آزاداندیشی و نسبت آن با ولایت فقیه
تفاوت اصلی مکتب اسلام ناب محمدی با سایر مکاتب جوهره «آگاهی و آزادی» است. برخلاف هر مکتب دیگر آگاهی و آزادگی بر پیشانی اسلام میدرخشد. «اقرء بسم ربک الذی خلق»، «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» و آیات فراوان دیگر قرآن مبین این ادعا است که مکتب اسلام تنها مکتب عقلانی است.گرویدن به مکتب اسلام یک امر کاملاً اختیاری و آگاهانه است. پذیرفتن خدا، معاد، نبوت و عدل و امامت اختیاری است. اولین مسئله رساله توضیح المسایل مراجع تقلید هم همین نکته را تصریح میکند یعنی اگر اصول را آگاهانه اختیار کردی اکنون وقت تقلید است و از این رو حتی تقلید ما نیز آگاهانه است.
فرهنگ سوال، یکی از ارکان مکتب اسلام است. «فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون» در مکتب اسلام سوال حقی برای مردم و برای هر فرد شمرده شده است.
جامعه اسلامی تنها جامعهای است که رهبری آن به دست مردی دانا سپرده میشود و نه نامردانی بهرهمند از ثروت و رانت و حزب و رسانه. جامعه اسلامی جامعهای است که رهبر آن پاسخگو است و پاسخ سوالات کوچک و بزرگ اجتماعی را به طور واضح و همهفهم بیان میکند (همانند جلسات پرسش و پاسخی که با دانشگاهیان برگزار میشود و تبیین مسایل مهمی چون آزادی، قانونگرایی، ارتباط با سایر ملل، موعودگرایی و ....). ولایت فقیه عین آگاهی و آزادی و آزادگی است چرا که ضرورت مدیریت جامعه، نزد عقلا امری کاملاً بدیهی است. اگر مدیریت یک جامعه به عالمترین و پرهیزکارترین فرد و صادقترین فرد آن جامعه سپرده شود این عمل عین آگاهی و رشد است.
نظارت بر چنین فردی برای اطمینان از استمرار شرایط نیز جزو آگاهانهترین و رشیدانهترین کارها است (که در نظام اسلامی مجلس خبرگان رهبری عهدهدار آن است.) تبعیت از چنین فردی نیز عین آگاهی و رشد است چرا که به بهترین نسخهها اگر عمل نشود نتیجهای نخواهد داشت. با این حال تبعیت به معنای تعطیلی عقل و ذهن نیست. ولایت همیشه پرچمدار آگاهی بوده است. درسهای حضرت علی (ع) به مردم کوفه در 1400 سال پیش هنوز برای مردم دنیا درسآموز و آگاهیبخش است. بزرگترین جریانهای علمی تاریخ بدست امامان معصوم (ع) ایجاد شده است و ولایت فقیه اساساً گوهری گرانبها از دریای علم و فقاهت است. مصداق فعلی ولایت فقیه (امام خامنهای) بزرگترین معلم جامعه بشری در زمان حاضر است که بزرگترین جامعه علمی دنیا یعنی مسلمانان را راهنمایی میکند. صدها هزار استاد و اندیشمند در سراسر جهان شاگردان این معلم بزرگ هستند که حکمت را جرعه جرعه به آنان مینوشاند.
جالب آن که خود رهبری بارها و بارها با ترکیب این دو موضوع «آزادی» و «آگاهی» واژه مهم «آزاداندیشی» را ساختند و آن را از قشر تحصیلکرده و جویای علم مطالبه کردند.
واژگونی دنیا را اینجا میتوان دید که بوقهای شیطانی نظام سلطه، یکسره فریاد میکنند که نظام ولایت فقیه نظامی تمامیتخواه و مخالف آزادی و اندیشه است! واژه Free Thought در لغتنامهها معادل وارستگی از مذهب و لامذهبی تعریف شده است و آن قدر در این شیپور گوشخراش دمیدند تا برخی از ما هم به این ورطه میلغزیم که در نظام ولایت فقیه کسی حق اندیشه ندارد و این تصور باطل بر ما مستولی میشود که ما باید همانند دستگاه اکو فقط و فقط سخن رهبرمان (امام خامنهای) را تکرار کنیم و نه چیز دیگری. با این فرض شیطانی، ما دچار خبط بزرگی میشویم و آن نادیدهگرفتن رکن اصلی مکتب اسلام یعنی عنصر آگاهی و جالب این که این فرض باطل باعث میشود در مقابل امر مهم رهبری درباره آزاداندیشی منفعل شده و ندانیم باید چه کنیم؟!
دشمن تلاش میکند با تبدیل کردن عناصر دانشمند به معاندان و کجاندیشان ضد ولایت این تصور باطل را تحکیم بخشد و دوستان نادان نیز دشمن را در این توطئه شیطانی یاری میکنند. اگر ما نتوانیم سوال یک نفر دانشورز را در فضایی کاملاً منطقی و آرام پاسخ بگوییم و او را از دم تیغ ضدیت با ولایت فقیه بگذرانیم، بیشک خیانت به مکتب اسلام کردهایم چرا که احتمالاً او تبدیل به عنصر شاخص ضدنظام خواهد شد و این با سیاست راهبردی دیگر یعنی «جذب حداکثری و دفع حداقلی» منافات دارد. چرا ما نیاییم به حرفها خوب دقت کنیم و اگر ایرادی یا اشکالی هست به آن پاسخ دهیم؟ مگر ما تحرک علمی حوزه علمیه در پاسخ به شبهات ضد اسلامی را از برکات دوران دوم خرداد نمیدانیم؟ خب چرا خود را از این برکات محروم کنیم. بیاییم بدون موضعگیری علیه شخص یا اشخاص، سخنانشان را بشنویم، دقیق تحلیل کنیم و دقیق به آن پاسخ دهیم. این میشود آزاداندیشی و بهترین دفاع از ولایت فقیه و مستحکم کردن پایههای نظام از طریق آگاهیبخشی. بیاییم خودمان را کنترل کنیم و علیه این و آن سخن نگوییم.
مصداق این تهدید-فرصتها را میتوان فتنه 88، جریان انحرافی، نامهنگاریهای نوریزاد و سوالات عماد افروغ دانست. بیاییم بجای فحش دادن به خودشان، حرفهایشان را دقیقاً بشنویم و برای آن پاسخ بیابیم و به آن جواب بدهیم. به این میگویند آزاداندیشی.
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۱/۰۱ ساعت توسط حمید بزم شاهی
|

الگوهای
مدرن گرمایش ساختمانها امروزه آفتی برای منابع انرژی شده که هیچ بلکه
باعث بروز بیماریهایی ناشی از تغییر الگوی زندگی نیز هست.
یافتهها و دیدگاههای حمید بزم شاهی اصفهانی