رهبری در پیام نوروزی سال 94 را به سال دولت و ملت، همدلی و همزبانی نام‌گذاری کردند. با توجه به این که در اواخر اسفند شدیداً ذهنم درگیر پیش بینی نام‌گذاری امسال بود، برایم بسیار تعجب برانگیز بود انتخاب چنین شعاری! دولت هر روز گند جدیدی می‌زند ولی رهبری سخن از همدلی و همزبانی می‌گویند.

ایران و 5+1 بعد از گذشت ماه‌ها بالاخره روز 13 فروردین 94 یک بیانیه مشترک صادر کردند که نشان‌دهنده توافق اولیه برای حل و فصل پرونده هسته‌ای و تحریم بود.

بلافاصله پس از قرائت بیانیه مطبوعاتی که از شبکه 6 تلویزیون مستقیم پخش می‌شد اوباما رییس جمهور امریکا نیز یک سخنرانی کرد که آن هم در شبکه 6 مستقیم پخش شد. فردای آن روز نیز حسن روحانی با کلی ذوق و شوق یک سخنرانی تلویزیونی کرد و با ذوق زدگی مسبوق به سابقه در آن خدا را بخاطر این توافق شکر کرد و تبریک فراوان گفت.

به نظر من اوباما در سخنرنی اش در مقایسه با سخنرانی حسن روحانی بیشتر به ارزش‌ها و خطوط قرمز جمهوری اسلامی احترام گذاشت! حسن روحانی گفت که هسته‌ای آغاز راه است و ما در همه مسایل همین راه را خواهیم رفت! گفت که به سوی همه دنیا (بدون استثنا) دست دوستی دراز می‌کنیم! گفت که حتی با کشورهایی که خصومت داریم خصومت را کنار خواهیم گذاشت! انگار خصومت کنار گذاشتنی است! نمی‌داند که خصومت دو سر دارد و اگر شما کنار بگذاری به معنای تمام شدن خصومت نیست.

نزدیک بود زنگ بزنم دفتر رهبری و اعتراض کنم که چرا نام این سال را همدلی و همزبانی با دولت گذاشته‌اند که ما نتوانیم چهارتا بد و بیراه حسابی به چنین سخنان نسنجیده‌ای بدهیم. حقیقت دلم خون بود از چنین توافقی و چنین سخنانی و چنین فضای بسیار تلخی.

روز شنبه با همکاران و دوستان گفتگو می‌کردیم درباره این موضوع. همچنین در دیدار نوروزی یکی از مسئولان نظام هم شرکت کردم. مسئول مذکور می‌گفت شعار سال ارتباط بسیار زیادی با مذاکرات هسته‌ای دارد. بالاخره این نرمش قهرمانانه که آقا گفته‌اند این صورت گرفته‌است و خود آقا کلان مذاکرات را هدایت می‌کند و امتیازات داده شده همه با مجوز آقا است و با شناخت طولانی که از سبک مدیریت رهبری دارم مطمئنم کسی جرأت نمی‌کند از خطوط قرمز تعیین شده رهبری حتی یک سانتیمتر فراتر برود. البته رهبری روی جزییات کنترلی ندارند مثل چطور حرف زدن، لبخند زدن و قدم زدن و تسلیت گفتن و ... و ممکن است آنجاها خطاهی رخ دهد ولی در کلان رهبری کنترل دارند.

مسئول مذکور می‌گفت این توافق تا نهایی شدن راه طولانی دارد و هنوز در پرده ابهام است و این رویدادها ممکن است انسجام کشور را به هم بریزد و شعار سال را باید همه در نظر بگیرند که در هر شرایطی انسجام کشور مهم‌ترین موضوع است. بازی برد برد که به غلط گفته می‌شود که هم ما هم طرف مقابل می‌بریم این برداشت غلط است؛ بازی برد برد یعنی این که ما صداقت و آمادگی واقعی خود را اعلام کردیم و پای توافقاتمان هم می‌ایستیم. اگر تحریم‌ها برداشته شد که ما برده‌ایم و اگر توافق نهایی حاصل نشد و تحریم‌ها هم برداشته نشد دست دشمن رو شده و چیزی از دست نداده‌ایم و باعث سرافرازی کشور می‌شود. این یعنی دو سر این بازی برد است و برای ما شکست وجود ندارد و این منطق قرآنی است.

با دوستان که صحبت می‌کردیم بحث صلح‌های معروف تاریخ اسلام از جمله حدیبیه، صفین و صلح امام حسن (ع) پیش آمد. بی‌شک توافقی که رهبری پیش می‌برد پیروی از پیامبر و امامان معصوم (ع) است. اسلام همیشه در صلح است که پیش رفته است و مهلت توسعه یافته است. در شرایط کنونی داخلی و خارجی بی‌شک توافق در همین راستا توضیح داده می‌شود. این شرایط را مقایسه می‌کنیم با سه صلح مذکور صدر اسلام. در صلح حدیبیه پیامبر (ص) قبل از توافق از همه مسلمانان حاضر مجدداً بیعت گرفتند در حالی که این‌ها آمده بودند حتی به قیمت کشته شدن پیامبر (ص) را همراهی کنند و پس از تدوین توافق‌نامه با کفار قریش بسیاری کامشان تلخ شد و حتی عده‌ای به پیامبر (ص) اعتراض کردند.

در صلح مربوط به حکمیت صفین نیز چنین شد وقتی که حکمیت به علی (ع) تحمیل شد و شد آن چه شد، همان تحمیل‌گران که بعداً خوارج نامیده شدند انسجام سپاه امام (ع) را به هم ریختند و از امام (ع) خواستند که توبه کند چون این کار درست نبوده است! در واقع امام علی (ع) نه بخاطر حکمیت بلکه به خاطر شکاف در امت مجبور به واگذاری عرصه شد.

در صلح امام حسن (ع) نیز شبیه همین اتفاق افتاد. امام حسن (ع) که با معاویه صلح کرد عده‌ای از همان بدبخت‌هایی که امام را با بی‌عرضگی و سستی خودشان مجبور کرده بودند با معاویه صلح کند حضرت را بجای امیرالمومنین، مذل المومنین خطاب کردند و باعث شدند امام (ع) نتواند شرایط پس از صلح را مدیریت کند و خانه‌نشینی امام حسن (ع) و نهایتاً شهادت به دست همسرش را باعث شدند.

اینها عبرت‌های انسان 250 ساله (ولایت و امامت شیعه) است. یعنی از بین رفتن انسجام داخلی پس از صلح‌ها بسیار خطرناک‌تر از خود صلح است. صلح یا جنگ به دست امام است؛ مهم همراهی مردم است و یکپارچگی است که در هر شرایطی باید حفظ شود تا دست امام برای مدیریت صحنه و شرایط و پیشبرد اسلام باز شود همانگونه که در زمان پیامبر (ص) شد. حضرت یک توافق ده ساله بستند و ظرف دو سال با تغییر تصویر عمومی از  مسلمانان از عده‌ای راهزن به یک حزب متمدن و صلح‌طلب، طوایف و افراد فوج فوج به اسلام گرویدند و نهایتاً هم کفار پیمان را شکستند و همین صلح حدیبیه منجر به فتح مکه شد.

امروز بعضی از ما حزب اللهی‌های دو و چند آتشه تحمل شرایط را نداریم؛ حق داریم چون تحلیل و عمق نگاه کافی نداریم. باید یادمان باشد که این رهبری نایب امام زمان (عج) است که دارد رهبری می‌کند و حتی دشمنان نیز به زیرکی و هوشمندی و حکمت و استحکام او اذعان دارند. اگر چه به قول سیدحسن نصراله نمی‌شناسیمش و اطاعتش نمی‌کنیم و قدرش را نداریم و او در میان یاران خود نیز مظلوم است.