ناد علیا مظهر العجایب         تجده عونا لک فی النوائب

کل هم و غم ســــینجلی     بولایتک یا علی یا علی یا علی

یا قاهر العدو یا والی الولی    یا مظهر العجائب یا مرتضی علی

با خود فکر می­کردم چرا شیعیان و پیروان حق و حقیقت حضرت امیرالمومنین علیه افضل السلام همیشه­ی تاریخ در اقلیت بوده­اند؟ این در حالی است که عاشقان آن حضرت در ادیان و مذاهب مختلف کم نبوده و نیستند. از جرج جرداق مسیحی که به قول خودش 200 بار نهج البلاغه را خوانده تا ابن ابی الحدید که اهل سنت است و به نهج­البلاغه شرح نوشته تا حتا ائمه­ی مذاهب چهارگانه که کلماتی بسیار عجیب درباره­ی آن حضرت گفته­اند ولی راه دیگری پیمودند.

با این حال چه­گونه است که محاق مولی­الموحدین بعد از این همه رشد و بلوغ فکری و علمی بشر هم­چنان ادامه دارد؟

لابد شما هم تصدیق می­کنید که اساسی­ترین وجهه و صفتی که حضرت علی(ع) با آن شناخته می­شود عدالت او است. بنابراین هرچه هست در همین عدالت است.

عدالت در کلام آن حضرت چنین معنا شده است:

·          العدلُ یَضعُ الامورَ مواضِعَها - عدل قرار دادن امور در جای­گاه خودش است. حکمت 437

·     العدل منها علی أربعِ شُعَب: علی غائص الفَهم و غور العلم و زهرَة الحُکم و رساخة الحلمِ. فمن فهمَ علمَ غورَ العلم؛ و من علم غور العلم صدَر عن شرائعِ الحکم؛ و من حَلُم لم یفرط فی امره و عاش فی الناس حمیداً - عدل بر چهار پایه است. فکری ژرف­اندیش، دانشی عمیق و به حقیقت رسیده، نیکو داوری کردن و استوار بودن در شکیبایی. پس کسی که درست اندیشد به ژرفای دانش برسد و آن کس که به حقیقت دانش برسد از چشمه­ی زلال شریعت نوشد و کسی که شکیبا باشد در کارش زیاده­روی نمی­کند و با نیک­نامی در میان مردم زندگی خواهد کرد. - حکمت 31

کاملا درست است. ملکه­ی عدالت بسیار صعب­الوصول است و الا دوست­داران حقیقت زیادند. مشکل بر سر این است که ما انسان­ها به طور عادی نمی­توانیم جانب عدالت را رعایت کنیم. عده­ای از این­طرف و عده­ای از آن طرف خود را می­اندازیم.

ما همواره عادت داریم زیاده­روی کنیم. فرقی نمی­کند در چه عرصه و در چه جهتی. چه در عرصه­ی اعتقادات، چه در عرصه­ی اخلاقیات و چه در عرصه­ی سیاست و یا سایر امور.

بد نیست نگاهی به زندگی­هایمان بکنیم. ما شیعیان امیرالمومنین علیه السلام هستیم. در کدام امورمان واقعا توانسته­ایم تعادل را تجربه کنیم؟ البته مخاطب این سخن حتما شما نیستید بل­که کسانی مثل خودم را عرض می­کنم. اگر به تفریح می­کنیم پاک­دامنی را قربانی می­کنیم و محیط زیست را آلوده می­کنیم. اگر کار می­کنیم علم و دانش را فراموش می­کنیم. اگر تجارت می­کنیم صداقت و نوع­دوستی را فدا می­کنیم. اگر سیاست می­ورزیم انصاف و خدا را فراموش می­کنیم. به دنیا می­پردازیم آخرت را نابود می­کنیم یا به آخرت می­پردازیم و دنیا را رها می­کنیم.

در مکتب امیر المومنین علیه السلام همه­ی این­ها با هم است. جمع نیکی­ها بزرگ­ترین وظیفه­ی انسانی است که طالب کمال است. نیکی­هایی که جمع کردنشان برای ما آن­قدر سخت است که آن را جمع اضداد نام گذاشته­ایم و حضرت مولا الموحدین را جامع اضداد نامیده­ایم!

جانب انصاف و عدالت را رعایت کردن به ظاهر کاری ساده است اما در عمل با مشکلات زیادی از کج­فهمی و سوء برداشت گرفته تا تعارض با منفعت طلبی دنیاطلبان و عدم طاقت دوستان مواجه می­شود.

آب دریا را اگر نتوان کشـــــــــــــید

هم به قدر تشنه­گی شاید چشید