تبليغاتX
بزمانه - صنعت توریسم یا فرهنگ سیر و سیاحت؟













بزمانه
دیدگاه‌های شخصی حمید بزم شاهی اصفهانی

 

قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبة المکذبین

(+ آل عمران 137)

قبل از شما، تمدن‌هایی بودند که نابود شدند. پس سیر کنید در زمین و ببینید چه‌گونه است سر انجام منکران.

ولقد بعثنا فی کل امة رسولا ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت فمنهم من هدی الله ومنهم من حقت علیه الضلالة فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبة المکذبین (+ نحل 36)

و به تحقیق ما در بین همه‌ی جوامع، پیام‌بری برانگیختیم تا خدا را پرستش کنند و از هر غیر خدایی پرهیز کنند، پس برخی از آنان راه هدایت در پیش گرفتند، و برخی از آنان را بدبختی فراگرفت. پس شما در زمین به سیاحت روید و ببینید عاقبت منکران چه گونه است.

در فرهنگ اسلام سیر و سیاحت و سفر و هجرت بسیار حائز اهمیت است. در جای جای قرآن کریم مباحثی بسیار عمیق از این موضوعات مطرح شده است. از جمله دو آیه‌ی فوق که به سیر و سیاحت و مشاهده‌ی آثار گذشته‌گان اشاره شده است.

سفر و سیاحت به اهداف گوناگون ممکن است که البته اسلام به نوع خاصی از آن اشاره می‌کند و آن هم بحث مشاهده‌ی آثار تمدن‌های گذشته و البته هم‌راه با تفکر و تامل است.

اما متاسفانه این موضوع نیز مانند بسیار از مفاهیم دیگر، در کشور ما آلوده به تعریف غربی آن شده است. تعاریفی که مانند یک سیل مداوم بیش از دویست سال است که دودمان فرهنگی کشور ما به باد فنا داد و گلستان فرهنگی ایرانی را تبدیل به هرزه‌زار هزار و یک فرهنگ کرده است.

فرهنگ سفر آن هم سفرهای زیارتی اساس فرهنگ سیر و سیاحت را در کشور ما تشکیل می‌داده است. هزاران امام‌زاده مانند یک آسمان پر ستاره در تمام فضای کشور ما نشانی از این فرهنگ بسیار پر طراوت است. امام رضا (ع) مرکز توجه قلوب همه‌ی ایرانیان بوده و همیشه آرزوی سفر به مشهد در دل هر ایرانی از هر قومی موج می‌زند. سفرهای اسلامی نه تنها مختص به ابعاد اقتصادی نبوده است، بلکه اساسا بر معنویت و کسب تجربه بوده‌است.

امروزه اما فرهنگ سفر زیارتی تبدیل به "صنعت گردشگری" شده است. همه چیز را پول توجیه می‌کند. پول همان چیزی است که تمدن غرب حول محور آن می‌چرخد. در ایران نیز کسانی از سالیان گذشته آنگاه که برای پول امیرکبیر را کشتند، تلاش کردند تا این فکر را حاکم کنند.

پول همان بت بزرگی است که اکنون جای همه‌ی ارزش‌های انسانی و الهی را گرفته است.

شنیدم که آنگاه که بشر سکه طلا را ابداع کرد شیطان خطاب به سکه ضرب شده گفت، جان‌ام به فدای تو باد که با وجود آمدن تو کارهای نشدنی من آسان شد.

در جمهوری اسلامی نیز کارگزارن اولین کسانی بودند که از توریسم، به عنوان صنعت یاد کردند. کانه هر چیزی که یک پیش‌وند صنعت به خود بگیرد،  یک ارزش طلایی پیدا می‌کند. همین طور است "صنعت سینما"، "صنعت کتاب" و "صنعت کنکور" و صنعت ....

بدیهی است وقتی به توریسم عبارت صنعت را وصله کردیم، دیگر اصل سودآوری است. برای سودآوری باید جاذبه زیاد شود و جاذبه به طرق مختلف ایجاد می‌شود، از جمله آزاد سازی حجاب و تسهیلات اجتماعی، عدم امر به معروف و نهی از منکر، اباحه‌گری سنت‌ها و فرهنگ‌های مهاجم و در یک کلام خودباخته‌گی. به چه قیمتی؟ به قیمت فروپاشی فرهنگی یک کشور، به قیمت فروریختن یکی از بنیان‌های فرهنگی ملی و عوض شدن جای آن با سفرهایی که هدف اصلی در آن خوش‌گذرانی است. سفرهایی که در آن معنویت جا گذاشته می‌شود، عبرت آموزی فراموش می‌شود و در عوض آن ابزار لهو و لعب و خوش‌گذرانی از بدو حرکت مورد استفاده قرار می‌گیرد.

امامزاده ها سرمایه معنوی و اساس گردشگری در ایران هستندچرا ما باید با دست خودمان تلاش کنیم صنعت توریسم را با تمام آن محتویات غلط‌ش در کشور رواج دهیم؟ چرا نگاهی بومی به این فرهنگ- صنعت نیاندازیم؟ چرا ما هزاران دل عاشق معنویت را در جهان متوجه مرقد مطهر علی‌بن موسی الرضا(ع) و هزاران اثر معنوی به جای مانده از تمدن کهن ایران‌زمین نکنیم و به جای آن تلاش کنیم مراکز تفریحی و خوش‌گذرانی را مثل رستوران و هتل‌های چند ستاره و سواحل آن‌چنانی گسترش دهیم؟ آیا این یک خیانت و در عین حال یک حماقت نیست؟ آیا هموار کردن راه تهاجم فرهنگی غربی نیست؟

برداشتی که هر یک از ما از تخت جمشید داریم چیست؟ گذشته‌ای هم‌راه با شوکت و عظمت؟ این‌که مختصات فرهنگی ایران باستان چه بوده است؟ و یا این‌که حکومت کوروش چرا سرنگون شد؟ آموزه‌های قرآنی به ما می‌گوید بگردید به دنبال دلایل زوال یک تمدن. به راستی کدام یک از ما می‌دانیم هخامنشیان چرا سقوط کرد؟ تمدن بابل چه شد؟ چرا صفویه باقی نماند؟ آیا هیچ توجیهی از آن می‌دانیم یا خیال‌بافانه و متحیرانه مانند کودکان به گذشته مبهم خود افتخار می‌کنیم؟

اسفندیار رحیم مشاییبه نظر من حتی اگر دست اندرکاران میراث فرهنگی نگاهی اقتصادی و البته مستقل از بندگی غرب هم داشتند نباید این‌گونه عمل می‌کردند. بها دادن به مراکز فرهنگی-دینی از جمله امام‌زاده‌ها و نقاط زیارتی و معنوی کشور قشر وسیعی از مخاطبین فراموش شده در جهان را می‌توانست به خود جذب کند. عرب‌ها که از جمله‌ی پول‌دار ترین مردم دنیا هستند، اکثرا به نقاط زیارتی مخصوصا در آب و هوای متفاوت ایران بسیار علاقه‌مند هستند. همچنین بیش از یک پنجم کل مردم دنیا مسلمان هستند، چرا ایرانی که داعیه‌دار مرکزیت جهان اسلام است برای آشنایی این مسلمانان با فرهنگ اصیل اسلامی و ایرانی تلاش نکند؟ و به جای آن چشمی انعام به دست چند غربی عیاش بدوزد؟

آیا مردم دنیا به سواحل و مراکز عیش و نوش ایران چشم دوخته‌اند یا این دین‌گرایی و اصول‌گرایی و مذهب تشیع است که اکنون با اسم ایران در ذهن مردم دنیا نقش می‌بندد؟

آیا نباید به حال وضعیت فرهنگی این کشور و مدیران نالایق و یا خائن گریست؟

ـــــــــــــــــــــــ

بخوانید : سخنان رییس سازمان میراث فرهنگی و گردش‌گری