بزمانه
|
شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان برای مراسم احیا به مدرسهی آیت الله مجتهدی رفتم. آقای مجتهدی مانند همیشه با بخشی از درونام سخن گفت که مدتها بود کسی با آن صحبت نکرده بود، حتا خودم! وجدان -اگر مانده باشد- آن مظلومترین و نحیفترین بخش درونی امثال من است. کسی است که در گفتگوهای درونی هرگز به او اجازهی سخن گفتن نمیدهیم و همیشه او را سرخورده و افسرده میخواهیم. چرا؟ چون او همیشه معترض وضعیت اسفبار ما است. وجدان یک اقلیت صاحب حقی است که به جرم اقلیت بودناش نه تنها تمام اختیارات اجراییاش سلب شده بلکه حتا اجازه سخن گفتن هم به او نمیدهیم. هرگاه که بخواهد به امری اعتراض کند، فورا بلندگویاش را قطع میکنیم تا با خیال راحت به جنایتهای خود بپردازیم. اما شب بیست و سوم اگر هیچ دستآوردی نداشته باشد، حداقل برای وجدان یک ساعت فرصت دردل شنیدن و گفتن است. شنیدن از زبانی که چون خود او بی محابا و بی ملاحظه فقط حقیقت را میگوید و مانند یک شاکی که توانسته یک شاهد پیدا کند و در دادگاه حقانیت خود را برای هزارمین بار توانسته ثابت کند. آقای مجتهدی چشم حق، زبان حق، و تندیس حق در جامعهی گناه زده و در ورطهی هلاک ما است. مجتهدیها که امروزه به همان دلیل گفته شده، نه مخاطبی دارند و نه یارای سخن گفتن، تنها راه تنفس حقیقت طلبان جامعه هستند. چراغهای روشنگر و عناصر تولید اکسیژن برای ارواح آلودهای که در میان کثافات دنیا و نفسانیت زیر و رو میزنند. آقای مجتهدی مانند باغبانی که شاخههای اضافی گیاه را میبُرد و دستی به سر و روی آن میکشد، همیشه مایهی نشاط و بالندگی بوده است. این پیرمرد که در حدود یک قرن زیسته و بیش از 70 سال به تربیت انسانهای خداجو کمر همت بسته است امروزه در حال خاموشی است. بیش از دو ماه در تابستان 1385 در بیمارستانهای قلب شهید رجایی و بیمارستان خاتم الانبیاء به خاطر بیماریهای قلبی و ریوی و ... بستری بود. خودش میگفت که به دعای مردم حالاش خوب شده و توانسته به مراسم احیا بیاید. اما او در پایان مراسم احیای شب بیست و سوم سخن دیگری هم گفت. او گفت که کسی به در منزلاش برای پرداخت وجوهات و سایر امور نرود زیرا او حال خوبی ندارد. همهی امور را به دفتر مدرسه وکالت داده تا انجام دهد. او گفت که امسال سال آخری است که در مراسم احیا میتواند حاضر شود و سال آینده نخواهد توانست زیرا امسال سال آخر عمر او است. به همین راحتی که الان من نوشتم این حرف را زد. و مردم هم به همین سادگی که شما خواندید، شنیدند و از کنار آن گذشتند. چه قدر باید طول بکشد تا انسانی چنین وارسته و خدا جو و با این همه مجاهدت به وجود بیاید تا بتواند سکان هدایت وجدانهای نیمهجان ماها را به دست بگیرد؟ خدایا به حق این باقیماندهی رمضان او را از ما نگیر.
شورای عالی انقلاب فرهنگی تعطیل باید گردد تمدن اغراقآمیز آیا به ولی فقیه میتوان انتقاد کرد؟ بیانیه 13 میرحسین موسوی و نامه کروبی به هاشمی ما اشتباهاتی داشتیم (نوح) آیا نتیجهی انتخابات ریاست جمهوری به نفع جمهوری اسلامی بود؟ من شهید رجایی را نمیبخشم! نزدیک شدن ماه مبارک رمضان و دنیای سیاست مشاور جوان یا مدیر جوان؟ آقای خامنهای و همهی ما خوشحال هستیم اعترافات نهچندان جذاب! موسوی، احمدینژاد، جاسوسی احمدینژاد در لبهی پرتگاه نوشتههاي برگزيده
آقای خامنهای و همهی ما خوشحال هستیم |
بسم الله الرحمن الرحیم![]()
نگاهی مکتبی به همه چیز جستجوپیام بازرگانی![]() آخه چرا؟ استکبار جهانی عزیز! آخه چرا حالا که نوبت به ما رسید تصمیم گرفتی با ایران دوست بشی؟ چرا بودجههای حامیان ما را کم کردی؟ چرا با این رژیم قلابی مذاکره و توافق کردی؟ خیلی بدی! جنبش راه سبز امید استکبار جهانی، سلطنتطلبان و منافقین عزیز خارجنشین! پس از گذشت سی سال از جمهوریاسلامی باور کنیم که این رژیم خودبخود و یا با حمله نظامی سقوط نخواهد کرد. پس بیایید با سرمایهگذاری در جنبش راهسبز، ما را در امتحان شیوهای موفق و نوین زیر نظر اساتید داخلی و خارجی یاری رسانید. همکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم. جنبش راه سبز امید فروش محدود فروش تعداد محدودی رایانه پنتیوم 5 جهت مشاهده سایتهای خبری ایرانی بدون مشکل نمایش فلشهای تبلیغاتی حتی سایت تابناک. بشتابید وگرنه تموم میشه توجهقواعد درستنویسی در وبجالب از ديگران
نامه به میرحسین موضوعات
فرهنگی مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |