راستگویی که فاسق شمرده میشود
ب
ا یکی از دوستانم در دوره دانشجویی قدیم بر سر مسایل عقیدتی بحث میکردیم. او به بعضی احکام فقهی اشکال میگرفت که مثلاً چرا دروغ بعضی جاها مجاز شمرده شده است؟ [مثلاً در حفظ جان یا آبروی کسی]. افکار چپ او این مسایل را برنمیتابید و آن را محافظهکاری آخوندی تلقی میکرد. من هم در پاسخ، بر اساس آن چه در فقه هست مسئله اهم و مهم را طرح میکردم که فدا کردن امر مهم در برابر امر اهم رجحان عقلی دارد.
امروز که بعد از نماز ظهر و عصر قرآن تلاوت شد، به آیه وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿4﴾ سوره نور رسیدیم.
این آیه درباره اتهام زنا میگوید و این که اگر کسی کسی را به زنا متهم کرد و چهار شاهد برای آن نیاورد خود مورد تنبیه هشتاد ضربه شلاق واقع میشود.
نکتهای که در این آیه به نظرم آمد در پایان آن است که این فرد را فاسق نامیده و هیچ شهادتی را تا ابد از او نمیپذیرد. حال شما فرض بکنید که این فرد واقعاً شاهد این جرم بوده است و واقعاً هم راستگو بوده است و بر اساس صدق حدیث چنین ادعایی را مطرح کرده است ولی فقط نتوانسته شاهد بیاورد، به همین دلیل فاسق شناخته میشود!
آرمانگرایی بدور از ملاحظات مکتبی مشکلاتی را بوجود میآورد که خیلیها از درک آن عاجزند. ما حق نداریم به بهانه آرمانگرایی اعمال غیرشرعی خود را توجیه کنیم. اعمال ما وقتی صحیح است که حتماً در چارچوب مکتب باشد. همینطور میشود نتیجه گرفت حسن و قبح هر عملی را باید در چارچوب شرع سنجید.
تصاویر دیدار جانبازان گردنی با رهبر را از تلویزیون دیدم و در مقابل اعضای خانواده که حدود 20 نفری میشدند آخرش نتوانستم جلوی اشکهایم را بگیرم.
یافتهها و دیدگاههای حمید بزم شاهی اصفهانی