلاب آن را نشانه‌ای برای پایان یافتن سخنان خود تلقی کردند.

تکبیر‌های بی‌جا گاهی کل سخن و هدف از آن گردهمایی را دچار خدشه می‌کند.

به نظر من ممکن است در آینده از این "ضعف تربیت" و نفهمی برخی از احساس‌کنندگان تکلیف، خطری عارض نظام شود.

نکته‌ای کوچک که ظرفیتی عظیم برای یک تهدید دارد. تصور بفرمایید کسی به علت احساس شدید تکلیف و یا برخورد آفتاب شدید به سرش و یا "ماموریتی از پیش تعیین شده" بخواهد در میان سخنان رهبری در نماز جمعه، برای هر جمله یک تکبیر بطلبد.

بنده پیش‌نهاد می‌کنم:

مردم هرگز به تکبیر‌هایی که بی‌جا درخواست می‌شود، هیچ پاسخی نگویند تا طرف از این شغل منصرف شود.

به منظور جلوگیری از خمودی و کسالت مخاطبین شعارها حتی المقدور کوتاه شود. مثلا برای تکبیر: "الله اکبر- خامنه ای رهبر – مرگ بر امریکا – مرگ بر اسراییل" برای دعای همیشه‌گی: "خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما- خامنه ای رهبر به لطف خود نگهدار- آمین یا رب العالمین".

یادمان نرود که خداوند متعال در قرآن فرموده " لا تقدمو! بین یدی الله و رسوله" و " لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی" این‌ها همه تکالیفی الهی است که اگر کسی رعایت نکند، نه تنها ولایتی نیست بلکه به او مسلمان نیز نمی‌توان گفت.