اعتراف براندازان به دروغ بودن تقلب
اولاً باید دانست که واژه اصلاحطلبی شریفتر از آن است که به قدرتطلبان منکر خدا و رسول و امام نسبت داده شود. اینها برانداز بوده و هستند و خواهند بود. بنابراین بجای واژهی شریف اصلاحطلب برای این از خدا بیخبران واژه برانداز را بکار میبرم.
اخباری که نشان از تصمیم براندازان به بازگشت به بازی قدرت در عرصه سیاسی دارد، تازگی ندارد. در همان ماههای اوج فتنه خاتمی نامهای با لحن «نجیبانه» به رهبری نوشت و آشوبطلبیهای خیابانی را محکوم کرده بود! یکی از ویژگیهای مهم جبهه کفر و نفاق، همین ویژگی تشتت و تفرقشان است. جریانی راه میافتد یک طرفش روحانیون با سابقه مثل کروبی و خاتمی است و یک طرفش گوگوش رقاص! اما همه یک جور شعار میدهند!
گیریم ستاد لندن و ستاد قیطریه دست در دست هم 8 ماه مملکت را به آتش بکشند؛ این تناقضی ندارد که خاتمی همزمان بگوید ما طالب آرامش و تفاهم هستیم! روی هم را ببوسیم، آشتیآشتی باهم بریم توی کشتی!
بنابراین از همان ابتدا زمزمه آشتی آشتی بلند شد و کم کم توسط عناصر خاکستری و سفید جریان برانداز تکرار و تکرار شد تا امروزه کار بجایی رسیده که تندترین عنصر داخلی برانداز یعنی موسوی خویینیها نیز سخن از قبول داشتن قانون اساسی و نظام ولایت فقیه میگوید.
این حرفها همه یک معنی میدهد و آن این که بله انتخابات نزدیک است و ما هم بازی هستیم! خوب بیشرافتی سیاسی را از همینجا میشود شناخت. افراد و احزابی که تقلب در انتخابات جمهوری اسلامی را مهندسیشده و قطعی میدانستند، اگر به مدعای خود ایمان و اطمینان دارند، چه دلیلی برای حضور مجددشان در انتخاباتی است که از پیش معلوم است مهندسی شده در آن تقلب خواهد شد؟ شورای نگهبان همان است و برگزارکننده هم همان و همه چیز همان است.
این را باید در تاریخ نوشت که سختترین دشمنان نظام ولایت فقیه هم حتی به سایه آن پناه میآورند زیرا برای ادامه حیات سیاسی مخالفان هیچ حاکمیتی نجیبتر و مظلومتر از نظام ولایت فقیه نیست. جریان اپوزسیون جمهوری اسلامی جزو معدود اپوزسیونی در دنیا هستند که اجازه دارند در خود کشور حضور داشته باشند و به شرکت در انتخابات طمع ببندند!
نظام جمهوری اسلامی اگر شبیه نظامهای سیاسی رایج دنیا حتی نظامهای دموکراسی غربی مثل فرانسه و آلمان و انگلیس و امریکا ... بود هرگز اجازه نمیداد چیزی بنام اپوزسیون شکل بگیرد چه برسد در انتخابات راهشان بدهد.
غرض بیان این واقعیت بود که شعار دموکراسی متعلق به لیبرالیسم غربی است ولی کرامت انسانی را جمهوری اسلامی رعایت میکند که حتی دشمنان و براندازانش هم امید دارند در فرایند مردمسالاری بتوانند شرکت کنند.
ناگفته نماند نجیب بودن با نجیبانه سخن گفتن متفاوت است. در میان کسانی که امروزه نام اصلاحطلبی را یدک میکشند، کسانی را میشناسم که حقیقتاً لایق این نام هستند و البته از بسیاری اصولگرایان اصولگراترند و بالعکس! برای شخصیتهای محترم، انقلابی و وفادار به نظام آرزوی توفیق و سلامت میکنم.
مستند 4 تلویزیون امروز صبح یک مستند نشون داد بنام فروپاشی (Collapse) از
صحبتها و نظریات یک پلیس بازنشسته امریکا بنام مایکل روپرت (Michael Ruppert) که در سال 2006
ساخته شده بود. صحبتهای او درباره فروپاشی تمدن غرب بود با نگاهی
اقتصادی، تاریخی و کمی هم فلسفی. صحبت تکاندهنده بود.
کی از ایرادات مهمی که من به آقای خاتمی در زمان ریاست جمهوری داشتم این بود که طرح مسایل نظری و آکادمیک چه ارتباطی به شئون ریاست جمهوری دارد. از نظر من هیچ رییس جمهوری حق ندارد وقت و انرژی خود را صرف مسایل نظری کند زیرا طبق نص قانون اساسی رییس جمهور یک «مقام اجرایی» بلکه بالاترین مقام اجرایی است.
یافتهها و دیدگاههای حمید بزم شاهی اصفهانی