تبليغاتX
بزمانه - جنگ انسان با شیطان













بزمانه
دیدگاههای شخصی حمید بزم شاهی

می‌دانم که بعضی‌ها باز هم با شنیدن اسم «سید حسن نصرالله» و بدگویی از امریکا و اسراییل یک جور آلرژی به‌شون دست می‌ده ولی چه ‌کنم که عظمت حقایق امروز جهان را نمی‌توان انکار و یا مخفی کرد. من معذرت می‌خوام!

سید حسن نصرالله این فرزند خمینی و شاگرد مکتب حسینی، مانند یک «فقیه جامع الشرایط» حرکت می‌کند، اگر چه فقهای بزرگ همواره به مقام جهاد فی سبیل الله غبطه می‌خورده‌اند. رفتار و گفتار و حرکات این مرد بزرگ حقیقتا شایسته‌ی ستایش است. الگویی کامل برای کسانی که خود را حزب اللهی می‌دانند و یا می‌خوانند. در بیوگرافی او خواندم که در طی این دوران مبارزه هرگز درس و بحث را کنار نگذاشته و با جدیت ادامه داده است.

در هفته‌ی اول جنگ اخیر وقتی که اسراییل ارتفاع «مارون الرأس» را تصرف کرد، سید حسن در مقابل دوربین حاضر شد و گفت که ما اعتراف می‌کنیم که اسراییل موفق شده مارون الرأس را تصرف کند.

سید حسن نصرالله در تمام این یک ماه هرگز یک کلمه دروغ حتی در پوشش بلوف و جنگ روانی نگفت. در زمانی که روزانه 30 موشک روانه‌ی اسراییل می‌شد گفت که ما از 20% توان خود استفاده می‌کنیم. همان زمان خود من هم گفتم این یک جنگ روانی است و بعید است توانی بیش از این برای روانه کردن موشک داشته باشد. اما امروز بیش از 150 موشک روزانه روانه‌ی اسراییل می‌شود.

سید حسن نصرالله برای اولین بار در جنگ اعراب با اسراییل از سایر اعراب تقاضای کمک نکرد! حتا هنوز هم در لبنان و فلسطین مبارزانی هستند که چشم امید به سازمان ملل و جهان عرب دوخته‌اند، سید حسن نصرالله در همان روز اول جنگ خطاب به سران کشورهای عربی گفت که از آنها هیچ کمکی انتظار ندارد و فقط از آنان خواست که در این جنگ بی‌طرف(؟!) باقی بمانند. این نشان‌دهنده‌ی عمق توکل او به خدا و اعتماد به استمداد الهی است.

سید حسن نصرالله همچون یک رهبر واقعی در عین جنگ، هرگز اخلاق را کنار نگذاشت. او با صداقت و صراحت با دشمنان‌اش سخن می‌گوید و به هم‌این خاطر است که ساکنان اسراییل به سخنان او بیش از سخنان رهبران خود اعتماد دارند. این نتیجه‌ی یک نظر سنجی رسمی در اسراییل بود.

جنگی شجاعانه و بدون هر گونه ناجوان‌مردی. این درسی است که مکتب امام علی(ع) به شاگردان‌اش می‌آموزد. امام علی(ع) در جنگ صفین به خاطر کشف عورت عمرو عاص از کشتن‌اش صرف نظر کرد تا کسانی که طالب انسانیت هستند بدانند که در این مکتب خطوط قرمزی وجود دارد که نمی‌توان از آن عبور کرد. در مکتب ما «زندگی به هر قیمتی» مطلوب نیست بل‌که زندگی با شرایط انسانی مطلوب است.

جنگ جنگ است و عزت و شرف ما در گرو همین جنگ است. این جنگ جنگ انسان با شیطان است. جنگ نور با سیاهی است. شیمون پرز گفت که این جنگ، جنگ مرگ و زندگی است. ایهود باراک گفت که این جنگ موجودیت اسراییل را به خطر انداخته است. آیا تسلیحات سید حسن نصرالله بود که او را این گونه موفق کرد؟ آیا توان‌مندی نظامی او به ده درصد از توان‌مندی نظامی فقط کشور عربستان می‌رسد؟ اگر حتی 5% هواپیماهای F-16 عربستان از زمین بلند شوند از اسراییل جز نامی باقی نخواهد ماند. این سوال بزرگی است که امروزه مردم کشورهای عربی از خود می‌پرسند چگونه در عرض 6 روز ارتش 3 کشور عربی (مصر، اردن و سوریه) به وسیله‌ی اسراییل نابود شد اما حزب الله توانسته است بیش از یک ماه با این ارتش تا دندان مسلح مقاومت کرده و اسراییل را با خطر نابودی مواجه کند؟

آیا هنوز هم شکی باقی می‌ماند که «این قدرت ایمان و ایستادگی است که درجنگ با اهریمن تعیین کننده است»؟ آیا کسانی که فکر می‌کنند ایران نمی‌تواند با امریکا بجنگد، هنوز هم حرفی برای گفتن در باب نابرابری تسلیحاتی و ... دارند؟

هیچ کس نیست که منکر توان‌بخشی تجهیزات و سلاح و سایر قوای نظامی باشد، اما این‌ها شرط لازم است، اما آن‌چیزی که شرط کافی است، شرط ایمان به خدا و جهاد و ایستاده‌گی است همان‌گونه که رزمنده‌گان‌مان در طول 8 سال ایستادند و امروز حزب الله لبنان ایستاده است.

ما هیچ راهی برای بقاء و پیروزی، به جز بازگشت به آموزه‌های دینی اصیل اسلامی‌ نداریم.