شورای عالی فضای مجازی
سال گذشته به مدت یک سال در یک پروژه دانشگاهی در موضوع فناوری اطلاعات و رسانه به عنوان پژوهشگر، همکاری داشتم. در جریان این تحقیقات، به موضوعات گوناگونی پرداختم و هر چه پیش میرفتم، موضوعات دامنهدارتر و پیچیدهتر میشد.همواره به دنبال پاسخ این سوال میگشتم که ما باید با این موج فزاینده تهاجم فناورانه و رسانهای جهان غرب چه کنیم؟ در ادامه تحقیقات، به ابعاد فناوری رسانه پرداخته شد و برای آن ابعاد گوناگونی تعیین شد. با کمال تعجب میدیدم که همه ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، امنیتی و روانی آن به یک نقطه منتهی میشوند و آن فلسفه غرب بود.
فناوری رسانه که نماد عینی آن شبکههای اجتماعی مجازی هستند فناوری اطلاعات را در یک هماهنگی تنگاتنگ تحت پارادایم فلسفه غرب بکار گرفته و آن را بسط میدهد؛ در حالی که بعد فلسفی و فقهی فناوری رسانه معمولاً از دیدهها پنهان میماند.
در واقع این فلسفه و فقه اسلامی است که باید تکلیف متخصصان فناوری اطلاعات و مخصوصاً فناوری رسانه را معلوم کند که با این پدیده چه باید کرد؟ به عنوان مثال تهدید سایتهای ضداخلاق، ضد حاکمیت، و ضدهنجار را مد نظر قرار دهید. واقعاً چارچوبهای حقوقی، اجتماعی و فرهنگی ما در حال حاضر در این موضوع انگشت ابهام به دندان گرفته است! آیا اینها حیطههای فردی است یا عمومی؟ آیا دولت حق دارد در آن دخالت کند یا حریم شخصی افراد است؟ دوستیهای دختر و پسر نامحرم در فضای مجازی ماهیتاً چیست و چه حکمی دارد؟
اینها همه سوالات بنیادین حقوقی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی است که در حال حاضر متخصصان آن توان پاسخگویی به آن را ندارند. چرا که مبانی فلسفی این فناوریها هنوز شناخته نشده است. در واقع اگر ما بخواهیم به طور واضح و اصولی با این فناوریها مواجه شویم و بدانیم که باید با آن چه کنیم ابتدا نیاز داریم مبانی فلسفی و فقهی آن را بشکافیم. وقتی چیستی آن مشخص شد آن گاه باید به «بایدها و نبایدها» فقهی بپردازیم و پس از آن است که نوبت به فناوران و سطوح عملیاتی و میدانی میرسد.
عیبی که در سالهای اخیر در مواجهه با پدیده فضای مجازی در کشور ما وجود داشت این بود که عرصه به فناوران واگذاشته شده بود و اقدامات و برنامهها فاقد بنیانهای فلسفی، فقهی و فکری لازم بوده و بیشتر جنبه اورژانسی و از سر ناچاری بوده است.
القصه، یافتههای تحقیقاتیام در پروژه فناوری رسانه را به صاحبنظران و متفکران زیادی ارائه کردم. همه سری تکان میدادند و سکوت میکردند؛ یعنی که درکت میکنیم که میخواهی حرفهای مهمی بزنی ولی حرفهایت را قبول نداریم! یعنی فقه و فلسفه چه ربطی به فناوری اطلاعات دارد!؟ یعنی خیلی به خودت زحمت نده ما نباید و نمیتوانیم در این باره کاری کنیم و باید بنشینیم و ذبح شدن تمام فرهنگ و تمدن گذشته و ثمره خون شهیدان انقلابمان را توسط موج سرکش شبکههای رسانهای در فضای مجازی ببینیم.
تشکیل شورای عالی فضای مجازی خبری خوش در سی و سومین بهار انقلاب اسلامی بود و به نظر من نقطه عطفی در تاریخ فناوری رسانه کشور خواهد بود انشاءالله.
خوشحالتر شدم و اشک در چشمانم حلقه زد وقتی سوابق اعضای حقیقی این شورا را مطالعه کردم. وقتی در میان اعضای حقیقی شورای عالی فضای مجازی، دکترای فلسفه تطبیقی و متخصص دین و معنویت را دیدم خدا را هزاربار بخاطر داشتن چنین رهبری بصیر و حکیم شکر کردم.
حقاً و انصافاً تشکیل این شورا برای کشور از نان شب واجبتر بود و امیدوارم این شورا بتواند وظایف خود را به نحو احسن انجام دهد مخصوصاً فعال کردن مراکز فقهی و فلسفی برای تبیین چیستی و ماهیت فضای مجازی.
این روزها، همهپرسی قانون اساسی جدید سوریه است.
یافتهها و دیدگاههای حمید بزم شاهی اصفهانی