موضوع سلامت
از امروز تصمیم دارم بخشی را تحت عنوان «سلامت» به عناوین وبلاگ اضافه کنم. از نظر مکتب اسلام سلامت جسم بسیار حائز اهمیت است. هیچ یک از احکام الهی تضادی با سلامت مکلفین ندارد بلکه برعکس بیشتر احکام بهگونهای تنظیم شدهاند که باعث تقویت و تضمین سلامت جسمی و روانی یک مسلمان تکلیفگرا میشود. در حدیثی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که «صوموا تصحّوا - روزه بگیرید تا سلامت باشید.» همینطور اعمالی مانند نماز و خمس و حج و سایر عبادات همگی علاوه بر مقاصد ماورایی، سلامتی روحی و روانی را نیز تضمین کرده است.
بخش زیادی از روایات منقول از رییس مذهب، حضرت اباعبدالله جعفرالصادق علیه السلام مربوط به مسایل طبی و سلامت است. مسائل بسیار فراوان دربارۀ تغذیه، بهداشت، سلامت و ... تاجایی که کتبی تحت عناوین «طبالصادق» و ... نگاشته شده است. تاکیدات فراوان مکتب انسانساز اسلام بر حفظ سلامت، ما را وامیدارد تا به سلامت خود بیش از دیگر مردم جهان بیندیشیم و اقدامات عملی برای حفظ سلامت خود و جامعۀ اسلامی تدبیر کنیم.
بیشک همانطور که خلقت انسان بسیار پیچیده است، شناخت فیزیولوژی انسان و مکانیزمها و الزامات سلامتی آن نیز بسیار پیچیده است به حدی که بعید است انسان بتواند برای همۀ مشکلات جسمی و سلامتی خود راهحلهایی پیدا کند. دائما میشنویم که فلان مادۀ غذایی خوب است و پس از مدتی اعلام میشود بد است. علوم تجربی با همۀ پیشرفتی که کردهاند هنوز نتوانستهاند دستورالعمل جامعی برای سلامتی ارائه کنند. ملاحظه میشود که حداکثر سن در جوامع گوناگون در حال کاهش است. اگر در گذشتۀ نهچندان دور کسانی بودند که سنی بالای 100 سال داشتند، بعید است معاصرین ما به این سنین برسند. حداکثر سن متصور برای امثال ما 80 سال یا چیزی در همین حدود است. بیماریهای روز افزون و نو به نو که سلامت جوانان امروز را تهدید میکند در گذشته علاوه بر عدم وجود مکانیزمهای مدرن امروزی، کمتر گریبان کسی را میگرفت.علیرغم همۀ پیشرفتهایی که پزشکی امروزی داشته و فنآوریهای نوینی که باعث کنترل بیماریهایی مانند سرطان و ... شدهاست، اما بشر نتوانسته بر مشکلات ناقض سلامتی فائق آید.
طب اسلامی که اوج آن را در شیخ الرییس ابن سینا باید جستجو کرد بهترین و معقولترین و بدیهیترین روش برای ارتقای سطح سلامت جامعۀ اسلامی ما است. این موضوع فقط به طب اسلامی هم محدود نمیشود، طب سنتی ایران نیز حرفهای فراوانی برای گفتن دارد. تجربیات سنتی ایرانیان نیز که هنوز برخی از مادربزرگها آن را میدانند بسیار میتواند راهگشا باشد. در برخی از مناطق ایران مثلا استان کرمان همراه جهیزیۀ عروس بستۀ بسیار بزرگی از انواع داروهای گیاهی قرار میدهند. این بدان معنا نیست که بیمارستانها را تعطیل کنیم، قلم پزشکان را خُرد کنیم و مراکز MRI را در هم بکوبیم. منظور این است که همگام با طب امروزی نگاهی نیز به میراث طبی ایران خودمان بیندازیم و از آن نیز بهره ببریم. چرا خودمان را از مزایای فراوان طب گیاهی و سنتی و حجامت و زالو درمانی و ... محروم کنیم؟
بنده خودم نزدیک 20 سال از سیوزیت رنج فراوان بردم. سردردهایی که مرا از حل یک معادلۀ سادۀ ریاضی هم عاجز کرده بود. اگر اندک عرقی بر پیشانیم مینشست، از سردی آن سردرد کشندهای میگرفتم. بارها به پزشکان گوناگون مراجعه کردم و آنتیبیوتیکهای فراوان مصرف کردم. حتا نوعی قرص را به مدت یک سال هر روز 3 بار برایم تجویز کردند اما خوب نشدم. با راهنمایی یکی از بستگان نزد موسسۀ تحقیقات طب بوعلی سینا در قم رفتم که زیر نظر آیت الله آل اسحق اداره میشود رفتم. در آنجا برای من سه دوره زالودرمانی تجویز کردند که با انجام دورۀ اول بهبود کامل یافتم و بحمدالله الان حدود 1 سال است که بالکل از سردردهای سینوزیتی رهایی یافتهام.
همۀ ما تجربیاتی از بکارگیری روشهای خانگی و سنتی در درمان بیماریهای رایج سراغ داریم. چه خوب است آنها را به یکدیگر نیز بیاموزیم و از آن بهره ببریم حتا اگر پزشکان امروزی آن را مسخره کنند! آنان میگویند در آزمایشگاهها به اثبات نرسیده است، خوب نرسیده باشد در طول قرنها که به اثبات رسیده است. چینیها هنوز طب سوزنی خود را حفظ کردهاند و آن را بهروز کردهاند و حتا شنیدم به سربازان خود نیز آموزش میدهند. فیلمی نیز برای همین موضوع ساخته بودند بنام «بوسۀ شیطان».
امیدوارم بتوانم در این موضوع مسایلی که خودم تجربه کردهام، یا شنیده یا دیدهام را به اطلاع همه خوانندگان این وبلاگ برسانم.
یافتهها و دیدگاههای حمید بزم شاهی اصفهانی