یادداشت های سفر حج؛ فاجعه منا

در طی سفر، مسایل و مطالب فراوانی درباره حج آماده کرده بودم تا پس از سفر بیان کنم. دستاوردهای معنوی این سفر بسیار بسیار زیاد است ولی حادثه تلخ منا و ابعاد رسانه ای آن و جریحه دار شدن احساسات و عواطف عمومی، باعث می شد که سوالات عمدتا حول و حوش فاجعه منا بچرخد و عمدتاً بیان خاطرات ما به سمت این فاجعه میل کند. بالاخره فاجعه عظیم و عمیق بود. در این پست به فاجعه منا می پردازم.

فاجعه منا یک مجموعه زمینه ها و یک مجموعه عوامل داشت.

زمینه ها:

1- معماری شهری منا. منا صحرایی است که باید سه روز و دو شب میزبان 2.5 میلیون زوار باشد. این جمعیت انبوه هر روز باید مسیرهایی را طی کنند و به بخش انتهایی این صحرا موسوم به جمرات رفته، پس از رمی جمرات به محل خود بازگردند. حضور چندروزه ایجاب کرده تا تأسیسات نیمه دائمی در این صحرا ایجاد شود. در سال های نه چندان دور، این اسکان به صورت نامنظم بوده ولی در طرح های توسعه سعودی، این بیابان طبق یک نقشه معماری شهری سازماندهی شده و صدها هزار چادر با سازه دائمی ایجاد شده است. خیابان کشی، سرویس های بهداشتی، خیابان کشی ها، خدمات عمومی از جمله آتش نشانی و درمانگاه و ... در آن ایجاد شده است. محل جمرات که معمولا ازدحام بسیار زیاد باعث آسیب دیدن حجاج می شده نیز ساختمان بسیار بزرگ بتنی و طبقاتی ایجاد شده با تهویه مطبوع و نور و درب های ورود و خروج و همچنین توسعه جمرات به صورت دیوار. با این حال باید گفت، خیابان کشی های منا کشش جمعیت را ندارد. تنها 6 خیابان مجموعه اسکان منا را به جمرات وصل می کند. سه خیابان از این شش خیابان برای رفت و سه خیابان برای برگشت اختصاص یافته است. عرض خیابان ها تقریبا 15 متر است که محدود است و تقاطع ها که منبع محسوب می شود، بسیار کم است. سیل جمعیت وقتی در این خیابان ها می افتد واقعاً وحشتناک است و قابل کنترل و هدایت نیست در حالی که خیابان ها باید قابلیت هدایت جمعیت به مسیرهای مختلف را داشته باشد. خیابان ها هرچه به سمت جمرات می رود باید قاعدتاً عریض تر شود در حالی که چنین نیست بنابراین خیابان ها و معماری شهری منا مستعد ازدحام و بروز بحران است.

2- ناتوانی جسمی زوار در بحران، حجاج معمولاً از شب 9 ذیحجه از هتل های مکه عازم صحرای عرفات می شوند و صبح روز دهم ذیحجه وارد منا می شوند. روز نهم ذیحجه در عرفات زیر چادرهای موقتی که برپا شده هستند، شب عیدقربان را در صحرای مشعر الحرام زیر آسمان می مانند. زندگی در صحرا آن هم در دمای بالای 45 درجه و بالباس احرام سخت و طاقت فرسا است. افراد زیادی معمولاً در عرفات دچار گرمازدگی و عرقسوزی می شوند. پیاده روی حجاج از مشعر تا منا حدود 5 تا 7 کیلومتر نیز مزیدی بر خستگی می شود. حال تصور کنید که جمعیت حجاج عمدتاً بالای 50 سال بوده و بیش از نیمی از آنان دچار بیماری های قلبی عروقی، دیابت و ... هستند. عجله کاروان ها برای انجام اعمال در همان ابتدای صبح برای اجتناب از گرمای هوا و آفتاب سوزان باعث می شود اکثر حجاج قبل از صرف صبحانه در همان ابتدای صبح یک سره عازم رمی جمرات شوند و گرسنگی نیز مزید بر شرایط می شود.

3- شرایط روانی اجتماعی حجاج، اعمال و مناسک حج به عنوان فریضه دینی واجب و حساسیت و عدم تجربه قبلی بیشتر زوار و همچنین انبوهی جمعیت باعث می شود هر کس مشغول کار و امور خود شده و از توجه به اطراف حتی المقدور خودداری کند. همچون روز قیامت که در قرآن کریم درباره آن گفته شده: لکل امریء یومئذ شأن یغنیه، در اعمال حج نیز چنین حالتی است که هر کس توجهش بیشتر به خود و اعمالش است. بنابراین هوشیاری نسبت به محیط کم است. هر فردی بدون توجه به اطراف تلاش می کند خود را به میقات و مشاعر مربوطه برساند و اعمالش را انجام دهد و برگردد. مثل راهپیمایی روز 22 بهمن نیست که اگر رفتید و رسیدید به ازدحام برگردید یا همانجا بمانید، همه تلاش می کنند هر طور شده خود را به جمرات برسانند. این قضیه مخصوصاً در روز عید قربان بیشتر است زیرا اعمال عید قربان سه چیز است: رمی جمره کبری، قربانی، حلق (سرتراشیدن). خود احرام بیست و چند چیز را بر حاجی حرام می کند و این ممنوعیت خودش خستگی روانی می آورد. با سرتراشیدن حاجی از احرام خارج شده و اندکی از مشقت های مناسک کم می شود بنابراین حجاج و کاروان ها برای این کار عجله می کنند.

4- روان نبودن مسیرها، وجود حجاج ویلچرسوار که باعث کندی تحرک در خیابان ها می شود و همچنین انبوه زباله هایی که تخلیه نشده و کف خیابان ها مملو زباله از کفش و کیف گرفته تا بتری های خالی و چتر شکسته و ویلچر شکسته و ... باعث کندی حرکت در خیابان های مذکور می شود.

عامل و علت فاجعه:

زمینه های ذکر شده فوق، باعث می شود تا شرایط برای بروز بحران و فاجعه فراهم باشد. تنها جهالت و یا شیطنت مأموران سعودی کفایت می کند تا این اوضاع نامساعد را تبدیل به فاجعه انسانی کند. مأموران سعودی آن طور که نقل شده انتهای خیابان 204 را می بندند و به حجاجی که می مانند دستور برگشت می دهند! در حالی که سیل جمعیت در حال حرکت به سمت بن بست است. جمعیتی در شرایط فوق را فرض کنید که به بن بست برخورد می کند، چه باید بکند؟ هر انسان صاحب اندک شعوری می تواند بفهمد که یک فاجعه اتفاق می افتد. زواری که سیل آسا در خیابان 204 در حال شکافتن جمعیت و پیش رفتن به سمت اعمالشان هستند تقریباً وقتی می فهمند که در باتلاق گرفتار شده اند که دیگر دیر شده است و نه راه رفتن دارند و نه راه برگشتن.

اطراف خیابان نیز بوسیله نرده هایی محصور شده است و افراد به شدت به هم فشرده شده و کم کم به علت کمبود تنفس، تشنگی و گرمای بیش از حد زیر آفتاب، بی حال شده و شل می شوند و افراد اطراف بی اختیار مجبورند روی او پا بگذارند و دقایقی بعد فرد بعدی و همینطور جمعیت روی هم بی حال می افتد بدون راه خروج و حادثه عظیم رخ می دهد. افراد نفر نفر و گروه گروه در مقابل همدیگر جان می دهند و راهی نیز برای خروج از وضعیت نیست.

متاسفانه هزاران نفر که سعودی آن را حدود 1200 نفر می داند و حتی آقای قاضی عسگر امیرالحاج ایران گفت که بیش از 5000 نفر کشته شدند. این کشته ها عمدتا ایرانی، آفریقایی، پاکستانی و هندی و اندونزیایی هستند. آن چه سازمان حج اعلام کرد بیش از 460 نفر ایرانی قربانی شدند که بیش از 30 نفر آنان مفقود هسند.

شرایط پس از حادثه:

متاسفانه حادثه که ایجاد شد نحوه برخورد و مدیریت پس از حادثه نیز خیلی مسئله دار بود. جلوگیری از اضافه شدن جمعیت به محوطه بحرانی، باز کردن راه ها، هوادهی، آب رسانی، تخلیه مجروحان و تفکیک افراد جانباخته از زنده ها، تخلیه اجساد و پاکسازی محوطه همه با ناکارآمدی و غیرهوشمندی، تبعیض، تأخیر و تعلل همراه بود. آن چه قطعی است سعودی نیاز به اطلاعات بیشتری نداشت، نیاز به امکانات بیشتری نداشت، نیاز به مأموران بیشتری در صحنه نداشت و اساساً همه مقدورات بجز شعور و هوش و تعهد را در اختیار داشت. اگر مدیریت هوشمندی بر صحنه حاکم بود می توانست به راحتی صحنه را اداره کرده و از حجم تلفات و عمق بحران بکاهد ولی این طور نشد. از دخالت و همکاری افراد داوطلب جلوگیری شد، با موضوع بحرانی جان انسان ها به صورت اداری و بسیار غیرانسانی رفتار شد، از امکانات موجود به طور صحیح استفاده نشده و زمان زیادی تلف شد و جان هزاران انسان زیر آفتاب سوزان فدا شد.

این که چرا مأموران راه را بسته اند مشخص نیست آن چه مطرح است سه فرضیه متفاوت است:

- فرضیه اول: آنچه روزنامه الدیار مطرح کرد این بود که شاهزاده ای سعودی برای انجام اعمال رمی جمرات با کاروان شاهانه 200 خودرو قصد عبور از مسیر را داشت که برای رعایت تشریفات سلطنتی مأموران راه را بستند.

- فرضیه دوم: آن چه که بعضی رسانه ها مطرح کردند این بود که رقابت های درون خانوادگی سعودی مخصوصاً بین بن نایف ولی عهد و بن سلمان ولی ولی عهد بر سر ادامه حکومت پس از شاه سلمان باعث شده تا مدیریت حج توسط بن نایف ناکارآمد جلوه داده شود و این خرابکاری درون خانوادگی برای بی آبروکردن دست اندرکاران حج بوده است.

- فرضیه سوم: آن چه رسانه های غربی و عمدتا اروپایی مطرح کردند که سرویس های جاسوسی یهودی با همکاری آل سعود قصد داشتند چند نفر از عناصر کلیدی مربوط به حزب الله لبنان را بربایند و برای این کار بلوایی درست کردند. در میان این افراد نام رکن آبادی سفیر سابق ایران در لبنان و سردار فولادگر از عناصر اصلی نیروی قدس سپاه نام برده می شود.

فرضیه دیگری را من نشنیدم ولی کدام یک از این فرضیات و یا ترکیبی از آن ها عامل اصلی چنین فاجعه ای بوده است نیاز به تحقیق دارد. بنابراین نه می شود رد کرد و نه قبول. تا آل سعود اجازه تحقیق ندهد که احتمال زیاد نمی دهد نمی توان درباره آن اظهار نظر متقن کرد ولی حد متقین این است که سعودی مسئولیت تام دراین باره دارد به چند علت:

1- کلیه حجاج ویزا داشته و به صورت قانونی  وارد سرزمین حجاز شده بودند.

2- حجاج در سرزمین تحت کنترل سعودی دچار این حادثه شدند و امکانات مدیریت بحران در اختیار سعودی بود.

3- عوامل ایجاد بحران مأموران دولتی سعودی بودند و نه کس دیگری.

هر یک از این دلایل به تنهایی مسئولیت سعودی را تام می کند با این حال هر سه این دلایل مسئولیت خون حجاج را به گردن سعودی می اندازد. شرح ماوقع احتمال عمدی بودن حادثه را بسیار زیاد می کند و اجازه ندادن برای تحقیق و کشف حقیقت خود بزرگترین دلیل برای عمدی بودن این حادثه است که باید دید دولت بی عرضه جمهوری اسلامی چگونه می خواهد با آن مواجه شود. به هر حال این حادثه و پیش از آن حادثه سقوط جرثقیل در مسجد الحرام باعث شد تا کام ملت ایران تلخ شود و عواطف میلیون ها انسان در سراسر جهان اسلام و در کشور ما جریحه دار شود و اسراییل از شوک خبری بدست آمده برای اشغال و هتک حرمت مسجد الاقصی سوء استفاده کند و گناه همه این ها به گردن کسی نیست بجز آل سعود.

دو نکته:

دشمن تلاش می کند از این حادثه و جو روانی بوجود آمده در جامعه ایران اسلامی سوء استفاده کرده و بیشتر روی دو خط اصلی کار می کند:

1- به حج نروید و پول خود را صرف چنین جای پر خطری نکنید بجای آن بروید به کار خیر  دیگری بپردازید. این شیطنتی بزرگ است. مشاعر مقدسه و حرمین شریفین ارث پدری آل سعود نیست و ای بسا آل سعود از نرفتن ایرانی ها به حج خوشحال هم بشوند. این یک فریضه واجب و بسیار پر خیر و برکت و تمدن ساز است که به هیچ وجه نباید تحت تأثیر حوادث قرار گیرد. اگر آمار قربانیان ایرانی در حج امسال را 500 نفر بگیریم نسبت به جمعیت 62 هزار نفری حجاج کمتر از یک درصد می شود، بنابراین بیش از 99 درصد حجاج ایران به سلامتی رفتند و اعمالشان را انجام دادند و به سلامتی برگشتند. تلاش رسانه ملی برای جلب توجه ملت به عمق فاجعه و رسوا سازی آل سعود نباید به اشتباه برداشت شود که گویا زوار بازگشته به کشور جان سالم به دربردند! چنین موضوعی واقعیت ندارد. اکثریت مطلق زوار در صحت و سلامت مطلق و البته با کامی تلخ از قربانی شدن هموطنان و مسلمانان به وطن بازگشتند.

2- مسئله را به دعوای عرب و عجم کشاندن و تبدیل موضوع بی لیاقتی آل سعود به اختلاف قومیتی بین عرب و عجم. ما ایرانی ها هرگز با عرب هیچ مشکلی نداشته و نداریم. ما با حزب بعث 8 سال در جنگ بودیم ولی هرگز آن را به حساب مردم عراق که عرب هستند نگذاشته ایم. آنان نیز. عراقی ها اکنون در اربعین مثل بهترین خویشان خود از ما ایرانی ها پذیرایی می کنند و دست و پای ما را نوازش می کنند و به ایران می آیند و ما نیز از آنان پذیرایی می کنیم. ما با لبنان عرب و سوریه عرب بهترین روابط را داریم و هیچ مشکلی با آنان نداریم و البته با عربستان نیز به دلیل عرب بودن هیچ مشکلی نداریم بلکه با خاندان فاسد و فاجر سعودی مشکل داریم و از آنان نخواهیم گذشت و یقه آنان را رها نخواهیم کرد انشاء الله.

حج؛ همه چیز نام دارد

اسم و اسم گذاری یک مفهوم بنیادی است که ما انسان ها با آن مأنوسیم. ما برای فرزندانمان اسم می گذاریم مثل نیما و رستم و عمرو و زید و ...؛ هیچ انسانی نیست که اسم نداشته باشد. برای اشیاء و زمان ها و اماکن و حالاتی که برایمان مهم است هم اسم می گذاریم ولی برای چیزهایی که اهمیتی ندارند اسمی نمی گذاریم و یا با یک صفت آن را نام می بریم مثلاً برای پیراهن هایمان اسم نمی گذاریم فقط می گوییم پیراهن آبیه و ... اما عصای موسی یک شیء خاص است، جمعه 17 مهر یک زمان خاص است و مسجد النبی یک جای خاص است.

مکه و مدینه و آن چه به حج مربوط است تا جایی اهمیت دارد که حتی جزیی ترین چیزهای آن هم اسم دارد. مثلاً

مکه:

  • مسجد الحرام؛
  • کعبه؛
  • مطاف: محوطه ای حلقوی اطراف کعبه که در آن طواف می کنند؛
  • کوه صفا: کوهی مقدس که در نزدیکی کعبه قرار دارد و حضرت آدم روی آن هبوط کرده است؛
  • کوه مروه: کوهی مقدس است که در نزدیکی کعبه قرار دارد و حضرت حوا روی آن هبوط کرده است؛
  • مسعی: فاصله بین کوه سعی و کوه مروه که آن را طی مسافت می کنند؛
  • مقام ابراهیم: سنگی بهشتی که در فاصله حدود 13,5 متری شمال شرقی کعبه قرار دارد و محل قرار گرفتن پای حضرت ابراهیم ع است؛
  • حجر الأسود: سنگی بهشتی که در گوشه شرقی کعبه نصب شده است؛
  • رکن: گوشه های کعبه؛
  • حجر اسماعیل: منطقه ای نیم دایره در طرف شمال غربی کعبه قرار دارد و خانه حضرت هاجر و اسماعیل بوده و محل دفن آن دو بزرگوار و محل دفن 70 پیامبر؛
  • میزاب رحمت: ناودانی است که آب باران پشت بام کعبه را روی حجر اسماعیل می ریزد؛
  • شاذروان: باریکه ای قرنیز مانند است به عرض حدود 40 سانتی متر که پایه های کعبه را احاطه کرده است؛
  • در کعبه؛
  • ملتزم: دیوار کعبه بین رکن حجر الاسود تا در خانه؛
  • مستجار: دیوار کعبه زیر در قدیمی خانه کعبه در ضلع جنوب غربی کعبه؛
  • چاه زمزم؛
  • باب بنی شیبه: محل تقریبی پشت مقام ابراهیم که در آن محل بتهای بزرگ دفن شده اند؛
  • حطیم منطقه ای نیم دایره بین رکن حجر، مقام ابراهیم، حجر اسماعیل؛
  • کوه ابوقبیس؛
  • کوه نور؛
  • کوه ثور؛
  • باب اجیاد؛
  • شجره (مسجد شجره): محلی که مردم با رسول الله بیعت کردند؛
  • جبل الرحمه؛
  • صحرای عرفات؛
  • صحرای مشعرالحرام؛
  • صحرای منی؛
  • ....
  • مسجد النبی؛
  • روضة النبی؛
  • باب جبراییل؛
  • باب النساء؛
  • بیت رسول الله؛
  • بیت فاطمه؛
  • اسطوانة اعتکاف؛
  • اسطوانة حنانة؛
  • اسطوانة حرس؛
  • اسطوانة وفود؛
  • منبر النبی؛
  • مأذنة بلال؛
  • اسطوانه توبة؛
  • بقیع غرقد؛
  • مسجد الفتح؛
  • مسجد قبا؛
  • ....

مدینه:

سرزمین وحی سرزمینی است که صحراها، کوه ها، سنگ ها، دیوارها، نبش ها، چاه ها، ناودان ها و ستون های و حتی بلندی هایش اسم دارد. این اسم ها هر کدام دنیای معارف است اگر کسی طالب باشد؛ دانشگاه است اگر کسی دانشجو باشد.

نوعی هوشمندی در بنای مساجد بر اماکن مقدس و واجد وقایع تاریخی مهم مشاهده می شود زیرا در شریعت اسلامی وقتی مسجدی بنا شد، احکام فقهی خاصی بر آن مترتب است از جمله این که حراست و صیانت آن از هر گونه خرابی و آلودگی یک فریضه بر هر مسلمانی است و به هیچ وجه نمی شود مسجد را تصاحب و یا تخریب کرد. بنابراین مساجد بسیاری که هر کدام تاریخی را بر صفحه خود حک کرده در این سرزمین وجود دارد.

حج؛ سفری به اعماق خداپرستی

خدا توفیق داد امسال جزو حجاج و زوار خانه خدا و حرم نبوی بودم. انشاءالله به مرور قطعاتی بجای سفرنامه می گذارم. سفرنامه نویسی علاوه بر همه شایستگی هایی که نیاز داد، نیازمند وقت کافی هم هست که من لااقل این دومی را ندارم و نمی خواهم سرنوشت سفرنامه حج به سرنوشت سفرنامه کربلا دچار شود یعنی نصف و نیمه باقی بماند.

علی الحساب این را اینجا می نویسم که سفر حچ اگر چه یک فریضه الهی و از فروعات دین است ولی تفاوت زیادی با بقیه فرایض همچون نماز و روزه و خمس و زکات و ... دارد. اگر بخواهم مهم ترین ویژگی حج را در مقایسه با بقیه فرایض بگویم، اسرارآمیزی، نمادین بودن و بسیار دیرین بودن آن دارد.

حج سفری است که آن طور که علما می گویند فلسفه آن آمیخته با مشقت است. مشقتی بسیار شیرین در راه خدا. حج سفری است که اگر حاجی ظرف جان خود بگشاید، می تواند او را سرشار معرفت و آگاهی کند. حج سفری است که برای هر مسلمانی به واقع واجب است تا خود را در یک مقیاس تاریخی به عمق تاریخ بشریت از آدم تا خاتم و از خاتم تا امروز ببیند و از طرفی خود را در یک  عرصه بین المللی و جهانی بنگرد. جهان شمولی اسلام قبل از آن که متفکران غربی به فکر جهانی سازی بیفتند، از طریق حج پیاده شده است و مسلمانان تنها انسان هایی هستند که به صورت کاملاً فطری و عادی خود را در یک مقیاس جهانی تصور می کنند و می دانند. آنان بر اساس آموزه های قرآنی یکسان و جهانی، با انگیزه های یکسان و جهانی، به سمت هدفی یکسان و جهانی در زمانی یکسان و جهانی حرکت می کنند و با شرایعی بسیار نزدیک و یکسان درکنار هم زندگی می کنند و اعمالی یکسان و الهام بخش و جهانی را تمرین می کنند.

آنان همه به هفت دور کعبه را طواف می کنند و عمره بجا می آورند، سپس هفت دور صفا و مروه را سعی می کنند، سپس تقصیر می کنند، در همین ایام ذی قعده و ذی حجه در مکه ساکن می شوند، همه در مسجد الحرام حاضر می شوند، نماز جماعت به پنج وقت و به جماعت یکپارچه اقامه می کنند، با یک دیگر با کلمه مشترک سلام علیکم مواجه می شوند، همان چیزی که ما از پدر و مادرمان برای مواجهه با دیگران یاد گرفته ایم، پدر و مادر آنان نیز همین را یادشان داده اند. همه برای نماز و مناسک با اندکت تفاوتی در جزییات طهارت می یابند و همانند هم با اختلافی ناچیز نماز و بقیه مناسک را بجای می آورند و چقدر شیرین است که مناسکی اصیل را پس از 1436 سال از رسول خدا با کمترین و ناچیزترین تفاوت ها دریافت می کنی. چقدر شیرین است که امت پیامبرت را گرد هم می بینی. در روز یکسانی همه در کمال سلم محرم شده و به صحرای عرفات می روید، در شب همان روز همه با هم به مشعر کوچ می کنید و طلوع آفتاب عید قربان به سمت منی حرکت می کنید. در منا همه نماد شیطان را سنگ می زنی. همه یک جور همه یک کار همه یک هدف و همه یک حس. سپس قربانی می کنی و سپس حلق و فردا و فردا نیز در منی شیطان را سنگ می زنید.

چقدر لذت بخش است که مناسکی را انجام می دهی که رسول الله در حجة الوداع آموزش داد به همه مسلمانان و فرمود همینگونه که من حج کردم شما هم انجام دهید. احکامش را به همه مسلمانان از سراسر جهان آن روز گفت و امروز ما آن را با همان مناسک از سراسر جهان از شرقی ترین نقاط آسیا تا غربی ترین نقاط افریقا و اروپا و امریکا. 

بار دیگه میرویم به مکه و این بار طواف حج تمتع و سعی صفا و مروه با اذکار یکسان با ناچیز تفاوتی انجام می دهیم و پشت. همه هم پشت مقام ابراهیم نماز واجب طوافشان را می خوانند و انسان متحیر می مانند از این همه هماهنگی و این یکپارچگی.

حج اسراری از آدم و حوا دارد، اسراری از ابراهیم و اسماعیل و هاجر دارد و اسراری از عبدالمطلب و اسراری از رسول الله و اسراری از سایر انبیاء و ائمه دارد. فقط کافی است که دلت را بدهی به دست موج تا برداشت کنی.

اینجا بهشتی است در اعماق تاریخ، در اعماق تاریخ بشریت و تاریخ خداپرستی. تاریخی که خدا را در دسترس انسان قرار داده است. تو اینجا با خدا دست می دهی و به در خانه او مشت می کوبی و بدون واسطه با او سخن می گویی و او را حس می کنی.