قبلاً درباره ملکه عدالت و سختی‌های عدل نوشته بودم. متأسفم از این که می‌بینم این مشکل اجتماعی و فرهنگی ما از زمان صدر اسلام تا کنون حل نشده است (که در قسمت 24 سریال مختارنامه هم به وضوح مشاهده می‌شود). مشکل این است که ما نمی‌توانیم بین انتقاد و دشمنی فرق بگذاریم. نمی‌توانیم بین دشمن بیرونی و بی‌بصیرت درونی فرق قایل شویم. بین انتقاد و لجن‌مال کردن تفاوت بگذاریم. در فیلم مختار همین که حکومت تشکیل می‌شود مسایل جدید شروع می‌شود. فرق بین انتقام از دشمنان با هرج و مرج و خودسری شناخته نمی‌شود. چرا ما نمی‌توانیم به‌گونه‌ای منطقی و عادلانه با دشمنان و مخالفان رفتار کنیم؟

به قول بهلول که به جوان خام گفت: «گل تو خوب سرشته شده است ولی به اندازه کافی لگد نخورده است!»

به نظر من کارهایی که باعث آزردگی رهبری شده، خود بزرگ‌ترین کمک به فتنه‌گران و فتنه‌جویان از جمله خود فائزه هاشمی و همه عوامل و اصحاب فتنه است. امروز خاندان مسئله‌دار هاشمی و سایر خاندان‌های اقتصادی، سیاسی و فکری فاسد توانسته‌اند با کمک چند واقعه زنجیره‌ای در افکار عمومی خود را مظلوم جابزنند و همه مسایل و مشکلاتی را که برای نظام اسلامی به بار آورده‌اند در پشت غبار فتنه مخفی نمایند. چرا باید ما به آنان چنین اجازه‌ای را بدهیم.

بله دلایلی می‌توان آورد از جمله این که اگر فائزه شرارت نمی‌کرد، اگر قوه قضاییه برخورد قاطع می‌کرد، اگر ... اگر... ولی هیچ‌کدام این دلایل برای ارتکاب چنین فضاحتی پذیرفته نیست.

بدتر آن که پس از بیانات حضرت آقا در محکومیت هتک حرمت‌ها در وبلاگ‌ها و ... مشاهده می‌شود کسانی که اسم حزب‌اللهی را یدک می‌کشند و به نام وظیفه این کار را کرده‌اند و به قول آقا مخلص و پاک هم هستند هیچ واکنشی نشان نمی‌دهند. یعنی به نوعی در برابر انگشت اشاره آقا جاخالی می‌دهند! نتیجه این می‌شود که بگوییم که آقا با ما نبود!

در این صورت حضرت آقا با کی بود؟ یا با دشمنان و منافقان بود؛ که باید دانست آقا هرگز با دشمنان و منافقان حرفی ندارند و نصیحت و تذکری نداده‌اند. یا مخاطب دیوار بوده است که این هم توهینی بزرگ به مقام ولایت است.

من در گام اول خودم را مخاطب سخن آقا قرار می‌دهم و از هر آن چه توهین و بداخلاقی و هتک حرمت صاحبان حرمت بوده است توبه می‌کنم. ولی به طور مشخص از هم‌سنگر عزیزم، داداش بچه بسیجی‌ها حسین قدیانی که از توهین به فائزه هاشمی دفاع کرد و خود نیز بر آن افزود، توقع داشته و دارم که هر چه سریع‌تر خود را مخاطب سخنان آقا قرار دهد و بداند که در راه ولایت ماندن نه به شماره بازدیدهای وبلاگ است بلکه به شجاعت پذیرش حق و حقیقت و عمل عادلانه به تکلیف است.

اگر بسیجی‌ها خود را مخاطب تذکرات آقا قرار ندهند جفای بزرگ به مقام ولایت کرده‌اند و همان ظلمی را درباره آقا مرتکب شده‌اند که معتقدند هاشمی مرتکب شده است.