بيانات حضرت آيت الله امام خامنه‌اي در جمع دست‌اندرکاران برگزاري کنگره شهداي نجف آباد

بسم الله الرحمن الرحيم
خيلي متشکريم از زحمات شما آقايان، براي اين که ياد شهيدان عزيز نجف آباد را به اين ترتيب خوب و هوشمندانه داريد احيا مي‌کنيد. برنامه‌هايي که ذکر شد، همه اين برنامه‌ها، برنامه‌هاي مفيد و محتوايي و انشاءالله اثرگذاري خواهد بود. خب شهر نجف‌آباد، هم از لحاظ مذهبي و هم از لحاظ انقلابي، انصافاً يک شهر برجسته است. همانطور که اشاره کردند از زمان شيخ‌بهايي و بعد، همينطور علماي بزرگي از نجف‌آباد برخاستند؛ مرحوم آميرزا محمد نجف‌آبادي، مرحوم آسيدعلي نجف‌آبادي، بزرگاني بودند که هم در نجف‌آباد ساکن بودند، هم در اصفهان؛ مرکز تجمع طلاب و علما بودند. و بعد هم وقتي به نهضت اسلامي منتهي شد، انصافاً نجف‌آباد يکي از پيشروترين شهرستان‌ها بود. کمتر جايي را ما سراغ داريم که مثل نجف‌آباد از نهضت اما رضوان الله عليه استقبال کرده باشد که البته عمده آن، به برکت مرحوم آقاي منتظري بود؛ ايشان خب شاگرد امام و علاقمند به امام و ارادتمند به امام و معتقد به مبارزه و انقلاب بودند.
من همان زمان پيش از انقلاب به نجف‌آباد رفتم و اوضاع نجف‌آباد را ديدم. حقيقتاً يک مجموعه مردم يکپارچه مومن؛ با اين که در آنجا تبليغات ضدمذهبي هم هست و از جاهاي مختلف مذاهب باطل و غيره آنجا فعال هستند؛ ليکن مردم، يک مجموعه يکپارچه و معتقد به انقلاب و علاقمند به انقلاب بودند. بعد هم يک انقلاب پيروز شد، همين‌جور.
اين لشگر 8 نجف هم کا آقايان اسم آوردند، يکي از لشگرهاي قدَر در ميدان‌هاي دفاع هشت‌ساله بود. خود مرحوم شهيد کاظمي رضوان الله تعالي عليه واقعاً يکي از آن فرماندهان برجسته بود. بنده در همان دوران جنگ رفتم در خوزستان به مرکز لشگر نجف و آنجا را بازديد کردم. چيزهايي در آنجا ديدم که در کمتر لشگري آدم اين‌ها را مي‌توانست مشاهده کند. آمادگي‌ها از يک سو، روحيه خيلي بالا از يک سوي ديگر و همچنين وجود نظم و ترتيب. نظم و ترتيبي که من در آن لشگر ديدم در کمتر جايي انسان آن را مشاهده مي‌کرد. 
خب شهداي برجسته‌اي هم [نجف آباد] دارد که جناب آقاي حسناتي [امام جمعه نجف آباد] ذکر کردند؛ از دانشجو و دانش‌آموز و معلم و روحاني و شخصيت‌هاي سياسي. انصافاً برجستگي خاصي دارد. واقعاً يکي از قله‌هاي برجسته جهاد بدون ترديد نجف‌آباد است.
اميدواريم که خداي متعال به آن مردم عزيز اجر بدهد. شهداي آن‌ها را خداي متعال با پيغمبر محشور کند. خانواده‌شان را سرافراز و سربلند بدارد و اين گردهمايي بزرگي را که شما در اين شهر داريد انجام مي‌دهيد، انشاءالله اين را هم منشاء آثار و برکات خيري قرار بدهد. سلام ما راهم آقاي حسناتي به مردم عزيز نجف‌آبادي که به يک معنا هم‌شهري‌هاي خود ما هستند - جد ما مرحوم آسيد هاشم نجف‌آبادي هم خب نجف آبادي هستند، ما از يک طريق يک اتصالي هم به نجف‌آباد پيدا مي‌کنيم.- برسانند و همچنين سردار سليماني هم سلام ما را به بچه‌هاي سپاه و بسيج انشاءالله ابلاغ کنند. انشاءالله موفق باشيد.
والسلام عليکم و رحمت الله و برکاته 

چند نکته

0. این بیانات در 10 تیرماه 1392 در دیدار جمع دست‌اندرکاران برگزاري کنگره شهداي نجف آباد اظهار شده است.

1. حضرت آقا بر خلاف خیلی‌ها که به دنبال حذف و طرد نجف‌آباد به عنوان یک شهر و مردم ضدانقلاب هستند، نجف‌آباد را یک شهر انقلابی و دوستدار امام و انقلاب می‌دانند.

2. علیرغم آن همه ظلمی که منتظری به انقلاب و به شخص ایشان کرد، باز هم از خوبی‌های او یاد می‌کند. این سعه صدر و کرامت واقعی است که معصوم‌گونه همچون صبر و مهربانی که خداوند به پیامبر اعظم (ص) و ائمه معصوم (ع) عطا کرده بود، معجزه‌ای شایسته تمجید و تکریم است. دل دریایی آقای ما آن قدر جا دارد که منتظری هم با آن همه  دشمنی در آن جای می‌گیرد.

3. حضرت آقا از گذشته پلی به سوی آینده می‌سازند. یاد قدما و علما و گذشتگان و کنگره شهدا و یاد شهدا را برای احیای ارزش‌ها بکار می‌برند و این آقایی آقای ما را دو چندان می‌کند. ارزش‌های یک شهر و مردم را آن‌چنان پرداخت می‌کنند که انسان را سرشار غرور و اعتماد بنفس می‌کند.

4. نکته‌ای که بعید می‌دانم هیچ صاحبنظر سیاسی و اجتماعی و حتی بچه حزب‌اللهی‌های نجف آباد به آن توجه کرده باشند، نکته‌ای که است حضرت آقا درباره وجود تبلیغات ضداسلامی توسط مذاهب باطل در این شهر گوشزد می‌کنند. باید حواسمان به این باشد که نجف‌آباد همواره کانون توجه دشمنان اسلام حقیقی از جمله بهایی‌ها بوده و هست. خیلی ساده‌لوحی است که تصور کنیم این همه فتنه در نجف‌آباد بی‌خود و بی‌جهت است. مردم شهر نجیب‌تر از آن هستند که این همه مسئله داشته باشند. کانون‌های ضدشیعه و ضداسلام تصمیم داشته و دارند که این شه را کانون بحران برای نظام اسلامی بکنند. آن‌ها روی این موضوع سرمایه‌گذاری می‌کنند و این را از قرائن و شواهد زیادی می‌توان اثبات کرد. معتقدم که این دید تیزبین ولایت است که به خوبی این نکته را می‌بیند و وجود این جریان فاسد را با فعل مضارع گوشزد می‌کنند. به این می‌گویند همشهری واقعی.

قربان این همشهری بروم.

اندر احوال این روزهای حزب‌اللهی‌ها

بالاخره حزب‌اللهی‌ها در حفظ پشتیبانی مردم از مدیریت خود ناکام ماندند. حزب‌اللهی‌ها بی‌شک خودشان اصلی‌ترین مقصر و عامل کلیدی ناکامی خود هستند. دو مجلس و دو دولت روی هم رفته بیش از 10-11 سال وقت کمی نیست. نمی‌خواهم بگویم کار نشد و موفق نبودند ولی آفت زده شدند. آفت‌های قدرت آن‌ها را گرفت. آفت‌هایی که آقا از روز اول به ماها گوشزد کرد. غرور و تکبر وصول‌گرایان باعث شد تا اصول را به فراموشی بسپارند. اصولگرایی نیز مانند صدها واژه دیگر توسط نفوذی‌ها به هجو کشیده و مصادره شد. انحراف از اصول و رفتن به راهی که نفوذی‌ها و حاشیه‌سازها برای حزب‌الله درست کردند باعث شد تا روز به روز غرور آن‌ها را دوره کند و رفته رفته خدا یادشان رفت، همان خدایی که در دوران سرد اصلاحات او را متضرعانه صدا می‌کردند.

مسجد ارک و مهدیه تهران و مسجد بلال و نمازهای جمعه دیگر آن شور معنوی را نداشت و ما فکر کردیم که خدا مأموریتش (پیروز کردن ما) را به خوبی انجام داد و دیگر نیازی به او نداریم. راهپیمایی‌هایمان تبدیل به کارناوال شادی شد و هیئات ما رنگ موسیقایی پاپ به خود گرفت. به هر حال خودمان را گم کردیم و تقصیر هیچکس دیگر هم نبود.

اکنون فصل سرمای کارگزاران وابستگی فرارسیده است و ما باید آیینه عیب‌جویی خود را در دست گرفته و مشکلات خودمان را بررسی کنیم.

پیش‌بینی می‌کنم کارگزاران وابستگی تیشه را برداشته و به ریشه ارزش‌ها بزنند که البته از هم‌اکنون شروع کرده‌اند و طبق سوابقشان می‌توان گفت خیلی هم استادند.

ما راهی جز بازگشت به خدا و ولایت فقیه نداریم. باز گردیم به احیای معنوی خود و اوقات خود را در این زمستان سرد در هیئات، کتابخانه‌ها، مجامع اندیشه‌ای و معنوی بجوییم. سخنان آقا را این بار با دقت بیشتری بخوانیم و سخن او را فرمایش و تشریفات ندانیم بلکه اوامری لازم الاجرا بدانیم که باید اجرا شود و بدست ما. دیگران را مخاطب ندانیم و از کنار آن به آسانی نگذریم. بیاناتش را اوامر تلقی کنیم و خود را مجری آن بدانیم.