چند تعریف فنی مفید

خطا (Fault): یک نقیصه، نابسامانی یا کاستی فیزیکی است که در سخت‌افزار یا نرم‌افزار پدید می‌آید؛ مانند اتصال کوتاه شدن یک مدار، قطعی یک ترانزیستور، یا حلقه بی‌انتها در یک برنامه.

ایراد (Error): یک انحراف از وضعیت صحت یا درستی است؛ مانند یک مقدار غلط در یک برنامه کامپیوتری که موجب تقسیم بر صفر یک کسر گردد. معمولاً ایرادها با مقادیر غلط در یک سیستم مرتبط هستند.

خرابی (Failure): عدم اجرای برخی یا همه کارها و وظایفی که مقرر بوده و یا مورد انتظار است؛ مانند سوختن یک لامپ به علت ولتاژ غیرمجاز ناشی از ایراد سیستم تنظیم ولتاژ.

پايش (Monitoring): به صورت كلي شامل مشاهده پيوسته و بلادرنگ وضيعت‌هاي يک سيستم و انتشار پيغام‌هايي مبتني بر چگونگي عملكرد آن مي‌باشد. در اصل يك سامانه پايشگر، با مشاهده و جمع آوری اطلاعات از حسگرها يا شبکه‌های حسگر اقدام به پردازش و ثبت اطلاعات از گذرهاي حالت يك سيستم مي‌‌نمايد.

تشخيص خطا (Fault Detection): فرآيندي جهت تشخيص خطاهاي اتفاق افتاده در عملكرد سيستم بر اساس مقايسه با وضعيت كنوني سيستم (وضعيت مشاهده شده) و وضعيت عادي از پيش تخمين زده شده مي‌باشد. 

عيب‌يابي (Diagnosis): فرآيندي جهت مجزاسازي خطاهايي با اولويت بالا، تعيين نوع و ماهيت خطا، مكان يابي و زمان تشخيص خطا مي‌باشد. که فرآيند مذکور از دو زير فرآيند شناسايي خطا و جداسازي خطا تشكيل شده است .

1. شناسايي خطا، اين فرآيند تشخيص اندازه و زمان رفتارهای مختلف خطا را بر عهده دارد.

2. جداسازي خطا، اين فرآيند تشخيص نوع خطا، مکان خطا و زمان تشخيص خطا را بر عهده دارد.

سیستم بلادرنگ (Real-Time System): سیستمی که محاسبات یا اقداماتش در یک زمان حقیقی برای یک وقوع یک فرایند بیرونی انجام شود به گونه‌ای که قبل از فرارسیدن موعد ، محاسبات یا اقدامات به پایان رسیده باشد.

تحمل‌پذیری خطا (Fault Tolerance): قابلیت یک سیستم برای ادامه عمل و کارآیی‌اش علیرغم وجود خطا؛ مانند حشره  در نرم‌افزار یا قطع اتصال در سخت‌افزار. 

--------------------------------------
مراجع:
Dubrova, Elena. Faults, Errors and Failures. Elena Dubrova. [Online] 1999. http://web.it.kth.se/~dubrova/FTCcourse/LECTURES/lecture2.pdf.

EEE StandardS Board. IEEE Standard Glossary of Software Engineering Terminology. s.l. : The Institute of Electrical and Electronics Ehgineers, 1990. ISBN 1-55937-067.

سیستم عامل و امنیت ملی

در نمایشگاه الکامپ امسال شعاری دیدم از یک شرکت که خیلی به دلم چسبید: «امنیت وارداتی نیست.» امروزه امنیت فضای مجازی یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های هر فرد آگاهی است. رشد روزافزون کاربردهای رایانه‌ای و ارتباطات شبکه‌ای رایانه‌ای در چرخه کسب و کار مردم از اهمیت فضای مجازی حکایت دارد. طبق آمار بانک جهانی روند رو به رشد کاربران اینترنتی ایران از 93. درصد در سال 2000 م. به 21% در سال 2012 م. رسیده است. جهت تقویت پدافند موثر در امنیت ملی در فضای مجازی، اصلاح زیربنایی فضای مجازی کشور ضروری است. گام اول در تقویت امنیت در فضای مجازی، اصلاح استفاده از سیستم عامل ملی است. کشورهای زیادی به دنبال سیستم عامل ملی هستند در حالی که در کشور ما غالباً از خانواده مایکروسافت ویندوز  و خانواده یونیکس  استفاده می‌شود. سیستم‌های نرم‌افزای معمولاً از نظر کارآیی سنجیده می‌شوند. مفهوم کارآیی خود شامل شاخص‌های عاملیت ، اطمینان‌پذیری ، حریم خصوصی ، امنیت ، استفاده‌پذیری ، انعطاف ، قابلیت ارتباط  و قابلیت توسعه  است. عاملیت کیفیت یا حالتی که قابلیت مشارکت سیستم با نرم‌افزار یا سخت‌افزار یا دستگاهی را ایجاد می‌کند. سیستم‌های عامل نیز از این منظر مورد سنجش واقع می‌شوند. با این حال با در نظر گرفتن جهات مختلف مهندسی نرم‌افزار نمی‌توان قضاوت درستی درباره سیستم‌های عامل موجود از منظر این شاخص‌ها ارائه نمود زیرا بخش زیادی از اطلاعات این سیستم‌ها مخصوصاً سیستم عامل‌های خانواده ویندوز هنوز اختصاصی بوده و دسترسی به آن بجز محدود اطلاعاتی که توسط شرکت مایکروسافت درباره آن منتشر شده امکان‌پذیر نیست.

با این حال سیستم عامل‌ها وقتی به صورت فراگیر مورد استفاده کاربران فضای مجازی قرار گیرند از حالت یک نرم‌افزار سیستمی صرف، خارج شده و شاخص‌های کارآیی آن ابعاد جدیدی می‌یابد. در واقع کوچک‌ترین نقصان، ضعف و یا آسیب‌پذیری در این نرم‌افزارهای سیستمی می‌تواند ابعاد ملی و فراملی یافته و منافع سازمان‌ها و افراد زیادی را در سراسر جهان به خطر بیندازد.

وابستگی به تنها چند خانواده از این سیستم‌ها نیز مسئله‌ای دیگر است که منافع سازمان‌ها را تهدید می‌کند. عدم حق انتخاب و همچنین عدم توانایی برای تولید سیستم‌های عامل بومی باعث می‌شود تا امنیت سازمان‌ها تنها وابسته به قرارداد تجاری بین آن‌ها و فروشندگان سیستم عامل شود در حالی که ویژگی عاملیت سیستم‌های عامل اعتماد صددرصدی را می‌طلبد. این در حالی است که تحریم اقتصادی متأثر از شرایط سیاسی نیز حاکمیت ملی در حوزه فضای مجازی را مورد تهدید قرار می‌دهد. در واقع هزینه اعتماد به این سیستم‌ها بسیار بالا است. سیستم‌های کاربردی بی‌شماری در دنیا از طریق حفره‌های امنیتی موجود در این سیستم‌ها مورد اقدامات خرابکارانه و بدخواهانه قرار گرفته و هر ساله میلیاردها دلار زیان متوجه صاحبان سرمایه در فضای مجازی می‌نماید.

این خسارت‌ها بجز گزارشاتی است که هر ساله از دست داشتن شرکت‌های تولیدکننده نرم‌افزارهای سیستمی در اقدامات بدخواهانه منتشر می‌شود. نمونه بارز آن گزارشات گوناگونی است که از دست داشتن شرکت مایکروسافت و زیمنس در حمله سایبری معروف در سال 1389 به تأسیسات هسته‌ای ایران موسوم به استاکس‌نت منتشر شد. فضای مجازی را از دید فنی ، می‌توان مبتنی بر مدل منطقی OSI شبکه دانست. این مدل به عنوان چارچوبی منطقی دانست که در سال 1994 توسط سازمان جهانی استاندارد (ISO) پیشنهاد شده است. سیستم‌های عامل، امروزه بخش عمده تبادلات داده بجز لایه فیزیکی و لایه پیوند داده‌ها در این مدل را برعهده دارند.

از این گذشته سیستم‌های عامل شبکه  رسماً مسئولیت شبکه‌کاری در فضای مجازی یعنی لایه شبکه، لایه انتقال و بخشی از لایه جلسه را بر عهده دارند. تقریباً هیچ ابزار و یا راهی برای اثبات سلامت و کارآیی سیستم‌های عامل در انجام وظایفشان در این چارچوب وجود ندارد و هر چه هست ادعای تولید کنندگان آن است.

با توجه به نقش بنیادی عاملیت  این سیستم‌ها، بهترین راه برای ایمن‌سازی و انجام پدافند در برابر حملات احتمالی جایگزین کردن این سیستم‌ها است. البته تولید سیستم عامل بومی تحت عنوان «سیستم عامل ملی» در سالیان گذشته همواره مورد توجه بوده است اما این تلاش‌ها بیشتر متمرکز بر فارسی‌سازی سیستم‌های عامل متن‌باز مبتنی بر یونیکس مانند لینوکس بوده است. در این پروژه‌ها تمرکز بر فارسی‌سازی سیستم عامل یا به عبارتی تنها محلی‌سازی (Localization)  است و همه ویژگی‌های کارآیی مخصوصاً مباحث امنیت، عاملیت و قابلیت اطمینان را پوشش نمی‌دهد. توجه به این شاخص‌ها نیازمند تحقیق ریشه‌ای روی مفاهیم پایه سیستم عامل است. هسته سیستم عامل به عنوان اصلی‌ترین بخش سیستم عامل باید کارآیی و امنیت کافی داشته باشد. به همین منظور گام اول در دستیابی به سیستم عامل ملی، بررسی بنیادین معماری هسته سیستم عامل است.

سیستم عامل محصولی نیست که بتوان به آن نگاه تجاری داشت و مستلزم اراده حاکمیتی است. شورای عالی مجازی موظف است پس از استقرار و سازماندهی به عنوان اولین اقدام عملیاتی و میدانی، وارد مبحث تولید سیستم عامل ملی شود و در این راستا «سرمایه کافی» را جذب و در اختیار دانشگاه‌ها و نهادهای فناورانه بگذارد تا این مسئله زودتر تعیین تکلیف شود. باید بدانیم امروز حیثیت امنیتی نظام در گرو تولید سیستم عامل بومی است و اغماض از آن به هیچ وجه بخشودنی نیست.

شورای عالی فضای مجازی

سال گذشته به مدت یک سال در یک پروژه دانشگاهی در موضوع فناوری اطلاعات و رسانه به عنوان پژوهشگر، همکاری داشتم. در جریان این تحقیقات، به موضوعات گوناگونی پرداختم و هر چه پیش می‌رفتم، موضوعات دامنه‌دارتر و پیچیده‌تر می‌شد.

همواره به دنبال پاسخ این سوال می‌گشتم که ما باید با این موج فزاینده تهاجم فناورانه و رسانه‌ای جهان غرب چه کنیم؟ در ادامه تحقیقات، به ابعاد فناوری رسانه پرداخته شد و برای آن ابعاد گوناگونی تعیین شد. با کمال تعجب می‌دیدم که همه ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، امنیتی و روانی آن به یک نقطه منتهی می‌شوند و آن فلسفه غرب بود.

فناوری رسانه که نماد عینی آن شبکه‌های اجتماعی مجازی هستند فناوری اطلاعات را در یک هماهنگی تنگاتنگ تحت پارادایم فلسفه غرب بکار گرفته و آن را بسط می‌دهد؛ در حالی که بعد فلسفی و فقهی فناوری رسانه معمولاً از دیده‌ها پنهان می‌ماند.

در واقع این فلسفه و فقه اسلامی است که باید تکلیف متخصصان فناوری اطلاعات و مخصوصاً فناوری رسانه را معلوم کند که با این پدیده چه باید کرد؟ به عنوان مثال تهدید سایت‌های ضداخلاق، ضد حاکمیت، و ضدهنجار را مد نظر قرار دهید. واقعاً چارچوب‌های حقوقی، اجتماعی و فرهنگی ما در حال حاضر در این موضوع انگشت ابهام به دندان گرفته است! آیا این‌ها حیطه‌های فردی است یا عمومی؟ آیا دولت حق دارد در آن دخالت کند یا حریم شخصی افراد است؟ دوستی‌های دختر و پسر نامحرم در فضای مجازی ماهیتاً چیست و چه حکمی دارد؟

این‌ها همه سوالات بنیادین حقوقی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی است که در حال حاضر متخصصان آن توان پاسخ‌گویی به آن را ندارند. چرا که مبانی فلسفی این فناوری‌ها هنوز شناخته نشده است. در واقع اگر ما بخواهیم به طور واضح و اصولی با این فناوری‌ها مواجه شویم و بدانیم که باید با آن چه کنیم ابتدا نیاز داریم مبانی فلسفی و فقهی آن را بشکافیم. وقتی چیستی آن مشخص شد آن گاه باید به «بایدها و نبایدها» فقهی بپردازیم و پس از آن است که نوبت به فناوران و سطوح عملیاتی و میدانی می‌رسد.

عیبی که در سال‌های اخیر در مواجهه با پدیده فضای مجازی در کشور ما وجود داشت این بود که عرصه به فناوران واگذاشته شده بود و اقدامات و برنامه‌ها فاقد بنیان‌های فلسفی، فقهی و فکری لازم بوده و بیشتر جنبه اورژانسی و از سر ناچاری بوده است.

القصه، یافته‌های تحقیقاتی‌ام در پروژه فناوری رسانه را به صاحب‌نظران و متفکران زیادی ارائه کردم. همه سری تکان می‌دادند و سکوت می‌کردند؛ یعنی که درکت می‌کنیم که می‌خواهی حرف‌های مهمی بزنی ولی حرف‌هایت را قبول نداریم! یعنی فقه و فلسفه چه ربطی به فناوری اطلاعات دارد!؟ یعنی خیلی به خودت زحمت نده ما نباید و نمی‌توانیم در این باره کاری کنیم و باید بنشینیم و ذبح شدن تمام فرهنگ و تمدن گذشته و ثمره خون شهیدان انقلاب‌مان را توسط موج سرکش شبکه‌های رسانه‌ای در فضای مجازی ببینیم.

تشکیل شورای عالی فضای مجازی خبری خوش در سی و سومین بهار انقلاب اسلامی بود و به نظر من نقطه عطفی در تاریخ فناوری رسانه کشور خواهد بود انشاءالله.

خوش‌حال‌تر شدم و اشک در چشمانم حلقه زد وقتی سوابق اعضای حقیقی این شورا را مطالعه کردم. وقتی در میان اعضای حقیقی شورای عالی فضای مجازی، دکترای فلسفه تطبیقی و متخصص دین و معنویت را دیدم خدا را هزاربار بخاطر داشتن چنین رهبری بصیر و حکیم شکر کردم.

حقاً و انصافاً تشکیل این شورا برای کشور از نان شب واجب‌تر بود و امیدوارم این شورا بتواند وظایف خود را به نحو احسن انجام دهد مخصوصاً فعال کردن مراکز فقهی و فلسفی برای تبیین چیستی و ماهیت فضای مجازی.

پدیده‌ای بنام شبکه‌های اجتماعی

شبکه‌های اجتماعی Social Network بی‌شک انقلاب فناوری در قرن 21 است. فناوری اطلاعات، اینترنت، فضا و کاربردهای مجازی آن‌قدر رشد کرد تا به میوه رسید و میوه آن شبکه‌های اجتماعی است. امروزه شبکه‌های اجتماعی در حال تصرف زندگی مردم دنیا هستند.

کاربردهای تحت وب به شما این امکان را می‌دهد تا بدون داشتن کامپیوتر قوی بتوانید از پردازنده‌های پرقدرت و سوپرکامپیوترهای جهانی نیازهای خود را برآورده کنید. تصور کنید شما برای یافتن مطالبی درباره بیماری آسم بدون استفاده از موتورهای جستجو می‌خواستید اینترنت را شخم بزنید! شاید یکسال یا بیشتر طول می‌کشید تا به اطلاعاتی ناقص و تصادفی دست یابید. اکنون بیش از ده هزار پردازنده گوگل در کسری از ثانیه به شما پاسخ می‌دهد که دانش مورد نیازتان را در کجا می‌توانید بیابید.

پردازنده‌ها و رسانه‌های ذخیره‌ساز شخصی به کلی در حال نابود شدن هستند و بجای آن ابزارها و دستگاه‌های کوچک قابل حمل شما را به شبکه‌های اجتماعی و کاربردهای تحت وب مورد نیازتان وصل می‌کنند. شما با یک تبلت Tablet سبک می‌توانید در اینترنت جستجو کنید، مطالبتان را در فضای بنام خودتان در وب ذخیره کنید، تصاویر را با فوتوشاپ آنلاین ویرایش کنید، محتواهای مورد نظر خود را با دوستانتان به اشتراک بگذارید، کاسبی کنید، تبلیغات کنید، فعالیت سیاسی کنید، شغل خود را بگردانید (مثل خبرنگاری و یا دورکاری و ...) وقت جلسه بگذارید و اصلاً خود جلسه را برگزار کنید.

اما یک نکته را نباید فراموش کنید. با گسترش وب 2 و شبکه‌های اجتماعی شما گام به گام به سرویس‌دهندگان بزرگ یعنی همان 1٪ اقلیت پولدار وابسته‌تر می‌شوید. اکنون جمعیت فیس بوک به پرجمعیت‌ترین کشور دنیا نزدیک می‌شود و عنقریب جمعیت یک قاره را در خود خواهد داشت. فیس بوک اکنون روزانه تیلیاردها دلار کسب و کار را حمایت می‌کند. گوگل با جمعیت صدها میلیونی کاربرانش عمده اطلاعات کلیدی و شخصی افراد و حتی بافت ذهنی و رفتاری آنان را می‌داند. هرم منحوس ابلیسک که نمادی از تسلط خدایان گناهکار و فاقد شایستگی بر سرنوشت بشر هستند در فضای سایبر شکل می‌گیرد.

اکنون بزرگ‌ترین رویدادهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی در فیس‌بوک شکل می‌گیرند؛ به عبارت بهتر باید گفت مردم بنگاه‌های اقتصادی یا ساده‌تر مغازه‌های بغالی خود را در فیس بوک راه می‌اندازند، حزب‌ها را در فیس بوک تشکیل می‌دهند، جلسات کاری و مشاغل خود را در فیس بوک سامان می‌دهند. حجم این ارتباطات اجتماعی در سه ابرشبکه فیس‌بوک، گوگل و توییتر را اگر بخواهیم به ریال یا دلار تبدیل کنیم، تعداد صفرهای آن را نمی‌شود حتی تصور کرد. درست است از این حجم مبادلات اجتماعی و اقتصادی سهم اندکی به صاحبان این شرکت‌ها می‌رسد و همین سهم کوچک خود عددی نجومی است اما همه مشکل پولدار و پولدارتر شدن آنان نیست، مشکل غم‌انگیز آن است که شیشه اقتصاد، سیاست، ارتباطات، شغل و عواطف نوع بشر اکنون در دستان این سه شرکت است. یعنی کلاً در اختیار 10-20 نفری که به عنوان هیئت مدیره‌های این شرکت‌ها هستند.

خوب کافی است که در جلسه هیئت مدیره صبح دوشنبه آینده گوگل، اعضا با یکدیگر دعوایشان شود و تصمیم به انحلال شرکت بگیرند. یک کار قانونی و کاملاً مجاز. بله این یک دیوانگی است که از این حجم عظیم منافع بی‌پایان چشم بپوشند ولی امکان آن که منتفی نیست. من و شما به این امید هستیم که انشاءالله هیئت مدیره گوگل چنین دیوانگی نخواهند کرد وگرنه من با این حجم اطلاعات ارزشمندم که اکنون در فضای بنامم در صندوق پستی جی‌میلم دارم چه باید بکنم؟

تصور این پدیده آن قدر وحشتناک است و روز به روز وحشتناک‌تر می‌شود که سیستم عصبی ما بر اساس یک قاعده کلی فیزیولوژیک و سایکولوژیک نسبت به آن بی‌تفاوت شده بلکه آن را انکار می‌کند. مانند کسی که پدرش در حادثه‌ای جلوی چشمش فوت کرده و او نمی‌خواهد باور کند. مثل فاجعه حتمی زلزله تهران که همه می‌دانند خواهد آمد و بسیار شدید هم خواهد آمد بنابراین از بس خطرناک است آن را از معادلاتمان حذف می‌کنیم! یا واقعیت مرگ، همه می‌دانیم خواهیم مرد، حتماً هم خواهیم مرد، وقت آن هم معلوم نیست و از بس این واقعه تلخ و دردناک است بکلی آن را نادیده می‌گیریم و نسبت به آن بی‌خیال می‌شویم.

شبکه‌های اجتماعی همه چیز ما را در خود جای داده‌اند. دولت‌ها در گذشته از اجتماع ملت‌ها پدید می‌آمدند، ملت‌هایی که متشکل از مردم که صاحب زمین، خانه، اموال، فرزند و ... بودند. زمین و مایملک افراد نسل اندر نسل به ارث می‌رسید و هیچ کس حق تصاحب ‌آن را نداشت اما در پدیده شبکه‌های اجتماعی شما چیزی داری که مالک آن نیستی! شغل داری اما مالک آن نیستی! فضا داری اما مالک آن نیستی! بنگاه اقتصادی شما در دل بنگاه اقتصادی فیس‌بوک تشکیل شده است. درست است که فیس بوک هفت روز هفته 24 ساعته باز است ولی متأسفانه باید بگویم که این مغازه کرکره دارد و ممکن است روزی پایین کشیده شود آنگاه شما حتی اگر مغازه‌تان باز هم باشد کسی به آن مراجعه نخواهد کرد. حزب سیاسی شما در حزب سیاسی گوگل تشکیل شده است. اگر هیئت رییسه حزب گوگل تصمیم بگیرد فعالیت خود و یا حتی شما را تعطیل کند بدون هرگونه هشدار این اقدام را خواهد کرد.

بدتر از این ارتباطات عاطفی و اجتماعی نوع بشر است که همه در ید قدرت صاحبان این شبکه‌ها است. شبکه‌های اجتماعی آخرین شعبده فرزند آدم است. بی‌خود نیست که همه ما گریپاژ کرده‌ایم و نمی‌دانیم با آن چه کنیم. بعضی می‌رویم در آن اذان می‌گوییم، بعضی آن را فیلتر شده می‌پسندیم، بعضی می‌گوییم فیلتر فایده‌ای ندارد، بعضی می‌گوییم باید یک نمونه ملی از آن راه بیندازیم و بعضی ...

متاسفانه ما با اسب تراوایی بنام شبکه‌های اجتماعی مواجه شدیم و آن را به داخل شهرمان آوردیم و اکنون در حال سرمستی هستیم. جشن بهره‌برداری رایگان از ابرپردازنده‌های گوگل و فیس‌بوک و توییتر و یاهو به زودی به پایان می‌رسد و آن‌گاه که ما علیرغم استقلال سیاسی، اقتصادی و نظامی‌مان، از نظر اطلاعاتی وابسته شدیم مستی از سرمان پریده و شهرهایمان را در تصرف سربازان ناپیدای دشمن بشر خواهیم یافت.

چه بهتر که زودتر بیدار شویم.

وبلاگ‌ها همچنان پیش‌رانند

از وقتی وبلاگ ابداع شد تا امروز نقش بزرگی را در زندگی بشر بازی کرده است. حقیقتاً وبلاگ در شکل‌گیری فکری، فرهنگی و اجتماعی نسل نو نقش بسیار تعیین کننده‌ای داشته است.

وبلاگ‌ها به عنوان سبزینه‌های اینترنت که ابزاری برای تولید محتوای شخصی هستند، توانسته‌اند فکر میلیون‌ها انسان را تبدیل به محتوا کنند که همه این تفکرات تا قبل از آن از بین می‌رفتند و تعداد اندکی می‌توانستند در قالب رسانه‌های ارتباط جمعی مثل مطبوعات و ... اجازه ظهور و بروز پیدا کنند.

نسل جدید فناوری رسانه که همانا شبکه‌های اجتماعی است با تکیه بر فناوری وب2 ظهور کرد و موج عظیم آن عرصه وبلاگ و وبلاگ‌نویسی را درنوردید. بخشی از نیازهای ارتباطی کاربران آنلاین که قبلاً توسط وبلاگ پاسخ داده می‌شد، اکنون در شبکه‌های اجتماعی ارضا می‌شود. افراد در شبکه‌های اجتماعی از خواب بیدار می‌شوند، زندگی می‌کنند، دوست می‌شوند، دعوا می‌کنند، عصبانی می‌شوند، خوش‌حال می‌شوند و هم‌زمان غذا می‌خورند و همان‌طور به خواب می‌روند! و این یعنی مرگ!!

با این حال با چرخی در شبکه‌های اجتماعی می‌توان مشاهده کرد که هر ارتباطی از یک محتوا شروع می‌شود و محتواها را انسان‌ها یا سازمان‌های زحمت‌کش تولید می‌کنند. سازمان‌ها که بحث‌شان روشن است و افراد همچنان در وبلاگ‌هایشان می‌نویسند. این وبلاگ‌نویسان هستند که خوراک شبکه‌های اجتماعی را جور می‌کنند و الا در شبکه‌های اجتماعی چیز بیشتری یافت نمی‌شود بلکه نوعی فضای تخدیر حاکم است.

بنابراین وبلاگ‌ها همچنان پیش‌ران فضای مجازی محسوب می‌شوند و تنبل‌هایی مثل من هستند که نمی‌خواهند این نقش مهم را مانند گذشته ایفا کنند و دوست دارند در شبکه‌های اجتماعی بیشتر مصرف کننده باشند تا یک عنصر مفید و محقق. بله تولید محتوا سخت است ولی نویسنده‌ها هستند که کار را پیش می‌برند و بقیه آن را تکرار می‌کنند!

اکنون افراد زیادی هستند که فهرست عضویت‌شان در شبکه‌های اجتماعی شامل بیش از ده شبکه است (!) ولی من کسانی را ترجیح می‌دهم که عمرشان را صرف تولید محتوای مفید می‌کنند ولو آن که ماهی یک پست خوب باشد چرا که هم‌خوان کردن مطالب دیگران یک کار درجه 2 است.

تجربه 5 ساله وبلاگ‌نویسی

30 آذر 1384 اولین پست وبلاگم را نوشتم. این اولین نوشته اینترنتی من بود که مستقلاً و بدون اتکا و یا مشارکت کسی نوشتم. احساس اضطراب عجیبی مرا فرا گرفته بود؛ بیشتر از این جهت که نگران واکنش دیگران بودم. چیزی که بعداً فهمیدم جزو ماهیت ارتباطات و رسانه است.

وبلاگ بی‌شک یک انقلاب در فناوری رسانه محسوب می‌شود چرا که تأثیرات شگرفی بر فرهنگ، اجتماع، هنر، اقتصاد، آموزش، سیاست، آموزش و جنگ و تروریسم دارد. وبلاگ‌نویسی اگر چه ابتدا به صورت یک کار چیپ و مسخره تلقی می‌شد ولی بعدها توسط نظام هم جدی‌تر گرفته شد.

این که توانستم و به خودم جرأت دادم وارد وبلاگ‌نویسی شوم چند زمینه داشت. اول این که قبلاً از سال 1375 عضو شبکه BBS دانا بودم و شبکه‌های اجتماعی مجازی را آزموده بودم. دوم این که از گذشته به کار مطبوعاتی علاقه داشتم و نشریاتی درست می‌کردم مخصوصاً در زمان دانشجویی‌ام یک هفته‌نامه را اداره می‌کردم که خیلی موفق بود. سوم این که احمدی‌نژاد به تازگی ظاهر شده بود و من نیز مثل بقیه بچه حزب‌اللهی‌ها سرشار انرژی شده بودم و فکر می‌کردم که به اندازه کافی پیام برای ارائه در اینترنت دارم. چهارم این که به تازگی وبلاگ برادرم ابوذر منتظرقائم را دیده بودم و از شجاعت و لحن قلمش لذت می‌بردم. "این وبلاگ متعلق به جوانی است که عاشق سپاه است". در واقع این یک مدل وبلاگ حزب اللهی بود که کاملاً آن را می‌توانستم بفهمم و با آن ارتباط برقرار کنم. سر بی‌خطر، صراحت کلام و منطق قوی اگر چه هرگز نتوانستم به گرد پای برادرم ابوذر برسم اما توانستم خیمه وبلاگ‌نویسان حزب‌اللهی را شلوغ کنم که البته الحمدلله الآن جای سوزن انداختن نیست.

در این دوران 5 ساله تلاش کردم صرفاً روی مسایل سیاسی کلید نکنم ولی متأسفانه یا خوشبختانه موضوعات سیاسی آن‌قدر جدی و جدی‌تر شدند و می‌شوند که بالاجبار بیشترین مطالبم در حوزه سیاسی نوشته شد. اگر چه رویکرد فرهنگی و مکتبی به موضوعات را هرگز فراموش نکردم و البته باید بگویم نمی‌توانم فراموش کنم چون هویت من این‌طوری شکل گرفته است. با این که رشته‌ام کامپیوتر است ولی در موضوعات تخصصی هم نمی‌توانم رویکردهای فرهنگی و مکتبی‌ام را کنار بگذارم.

سایت‌های دیگر گاهی به این وبلاگ لینک می‌دادند که مراجعات انبوه مخاطبان آنان، باعث شرمندگی من می‌شد که فکر کنم بیشترین لینک را رجانیوز می‌داد که نمی‌دانم چه شد که مدتی از قلم افتاده بودم و اخیراً دوباره لینک داد. جنجالی‌ترین نوشته وبلاگم مربوط به یک مطالعه موردی و مقایسه‌ای بین آموزه‌های جین‌شارپ و فتنه سبز بود که با عنوان انقلاب نرم یا مخملی در ایران توهم یا واقعیت؟ نوشتم. این مقاله را اول خبرگزاری فارس کپی کرد و فردای آن روز کیهان با نام خودم چاپش کرد. البته من از این داستان خبری نداشتم تا با تلفن‌های دوستانم متوجه موضوع شدم. سیل ابراز ارادت‌های دوست و دشمن بابت این پست نثار حقیر شد. از ابراز محبت دوستان خوشحال و ابراز محبت دشمنان خوشحال‌تر می‌شدم. خدا می‌داند چقدر ناسزا نثارم کردند که یکی از یکی برایم شیرین‌تر بود زیرا متوجه شدم که تیر دقیقاً به هدف اصابت کرده است.

در این 5 سال وقفه‌ای در نوشتن وبلاگ نداشتم بجز از اردیبهشت 1387 تا مرداد آن سال به مدت 4 ماه به علت مشغولیت شدید برای پایان‌نامه‌ام روزه وبلاگی گرفتم ولی در تمام ماه‌های دیگر در این سال‌ها مطالبی نوشتم. مطلب نوشتنم دو جنبه داشت. اولاً این که کاملاً تافته‌های ذهنی خودم بوده است و ثانیاً فکر می‌کرده‌ام برای دیگران هم خوشایند است.

در این دوران دوستان وبلاگی زیادی پیدا کردم که حسرت دیدار روی بعضی‌ها را همچنان به دل دارم اولین دوست وبلاگی‌ام حسام‌الدین ایپکچی بود و بعد هم شهود و بعد هم دیگر عزیزان. ابتدا باب نظرات را کلاً باز گذاشته بتودم مثل ابوذر بعد که دیدم بعضی‌ها از این موضوع سوء اسفاده می‌کنند آن را محدود کردم چون سعه صدر ابوذر و ولی‌الله را نداشتم.

با تحولات سیاسی اجتماعی روزگار کم‌کم با بعضی دوستان زاویه فکری پیدا کردیم با این حال برایشان احترام زیاد قائلم از جمله برادر ایپکچی. باید بگویم از انتقادات و مچ‌گیری‌های منتقدینم مخصوصاً عموزاده‌ام آقای محمدرضا بزم‌شاهی که با نام مستعار "جوانک خام" و بعداً با نام مستعار "نکته‌بین" نظر می‌گذاشت بیشترین بهره را بردم و سعی کردم به گونه‌ای مطلب بنویسم که نتوانند به آن ایراد منطقی بگیرند. با این حال از نعمت منتقد واقعی مثل "نکته‌بین" محروم و در عوض از وجود دشمنان کینه‌توز و فحاش و بی‌ادب و گهرپراکنی‌هایشان به وفور بهره‌مندم!

فکر نکنم دیگر بتوانم این عادت ناپسند (!) وبلاگ‌نویسی را ترک کنم. با این حال سعی می‌کنم بهتر بنویسم نه برای کسی بلکه برای خودم. این وبلاگ دیگر جزیی از شخصیت من شده است.

از بلاگفا هم باید تشکر کرد که واقعاٌ وفادارانه پای کاربرانش ایستاده است. اگر چه خدماتش در یک دوره زمانی با اختلالاتی مواجه می‌شود ولی گویا بسامد آن کمتر شده است. متاع بلاگفا آن‌چنان خیره‌کننده نیست اما مثل سفره ایرانی ساده و دوست داشتنی است.


تکمیلی: برادر جواد مزارعی در BBS دانا کد کاربری smb داشت و بنده در آن زمان رفیق شبکه‌ای ایشان بودم. بعدهم بواسطه همین رفاقت شبکه‌ای در نشریه دانشجویی مذکور همکار شدیم و سپس رفیق شفیق شدیم تا این اواخر که پست و مقام دنیوی ما را از هم جدا کرد. ای بسوزد پدر عشق! ایشان اعتراض کرده که چرا اسمی از من نبردی. حالا خوبه وبلاگ‌نویسی را من یادش داده‌ام منتها تا همین امروز بنده کمترین را به‌جا نمی‌آورد. حتی شماره من رو هم از گوشیش پاک کرده بود حالا معترض شده. ای خدا....

ایجاد لینک روی فایل فلش تبلیغاتی

خیلی‌ها می‌خواهند که با نرم‌افزار Adobe Flash یک بنر تبلیغاتی بسازند. البته برای ساخت یک بنر تبلیغاتی بهترین راه‌حل استفاده از نرم‌افزارهایی مثل Swish Max است چرا که ابزار Adobe Flash کاربردی بسیار فراتر از ساخت یک بنر تبلیغاتی دارد. کلاً ساختار فایل Flash که قبلاً متعلق به Macromedia بود و مدتی است که توسط Adobe تصاحب شده است، بسیار توانمندتر از یک تصویر گرافیکی ساده است. قابلیت‌های فعل و انفعالی (Interactive) زیادی دارد و به همین دلیل با آن می‌توان سایت، بازی و ... درست کرد.
برویم سراغ ساخت بنر تبلیغاتی با Adobe Flash
1. یک فایل جدید تبلیغاتی از داخل Templateها ایجاد کنید.
File>New>Template(tab)>Advertising>...
2. روی نام لایه جفت‌کلیک کنید و نام لایه را به Button تغییر دهید.
 
3. از منوی ابزار سمت چپ، ابزار مستطیل (R) را انتخاب کنید و یک مستطیل روی صفحه پروژه خود بکشید. (ابعاد و رنگ آن هیچ اهمیتی ندارد.)
 
4. تابلوی چینش (Align) را باز کنید (Ctrl+k). مستطیل رسم شده روی صفحه پروژه را انتخاب کنید و با استفاده از کلیدهای تابلو، آن را بطور کامل روی صفحه بپوشانید.
 
5. همان‌طور که مستطیل مورد نظر در حالت انتخاب است، روی کلید F8 یا مسیر Modify > Convert to Symbol کلیک کنید. سپس این شیء را به کلید تبدیل کنید. اسم مناسب آن را هم برایش انتخاب و پنجره را تأیید کنید.
 
اکنون کلید جدید ما در کتابخانه پروژه قابل مشاهده است. می‌توانید با Ctrl+L یا F11 کتابخانه را باز کرده و کلید جدیدی که ساخته‌اید را مشاهده نمایید. از این به بعد باید حواستان باشد که این لایه باید در بالاترین سطح قرار گیرد تا کاربران با کلیک روی آن بتوانند به آدرس مدنظر بروند ولی در عین حال باید مخفی باشد تا محتویات پروژه را نپوشاند. برای این کار مراحل زیر را ادامه دهید.
6. روی مستطیل کلید شده موجود در صفحه پروژه جفت‌کلیک کنید. اکنون داخل سمبل رفتیم و می‌توانیم مشخصات آن را تغییر دهیم. در بخش TimeLine مشاهده کنید که این سمبل برای خودش یک برنامه زمان‌بندی با چهار قاب Up، Over، Down و Hit دارد. هر کدام از این قاب‌ها معنی خاصی می‌دهند. قاب Over یعنی وقتی که نشان‌گر ماوس روی صفحه قرار گرفت. Down یعنی وقتی کلید ماوس روی صفحه فشرده شد. Up یعنی وقتی کلید ماوس روی صفحه بنر برداشته شد حتی اگر جای دیگری از پنجره فشرده شده باشد. و Hit یعنی یک کلیک کامل روی صفحه انجام شود.
7. روی قاب پیش فرض Up کلیک کرده و قاب کلیدی Key Frame آن را به قاب Hit جابجا کنید تا تبلیغات شما مثل یک تبلغات عادی ساخته شود.
 
8. روی پیوند Scene 1 کلیک کنید تا از بخش سمبل کلید جاری خارج شوید. اکنون مستطیل شما رنگش عوض شده است!‌ این نشانه آن است که تبدیل به یک کلید نامرئی شده است. برای امتحان آن، صفحه PreView را با کلیدهای Ctrl+Enter مشاهده نمایید. اکنون اثری از مستطیل رنگی شما وجود ندارد.
اکنون تا دیر نشده فایل خود را ذخیره کنید!
9. کلید مستطیلی خود را یک بار دیگر انتخاب کنید. در بخش Propeties برنامه باید اسم کلید را مشاهده کنید. در غیر این صورت کارهایی که خواهید کرد بیهوده است. با استفاده از کلید F9 یا مسیر Window>Action پنجره اقدامات (Action) فلش را باز کنید. اقدامات در حقیقت کنش‌هایی است که می‌توانیم با فایل فلش ایجاد کنیم. ساده‌ترین کنش‌ها همین است که شما در حال انجام آن هستید. در این‌جا شما یک ویرایشگر زبان اسکریپت مشاهده می‌کنید. نگران نشوید برای ساخت یک بنر ساده نیاز به دانستن زبان اسکریپت‌نویس نیست!
نکته مهم آن که باید اسم کلید مستطیلی را در سمت چپ بالای این پنجره مشاهده کنید و الا به آن معنی است که برنامه‌نویسی شما روی کلید اعمال نخواهد شد.
10. قبل از هرگونه اقدام بروید به مسیر File>Publish Setting یا کلیدهای Ctrl+Shift+F12 را بزنید. در این جا به سربرگ Flash بروید و از کشوی Player یک Flash Player قدیمی انتخاب کنید و بدانید که کاربران اینترنت همه مثل شما به‌روز نیستند که از فلش‌پلیر 10 استفاده کنند در حالی که ممکن است آنان مشتریان بالقوه برای تبلیغات شما باشند! نسخه Script را هم به 1 تقلیل دهید. کلید Publish را زده پنجره را تأیید و ادامه کار.
 
به قسمت پایانی آموزش می‌رسیم. چیزی که مانده وارد کردن آدرس URL است که شما قصد دارید مشتریان را به آن راهنمایی کنید.
کد زیر را در صفحه Action کپی کنید در حالی که این صفحه اقدامات کلید مستطیلی شما را تعیین می‌کند. (گفتیم که برای حصول اطمینان باید نام کلید شما در قسمت بالا سمت چپ پنجره اقدامات Action نمایان باشد.)

on (release) {
getURL("http://bazm.blogfa.com/", "_blank")
}

مشابه این کد، کدهای زیاد دیگری هم وجود دارد ولی این ساده‌ترین آن‌ها است. معنی‌اش این است که وقتی روی کلید کلیک شد، پنجره جدیدی باز کن و آدرس مذکور را در آن وارد کن.
کار ما تقریباً تمام است. برای اطمینان از این که کد کار می‌کند روی علامت چک سبزرنگ ویرایشگر برنامه کلیک کنید. اگر خطایی نگرفت بدانید و آگاه باشید که لینک شما بخوبی کار خواهد کرد.
ولی این فقط برای ساخت لینک بود. برای ساخت تصاویر همانطور که قبلاً گفته شد باید لایه‌های جدیدی زیر لایه کلید ایجاد کنید و داخل آن‌ها تصاویر و نوشته‌هایتان بیاورید و روی آن‌ها افکت بگذارید. برای افکت‌گذاری می‌توانید از کتابخانه افکت‌های پیش‌فرض Adobe استفاده کنید.

با تشکر از: لوکا

شبکه مغضوبین

امنیت شبکه و امنیت اطلاعات تقریباً عمری به درازای شبکه و فناوری اطلاعات دارد یعنی از بدو تولد این فناوری مسایل امنیتی آن هم مطرح شده است. پس از آن هکرها عرصه ظهور یافتند و این کار یعنی نفوذ به سیستم­ها از طریق شبکه خود تبدیل به یک تخصص شد. اخیراً واژه­هایی چون لشگر سایبری (Syberarmy) توسط سیستم­های امنیتی و نظامی امریکا و روسیه استخدام شده است. این واژه یعنی جنگ از طریق اینترنت و شبکه. و واژه­ی جنگ خود تعاریف و مفاهیم خاص خود را دارد. یکی از شاخه­های قدیمی جنگ، جنگ روانی است که در آن تلاش برای شکل دادن باورها و تاثیر بر اذهان است که این شاخه با توجه به ماهیت نرم آن سنخیت زیادی با فضای سایبر دارد. مثلاً شبکه­های فساد اینترنتی که به شبکه­های مضلین موسوم شدند، گروه­هایی از سربازان اینترنتی در حرکت­های هماهنگ به هدف آلوده­سازی فضای اجتماعی به مسائل غیراخلاقی از ابزار اینترنت استفاده نمودند. سربازان جنگ روانی به راحتی می­توانند ابزار اینترنت را در اختیار گرفته و با آن اهداف مورد نظر خود را یعنی افکار عمومی را مورد هجوم قرار دهند.

بد نیست دقتی کنید به سایت الف. این سایت یک ویژگی نرم­افزاری برای اظهار نظر مخاطبان خود قرار داده است که هر نظر هم قابلیت ثبت موافق و مخالف دارد. یعنی مخاطبان می­توانند هم یادداشت بگذارند و هم می توانند به یادداشت­های ثبت شده رای موافق یا مخالف دهند. چندین بار در موضوعات مختلف دقت کردم و متوجه شدم که یک گروه حدوداً 40 نفری هستند که کارشان فقط رای­سازی موافق و مخالف بر ضد نظام جمهوری اسلامی در این سایت است.

به تصویر فوق دقت کنید. نظری که ثبت شده است، نظری کاملاً منطقی است که بعید به نظر می­رسد بجز مخالفان جمهوری اسلامی، مخالفی داشته باشد حتی در بین احزاب و گروه­های سیاسی فعال کشور. حالا به نظرات موافق و مخالف آن که با عدد مشخص شده دقت کنید که حدود 40 نفر به آن رای منفی و فقط 18 نفر از کاربران به آن رای مثبت داده­اند! این رویه تقریبا در بقیه نظرات ذیل مطالب و اخبار سایت الف هم مشاهده می­شود. چه نتیجه ای می توانیم بگیریم؟ آیا منطقی است که بگوییم بیش از نیمی از کاربران و مخاطبان سایت الف ضد انقلاب و ضد جمهوری اسلاف هستند؟ قطعاً پاسخ منفی است و فقط یک نتیجه می­توان گرفت که سایت الف یکی از اهداف شبکه مغضوبین است که در آن می­چرخند و به هر چه که به نفع انقلاب و جمهوری اسلامی و احمدی­نژاد باشد رای منفی می­دهند و هر چه که پایه­های وحدت و همبستگی و اقتدار جمهوری اسلامی را تضعیف کند رای مثبت می­دهند. جالب است که همواره همین 40 رای است که در همه بخش ها سعی می کند تاثیر گذار باشد.

به نظر می رسد یک گروه که بنده به آن اسم مغضوبین را گذاشتم، به استعداد 40 نفر مدام مشغول عملیات روانی در فضای سیاسی و اجتماعی اینترنت و سایت های فارسی هستند. بد نیست سربازان گمنام امام زمان (عج) به این سوی بازار هم نظری بیفکنند.

پرانتز یا براکت؟

ممکن است شما در حین تالیف مقاله ی علمی با نرم افزار microsoft office word 2007 بخواهید ارجاع به منابعی بدهید که در این صورت باید به وسیله علامت [ ] عدد گذاری کرده و سپس در انتهای مقاله به ترتیب استفاده مراجع، آن ها را معرفی کنید.

نرم افزار word 2007 به طور بسیار شایسته ای سیستم ارجاع به منابع را در سربرگ References بخش Citation & Bibliography ایجاد کرده که کارکرد آسانی دارد. شما مراجع را در بانک مراجع نرم افزار وارد کرده و در هر بخش از مقاله که بخواهید به یکی از مراجع ارجاع دهید با انتخاب آن مرجع از همین قسمت نرم افزار به طور اتوماتیک مطابق استانداردهای گوناگون ارجاع دهی را انجام می دهد و سپس در پایان مقاله نیز می توانید منابع و مآخذ را به ترتیب استفاده در مقاله با زدن یک کلید تولید کنید.

اما نکته ای که در این میان هست این است که مرجع دهی رایج در مقالات علمی کشور از استاندارد ISO 690 پیروی می کند که مطابق آن چه گفته شد با علامت [ ] و عدد مشخص می شود. این استاندارد در word 2007 وجود دارد ولی متاسفانه با پرانتز این کار را می کند. یعنی عدد مرجع را داخل ( ) می گذارد. برای آن که بخواهیم عدد مورد نظر را داخل براکت بگذارد اقدامات زیر را باید انجام دهیم:

1. دریافت فایل استایل از اینجا

2. باز کردن از حالت فشرده و کپی کردن فایل در آدرس برنامه office مثل آدرس زیر

Program Files\Microsoft Office\Office12\Bibliography\Style\...

3. راه اندازی مجدد برنامه word

حالا در بخش style مربوط به ارجاعات word گزینه ISO 690 Numerical Square قابل مشاهده و استفاده است.

---------------

تکمیلی: فایل کل استایل‌ها از جمله IEEE را نیز می‌توانید از اینجا بگیرید.

کتاب های کارشناسی ارشد فراگیر پیام نور رشته نرم افزار

کتاب های کارشناسی ارشد فراگیر پیام نور رشته نرم افزار را با کلی زحمت از اینترنت دریافت کردم.

دوستانی که مایل هستند به لینک های زیر مراجعه نمایند.

سیستم های عامل توزیع شده: 2007 Distributed Systems: Principles and Paradigms, 2 nd. Edition

پایگاه داده پیشرفته: An Introduction to Database Systems, 8th Edition

الگوریتم های پیشرفته: Introduction to Algorithm, 2nd Edition 2001

بهتر از WINRAR

قوی تر از Winrarنرم افزارهای فشرده ساز سال هاست که مغلوب WINRAR شده اند. این نرم افزار فشرده ساز علاوه بر آن که توانست فایل ها را فشرده تر از بقیه فرمت ها کند، بقیه فرمت فایل ها را هم پشتیبانی کرد.

دیروز دوست عزیزم دکتر محسن ربدوست نرم افزار فشرده سازی جدیدی به نام StuffIt Deluxe را معرفی کرد که البته با مشقات فراوان توانسته بود به دست آورد. این نرم افزار ساخته Smith Micro Software است و کارآیی بالاتری از Winrar دارد.

این نرم افزار را به همراه سریالش می توانید از اینجا دریافت کنید.

آموزش مجازی (2)

آآموزش مجازیموزش از راه دور هم­چنان افتان و خیزان به راه خود ادامه می­داد تا رشته­هایی هم چون تکنولوژی آموزشی ظهور یافت. این مبحث بیان­گر رویکرد استفاده از وسایل، شیوه­ها و روش­های نوین و خلاقانه برای افزایش سطح یادگیری در کلاس و برای یادگیران بود.

استفاده از وسایلی هم­چون احجام هندسی، وسایل آزمایشگاهی، نمایشگرها، تلویزیون، اوپک وایت­بورد، میکروسکوپ و ... در کیفیت یادگیری بسیار موثر واقع شد تا آن که کامپیوتر پا به عرصه زندگی گذاشت. ورود کامپیوتر به عنوان یک ماشین محاسبه­گر، باعث تحولی در آموزش­ها شد. مدارس اولین میکروکامپیوترها بنام COMODOR را به عنوان ماشین محاسبه مورد استفاده قرار دادند. دانشگاه­ها نیز از مینی کامپیوترها و کامپیوترهای غول­پیکر به نام Mainframe استفاده کردند. آن گونه که یکی از دوستان می­گفت در دهه 60 اولین کامپیوتر ایران در دانشگاه شریف نصب و راه اندازی شد و یک توپ ضدهوایی نیز روی ساختمان آن برای جلوگیری از حملات هوایی احتمالی اتحاد جماهیر شوروی مستقر شد!

کامپیوترهای Mainframe با توزیع ترمینال­های ورودی­اش در سطحی نسبتاً گسترده در سطح یک دانشگاه، عامل موثری در استفاده دانشجویان از آن به عنوان وسایل آموزشی شدند. با ظهور کامپیوترهای شخصی یا همان PCها دانشگاه­ها و مراکز آموزشی به راه اندازی سایت­های کامپیوتر روی آوردند. این سایت­ها مخصوصا برای دانشجویان رشته­های فنی و مهندسی کاربرد زیادی داشت. همزمان تکنولوژی شبکه گسترش یافت و اینترنت نیز اعلام وجود کرد. با ظهور اینترنت عصر تحول دیجیتالی فرارسید و کامپیوترهای شخصی توانستند از راه دور به یک دیگر متصل شوند.

نکته مهم این جا است که کامپیوتر هم یک وسیله الکترونیکی کمک آموزشی بود و هم یک وسیله ارتباطی راه دور یعنی مناسب با آموزش و یادگیری. این محصول بر خلاف سایر محصولات بیشتر در دامان دانشگاه­ها رشد و نمو کرد. مشکلات و نقاط ضعف فراوان آموزش­های آن روز دانشگاه­های دنیا نیز مزید بر علت شد تا کامپیوترها هر روز بیش از گذشته در تعلیم و تعلم نقش بپذیرند. وسایل الکترونیکی نوظهور همه و همه به سادگی تبادل اطلاعات که همان ماهیت آموزش است کمک کردند تا حدی که عصر فعلی را عصر انفجار اطلاعات می­نامند.

با گسترش اینترنت مفهوم­های جدیدی نیز خلق شدند از جمله مفهوم Portal که خود پاسخی بود به گسترش انفجاری اطلاعات در اینترنت. یعنی در اینترنت آن قدر اطلاعات گوناگون به طور غیر سازماندهی شده و ناهماهنگ قرار گرفت که کاربران به کلی در آن گیج و حیران شدند. سرگشتگی کاربران از یافتن اطلاعات مورد نیازشان در اینترنت و سرگردانی آنان باعث ابداع نرم افزارهای اینترنتی تحت عنوان پرتال شد که مانند یک درگاه کاربران را به سمت مطالب مورد نیازشان راهنمایی می­کند. این پرتال­ها که اخیرا به سیستم­های مدیریت محتوا نیز مشهور شده­اند، دارای قابلیت­های گوناگونی از جمله عضوگیری و ارائه خدمات ویژه به اعضاء، ارائه خدمات پست الکترونیکی تحت وب، قابلیت دسته­بندی مطالب و محتویات، قابلیت سفارشی سازی، قابلیت توسعه توسط کاربران و قابلیت جستجوی مطالب و ... شده و به مرور زمان متکامل شدند. به عنوان مثال سایت­های معروفی مانند Yahoo، AOL و ... پرتال­های بزرگ موجود در اینترنت هستند. با این مقدمات که بیان شد و معلوم شد که اینترنت ابزار خوبی برای آموزش است، با تلفیق چهار مفهوم آموزش از راه دور، تکنولوژی آموزشی، یادگیری الکترونیک و سیستم­های مدیریت محتوا یا همان پورتال، مفهوم جدیدی خلق شد تحت عنوان یادگیری مجازی یا آموزش مجازی. این آموزش­ها با گسترشی فوق العاده در سطح دانشگاه­ها، سازمان­های دانایی­محور و کمپانی­های آموزش­محور و تکنولوژی­محور باعث ایجاد و توسعه سیستم­های نرم افزاری تحت وب تحت عنوان e-LMS یا سیستم­های مدیریت یادگیری اینترنتی شدند. این سیستم­ها به یادگیرندگان کمک می­کند همان گونه که از طریق اینترنت کالاهای مورد نیازشان را خریداری می­کنند، دانش­های مورد علاقه­شان را نیز فراگیرند.

شرکت­های بزرگ از طریق راه­اندازی این سیستم­ها توانستند سطح دانش، فن و تخصص کارکنان خود را به طرز چشم­گیری افزایش داده و در بازار قدرت رقابت خود را بالا ببرند. دانشگاه­ها نیز با این فناوری جدید توانستند تعداد دانشجوی بیشتری را جذب کرده و به پایگاه دانش خود را به طرز چشمگیری فربه کنند. این به خاطر ویژگی­های منحصر بفردی است که این سیستم­ها دارند. توسعه دهندگان آموزش مجازی هر روز بر قابلیت­های سیستم­های خود افزودند و امروزه سیستم­های بسیار کارآمدی با تکنولوژی­های گوناگون از جمله تکنولوژی Open source فراهم آمده است.

دانشگاه­ها برای ارتقای سطح آموزشی خود اقدام به تحول در مدیریت آموزش خود کردند و آموزش مجازی را به عنوان یک رکن و عنصر مهم در سیستم آموزشی خود دخیل کردند تا جایی که آن را در کنار کلاس­های درسی قرار دادند. با این توضیح باید گفت امروزه آموزش­های مجازی عنصری تفکیک­ناپذیر از آموزش و یادگیری شده است. یادگیری از طریق اینترنت به زودی گسترش چشمگیر پیدا خواهد نمود و نقشی اساسی در مراکز آموزشی ایفا خواهد نمود.

آموزش مجازی (1)

هفته بسیج را به همه بسیجیان و ملت ایران تبریک می گویم.

قضیه آموزش مجازی یا یادگیری مجازی که ترجمه نه چندان دقیق
e-Learning است، بر می­گردد به آن جا که بشر سیستم های ارتباطی را ابداع کرد. مثلا سیستم های مخابراتی مثل تلگراف و تلفن و حتی قبل از آن پست.  بشر به فکر افتاد که با استفاده از سیستم­های ارتباطی در راستای آموزش استفاده کند که امروزه به آن آموزش از راه دور یا Distance Training یا Distance Learning گفته می­شود. این آموزش از راه دور به آموزش­های مکاتبه­ای شبیه آن چه موسسات کنکور امروزه انجام می­دهند و در دهه­های گذشته «موسسه در راه حق» انجام می­داد. یعنی یادگیرنده با نوشتن و ارسال یک نامه اعلام می­کند که چه نیازمندی­هایی را دارد و یا یک سوال مطرح می­کند و موسسه آموزشی نیز پاسخ سوال را در قالب یک سری منابع علمی برای یادگیرنده ارسال می­کند.

این روش از سالیان بسیار دور متداول بوده است و شاید نتوان تاریخی بر پیدایش آن پیدا نمود و یا حتی مانند غربی­ها که یک تاریخ پیدایش برای هر چیز جعل می­کنند نیز نتوان تاریخی برای این نوع آموزش از راه دور مشخص کرد.

در دهه­ی هفتاد، سریالی از تلویزیون به نام «اسکیپی» پخش می­شد که سرگذشت یک خانواده جنگل­بان استرالیایی بود که با همکاری یک کانگرو به نام اسکیپی ماموریت­های مختلفی را انجام می­دادند. در یکی از قسمت­ها پدر خانواده از راه بی­سیم توانست پسر را برای انجام یک ماموریت سخت از راه دور راهنمایی و کنترل کند. این نیز یک آموزش از راه دور تلقی می­شود.

در این جا مفهوم جدیدی پدیدار می­شود تحت عنوان آموزش الکترونیک یا یادگیری الکترونیک. در مثال اسکیپی مشاهده کردیم که آموزش از طریق یک رسانه الکترونیکی به نام بی­سیم انجام شد. به این یادگیری، یادگیری الکترونیک می­گوییم. به عبارتی یادگیری الکترونیک، استفاده از ابزار و تجهیزات الکترونیکی در فرآیند آموزش و یادگیری می­باشد.

وسایل کمک آموزشی الکترونیکی فراوانی در سالیان اخیر توسعه داده شده است. مثل استفاده از ویدیو و فیلم­های ویدیویی در آموزشگاهها، استفاده از اوپَک و ... در کلاس ها. در همان سال­های دهه 70، در جریان بمباران شهرها توسط عراق که منجر به مهاجرت ساکنان شهرهای بزرگ به روستاها و شهرهای کوچک شد، برای مدت چند ماهی از تلویزیون کلاس­های درسی ابتدایی و راهنمایی و احتمالاً دبیرستان از طریق برنامه­های متناوب تلویزیونی تهیه و پخش می­شد تا بچه­ها در وسط مدارس از درس عقب نیفتند. این یک نیز یک مثال از آموزش الکترونیک محسوب می­شود.

امروزه تقریبا بیشتر کلاس­های دانشگاهی و برخی از مدارس به کامپیوتر و ویدئوپرژکتور مجهز شده­اند که این نیز مثالی از آموزش الکترونیک است. در خاطرات دفاع مقدس نیز ذکر می­شود که در ابتدای جنگ برای آموزش نیروهای بسیجی که مهمات به اندازه کافی نبود، به صورت ویدیویی مثلا نحوه استفاده از آر پی جی ضبط می­شد و نهایتاً از شلیک آن هم فیلمبرداری می­شد و سپس فیلم تکثیر و به جبهه­ها و شهرهای مختلف ارسال می­شد. این نیز مثالی از یادگیری از راه دور و آموزش الکترونیکی است.

امروزه با گسترش شگفت انگیز رسانه­های دیجیتال، مانند موبایل، نوت بوک­ها، دیسک­های فشرده (CD و DVD) و حافظه­های جداشدنی Cool disk و I-Pod و I-Phone و .... واقعا آموزش و یادگیری الکترونیک بسیار آسان شده و قوت گرفته است. حتی شبکه­ی مستقلی در تلویزیون به نام شبکه آموزش راه­اندازی شده که بسیار می­تواند موفق باشد.

آموزش مجازی

آموزش مجازی یا به عبارت گویاتر آموزش اینترنتی مبحثی است که در یک ماموریت کاری موظف به ارائه یک کارگاه آموزشی درباره آن با عنوان آشنایی با مفاهیم آموزش مجازی و پیاده سازی آن با استفاده از نرم افزار Moodle شدم.
بیش از یک ماه است درگیر آماده سازی مطالب کارگاه آموزشی و کلنجار رفتن با نرم افزار آن هستم. این نرم افزار OpenSource یا به عبارتی متن باز هست و یکی از معمول ترین نرم افزارهای این حوزه در دنیا است.
روز سه شنبه ارائه دارم و به شدت سرم شلوغه. ان شاءالله مطلبی با همین عنوان خواهم گذاشت که دوستان علاقمند استفاده کنند.

روشی برای عقیم کردن babylon

babylone شیطون!واژه Babylon به معنای بابل است که امروزه نام نرم افزار دیکشنری است که با قابلیت های فراوان بین کاربران مخصوصا کشورمان رایج شده است. همان طور که در اخبار گوناگون شما هم شنیده اید این نرم افزاز متعلق به یک شرکت اسراییلی است و از اسم خاورمیانه ای آن هم معلوم است که یادآور قلع و قمع آنان توسط بخت النصر پادشاه بابل و تبعید آنان است. این نرم افزار تلاش وافری برای اتصال به اینترنت دارد.

اتصال این نرم افزار به اینترنت می تواند مانند یک تروجان اطلاعات داخلی رایانه شما را به شرکت تولید کننده نشان دهد. کلمات لاتین که شما با این نرم افزار ترجمه کرده اید توسط آن جمع آوری شده و به محض اتصال به اینترنت به همراه شماره مشخصه رایانه شما به مقصد از پیش تعیین شده ارسال می شود.

اما با یک ترفند می توان این نرم افزار را ظاهراً عقیم کرد. در بخش Configuration نرم افزار در سربرگ Connection وارد شده و علامت Connect thriugh Proxy/Firewall server را بزنید و داخل آن را خالی رها کنید. با این کار نرم افزار مجبور است برای اتصال به اینترنت به دنبال یک proxy server موهوم بگردد. پس از این کار نرم افزار برای هر بار ترجمه با ظاهر کردن یک پنجره، کدکاربری و کلمه عبور را طلب می کند. برای رفع این مزاحمت هم به این شیوه عمل کنید:

به بخش Dictionaries نرم افزار رفته و وارد صفحه My Dictiinaries شده و در پایین صفحه انتخاب  Show result from 'My Dictionaries' only! را تایید کنید.

البته این کار فقط بیان گر پیشگیری از اتصال ظاهری نرم افزار به اینترنت دارد و بقیه سوراخ های آن را نمی توان تضمین نمود.

امان از دست این BackDoorها!

یک دسته از ویروس های رایانه ای تحت عنوان تروجان هستند که به صورت Back Door عمل می کنند. عملا این ویروس ها بدون این که خیلی در کار رایانه ها اختلالی ایجاد کنند، اطلاعات رایانه ها را به محض اتصال به اینترنت به طرف از پیش تعیین شده ای در اینترنت ارسال می کنند.

از هفته پیش به خاطر بی احتیاطی خودم در یک رفتار پرخطر سیستمم آلوده به نوعی از این کرم ها شد که موسوم به w32/AutoRun.bd است و فایل سیستمی Lsass.exe ویندوز را آلوده می کند و از طریق آن وظایف از پیش تعیین شده را انجام می دهد. این کرم از طریق فایل های Autorun لوح های فشرده یا همان CDها منتقل می شود و یا فایل AutoPlay حافظه های سریع یا همان CoolDiskها.

تقریبا سه روز تمام از وقتم صرف مبارزه تنگاتنگ با این جاسوسان اینترنتی شد که بالاخره با کمک نرم افزار امنیتی ایمن از محصولات شرکت مهران رایانه موفق شدم سیستمم را از آلودگی نجات دهم.

عجب شرکت گلی است این شرکت مهران رایانه. از قدیم حدود 10-15 سال پیش که تازه تاسیس شده بود می شناختمش. بچه های جدی ای هستند که در این آشفته بازار نرم افزار در کشور ما که به کلی بی صاحب و بی در و پیکر مانده، توانسته اند مقاومت کنند و از بین نروند. واقعا دستشون درد نکنه. خدا ریشه همه Backdoorهای مضر به حال جامعه ما را بکند!