استفتاء التزام عملی به ولایت فقیه
مطالب خوب و بد زیادی در باره این فتوا در روزهای اخیر منتشر شده و میشود. آن که رهبری برای بحث التزام عملی کف تعیین کردهاند، کاری حکیمانه و بدیع بود.
«ولایت فقیه به معناى حاكمیت مجتهد جامعالشرایط در عصر غیبت است و شعبهاى است از ولایت ائمه اطهار (علیهم السلام) كه همان ولایت رسول الله (صلىالله علیه وآله) مىباشد و همین كه از دستورات حكومتى ولى امر مسلمین اطاعت كنید نشانگر التزام كامل به آن است.»
دستورات حکومتی چیست؟
الف) احکام عبادی
مثل حکم به حلول ماه شوال، در این صورت آن روز عید فطر امت اسلامی شناخته شده و تعطیل رسمی محسوب میشود. چنانچه مراجع تقلید اطاعت از احکام حکومتی را واجب بدانند، بر آنان و مقلدانشان نیزافطار واجب میشود.
ب) ابلاغیههای رسمی
مثل ابلاغ سند چشمانداز یا سیاستهای کلی نظام؛ اینها اگر چه در مجمع تشخیص بحث و گفتگو شده و تدوین میشوند ولی پس از تصویب و ابلاغ رهبری حکم حکومتی محسوب میشود. بنابراین اگر کسی این سیاستهای کلی را قبول نداشت و یا عملاً در اجرای آن اقدامی نکرد ملتزم به ولایت فقیه نیست.
ج) تأیید مصوبات
مثل تأیید مصوبات شورای عالی امنیت ملی که طبق قانون باید به تصویب معظم له برسد و ایشان دو نماینده در آن شورا دارند. تصمیمات این شورا که ابلاغ میشوند حکم حکومتی محسوب میشود ولو محرمانه باشد. بنابراین تبعیت نکردن از احکام شورای عالی امنیت ملی، برای کسانی که میدانند این حکم از طریق قانونی صادر شده خروج از التزام به ولایت فقیه است.
د) احکام حکومتی خاص
مثل حکم خارج کردن لوایح دوقلوی خاتمی از دستورکار مجلس، یا حکم برکناری مشایی از دولت، البته اینها معروفترین احکام حکومتی هستند با این حال درکنار سایر احکام هستند.
ه) احکام انتصاب و عزل
مثل نصب رییس قوه قضاییه، فقهای شورای نگهبان یا تنفیض رییس جمهور. بنابراین اگر کسی منصوبین رهبری را قبول نداشته باشد و به آنان تمکین نکند، ملتزم به ولایت فقیه نیست.
چند نکته:
1- حکمت خامنهای اینجا معلوم میشود که در دو خط فتوا، مسئلهای را حل میکند که پیچیدگی آن فهمش را برای بسیاری از بزرگان امت اسلامی سخت و نامفهوم کرده بود. بخاطر بیاورید، عید فطر سال گذشته را یا اختلافات شدید بین حزباللهیها بر سر این موضوع.
2- با این وصف میتوان قضاوت صحیحی درباره التزام افراد به ولایت فقیه داشت. کروبی در مجلس ششم یک فرد ملتزم به ولایت فقیه بود زیرا همه احکام حکومتی رهبری را حتی با وجود هزینههای زیادی برای خودش، انجام داد ولی اکنون به خاطر به رسمیت نشناختن رییس جمهوری که تنفیذ رهبری را دارد و فقهای شورای نگهبان که منصوب رهبری هستند دیگر التزام ندارد. همچنین حسن روحانی شخصیتی است که به خوبی از خود یک شخصیت ملتزم به ولایت فقیه را نشان داده است. زیرا علیرغم تقابل نظری و مواضعسیاسیاش با رهبری هنوز رفتاری مغایر احکام حکومتی از خود بروز نداده است.
3- این که گفته شده است، اطاعت از دستورات حکومتی خود الزاماتی دارد. مثلاً گفته میشود کسی که ویروس HIV ندارد ایدز نمیگیرد. این جمله درست است، اما الزام آلوده نشدن به HIV این است که فرد رفتارهای پرخطری نداشته و تماس خونی با فرد آلوده نداشته باشد. بنابراین اگر کسی التزام عملی مطابق تعریف فوق داشته باشد ولی رفتارهای پرخطری اعم از تقابل نظری و فکری با رهبری داشته باشد، میتوان پیشبینی کرد که در آینده دور یا نزدیک به این مشکل دچار خواهد شد. مثال این وضعیت جناب کروبی است. اگر چه اطاعت از ولایت فقیه را داشت ولی چون از ابتدا با رهبری و شورای نگهبان مشکل نظری و تئوریک داشت، به مرور زاویه زیاد شد تا به خروج از دایره نظام منتهی شد.
4- برای درک احکام حکومتی باید دانست که احکام حکومتی رهبری در خط فقاهت علوی و جعفری نهفته است. این خط را اگر کسی بخواهد بشناسد نمیتواند بیانات رهبری، پیامها، مواضع و سایر علائم صادر شده از ایشان را نادیده بگیرد و صرفاً منتظر صدور احکام حکومتی باشد. احکام حکومتی عنداللزوم صادر میشود و کسی که آمادگی قبلی برای آن نداشته باشد کاری را میکند که احمدینژاد درباره مسئله مشایی کرد.
5- از آنجا که این یک فتوای فقهی است، ممکن است فتوای برخی مراجع تقلید دیگر، با آن متفاوت باشد. در این صورت مقلدان آن مرجع تقلید در صورت تخطی از احکام فوق، چنانچه توسط مرجع تقلیدشان مجاز شمرده شده باشد، مرتکب حرام و گناهی نشدهاند، اما سیستم حکومت اسلامی ناچار باید از احکام یک فقیه و آن هم ولی فقیه پیروی نماید. بنابراین شورای نگهبان در بررسی صلاحیت التزام عملی به ولایت فقیه نمیتواند بر اساس سایر احکام فقهی مغایر با احکام ولی فقیه -خواه مرجع تقلید خواه خود فقهای شورای نگهبان- عمل کند.
دو سوال برادرم مصطفی را هم اینجا جواب میدهم:
6- حکم حکومتی الزاماً کتبی نیست چرا که در فقه، اصل با قول است. مثل صیغههای (شهادتین، نکاح، بیع و ...) وجود دارد. همینطور اگر مجتهدی حکمی را به زبان آورده و انشاء کرد، به منزله صدور حکم است ولی سنت مراجع اینگونه نبوده است که احکام را فقط زبانی بگویند بلکه کتبی میکردهاند و صورت کتبی در حکم قول است. بنابراین اگر دفتر مرجع تقلیدی حکمی را که فقیه انشاء کرده نوشته و ابلاغ کرد همانگونه خواهد بود. همانطور که ذکر شد به علت دفع مفسدههای احتمالی اعم از انکار یا تحریف حکم توسط دیگران و همچنین مزایای مهم دیگر از جمله ثبت در تاریخ و سرعت انتشار آن، مرسوم آن بوده که احکام به صورت کتبی صادر میشده است و اکنون نیز همینگونه است.
7- آیا احکام محرمانه وجود دارد یا نه؟ منعی برای صدور احکام محرمانه وجود ندارد لکن رهبری نیز همانند سلف صالح خود از صدور احکام محرمانه خودداری نمودهاند و این را تصریح هم کردهاند. در یک دوره زمانی چند سال پیش دستخطی جعلی از رهبری مبنی بر اعدام کسی منتشر کردند، فکر کنم همان زمان بود که رهبری گفتند که احکام اینچنینی را محرمانه صادر نمیکنند و اگر لازم باشد مثل حکم سلمان رشدی کاملاً صریح و عیان صادر میکنند.
یافتهها و دیدگاههای حمید بزم شاهی اصفهانی