سفرنامه کربلا 9 - مسجد سهله
عراق از نظر اقتصادی نیاز شدیدی به درآمد زیارت عتبات دارد؛ به همین دلیل برای چرخه اقتصادی زیارت اهمیت قائل است. این را میشد از استقرار پستهای نگهبانی شبانهروزی برای هر هتل، اختصاص یک شرکت دولتی برای حمل و نقل جادهای، ساخت و مرمت هتلها، پیشبینی واحدهای امنیتی گشتی به صورت اسکورت برای هر کاروان و ... فهمید. آن طور که اخبارش بود، این قضیه از زمان صدام هم این قضایا بود ولی احتمالاً شیعه بودن دولت حاکم هم نسبت به این موضوع بیتأثیر نبود. سفر ما مقارن بود با ایام محرم و صفر و در اماکن عمومی و دولتی پلاکاردهای تسلیت توسط ارگانهای دولتی نصب شده بود که نشان دهنده اهمیت دولت عراق به موضوعات دینی است. البته مأموران عراقی چندان ظاهر اسلامی نداشتند، عمدتاً ریشتراشیده و سبیلی، سیگار بر لب، چشمهای زقزده که آدم را به یاد خیانتهای تاریخی عراقیها میانداخت. البته بعضاً میدیدم سربازان عراقی که مشغول پستشان هستند و تسبیحی هم در دست دارند و مشغول ذکر هستند. البته مأموران لباس شخصی حرمها کاملاً متدین و اخلاقمدار بودند.
بازارهای عراق مملو کالاهای غیرعراقی و عمدتاً ایرانی است. بجز ترهبار تقریباً همهچیز از خارج میآید. به مسجد حنانه رفتیم، مسجدی نوساز در محلات قدیمی کوفه، خانههای سنتی عربی-کوفی، با آن معماریهای عربی دلباز بسیار برایم جالب بود. این خانهها وسیع و باغگونه است. در محوطه داخلی این باغ عمارتی یک یا دوطبقه با مصالح آجر یا کاهگل با پلکان بیرونی نمایان بود. معماری شهری کوفه، شبیه باغشهرها است که محله محور و خانه محور است. خانه شیخ فلانی .... خانهای که گویا همه یا اکثر نیازمندیهای اهل خود را در درون خود برآورده میکند و آماده پذیرایی انبوه مهمان است. فضای آرام در محلات قدیمی آدم را به دورانهای تاریخی میبرد. مسجد حنانه یک مسجد نوساز است که در مقام رأس الحسین ساخته شده و داستان مفصلی دارد. البته شخصاً ترجیح میدادم در حرم امیرالمومنین (ع) یا مسجد کوفه و مسجد سهله باشم اما بالاجبار با کاروان همراه شدیم.
پس از زیارت سوار شدیم و به سمت مرقد کمیل بن زیاد نخعی رفتیم. کمیل یار اهل سرّ امیرالمومنین (ع) است و حاجآقا برایمان توضیح داد که عاقبتبخیری و بصیرت و سعادت و شقاوت ممکن است بین دو برادر را تا آن اندازه فاصله بیندازد که یکی بشود کمیل یار اسرار حضرت علی (ع) و یکی بشود حارث جزو قتله کربلا و دشمن امام حسین (ع) و فرزندان مسلم!
از آن جا به مسجد سهله رفتیم. طبق روایات مسجد سهله در عصر ظهور منزل امام زمان (عج) خواهد بود. به شوخی به دوستان میگفتم اینجا بیت رهبری است ولی فعلاً به راحتی میتوانید واردش شوید. همهجا در اماکن متبرکه و زیارتی، ایست و بازرسی و کنترل شدید ورودی برای تفتیش بدنی، به صورت جدی وجود داشت. ورود دوربین و موبایل حتی ممنوع است.
مسجد سهله در حال بازسازی و ساخت و ساز وسیع توسط مهندسان و شرکتهای عراقی بود. البته از عمارت قدیمی مسجد سهله یک مناره قدیمی و بخشی از حجرههای آن باقیمانده بود. مقامات گوناگون در مسجد سهله بود که هر کدام نمازهایی داشت. از جمله مقام حضرت ادریس؛ عجیب این که از ورود زنان به این مقام جلوگیری میکردند که نفهمیدم چرا؟!
اذان مغرب و عشاء شد و در فضایی ملکوتی و معنوی نماز مغرب و عشاء را روی سکوی بزرگی که در وسط مسجد بود خواندیم. یک پاشا افندی با آن لباس ترکی-عربی که در صف اول نشسته بود با لحن عربی شمرده و پرده صدای پایین خواند. مقام امام زین العابدین (ع) و مقام امام زمان (عج) در مسجد سهله زیر ساختمانی بود که در دست ساخت بود. ساختمان بسیار مستحکم و با سازههای قطور بتنی و رفیع ساخته میشد. به نظرم آمد معماران و سازندگان این بنا بیتوجه به روایات عصرظهور نیستند.
هوا ابری بود و میخواست باران بیاید ولی نیامد!
یافتهها و دیدگاههای حمید بزم شاهی اصفهانی