سلامت روزه‌داری

تجربه نشان داده است:

1- کم خوردن سحری باعث گرسنگی کمتر در روز می‌شود.

2- زیاد خوردن آب در سحری باعث تشنگی بیشتر در روز می‌شود.

3- خوردن میوه در سحر باعث کاهش تشنگی در روز می‌شود.

همچنین طبق قول قدما، روزه سرد است. بنابراین روزه‌داران محترم مخصوصاً کسانی که بلغمی هستند سعی می‌کنند در سحر و افطار گرمی بیشتری بخورند مثل خرما و دارچین و یا زیره که خشک کننده هم هست و با کاهش تعرق آب بدن را بیشتر حفظ می‌کند.

همچنین دوم این که خوردن نان و پنیر و سبزی به عنوان افطاری یکی از غلط‌ترین عادات غذایی است که مخصوصا در سال‌های اخیر رایج شده است زیرا هم نان هم سبزی و هم گوجه و خیار دارای فیبر زیاد هستند و فیبر علاوه بر آن که هیچ ارزش غذایی ندارد به شدت دستگاه هاضمه را درگیر می‌کند. بنابراین از سبزیجات به اندازه تأمین ویتامین‌ها و مواد معدنی مورد نیاز استفاده کنیم نه بیشتر.

بهترین ماده برای افطار همان است که در روایات هم آمده:

خرما، آب جوش، شیر، نمک

و به عنوان غذا هم آش، خورش‌های پر کالری

و البته زولبیا بامیه و گوش‌فیل هم که جای خود دارد.

اگر این نامه نبود؟

خیلی دوست دارم می‌دونستم؛ اگه آقا بجای این نامه چنین نامه‌ای می‌نوشت:


جناب آقای دكتر احمدی نژاد، رياست محترم جمهوری اسلامی ايران
با سلام و تحيت

انتصاب جناب آقای اسفنديار رحيم مشايی به معاونت رئيس جمهور اقدامی کاملاً منطبق بر مصلحت جنابعالی و دولت و موجب دوستی و امیدواری علاقمندان به شما است.
لازم است هر چه بیشتر از نظرات و وجود ایشان در دولت استفاده شود.

اون وقت احمدی‌نژاد چه‌کاری مونده بود انجام بده که الان انجام نداده؟!

تأثیرات زندگی‌بخش بارندگی

پآدم برفیسرم می‌گفت: بابا امروز که برف آمد اصلاً تو کلاسمون اعصاب خوردی نبود همه می‌خندیدند. بعد هم که امتحانمون رو دادیم همه بچه‌ها با خانوم معلم و مدیر و ناظم رفتیم تو حیاط برف‌بازی کردیم.

پیش خودم گفتم سبحان الله! ما تا امروز فکر می‌کردیم برف باعث ذخیره‌سازی آب مورد نیاز مردم در کوه‌ها و از بین رفتن آفت‌های عمق زمین و گیاهان می‌شود نمی‌دانستیم که تأثیرات مهمی در سلامت روانی هم دارد!

وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّنَ السَّمَآءِ مَآءً لِّيُطَهِّرَكُم بِهِ وَ يُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَنِ وَ لِيَرْبِطَ عَلَى‏ قُلُوبِكُمْ وَ يُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ‏ - انفال آیه 11

.... و از آسمان آبی بر شما فرستاد تا شما را با آن پاك كند و پليدى شيطان را از شما بزدايد و دل‌هاى شما را محكم و گام‏هايتان را با آن استوار سازد. تفسیر نور.

معضل جنسی جامعه ایران

فرویدی‌ها معتقدند که اساس خلقت انسان بر مبنای شهوت جنسی است و ریشه همه سرخوردگی‌های روحی و روانی انسان ناشی از سرکوب این غریزه است؛ بنابراین باید جلوی شهوت‌رانی جنسی به کلی باز شود تا جامعه آرامش یابد و آن‌گاه ذهن شکوفا می‌شود.

نتیجه این تفکر رویکرد افیونی جوامع غربی به بی‌بندباری جنسی و معضلات اجتماعی بسیار شدید ناشی از آن است. فروپاشی نظام خانواده، بردگی زنان و سوء استفاده از آنان، جنبش مساوی‌گرایی فمنیسم و تخدیر جوامع غربی ناشی از این تفکر فلسفی غلط فروید است. ناگفته نماند در غرب انسان‌های خوب هم هستند! کم هم نیستند! (گفتم که کسی نگوید بی‌انصافی)

در مقابل مکتب اسلام برای انسان غرایضی را فرض می‌کند که سه غریضه شهوت، غضب و وهم سردسته همه غرایض دیگرند. اسلام همه غرایض انسانی از جمله شهوت را به رسمیت شناخته است ولی برای مهار آن تحت حاکمیت قوه عقل، راه‌کارهایی ارائه کرده تا قوای انسان به تعادل رسیده و باعث کمال انسانی گردند. اسلام از صدر پیدایش به روش‌های ازدواج دائم، چندهمسری و ازدواج موقت علاوه بر این که این غریضه آتشین را به رسمیت شناخته آن را در مسیری قانون‌مند و کاملاً انسانی مهار کرده است. این رسوم اسلامی در همه ممالک اسلامی با اندکی تفاوت رایج بوده است. در کشور خود ما تا زمان پهلوی اول ازدواج موقت و چندهمسری بدون هرگونه مشکل جدی رایج بوده و هم‌اکنون نیز در شهرهایی که از شرّ پهلوی‌ها کمتر آسیب دیده‌اند مثل شهرهای مذهبی مشهد و قم و شهرهای دور افتاده این رسم هم‌چنان وجود دارد اگر چه به طور ضعیف.

نمی‌خواهم به مبانی اسلامی ازدواج موقت و یا چندهمسری بپردازم بلکه از دیدگاه اجتماعی و مقایسه‌ای می‌خواهم بگویم که اگر در جامعه‌ای مثل جامعه ایران، چندهمسری و یا ازدواج موقت که مورد قبول بلکه تأکید اسلام است، حذف و تبدیل به یک ضدفرهنگ شود، جای آن را چه چیزی خواهد گرفت؟ آیا عفت و پاکدامنی جای آن را می‌گیرد؟

غمگنانه باید گفت که اینچنین نبوده‌است. ما مطابق فرمول الهی انسان‌شناسانه عمل نکرده‌ایم. خداوند خالق انسان در فرمول‌های اجتماعی، غریزه جنسی را به رسمیت شناخته ولی ما آن را سرکوب می‌کنیم. جامعه ما دچار سوء رفتار جنسی شده است. بله باید پذیرفت بخشی از جامعه ما به لحاظ نیاز بیشتر، به سوء رفتار جنسی آلوده می‌شوند در حالی که اسلام برای آنان مسیری انسانی،‌ قانونی و مسئولانه پیش‌بینی کرده‌بود ولی جامعه ما آن را نپذیرفت!

طبیعی است که سرکوب قوای غریزی یک جامعه اثرات سوء رفتاری-اجتماعی و حتی سیاسی به دنبال خواهد داشت. بخش زیادی از معضلات فرهنگی-سیاسی امروز جامعه ایران را شخصاً به دلیل سرکوب قوای جنسی جامعه می‌دانم. اگر پهلوی ملعون این سنت حسنه رسول‌الله (ص) را در جامعه ایران نابود نکرده‌بود، امروز جامعه ما مانند جامعه مسلمان شیعی لبنان از روحیه اجتماعی مثبت‌تری برخوردار بود. زیرا خداوند ازدواج را مایه آرامش انسان قرار داده است.

بر مسئولان و دل‌سوزان جامعه اسلامی فرض است که (ازدواج موقت و تعدد زوجات) این سنت حسنه رسول الله (ص) را زنده کنند و توجه به وسوسه‌های شیطانی که با لحنی دل‌سوزانه و حق‌بجانب و با دست‌آویز قرار دادن استنثنائات گفته می‌شود نکنند تا ان‌شاءالله جامعه‌ای مسئول‌تر، شاداب‌تر و سالم‌تر داشته‌باشیم.

استفتاء التزام عملی به ولایت فقیه

مطالب خوب و بد زیادی در باره این فتوا در روزهای اخیر منتشر شده و می‌شود. آن که رهبری برای بحث التزام عملی کف تعیین کرده‌اند، کاری حکیمانه و بدیع بود.

«ولایت فقیه به معناى حاكمیت مجتهد جامع‌الشرایط در عصر غیبت است و شعبه‌اى است از ولایت ائمه اطهار (علیهم السلام) كه همان ولایت رسول الله (صلى‌الله علیه وآله) مى‌‌باشد و همین كه از دستورات حكومتى ولى امر مسلمین اطاعت كنید نشانگر التزام كامل به آن است.»

دستورات حکومتی چیست؟

الف) احکام عبادی

مثل حکم به حلول ماه شوال، در این صورت آن روز عید فطر امت اسلامی شناخته شده و تعطیل رسمی محسوب می‌شود. چنانچه مراجع تقلید اطاعت از احکام حکومتی را واجب بدانند، بر آنان و مقلدان‌شان نیزافطار واجب می‌شود.


ب) ابلاغیه‌های رسمی

مثل ابلاغ سند چشم‌انداز یا سیاست‌های کلی نظام؛ این‌ها اگر چه در مجمع تشخیص بحث و گفتگو شده و تدوین می‌شوند ولی پس از تصویب و ابلاغ رهبری حکم حکومتی محسوب می‌شود. بنابراین اگر کسی این سیاست‌های کلی را قبول نداشت و یا عملاً در اجرای آن اقدامی نکرد ملتزم به ولایت فقیه نیست.


ج) تأیید مصوبات

مثل تأیید مصوبات شورای عالی امنیت ملی که طبق قانون باید به تصویب معظم له برسد و ایشان دو نماینده در آن شورا دارند. تصمیمات این شورا که ابلاغ می‌شوند حکم حکومتی محسوب می‌شود ولو محرمانه باشد. بنابراین تبعیت نکردن از احکام شورای عالی امنیت ملی، برای کسانی که می‌دانند این حکم از طریق قانونی صادر شده خروج از التزام به ولایت فقیه است.


د) احکام حکومتی خاص

مثل حکم خارج کردن لوایح دوقلوی خاتمی از دستورکار مجلس، یا حکم برکناری مشایی از دولت، البته این‌ها معروف‌ترین احکام حکومتی هستند با این حال درکنار سایر احکام هستند.


ه‍) احکام انتصاب و عزل

مثل نصب رییس قوه قضاییه، فقهای شورای نگهبان یا تنفیض رییس جمهور. بنابراین اگر کسی منصوبین رهبری را قبول نداشته باشد و به آنان تمکین نکند، ملتزم به ولایت فقیه نیست.


چند نکته:

1- حکمت خامنه‌ای این‌جا معلوم می‌شود که در دو خط فتوا، مسئله‌ای را حل می‌کند که پیچیدگی آن فهمش را برای بسیاری از بزرگان امت اسلامی سخت و نامفهوم کرده بود. بخاطر بیاورید، عید فطر سال گذشته را یا اختلافات شدید بین حزب‌اللهی‌ها بر سر این موضوع.

2- با این وصف می‌توان قضاوت صحیحی درباره التزام افراد به ولایت فقیه داشت. کروبی در مجلس ششم یک فرد ملتزم به ولایت فقیه بود زیرا همه احکام حکومتی رهبری را حتی با وجود هزینه‌های زیادی برای خودش، انجام داد ولی اکنون به خاطر به رسمیت نشناختن رییس جمهوری که تنفیذ رهبری را دارد و فقهای شورای نگهبان که منصوب رهبری هستند دیگر التزام ندارد. همچنین حسن روحانی شخصیتی است که به خوبی از خود یک شخصیت ملتزم به ولایت فقیه را نشان داده است. زیرا علیرغم تقابل نظری و مواضع‌سیاسی‌اش با رهبری هنوز رفتاری مغایر احکام حکومتی از خود بروز نداده است.

3- این که گفته شده است، اطاعت از دستورات حکومتی خود الزاماتی دارد. مثلاً گفته می‌شود کسی که ویروس HIV ندارد ایدز نمی‌گیرد. این جمله درست است، اما الزام آلوده نشدن به HIV این است که فرد رفتارهای پرخطری نداشته و تماس خونی با فرد آلوده نداشته باشد. بنابراین اگر کسی التزام عملی مطابق تعریف فوق داشته باشد ولی رفتارهای پرخطری اعم از تقابل نظری و فکری با رهبری داشته باشد، می‌توان پیش‌بینی کرد که در آینده دور یا نزدیک به این مشکل دچار خواهد شد. مثال این وضعیت جناب کروبی است. اگر چه اطاعت از ولایت فقیه را داشت ولی چون از ابتدا با رهبری و شورای نگهبان مشکل نظری و تئوریک داشت، به مرور زاویه زیاد شد تا به خروج از دایره نظام منتهی شد.

4- برای درک احکام حکومتی باید دانست که احکام حکومتی رهبری در خط فقاهت علوی و جعفری نهفته است. این خط را اگر کسی بخواهد بشناسد نمی‌تواند بیانات رهبری، پیام‌ها، مواضع و سایر علائم صادر شده از ایشان را نادیده بگیرد و صرفاً منتظر صدور احکام حکومتی باشد. احکام حکومتی عنداللزوم صادر می‌شود و کسی که آمادگی قبلی برای آن نداشته باشد کاری را می‌کند که احمدی‌نژاد درباره مسئله مشایی کرد.

5- از آن‌جا که این یک فتوای فقهی است، ممکن است فتوای برخی مراجع تقلید دیگر، با آن متفاوت باشد. در این صورت مقلدان آن مرجع تقلید در صورت تخطی از احکام فوق، چنانچه توسط مرجع تقلیدشان مجاز شمرده شده باشد، مرتکب حرام و گناهی نشده‌اند، اما سیستم حکومت اسلامی ناچار باید از احکام یک فقیه و آن هم ولی فقیه پیروی نماید. بنابراین شورای نگهبان در بررسی صلاحیت التزام عملی به ولایت فقیه نمی‌تواند بر اساس سایر احکام فقهی مغایر با احکام ولی فقیه -خواه مرجع تقلید خواه خود فقهای شورای نگهبان- عمل کند.

دو سوال برادرم مصطفی را هم این‌جا جواب می‌دهم:

6- حکم حکومتی الزاماً کتبی نیست چرا که در فقه، اصل با قول است. مثل صیغه‌های (شهادتین، نکاح، بیع و ...) وجود دارد. همین‌طور اگر مجتهدی حکمی را به زبان آورده و انشاء کرد، به منزله صدور حکم است ولی سنت مراجع این‌گونه نبوده است که احکام را فقط زبانی بگویند بلکه کتبی می‌کرده‌اند و صورت کتبی در حکم قول است. بنابراین اگر دفتر مرجع تقلیدی حکمی را که فقیه انشاء کرده نوشته و ابلاغ کرد همان‌گونه خواهد بود. همان‌طور که ذکر شد به علت دفع مفسده‌های احتمالی اعم از انکار یا تحریف حکم توسط دیگران و هم‌چنین مزایای مهم دیگر از جمله ثبت در تاریخ و سرعت انتشار آن، مرسوم آن بوده که احکام به صورت کتبی صادر می‌شده است و اکنون نیز همین‌گونه است.

7- آیا احکام محرمانه وجود دارد یا نه؟ منعی برای صدور احکام محرمانه وجود ندارد لکن رهبری نیز همانند سلف صالح خود از صدور احکام محرمانه خودداری نموده‌اند و این را تصریح هم کرده‌اند. در یک دوره زمانی چند سال پیش دست‌خطی جعلی از رهبری مبنی بر اعدام کسی منتشر کردند، فکر کنم همان زمان بود که رهبری گفتند که احکام این‌چنینی را محرمانه صادر نمی‌کنند و اگر لازم باشد مثل حکم سلمان رشدی کاملاً صریح و عیان صادر می‌کنند.

آگهی تجاری ویژه 22 بهمن

فروش فوری پماد سوختگی ضد سوزش. جلبک‌های سبز بشتابید قبل از 22 بهمن بخرید تا گران نشده است!

از فرصت استفاده کنید چرا که احتیاط ضرر ندارد!

عید غدیر - حنابندان - خجالت

برای روز عید غدیر یک حنابندان توی خونه راه انداختیم. سر بچه‌ها و خودم و دستامون رو حنا بستیم. دستای من که سرخ سرخ شده. دخترم می‌گه بابا فردا می‌خوای بری سر کار خجالت نمی‌کشی؟ می‌گم باباجون دخترهای بی‌حیا ناخن‌هاشون رو لاک می‌مالند، آرایش هفت‌رنگ می‌کنند لباس ناجور می‌پوشند می‌آیند تو خیابون؛ با این همه گناه خجالت نمی‌کشند ولی ما بخاطر کار ثوابی که می‌کنیم و سنت رسول الله (ص) را زنده می‌کنیم و عید بزرگ خدا را جشن می‌گیریم و به سلامت خودمون کمک می‌کنیم، باید خجالت بکشیم؟

لبخند رضایت‌بخشی از اقناع روی صورت معصومش می‌نشیند.

کرسی، الگوی صحیح گرمایش در زمستان

الگوهای مدرن گرمایش ساختمان‌ها امروزه آفتی برای منابع انرژی شده که هیچ بلکه باعث بروز بیماری‌هایی ناشی از تغییر الگوی زندگی نیز هست.
انرژی مورد نیاز برای نگه‌داشتن دمای یک واحد مسکونی 60 متری با حجم حدود 150 مترمکعب روی 28 درجه سانتی‌گراد که امروزه در تهران محل سکونت تقریباً 2.5 نفر است بسیار بیش از انرژی موردنیاز برای گرم کردن یک مکعب چوبی با حجم یک متر مکعب در دمای 70 درجه سانتی‌گراد است.
کرسی وسیله‌ای است که در بیشتر مناطق سرزمین ایران از دیرهنگام برای گرم ماندن در زمستان مورد استفاده قرار می‌گرفته است. یک مکعب توخالی چوبی که فقط سقف و کف دارد را تصور کنید که روی آن را با لحاف پنبه‌ای ضخیم و بزرگی بپوشانند و داخل آن منقلی بگذارند که حدود یک کیلو ذغال سرخ شده قرار دارد.
این سیستم کرسی است که صدها بلکه هزاران سال است که ایرانیان را از گزند زمستان‌های بسیار سرد حفظ ‌کرده.
مصرف انرژی آن نسبت به الگوی فعلی (شوفاژ یا بخاری و ...) بسیار ناچیز و مزایای بسیار زیاد. تفاوت گرمای محیط‌های درونی با بیرونی در الگوهای فعلی بسیار زیاد است (چیزی در حدود 25-30 درجه). در حالی که در الگوی سنتی تفاوت دما به ندرت به 15 درجه می‌رسید. حتی ممکن بود کرسی مذکور را در ایوان خانه و در کنار برف و در فضای آزاد برپا کنند! تصور کنید؛ چه شود!
از طرفی در الگوی فعلی، بدن در زمستان بیشتر در معرض از دست دادن گرما از طریق پاها است. به عبارتی سردی پاها باعث کرخت شدن مفاصل پا و جذب و کاهش گرمای بدن می‌شود که به این طریق بدن بیشتر در معرض سرمازدگی، سرماخوردگی، زکام و آنفلونزا است در حالی که در الگوی کرسی، جریان گرمایشی بدن به گونه‌ای تنظیم می‌شود که بدن از راه‌پا گرما را دریافت و از طریق سر گرما را از دست می‌دهد. این جریان گرما در بدن باعث بکار افتادن عروق و تقویت سیستم دفاعی بدن می‌شود.
کافی است امتحان کنید. در شبانه روز مدت یکی دو ساعت پاهای خود را در برابر یک گرم‌کن برقی قرار دهید تا از معجزه ضد سرماخوردگی آن باخبر شوید.
علاوه بر آن تأثیرات اجتماعی این فناوری سنتی، بسیار زیاد است. محیطی گرداگرد که اعضای خانواده را در کنار هم و روبروی هم نگه می‌دارد تا آنان با یک‌دیگر صحبت کنند و گرمای محبت یک‌دیگر را بچشند.
در مقابل الگوی فعلی یعنی همه با هم در مقابل تلویزیون بسیار تأثیرات منفی اجتماعی و فرهنگی را به همراه دارد زیرا اساس گفتگو را از میان خانواده برمی‌اندازد.
بحمدالله در نجف آباد هنوز می‌توان ابزار زندگی سنتی را در مغازه‌ها یافت. اینجانب یک کرسی چوبی درجه 1 از نجف آباد خریده‌ام و با یک منقل برقی که اتفاقاً آن هم محصول صنعت‌گران نجف‌آباد است بساط یک کرسی گرم و دل‌چسب را در زمستان برای خودم و خانواده‌ام فراهم کرده‌ام تا لذت شب‌های دراز زمستانی را در زیر کرسی و بدون بیماری تجربه کنیم.

پودر سدر و حنا معجزه می کند

چند سالی بود که لکه ای قرمز رنگ روی پوست جناق سینه ام پیدا شده بود. این لکه به مرور بزرگ و بزرگ تر می شد و اگر دو روز دوش نمی گرفتم بسیار خارش داشت. یک بار که قصد داشتم به شنا بروم متصدی استخر از ورودم جلوگیری کرد و گفت که این بیماری پوستی است و نمی شود وارد شوی.

به متخصص پوست مراجعه کردم، دکتر گفت شما قبلا در نوجوانی شوره ی سر داشتی؟ گفتم بله. گفت این یک نوع حساسیت به عرق خودتان است!

من متعجب شدم که مگر می شود پوست به عرقی که خودش ترشح می کند حساسیت داشته باشد؟ اگر این طور است چه ارتباطی با شوره سر در نوجوانی داشته است؟ بالاخره به دستور پزشک تمکین کرده و دو رقم شامپو که یکی "سلنیوم" و یکی "کل تار" بود را تهیه و به مدت 6 سال مصرف کردم. پس از هر بار مصرف کمی التهاب آن کاهش می یافت و مجدداً عود می کرد.

از یک سال پیش شوره سر نیز به آن اضافه شد و خارش شدید پوست سر و ریزش فراوان شوره عاجزم کرده بود. مصرف انواع شامپوهایی که با آب و تاب تبلیغ می شود هم کارساز نشد که نشد تا نهایتاً به توصیه همسرم، یک بار حنا برای عید غدیر به سرم بستم و یک بار هم سدر به سرم مالیدم. آثار شوره به طرز معجزه آسایی رفع شد. من که ذوق زده شده بودم این بار کمی سدر به محل التهاب روی سینه ام مالیدم. پس از دو مرحله استفاده از این داروی معجزه گر، آثار التهاب پوستی که به نظرم قارچ باشد نیز به مرور در حال محو شدن است.

چه می شد که طب سنتی خودمان را هم نگه می داشتیم و آن را خرافه و زشت و عقب مانده تصور نمی کردیم؟ چه می شد که علاوه بر دستاوردهای روزآمد پزشکی دستاوردهای چندهزار ساله اجدادمان را نیز حفظ می کردیم تا بدانیم که کدام داروی گیاهی برای چه چیزی مفید است؟ تا بدانیم کدام غذا را کی بخوریم و با چه چیزی بخوریم و به چه اندازه مصرف کنیم؟

ـــــــــــ

هشدار: به گفته بعضی از آشنایان و همچنین احتمال خودم، استفاده از سدر برای موها باعث سفیدی مو می‌شود.

من کلاه می­خواهم

پکلاه نمدی مخصوص ساکنان جنوب زاگرس وشش سر و  کلاه از ابتدا برای بشر امری لازم شمرده می­شده است. تمام فرهنگ­ها و تمدن­ها در هر جای جهان پوشش­هایی برای سر مردان داشته­اند. رومی­ها دستار ویژه­ای داشتند که با چین­های خاصی آن را به سر می­پیچیدند. اعراب حجاز و بخشی از افریقا عمامه داشتند که مناسب با آب و هوای کویر بود و اعراب بین النهرین چفیه داشتند. سرخ­پوستان کلاه­هایی ساخته شده از پر پرندگان برای خود می­ساختند. اهالی امریکای جنوبی کلاه­های لبه­دار چرمی به سر می­گذاشتند و ایرانی­ها کلاه­هایی گرد شبیه سر ساخته شده از نمد و یا پوست می­ساختند. آسیای میانه کلاه­هایی پوستی با پشم فراوان بر سر می­گذاشتند و افریقایی­ها کلاه­هایی با برگ درختان می­ساختند. کلاه­خودهای جنگ و کلاه­های ویژه­ی هر صنف بحث دیگری دارد که باید جداگانه به آن پرداخت.

پوشش سر علاوه بر محافظت سر از برخورد هر شی خارجی نوعی لباس تزیینی و نشانه­ی فرهنگی و قومیتی محسوب می­شده­است که هنوز هم حالت نمادین آن مطرح است. کلاه همچنین برای گرم نگه­داشتن بدن در فصل سرما و جلوگیری از تابش شدید نور خورشید در فصل گرما نیز کاربرد دارد. هر منطقه­ای به فراخور اقلیم خود کلاه مخصوص خود را داشت.

همه­ی ملل کمابیش کلاه­های خود را حفظ کرده­اند. هندی­ها هنوز عمامه­ی خود را به سر می­پیچند. اروپایی­ها کلاه­های مخصوص خود را به سر می­گذارند و امریکایی­ها کلاه گاوچرانی خود را حتی به پلیس هم می­پوشانند.

تمدن غربی ابتدا پوشش از سر مردان و زنان خود برداشت و سپس هرجا نفوذ کرد همین بلا را بر سر ملل دیگر آورد. ایرانی­ها هم از زمان رضاخان طی "کودتای کشف حجاب" کلاه خود را از دست دادند. تعصب دینی ایرانیان تا حدودی مانع کشف حجاب زنان شد اما مردان نتوانستند مقاومت کنند. کلاه­های نمدی خود را برداشتند تا متمدن شوند اما معلوم شد که غرب فقط از فرهنگ خود بخش غلط آن و حداکثر بیهودۀ آن را به ما می­دهد. نداشتن کلاه نوعی ناامنی روحی و روانی را به­همراه دارد و در مقابل داشتن پوشش سر نوعی امنیت روانی را به ارمغان می­آورد. در مواردی از نظر بهداشتی داشتن سرپوش برای سلامتی جسم نیز ضروری است. همان­طور که گفته شد کلاه نمادی از تعلق فرهنگی و تمدنی افراد نیز هست. بنابراین تمدن غرب برای بی­هویت کردن ما ابتدا کلاه از سرمان برداشت. هم اکنون نیز شما در بازار به این راحتی نمی­توانید کلاه­های اصیل ایرانی را بیابید و بخرید در عوض انواع کلاه جهودی غربی و گاوچرانی به قیمت­های ارزان و فراوان در بازارهای مسلمین یافت می­شود. کار به اینجا ختم نمی­شود. شما اکنون اگر با یک کلاه جهودی در کوچه خیابان بچرخید شخصیت شما بیشتر می­شود در عوض کلاه اصیل ایرانی مایۀ خفت و خواری است و به نوعی نماد عقب­ماندگی فرهنگی محسوب می­شود.

به­خوبی مشاهده می­شود که برای نفوذ یک فرهنگ ابتدا باور را باید به­وجود آورد. اگر بخواهید فرهنگی را نابود کنید باید آن فرهنگ را نماد عقب­ماندگی معرفی کنید و آن­قدر تکرار کنید تا همه باور کنند آنگاه تمام مظاهر آن فرهنگ به خودی خود مطرود می­شود.

به نظر می­رسد امروزه جامعۀ ایرانی ما برای ارتقای سلامت و فرهنگ خود نیاز به احیای لباس بومی و ملی خود و از جمله مهم­ترین بخش آن یعنی کلاه دارد. کلاه ایرانی باید با تنوع صنفی و اقلیمی خود احیا شود و این کار نیاز به اقدام درست و کارشناسی دولت و متولیان و اندیشمندان فرهنگی و حمایت مردم دارد.

موضوع سلامت

از امروز تصمیم دارم بخشی را تحت عنوان «سلامت» به عناوین وبلاگ اضافه کنم. از نظر مکتب اسلام سلامت جسم بسیار حائز اهمیت است. هیچ یک از احکام الهی تضادی با سلامت مکلفین ندارد بلکه برعکس بیشتر احکام به­گونه­ای تنظیم شده­اند که باعث تقویت و تضمین سلامت جسمی و روانی یک مسلمان تکلیف­گرا می­شود. در حدیثی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که «صوموا تصحّوا - روزه بگیرید تا سلامت باشید.» همین­طور اعمالی مانند نماز و خمس و حج و سایر عبادات همگی علاوه بر مقاصد ماورایی، سلامتی روحی و روانی را نیز تضمین کرده است.

بخش زیادی از روایات منقول از رییس مذهب، حضرت اباعبدالله جعفرالصادق علیه السلام مربوط به مسایل طبی و سلامت است. مسائل بسیار فراوان دربارۀ تغذیه، بهداشت، سلامت و ... تاجایی که کتبی تحت عناوین «طب­الصادق» و ... نگاشته شده است. تاکیدات فراوان مکتب انسان­ساز اسلام بر حفظ سلامت، ما را وامی­دارد تا به سلامت خود بیش از دیگر مردم جهان بیندیشیم و اقدامات عملی برای حفظ سلامت خود و جامعۀ اسلامی تدبیر کنیم.

 

بی­شک همان­طور که خلقت انسان بسیار پیچیده است، شناخت فیزیولوژی انسان و مکانیزم­ها و الزامات سلامتی آن نیز بسیار پیچیده است به حدی که بعید است انسان بتواند برای همۀ مشکلات جسمی و سلامتی خود راه­حل­هایی پیدا کند. دائما می­شنویم که فلان مادۀ غذایی خوب است و پس از مدتی اعلام می­شود بد است. علوم تجربی با همۀ پیشرفتی که کرده­اند هنوز نتوانسته­اند دستورالعمل جامعی برای سلامتی ارائه کنند. ملاحظه می­شود که حداکثر سن در جوامع گوناگون در حال کاهش است. اگر در گذشتۀ نه­چندان دور کسانی بودند که سنی بالای 100 سال داشتند، بعید است معاصرین ما به این سنین برسند. حداکثر سن متصور برای امثال ما 80 سال یا چیزی در همین حدود است. بیماری­های روز افزون و نو به نو که سلامت جوانان امروز را تهدید می­کند در گذشته علاوه بر عدم وجود مکانیزم­های مدرن امروزی، کمتر گریبان کسی را می­گرفت.علی­رغم همۀ پیشرفت­هایی که پزشکی امروزی داشته و فن­آوری­های نوینی که باعث کنترل بیماری­هایی مانند سرطان و ... شده­است، اما بشر نتوانسته بر مشکلات ناقض سلامتی فائق آید.

طب اسلامی که اوج آن را در شیخ الرییس ابن سینا باید جستجو کرد بهترین و معقول­ترین و بدیهی­ترین روش برای ارتقای سطح سلامت جامعۀ اسلامی ما است. این موضوع فقط به طب اسلامی هم محدود نمی­شود، طب سنتی ایران نیز حرف­های فراوانی برای گفتن دارد. تجربیات سنتی ایرانیان نیز که هنوز برخی از مادربزرگ­ها آن را می­دانند بسیار می­تواند راه­گشا باشد. در برخی از مناطق ایران مثلا استان کرمان همراه جهیزیۀ عروس بستۀ بسیار بزرگی از انواع داروهای گیاهی قرار می­دهند. این بدان معنا نیست که بیمارستان­ها را تعطیل کنیم، قلم پزشکان را خُرد کنیم و مراکز MRI را در هم بکوبیم. منظور این است که هم­گام با طب امروزی نگاهی نیز به میراث طبی ایران خودمان بیندازیم و از آن نیز بهره ببریم. چرا خودمان را از مزایای فراوان طب گیاهی و سنتی و حجامت و زالو درمانی و ... محروم کنیم؟

بنده خودم نزدیک 20 سال از سیوزیت رنج فراوان بردم. سردردهایی که مرا از حل یک معادلۀ سادۀ ریاضی هم عاجز کرده بود. اگر اندک عرقی بر پیشانیم می­نشست، از سردی آن سردرد کشنده­ای می­گرفتم. بارها به پزشکان گوناگون مراجعه کردم و آنتی­بیوتیک­های فراوان مصرف کردم. حتا نوعی قرص را به مدت یک سال هر روز 3 بار برایم تجویز کردند اما خوب نشدم. با راهنمایی یکی از بستگان نزد موسسۀ تحقیقات طب بوعلی سینا در قم رفتم که زیر نظر آیت الله آل اسحق اداره می­شود رفتم. در آنجا برای من سه دوره زالودرمانی تجویز کردند که با انجام دورۀ اول بهبود کامل یافتم و بحمدالله الان حدود 1 سال است که بالکل از سردردهای سینوزیتی رهایی یافته­ام.

همۀ ما تجربیاتی از بکارگیری روش­های خانگی و سنتی در درمان بیماری­های رایج سراغ داریم. چه خوب است آنها را به یکدیگر نیز بیاموزیم و از آن بهره ببریم حتا اگر پزشکان امروزی آن را مسخره کنند! آنان می­گویند در آزمایشگاه­ها به اثبات نرسیده است، خوب نرسیده باشد در طول قرن­ها که به اثبات رسیده است. چینی­ها هنوز طب سوزنی خود را حفظ کرده­اند و آن را به­روز کرده­اند و حتا شنیدم به سربازان خود نیز آموزش می­دهند. فیلمی نیز برای همین موضوع ساخته بودند بنام «بوسۀ شیطان».

امیدوارم بتوانم در این موضوع مسایلی که خودم تجربه کرده­ام، یا شنیده یا دیده­ام را به اطلاع همه خوانندگان این وبلاگ برسانم.