پکلاه نمدی مخصوص ساکنان جنوب زاگرس وشش سر و  کلاه از ابتدا برای بشر امری لازم شمرده می­شده است. تمام فرهنگ­ها و تمدن­ها در هر جای جهان پوشش­هایی برای سر مردان داشته­اند. رومی­ها دستار ویژه­ای داشتند که با چین­های خاصی آن را به سر می­پیچیدند. اعراب حجاز و بخشی از افریقا عمامه داشتند که مناسب با آب و هوای کویر بود و اعراب بین النهرین چفیه داشتند. سرخ­پوستان کلاه­هایی ساخته شده از پر پرندگان برای خود می­ساختند. اهالی امریکای جنوبی کلاه­های لبه­دار چرمی به سر می­گذاشتند و ایرانی­ها کلاه­هایی گرد شبیه سر ساخته شده از نمد و یا پوست می­ساختند. آسیای میانه کلاه­هایی پوستی با پشم فراوان بر سر می­گذاشتند و افریقایی­ها کلاه­هایی با برگ درختان می­ساختند. کلاه­خودهای جنگ و کلاه­های ویژه­ی هر صنف بحث دیگری دارد که باید جداگانه به آن پرداخت.

پوشش سر علاوه بر محافظت سر از برخورد هر شی خارجی نوعی لباس تزیینی و نشانه­ی فرهنگی و قومیتی محسوب می­شده­است که هنوز هم حالت نمادین آن مطرح است. کلاه همچنین برای گرم نگه­داشتن بدن در فصل سرما و جلوگیری از تابش شدید نور خورشید در فصل گرما نیز کاربرد دارد. هر منطقه­ای به فراخور اقلیم خود کلاه مخصوص خود را داشت.

همه­ی ملل کمابیش کلاه­های خود را حفظ کرده­اند. هندی­ها هنوز عمامه­ی خود را به سر می­پیچند. اروپایی­ها کلاه­های مخصوص خود را به سر می­گذارند و امریکایی­ها کلاه گاوچرانی خود را حتی به پلیس هم می­پوشانند.

تمدن غربی ابتدا پوشش از سر مردان و زنان خود برداشت و سپس هرجا نفوذ کرد همین بلا را بر سر ملل دیگر آورد. ایرانی­ها هم از زمان رضاخان طی "کودتای کشف حجاب" کلاه خود را از دست دادند. تعصب دینی ایرانیان تا حدودی مانع کشف حجاب زنان شد اما مردان نتوانستند مقاومت کنند. کلاه­های نمدی خود را برداشتند تا متمدن شوند اما معلوم شد که غرب فقط از فرهنگ خود بخش غلط آن و حداکثر بیهودۀ آن را به ما می­دهد. نداشتن کلاه نوعی ناامنی روحی و روانی را به­همراه دارد و در مقابل داشتن پوشش سر نوعی امنیت روانی را به ارمغان می­آورد. در مواردی از نظر بهداشتی داشتن سرپوش برای سلامتی جسم نیز ضروری است. همان­طور که گفته شد کلاه نمادی از تعلق فرهنگی و تمدنی افراد نیز هست. بنابراین تمدن غرب برای بی­هویت کردن ما ابتدا کلاه از سرمان برداشت. هم اکنون نیز شما در بازار به این راحتی نمی­توانید کلاه­های اصیل ایرانی را بیابید و بخرید در عوض انواع کلاه جهودی غربی و گاوچرانی به قیمت­های ارزان و فراوان در بازارهای مسلمین یافت می­شود. کار به اینجا ختم نمی­شود. شما اکنون اگر با یک کلاه جهودی در کوچه خیابان بچرخید شخصیت شما بیشتر می­شود در عوض کلاه اصیل ایرانی مایۀ خفت و خواری است و به نوعی نماد عقب­ماندگی فرهنگی محسوب می­شود.

به­خوبی مشاهده می­شود که برای نفوذ یک فرهنگ ابتدا باور را باید به­وجود آورد. اگر بخواهید فرهنگی را نابود کنید باید آن فرهنگ را نماد عقب­ماندگی معرفی کنید و آن­قدر تکرار کنید تا همه باور کنند آنگاه تمام مظاهر آن فرهنگ به خودی خود مطرود می­شود.

به نظر می­رسد امروزه جامعۀ ایرانی ما برای ارتقای سلامت و فرهنگ خود نیاز به احیای لباس بومی و ملی خود و از جمله مهم­ترین بخش آن یعنی کلاه دارد. کلاه ایرانی باید با تنوع صنفی و اقلیمی خود احیا شود و این کار نیاز به اقدام درست و کارشناسی دولت و متولیان و اندیشمندان فرهنگی و حمایت مردم دارد.