سفرنامه کربلا 10 - مسجد کوفه
مسجد بزرگ کوفه یکی از مهمترین مساجد تاریخی اهل توحید است. این مسجد به قول روایات یکی از چهار مسجد بزرگی است که برای آن سفر میشود. مسجد الحرام، مسجد النبی، مسجد الاقصی و مسجد کوفه. مسجد کوفه از نظر تاریخی به دوران حضرت نوح بر میگردد. طبق روایات تاریخی، حوض وسط این مسجد محل ساخت کشتی نوح بوده و همان تنوری است که آب از آن جوشید و کشتی نوح روی امواج آن قرار گرفت. مقامات زیادی در گوشه و کنار این مسجد قرار دارد که هر کدام حکایت وقایع و حقایق بزرگ تاریخ اسلام و تاریخ تمدن توحیدی است. وقتی به مسجد کوفه نزدیک میشوی، خانهای بازسازی شده معروف به بیت حضرت علی (ع) قرار دارد. داخل آن که میروی حجرههایی ساختهاند تنگ و کوچک، هر یک به نام همسر و یکی از فرزندان امام علی (ع)، چاه آب و ... به نظرم آمد اگر چه ممکن است موقعیت خانه حضرت علی (ع) همینجا بوده، اما اینها در و دکان است که برای مردم خرافهپرست درست کردهاند و الا این چاه چطور میتواند 1400 سال باقی مانده باشد؟! و اساساً این بنای گلی و آجری نمیتواند از پس این همه زمان پرحادثه، همان خانه حضرت علی (ع) باشد. به هر حال عدهای گدا و دکاندار پول مردم بیچاره را درو میکردند.
از آنجا پیاده به سمت مسجد کوفه رفتیم. درهای مسجد کوفه خود داستانهای زیادی دارد. به لحاظ اهمیتی که در ثعبان داشت از آنجا رفتیم. نام این در برگرفته از ورود یک اژدها به مسجد در زمانی است که حضرت علی (ع) در حال خطبهخواندن بود و مردم وحشتزده شدند ولی اژدها نزد حضرت آمد و گفتگویی با حضرت علی (ع) داشت و بدون هر گونه خطر از همان در خارج شد. این یک معجزه بزرگ بود نشانگر بخشی از فضایل امیرالمومنین (ع) بوده است ولی معاویه تلاش کرد با بستن یک فیل در کنار آن در که در آن زمان خیلی عجیب بود، اسم آن را به باب الفیل تغییر دهد تا فضیلت علی (ع) را محو کند. به همین جهت ورود از باب ثعبان و نامیدن آن به همین نام بجای باب الفیل، خود یک موضوعیت داشت.
مسجد کوفه یک مسجد بزرگ با صحن وسیع و شبستانهای کممساحت رو به قبله و در ضلع شرقی است. قبر مسلم و قبر مختار ثقفی در گوشههای ضلع شرقی مسجد قرار گرفتهاند. سمت غرب و سمت شمال مسجد ایوان دارد. به بهانه مقامات تا توانستیم در گوشه و کنار مسجد نماز خواندیم. مقام طشت جایی که جان و آبروی دختر پاکدامن با حکمت حضرت علی (ع) نجات یافت، مقام بیت القضا، مقام خضر و سایر مقامات. از نظر حسی، مسجد کوفه بسیار عجیب آرامشبخش بود. انسان تصور میکرد انگار منزل پدری است. سبکی خاصی به آدم دست میداد. تصور این که همین مسجد محل حکومت جهانی حضرت مهدی ارواحنا فداه است حس معنوی بسیار عجیبی را به آدم القا میکرد. تا ظهر هی نماز خواندیم، چیزی به نماز ظهر نمانده بود که به زیارت محراب مسجد کوفه رفتیم. دو محراب رو به قبله با فاصله قرار داشت که یکی را زیارتگاه کرده بودند. پشت محراب ایستادم و تصور کردم که پشت سر امیرالمومنین (ع) و امام حسن مجتبی (ع) به نماز ایستادهام. نمازی خواندم سپس به شبستان کناری رفتم و منتظر نماز جماعت نشستم. به یکی از ستونهای قطور مسجد تکیه دادم و خودم را مخاطب خطبههای آتشین و انقلابی نمازهای جمعه حضرت علی (ع) فرض کردم. هر چه گشتم یک نهج البلاغه پیدا کنم نبود! بجز قرآن و مفاتیح کتاب دیگری نبود.
مردم که 99 درصد ایرانی بودند کم کم برای نماز ظهر و عصر جمع شدند. یک روحانی سید پیرمرد جمعیت را کنار میزد و از میان صفوف جلو میآمد و بلندبلند سلام میکرد. معلوم شد امام جماعت از طرف آیت الله سیستانی است. عرب بود. کمی نشست تا اذان شد. اذان را که یک ایرانی گفت، سید بلند شد و رو به جمعیت با زبان عربی و با هیاهوی فراوان تلاش میکرد به ایرانی فارسزبان بفهماند که چرا الله اکبر را درست تلفظ نمیکنید. نمازتان باطل است اگر درست «ه » الله اکبر را تلفظ نکنید! به حال این همه بیبصیرتی تأسف خوردم. مملکتی که این همه خرابی دارد، این همه مشکلات فرهنگی و ظلمپذیری دارد، این همه اختلاف و فتنه درونش موج میزند، امام جماعت مهمترین مسجد عراق، مشکلش تلفظ ه الله اکبر است! من اگر جای این امام جماعت سادهدل بودم، به فکر میافتادم در این مسجد یک کتابخانه بزرگ درباره فرهنگ شیعه راه میانداختم، برای جوانان از تاریخ و از آینده مسجد میگفتم، خطبهها و جملات نهج البلاغه را برای مردم میخواندم و آن را تفسیر میکردم، مسجد کوفه را آن گونه که امام زمان میخواست اداره میکردم.


یافتهها و دیدگاههای حمید بزم شاهی اصفهانی