حکمت خامنهای؛ غربت خامنهای
همیشه از نگاه خامنهای حس حضور میکنماز این که عاشق خامنهای هستم حس غرور میکنم
این نوشته، شرح شیدایی من به خامنهای نیست چرا که از بیان آن عاجزم؛ بلکه دریافت جدیدی از ویژگیهای این حکیم تاریخساز و بزرگ است. خامنهای که روزگار او را جانشین خمینی کرد تا صفات عالی و عجایب وجودیاش در درخشش خیرهکننده خمینی کبیر محو شود؛ در حالی که اگر به تنهایی دیده میشد، عظمتی شگرف از ارزشهای والای انسانی بود.
آنچه که از خامنهای بیان میکنم نه جلوههای فقهی او است نه سیاست و قدرت رهبری او است نه کیاست و هوش سرشار او است نه شعر سخنپروری او است، نه هنر و زیباییشناسی او است، نه قوه جسمی و ورزشی او است، نه مراتب عرفانی و سلوکی او است بلکه سخن از حکمت خامنهای است.
یؤتی الحکمة من یشاء و من یؤتی الحکمة فقد أوتی خیراً کثیراً و مایذکر إلا أولوا الالباب - بقره 269
(خدا) دانش و حكمت را به هر كس بخواهد (و شايسته بداند) مىدهد؛ و به هر كس دانش داده شود، خير فراوانى داده شده است. و جز خردمندان، (اين حقايق را درك نمىكنند، و) متذكر نمىگردند.
حکمت نه فقه است، نه فلسفه است، نه روانشناسی است، نه عرفان است، نه تجربی است، نه حصولی است، نه بشری است و نه در هیچ کتاب و دفتری نوشته شده است. حکمت سرچشمه زلالی است که خداوند به بندگان مخلصش عنایت میکند. حکمت سلاح برّانی است که بندگان صالح خدا از آن در برابر مشکلات و پیچیدگیهای عالم ماده استفاده میکنند. حکمت درک و فهم صحیح و جامعی است که حکیم میتواند از جهان و پدیدههای آن چه مادی و چه ذهنی داشته باشد. مثلاً شما این جمله را به کدام علم منتسب میکنید؟
«هرگاه درون سالم شد برون نیرومند میشود.» این جمله نورانی امام صادق علیه السلام حکمتی است که قالب هفت کلمه بیان شده است. مفهومی که در این جمله خوابیده است ریشه در هیچ یک از علوم شناخته شده بشری ندارد؛ بلکه سایر علوم میتوانند آن را شرح و بسط بدهند. مثلاً روانشناسان میتوانند به زبان خود آن را تفسیر کنند، فقها میتوانند آن را در بعد احکام تشریع کنند، فیلسوفان آن را از بعد عقلی تبیین کنند. بله حکمت به فلسفه بیش از سایر علوم نزدیک است ولی خود چیز علی حدهای است.
خامنهای را بزرگترین حکیم عصر حاضر میشناسم. شاید گوته، آلبرت اینشتین، تولستوی و دیگران در عمر خود یک یا ده یا صد جمله حکمتآمیز گفته باشند ولی سخنان خامنهای مملو لعل و جواهر حکمت است. سخن او سخن عادی نیست شاهکار بشری است. شما به این جمله دقت کنید:
«در تذکر خیری هست که در دانستن نیست.» این جمله اشاره کوتاهی است که خامنهای حکیم به عنوان مقدمه یک تذکر بیان میکند. هر سخنی از خامنهای دریایی از حکمتها را در خود جای داده و من ماندهام که این عنصر حقیقتاً بیهمتا در این دنیا چگونه تحمل این همه غربت را میکند. غربت خامنهای نه از باب توهینها و بیادبیهایی است که جاهلان نسبت به او روا میدارند، بلکه غربت او از آن است که ناشناخته مانده است. سخن گهربار حکیمانهاش در میان هزاران لاطائلات و ربط و یابس دیگران گم میشود و قدرش شناخته نمیشود.
به یاد تعبیر جالبی از علامه جوادی آملی افتادم. ایشان در ابتدای تبریکنامه خویش خطاب به خامنهای در آستانه تصدی ولایت امت اسلامی این آیه قرآن را نوشتند:
ما ننسخ من آیة او ننسها نات بخیر منها او مثلها الم تعلم ان الله علی کل شیء قدیر - بقره 106
هر آیهای را نسخ كنيم، و يا نسخ آن را به تاخير اندازيم، بهتر از آن، يا همانند آن را مىآوريم. آيا نمىدانستى كه خداوند بر هر چيز توانا است؟! (106)
این جمله ممکن است از زبان مثل منی، یک عبارت غالیانه و مداحانه تلقی گردد، ولی از آیت الله جوادی آملی مفسر کبیر قرآن و تالی تلو علامه طباطبایی، نمیتوان انتظار سخن هزل داشت. او میداند این «آیه» چیست و مصداق «آیه» چیست و «آیه ناسخ و آیه منسوخ» چیست و کیست.
انشاء الله از این پس سخنان حکیمانه خامنهای را جدا و به شما تقدیم میکنم. حکمتهایی را که حتی یهود هم اگر بهکار گیرد، میتواند بر دنیا سوار شود.
یافتهها و دیدگاههای حمید بزم شاهی اصفهانی