یکی از بزرگترین افتخارات عمرم توفیق شرکت در راهپیمایی 9 دی 1388 در تهران بود. من و دو فرزندم با ولی الله و خانمش بعد از نماز ظهر و عصر از مسجد شهرکمان سوار اتوبوس شدیم و راه افتادیم نزدیک تقاطع حافظ و کریمخان پیاده شدیم و به راه افتادیم. از تراکم جمعیت، جلوتر از چهارراه وصال نتوانستیم بریم. بعد از مراسم آمدیم چهارراه ولی عصر که با مترو بیاییم یا تعطیلش کرده بودند یا خیلی شلوغ بود. راه افتادیم به سمت ایستگاه بعدی و رفتیم از خیابان حافظ دوباره رفتیم پایین و از خیابان نوفل لوشاتو رفتیم و رسیدیم به سفارت استعمار پیر انگلیس. مردم خشمگین وایستاده بودند جلو سفارت انگلیس و شعار می‌دادند. ما هم ته و توی صدا و رمق باقیمانده‌مان را نثار انگلیس بی‌پدر کردیم و راه رو ادامه دادیم به سمت نزدیک‌ترین ایستگاه مترو که سعدی چهارراه استانبول بود. در رفت و برگشت این قدر راه رفتیم که از پا افتادیم. ساعت تقریباً 9.30 یا 10 شب رسیدیم خونه خرد و خمیر.

به نظر من مهم‌ترین شاخصه 9 دی این بود که مردم حساب السابقون انقلاب را از خود انقلاب جدا کردند چون خودشان (سابقون) خواسته بودند. ویژگی مهم 9 دی شعارهای بسیار جدی و صریحی بود که علیه هاشمی، خاتمی، میرحسین و کروبی داده می‌شد. متاسفانه شعارهای واقعی مردم خوب توسط تلویزیون و سایت‌ها نمایش داده نمی‌شه. غلظت ضد هاشمی و مخصوصاً ضد خاتمی و میرحسین خیلی زیادتر بود از این چیزی که نمایش می‌دهند.