مدیریت ادراکانسان‌ها بر اساس شاکله خود عمل می‌کنند(1). شاکله را می‌توانیم سیستمی غیرفیزیکی و درونی بدانیم که با اتکاء به دانش‌های قبلی و فرایندهای پیچیده روانی و شخصیتی بر روی ورودی‌ها اثر گذاشته و خروجی‌های رفتاری را می‌سازد.

ورودی‌های این سیستم اطلاعات و اخباری هستند که از راه ادراک انسان وارد سیستم می‌شود. ادراک آن چیزی است که ما از مشاهده، شنیدن، لمس کردن، بوکردن و چشیدن می‌فهمیم. بدیهی است که فهم‌ها از وقایع متفاوت است. اجتماعات را می‌توانیم از این منظر تعریف کنیم. مجموعه سیستم‌های درونی افراد که در باره موضوعات «فهم مشترک» یا لااقل «تا حدودی فهم مشترک» دارند. افرادی که به هم نزدیکند خیلی شبیه هم درک می‌کنند. اما خروجی سیستم عمل فرد است. عمل را می‌توانیم کنش‌های بیرونی انسان بدانیم مثل گفتار، نوشتار و رفتار. این خروجی‌ها دستوراتی است که بر اثر پردازش ادراکات توسط شاکله رخ می‌دهد.

اگر در یک عرصه منازعه شما بتوانید سیستم درونی حریف‌تان را خوب شناسایی کنید، خواهید توانست رفتار او را نیز پیش‌بینی کنید. یعنی ورودی‌های مختلف به او بدهید و نتایج قابل توقع از او دریافت کنید. این رفتار کاملاً قابل شبیه‌سازی است. بیاد بیاورید خاطرات مستر همفر را که در بازگشت به انگلیس چطور افراد شبیه‌سازی شده شیخ احمد و شیخ شیعیان و ... را در وزارت مستعمرات ملاقات کرد و سوالات از پیش تعیین‌نشده‌ای را از آنان پرسید و همان پاسخ‌های واقعی را دریافت کرد! قضیه قدیمی‌ترش، قرآن‌های بر سر نیزه  در جنگ صفین است که بر ادراک لشگریان امام علی (ع) اثر گذاشت چون عمروعاص مدل ادراکی کوفیان را کاملاً می‌شناخت.

حال اگر شما بتوانید با شناختی که از سیستم درونی (شاکله) فردی -مثل فرمانده عملیات نظامی- به گونه‌ای ورودی‌های ادراکی او را کنترل کنید که در حقیقت ادراک او را در دست بگیرید به این «مدیریت ادراک» می‌گوییم. مدیریت ادراک را  این‌گونه تعریف کرده‌اند: اقداماتی که برای رساندن یا منع اطلاعات و معیارهایی به مخاطبان خارجی برای نفوذ در احساسات، انگیزه‌ها و استدلالات عینی و همچنین به سیستم‌های اطلاعاتی و رهبران در تمام سطوح استدلالات رسمی که در نهایت منجر به رفتارهای خارجی و اقدامات رسمی مطلوب اهداف سازنده است. به عبارت دیگر مدیریت ادراک ترکیبی از طرح‌ریزی، عملیات امنیتی، پوشش و فریب و عملیات روانی است. 

خوب مسئله تقریباً روشن است. کافی است شما بتوانید دشمن را از نظر روانی، شناختی و ادراکی شناسایی کنید، آن‌گاه مدل ادراکی او را استخراج و تحلیل کنید. از این پس هر رفتاری را که از او توقع دارید، مطابق آن ورودی می‌دهید و منتظر بروز خروجی می‌نشینید. آیا این عرصه جنگ بسیار موثرتر و کم‌خطرتر و کم‌هزینه‌تر نیست؟ بسیار علمی و فناورانه است ولی در عوض هزینه‌های سنگین یک جنگ نظامی را ندارد و بسیار مقرون به‌صرفه‌تر است.

مصداق‌هایش را خودتان تصور کنید. من فقط یک جمله از رهبری می‌آورم:

اينهائى كه عامل فتنه بودند - توى خيابان، يا بعضى از سخنگويانشان - اغلب ندانسته وارد اين ميدان شده بودند؛ اما دستهائى اينها را هدايت ميكرد، نميفهميدند. حالا اين كه چطور بعضى‌ها وارد اين ميدان شدند، چطور ندانسته به دشمن كمك كردند، خودش تحليلهاى دقيق روانشناختى دارد. (2)

با این شناخت سوالات مهمی را می‌توان طرح کرد و پاسخ‌های مهم‌تری را انتظار داشت:

جایگاه بصیرت در مدل مدیریت ادراک چیست؟

آیا ما نیز یکی از اهداف جنگ ادراک نیستیم؟

از کجا می‌توان فهمید که فردی تحت مدیریت ادراک واقع شده است.

چگونه می‌توان در مقابل مدیریت ادراک پدافند نمود؟


منابع:

1- قل کل یعمل علی شاکلته - سوره اسراء 84

2- بیانات رهبری در جمع دانش‌آموزان در آستانه 13 آبان 1389  

درباره مدیریت ادراک (+، +، +، + و ...)